اماواگرهای کاهش ارزش پول ملی
کد خبر : ۱۰۱۳۹۷
مهدی تقوی
روز گذشته بعضی از نمایندگان مجلس درباره تمایل دولت برای کاهش ارزش پول ملی اظهارنظر و دولت را متهم به کاهش ارزش پول ملی برای تسویه بدهیهای دولتی کرد. این نمایندگان کمیسیونهای اقتصادی بر این عقیدهاند که روح حاکم بر بند «ب» ماده26 قانون پولی و بانکی، این نیست که کاهش ارزش پول ملی را به معنای سودآوری بانک مرکزی حساب کرد.
طرفداران این نظریه معتقدند در این صورت هر دولتی به بانک مرکزی بدهکار شد، میتواند با کاهش ارزش پول ملی، بدهیهای خود را جبران کند. براساس طرح مجلس تفاوت و ارزش داراییها محاسبه شده و مبنای تبدیل دلار به ریال است، اما این بهعنوان سود قابل توزیع برای تهاتر بدهی دولت و سایر موارد نیست، اما نرخی که دولت مبنا قرار داده است، میگوید نرخ قانونی باید مبنا قرار گیرد، اما در سال 91 نرخ قانونی 1226 تومان بود و تنها نرخ مبادلهای در مرکز مبادلات ارزی ارائه میشد؛ نرخ مبادلهای مبنای نرخ ارز در سال 91 نبود و این اولین شبهه قانونی است.
در پاسخ به این شبهات باید گفت ممکن است تئوری توطئه دولت هم در بعضی موارد درست باشد ولی باید به این نکته توجه داشت که در ایران افزایش نرخ تورم و نقدینگی به کاهش ارزش پول ملی منجر شده است.
در اقتصاد دو نظریه وجود دارد: 1- برابری قدرت خرید 2- نظریه پولی. براساس نظریه اول هر وقت در اقتصاد یک کشور قیمتها بالا میرود و تورم افزایش پیدا میکند، این رشد تورم باعث کاهش ارزش پول ملی در آن کشور میشود. نظریه دوم که همان نظریه پولی است، میگوید: اگر در اقتصاد یک کشور حجم چاپ پول و اسکناس بالا رود، این پول زیاد که همان افزایش نقدینگی گفته میشود به کاهش ارزش پول ملی آن کشور منجر میشود. براساس این دو نظریه هم تورم و هم نقدینگی در ماهها و سالهای اخیر در ایران افزایش چشمگیری پیدا کردهاند و باعث کاهش ارزش پول ملی شدهاند. پس نتیجه میگیریم که این دو عامل از دلایل کاهش ارزش پول ملی هستند و این نظریه که دولت خودش ارزش پول ملی را پایین آورده تا بدهیهایش را پرداخت و تسویه کند نمیتواند درست باشد. در کنار تورم و نقدینگی که آنها را عوامل داخلی کاهش ارزش پول ملی مینامیم، عامل دیگری هم وجود دارد که میتواند عامل کاهش ارزش پول ملی به حساب آید و آن کاهش ارزش پول ملی در مقایسه با ارزش سایر پولهای خارجی است.
در این بخش تحریمهای بینالمللی نقشآفرین و عامل کاهش ارزش پول ملی در مقایسه با ارزش پولهای خارجی است. بر این اساس در شرایطی که تقاضای داخلی برای پولهای خارجی بالاست، عرضه این پولها در داخل کاهش مییابد و سبب میشود قیمت هر دلار از حدود هزار تومان به چهار هزار تومان افزایش یابد.
در ماههای اخیر و با کاهش ارزش پول ملی و بالارفتن قیمت دلار، بحثهای گوناگونی درگرفته است. عدهای معتقدند کاهش ارزش پولی باعث رشد صادرات شده و عدهای عقیدهای عکس دارند و بر این پافشاری میکنند که کاهش ارزش پول ملی باعث ضربههای سخت به اقتصاد ایران شده است. جدا از مباحث تئوریک، دو روش ساده برای تعیین ارزش پول ملی وجود دارد؛ یکی تخمین نوسانات پول ملی کشور در مقایسه با سبد ارزی شامل دلار آمریکا، یورو و ین ژاپن در یک بازه زمانی مشخص است. روش دیگر هم قدرت خرید پول ملی در بازارهای جهانی است. هرچند مردم کوچه و بازار بیش از هرکس دیگری درک میکنند که تا چه اندازه پول ملیشان ارزش دارد. بهترین راه برای تشخیص ارزش پول ملی، توان قدرت خرید است؛
برای مثال یک ایرانی در سال گذشته همین موقع با هزار تومان چند واحد کالا میتوانست بخرد و امروز چقدر میتواند. زمانی دلار حدود چهار تومان بود و رییس وقت بانک ملی که مسئولیتی شبیه بانک مرکزی امروز را بر عهده داشت در تصمیمی بحثبرانگیز آن را به حدود هفتتومان رساند. آن سالها بسیاری بر او خرده گرفتند که پول ملی کشورمان را بیارزش کرده است. اتفاقی که میبینیم در دولت آقای احمدینژاد به شکل بیسابقهای تکرار شد و دلار زیر هزار تومان به حدود چهارهزار تومان در مدت زمان هشتسال رسید.
حتی اگر سال 91 را ملاک قرار دهیم باز هم پول ملی کشورمان ظرف یک سال، نیمی از ارزش خود را از دست داد. اینجا این سوال مطرح میشود که اگر بالابودن ارزش پول ملی تا این اندازه در اقتصاد کشورها موثر است، چرا کشورهایی نظیر چین به شکل مصنوعی آن را پایین نگاه میدارند. در پاسخ باید گفت که دلیلش در مزیت صادراتی کشورهایی نظیر چین است. چین با این اقدام، محصول نهایی خود را در بازار جهانی با قیمتی پایینتر عرضه میکند و قدرت رقابت را از کشورهای دیگر میگیرد، اما ما جز نفت مزیت صادراتی چندانی نداریم که آن هم قیمتش به صورت جهانی تعیین میشود؛ به همین دلیل کاهش ارزش پول ملی چندان به کار ما نیامد. در کشور چین نیروی کار ارزان وجود دارد و با پایین نگه داشتن یوان میتوانند قیمت تمامشده کالاهای صادراتی خود را تا اندازه بسیاری پایین نگه دارند و امکان رقابت را از کشورهای دیگر بگیرند.
هرچند این رفتار باعث اعتراض کشورهای دیگر شده و بارها از چین خواستهاند تا یوان را به قیمت واقعی خود برساند. برای تعیین چگونگی بالا یا پایینرفتن ارزش پول ملی یک کشور میتوان از مقایسه سبد سهامی متشکل از دلار، یورو و ین استفاده کرد و تا حد بسیاری ارزش یک ارز را مشخص کرد؛ زیرا 60درصد مبادلات جهانی با دلار آمریکا انجام میشود. 25 تا 30درصد با یورو است و پنج تا 10درصد هم ین ژاپن بهخصوص در منطقه شرق آسیا، مورد معامله قرار میگیرد و تمام ارزهای دیگر جهان ذیل این سه پول عمده قرار میگیرند.
ارسال نظر