جمعه ۱۸ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۱۰

دنده عقب بوق های محمود ساخته

کد خبر : ۱۰۲۹۷۱
این روزها بازار لابی برای وزرای جدید داغ است و همراهان و مخالفان وزرا در تلاش برای تغییر ترکیب رای های سفید و کبود، و البته رفتار خاص برخی از این همراهان و همراهی برخی نمایندگان با برخی از آن رفتارهای خاص، داد عده ای دیگر را درآورده است که تصمیم گیری عجولانه مبتنی بر زد و بند - له یا علیه وزرا - نه اخلاقی است و نه عاقبت خوبی خواهد داشت، که همراهی و مخالفت با دولت جدید آدابی دارد و شرط همراهی زر نیست و شرط نقد، خنجر. هرچند برخی ناظران سیاسی، واگذاری تعدادی از مناصب کلیدی کابینه به "راست" در کابینه جدید را شاه کلید عبور به سلامت اکثر قریب به اتفاق اعضای دولت از خوان مجلس می دانند و نشان "زرنگی" رییس جمهور کلید به دست، که به اعتقاد این عده، وزن امتیازات داده شده به اکثریت مجلس آن قدر زیاد است که بعید است به رغم انتقادات حق و ناحق و سر و صداهای محتمل، کسی از کابینه در ایستگاه بهارستان جا بماند. 
 
و در این میان، ظاهرا عادت ناپسند توسل به تحذیر از "نشنیدن پیام رای مردم" بار دیگر در حال تکرار شدن است. پیام مردم در 2 خرداد را نشندیده اید؟ پیام مردم در 3 تیر را نشنیده اید؟ و اینک ظاهرا، پیام انتخابات 92 را نشنیده اید؟ و جالب این جاست که این گونه تحذیر دادن ها نه از طرف همراهان دیرین رییس جمهور که عمدتا از جناب افرادی شنیده می شوند که بعد از پیروزی در حال پیوستن به جبهه پیروزند. چنگ زدند به این گونه استدلالات که قبلا در دوره خاتمی و به ویژه احمدی به ابزاری برای منکوب کردن مجلس تبدیل شد و در نهایت ثمر خوبی نداد، اگر این بار نیز با استقبال دولتی ها مواجه شود ممکن است اثرات منفی بیشتری نسبت به گذشته داشته باشد، خاصه آن که فاصله یک درصدی نامزد برنده از حد نصاب، موقعیت وی را در صورت در پیش گرفتن رفتار دفعی با مشکل مواجه خواهد کرد. و البته روحانی نشان داده است که مرد همراهی و جذب است تا دفع. 
 
در عرصه رسانه نیز در حالیکه هنوز چند روزی از خداحافظی محمود احمدی نژاد از پاستور نگذشته، برخی روزنامه های محمودساخته ی نه چندان دولتی دنده عقب گرفته اند و برای عقب نماندن از خیل دوستان و دوست نمایان روحانی، به تعریف و تمجید، ولو نصفه و نیمه، از دولت و دولتمردان جدید روی آورده اند و با مصاحبه با گزینه های اعلام شده روحانی به مجلس و نمایندگان حامی آنها در تلاشند در فرستادن وزرا به وزارتخانه ها سهیم باشند، که شاید بعدها بتوانند سهم خود را طلب کنند. اما در کنار این چرخش رسانه ای، رفتار خشن مخالفان و مدافعان افراطی ریییس جمهور همچنان بدجور در ذوق می زند. اولی کار را بر نقد سخت می کنند و دومی بر همراهی. 
 
بشنوید از رسانه که سفید نمایی بیش از اندازه یا در واقع رفتار دوگانه برخی جراید در قبال رفتارهای غرب بازخورد خوبی حتی در میان اصلاح طلبان نداشته و برخی از روزنامه نگاران در شبکه های اجتماعی نسبت به این رفتار واکنش مثبتی نشان نداده اند. برجسته سازی بیش از اندازه نامه عده ای نمایندگان دموکرات و در مقابل سانسور رای 400 به 20 کنگره در تشدید تحریم ها علیه ایران و سپس برجسته سازی نامه های کامرون و اشتون این گمانه را به ذهن می رساند که نکند منتقدان رسانه های یک سویه خود در مقام عمل یکسویه تر عمل می کنند و به جای عملکرد رسانه ای عملکرد "بوقی" را ترجیح می دهند. 
 
و اما اولین جلسه هیات دولت تشکیل شد، در حالیکه تیم اقتصادی کابینه تکمیل نشده و حکم معاونت برنامه ریزی و رییس بانک مرکزی صادر نشده است و روحانی همچنان در انتخاب میان نوبخت و نیلی وسیف و ... در تردید است. در این اوضاع و احوال، بازخوانی برخی بخش های مصاحبه هفته جاری مرعشی شاید برای آخر هفته جالب باشد:
 
"کسانی که مسوولیت اقتصادی در ستاد اقتصادی در دولت اول آقای خاتمی داشتند؛ چهارنفر بودند. مرحوم نوربخش که رییس‌کل بانک‌مرکزی بودند، از زمان آقای هاشمی هم در این سمت بودند و تثبیت شده بودند. درمقابلِ ایشان، آقای خاتمی، آقای نمازی را به‌عنوان وزیر اقتصاد و دارایی گذاشتند که از نظر فکری در نقطه‌مقابل نوربخش بود. البته آقای نمازی آدم نجیبی بودند و خیلی هم دخالتی در کارها نمی‌کردند ولی به‌هرحال همسو نبودند. ایشان عملا نقش چندانی در ستاد اقتصادی دولت نداشت و عموما تصمیمات توسط آقای نوربخش و همین‌طور آقای نجفی در سازمان برنامه اتخاذ می‌شد. در دولت آقای خاتمی نفرچهارمی هم مداخله می‌کرد و آن آقای طهماسب مظاهری بودند. آقای مظاهری نه اقتصاد خوانده‌اند و نه در دولت خاتمی عنصر هماهنگی بودند. آقای مظاهری ماجراجو هم بودند. به‌این‌خاطر تقریبا دوسالی به اعصاب‌خردی گذشت. 

خود آقای خاتمی هم آن‌موقع هنوز یک دیدگاه روشن اقتصادی نداشت. در دولت دوم آقای خاتمی هم دوباره همین اشتباه شد. در دوسال اول طهماسب مظاهری شد وزیر اقتصاد و آقای ستاری‌فر شد رییس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و آقای نوربخش هم رییس‌کل بانک‌مرکزی باقی ماندند. آقای نوربخش به من زنگ زدند و گفتند به آقای خاتمی بگویم به‌جای من هم یک‌نفر دیگر را تعیین کنند چون من نمی‌توانم با آقای مظاهری و ستاری‌فر هماهنگ باشم. از نظر آقای خاتمی، نوربخش اصالت داشت. آقای خاتمی گفت: من با ستاری‌فر و مظاهری صحبت کرده‌ام و قول گرفته‌ام که با نوربخش هماهنگ باشند. ولی آقای مظاهری تقریبا 40روز بعد از آغاز‌به‌کار دولت دوم خاتمی به‌سوی درگیری با آقای نوربخش حرکت کرد. 

مرحوم نوربخش هم اصفهانی بسیار زرنگی بودند. نوربخش خودش را از صحنه درگیری کنار کشید و درگیری شد میان مظاهری و ستاری‌فر. به‌گونه‌ای که آقای مظاهری اصلا حاضر نبود به آقای ستاری‌فر درباره موجودی خزانه، اطلاعات بدهند. آقای ستاری‌فر در یک دوره‌ای حسابی اعصابش به‌هم‌ ریخته بود. خلاصه کار به‌جایی رسید که آقای خاتمی تصمیم گرفت هم آقای مظاهری و هم آقای ستاری‌فر را از این دو پست برکنار کند". 
 
سوال این است که آیا روحانی دیدگاه اقتصادی روشنی دارد و آیا این "اعصاب خوردی" برای او هم تکرار خواهد شد یا نه.
اشتراک گذاری :
ارسال نظر