تاریخ در انتظار عکسی به یادماندنی
کد خبر : ۱۰۶۶۴۵
فرشید سلیمانی
سفر روحانی به نیویورک تا حدود زیادی یادآور سفر سیدمحمد خاتمی رییسجمهوری سابق کشورمان به نیویورک است. بار دیگر رییسجمهوری میانهرو در آمریکا بر مسند قدرت است و بار دیگر رییسجمهوری در ایران با عبای رنگی اما با عمامهای سفید قصد سفر به سازمان ملل را دارد. با قطعی شدن حضور اوباما در صحن سالن اجلاس برای شنیدن سخنان دکتر روحانی باز هم حدس و گمانههای پررنگی در محافل رسانهای و سیاسی مطرح است که اگر ملاقاتی هم انجام نشود طرفین در اولین گام مصافحه خواهند کرد. یکبار دیگر فرصتی برای عکاسان خبری فراهم شده تا عکسی تاریخی به ثبت برسانند، آیا آنها موفق میشوند؟! بدون تردید اجلاس پنجاه و چهارم مجمع عمومی سازمان ملل متحد مهمترین اجلاس این سازمان از بدو تاسیس در سال 1946 بود. در اجلاس سال 2000 که به اجلاس قرن معروف شد بیشتر روسای کشورها در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک حاضر شدند تا راهکارهای خود را برای قرن 21 در عرصههای مختلف مطرح کرده و به اجماع جهانیان برسانند. در آخرین سال حضور بیل کلینتون رییسجمهوری دموکرات آمریکا در مسند قدرت، سیدمحمد خاتمی رییسجمهوری کشورمان نیز همپای دیگر سران کشورها در اجلاس قرن حاضر شد. او که سال قبل پیشنهادش مبنی بر گفتوگوی تمدنها مورد استقبال وسیعی واقع شده بود برنامه متراکمی در اجلاس پنجاه و سوم داشت. پیشنهاد خاتمی مبنی بر تعیین سال 2001 میلادی به عنوان سال گفتوگوی تمدنها در جهان نشانگر حضور فعال ایران در عرصه دیپلماسی بود و تاثیر بسیار زیادی بر عزت، اقتدار، امنیت و منافع ملی جمهوریاسلامی ایران در آن دوران گذاشت. از ماهها قبل از انجام سفر حدس و گمانهایی مبنی بر دیدار با مقامات آمریکایی و شکسته شدن دیوار بیاعتمادی در محافل رسانهای و سیاسی داخل و خارج از کشور مطرح بود. این گمانهزنیها بهویژه پس از اقرار و عذرخواهی «مادلین آلبرایت» وزیر خارجه آمریکا درباره کودتا علیه دولت مصدق پررنگتر شده بود. اگرچه در برنامه کاری سیدمحمد خاتمی قراری برای ملاقات با سران میانهرو کاخ سفید مشاهده نمیشد اما آن روزها هم بین اهل فن این موضوع که «در عالم سیاست هیچ چیز غیرممکن نیست!» طرفداران خود را داشت. در نیویورک همه خبرنگاران و عکاسان به دنبال لحظهای بودند که مصافحه سران کشورها را با یکدیگر نشان میداد. آنها میخواستند این گزارش را به دنیا مخابره کنند که رهبران کشورها تصمیم گرفتهاند قرن جدید را با گفتوگو و صلح آغاز کنند. دیدار سران کشورهایی که با یکدیگر در شرایط مخاصمه قرار داشتند جذابیت خاص خود را برای مخاطبان داشت و بهترین موقعیت برای آنها برنامهای بود که سازمان ملل تدارک دید.
قرار بود که در این اجلاس بینظیر -از حیث حضور بیشترین هیات عالیرتبه در تاریخ این سازمان - عکسی با حضور همه آنها انداخته شود. برنامهریزان این رخداد و سیاستمداران آمریکایی ترتیبی داده بودند که در هنگام عبور سران بعضی کشورها از جمله ایران و کوبا به سمت محل عکس دستهجمعی شرایطی فراهم شود تا امکان مصافحه آنها با کلینتون فراهم شود.
«فیدل کاسترو» رییسجمهوری آن سالهای کوبا که پس از پیوستنش به اردوگاه شرق بیش از چهار دهه در شرایط مخاصمه با کشور همسایهاش آمریکا به سر میبرد، وارد راهرویی شد که مکان نشست مجمع عمومی را به محل تعیینشده برای گرفتن عکس دستهجمعی متصل میکرد. درست در جایی که همه عکاسان از قبل منتظرش بودند بیل کلینتون با چهرهای متبسم روبهروی او ظاهر شد و دست خود را به سمت کاسترو دراز کرد. چریک پیر به آرامی دست او را فشرد و با دادن پاسخی کوتاه به احوالپرسی رییسجمهوری جوان آمریکا به راه خود به محل عکس دستهجمعی ادامه داد. وقتی بعدها مخالفان درباره مصافحه او با رییسجمهوری آمریکا با وجود سالها دشمنی و ضررهایی که واشنگتن به منافع ملی کشورش وارد کرده پرسیدند، گفت او تنها اخلاق انسانی را پاس داشته و این موضوع به هیچوجه از نقاط اختلافش با دولتمردان آمریکا نکاسته است.
اصحاب رسانه خرسند از به ثبت رساندن چنین تصویری منتظر اتفاق دوم بودند. در آن سو سیدمحمد خاتمی از محل استقرار خود در هتل به مقر سازمان ملل متحد آمده بود و به آرامی به سمت راهرویی میرفت که او را به محل عکس انداختن سران میرساند. مطابق دستورالعمل هیچیک از همراهان رییسجمهوری حق ورود به محل عکس هزاره را نداشتند اما قبل از اینکه محمد خاتمی با عبای شکلاتیاش پا در راهروی ارتباطی بگذارد توسط دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد در جریان آنچه برایش تدارک دیدهاند قرار میگیرد و او که از پیامها در تهران در صورت رخ دادن این واقعه مطلع است، پا پس میکشد.
در قاب عکس سران در اجلاس 2000 جای رییسجمهوری ایران خالی است؛ عکسی که به عنوان یکی از بینظیرترین و تاریخیترین عکسهای خبری معروف است و در دو صفحه لایی تمام روزنامههای مهم دنیا منتشر شد. آیا در این سفر سوژه یک دهه پیش عکاسان به تصویر کشیده خواهد شد؟ این سوالی است که گویا به جز ایرانیان و آمریکاییها ذهن بسیاری از ساکنان این کره خاکی را به خود مشغول کرده است.
ارسال نظر