این بار چه کسی ممکن است زیر میز مذاکرات بزند؟
کد خبر : ۱۱۰۳۸۷
در میان همه خوشبینیها به موفقیت دور آتی مذاکرات هستهای در ژنو، سابقه بیش از ده سال مذاکرات بین ایران و غرب تأییدکننده این احتمال است که حتی این بار نیز نمیتوان به مسیر منطقی برای غرب و بعد از آن، اجرایی شدن توافق اطمینان قطعی داشت.
به گزارش «تابناک»، برای آنهایی که تاریخ تقریبا ده ساله مذاکرات هستهای ایران و غرب را دنبال کردهاند، شاید چهار دوره زمانی مشخص بیشتر سبب احساس بیاعتمادی به غرب شده است.
رفتار کشورهای اروپایی و فراتر از آن دولت بوش که حتی توافق اولیه بین اروپاییها و ایران را نپذیرفت، همچنان مانند تجربهای است که این احتمال را زنده نگاه میدارد که بار دیگر همه چیز به مانع برخورد کند.
در دوره زمانی دوم یعنی از رسیدن باراک اوباما به ریاست جمهوری در آمریکا تا چند ماه بعد، وعده تغییر رئیس جمهور آمریکا همراه با نامهنگاریهای وی به ایران، امید رسیدن طرفین به توافق را زنده کرد، ولی این مسیر نیز با مواضع اوباما در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ ایران به بنبست رسید.
یک سال بعد، مقامات ارشد برزیل و ترکیه به ایران آمدند و به بیانیهای با تهران رسیدند که پیش از آن اوباما وعده داده بود از آن حمایت خواهد کرد. این بار نیز اوباما پای قول پیشین خود نایستاد.
آخرین بار نیز در اواسط آبان ماه جاری و در جریان آخرین دور مذاکرات ژنو، ایران و طرف مقابل تا آستانه توافق رفتند ولی این بار فرانسه مانع نهایی شدن این توافق موقت شد تا ثابت شود که نگرانی چند ماهه اخیر مقامات ایرانی از اروپا که بارها بر زبان آنها نیز جاری شده بود، نگرانی واقعی بوده است.
با این پیشینه، ذهنی از اتفاقاتی که از دید عامه مردم غیرقابل پیشبینی بوده است، اکنون ۵+۱ در حالی به سوی دور جدید مذاکرات در ژنو میروند که بیش از هر زمانی در سالهای اخیر، از توافق و تفاهم سخن گفته میشود.
ولی این بار چه کسی زیر میز خواهد زد؟
واقعیت این است که حتی با فرض توافق موقت ایران و ۵+۱ در روزهای آتی، رسیدن به توافق نهایی و اجرایی کردن آن روندی است که در هر زمانی ممکن است به مانع و بنبست برخورد کند.
نخست باید به این مسأله توجه کرد که به سختی میتوان باور کرد که آمریکا تاکنون به دنبال حل شدن مسأله هستهای ایران بوده باشد. شاید اکنون به دلایلی آمریکاییها به توافق با ایران متمایل شده باشند، ولی پیش از این دیوار بسیار بلند بیاعتمادی بین ایران و آمریکا از سویی و امید آمریکا به تأثیرات مخرب و هر چه طولانیتر فشارهای تحمیل شده بر ایران، انگیزه چندانی برای توافق غرب با ایران باقی نمیگذاشت.
مقامات صهیونیست اکنون اصلیترین حامی این طرز فکر هستند. همان گونه که در سخنرانی اخیر سید حسن نصرالله نیز به آن اشاره شد، جایگزین توافق ایران و غرب گزینه جنگ خواهد بود و اسرائیل به خیال خود قصد دارد هزینه این جنگ را به ایران و غرب تحمیل کند. آنها نمیتوانند باور کنند که با حل شدن این مسأله، ضمن حل شدن یک بحران بیدلیل انرژی ایرانیها برای رسیدن به امور مهم دیگر آزاد شود.
ده سال پیش از این و پیش از این که آمریکا به عراق حمله کند، مقامات اسرائیلی در گوش امریکاییها زمزمه میکردند که «مردان واقعی به سراغ جنگ با ایران میروند و نه جنگ با رژیم درمانده صدام». اسرائیلیها شاید برای آخرین بار این شانس را داشته باشند که با به شکست رساندن مسیر بین ایران و آمریکا، راه را بر گزینه جایگزین از دید نصرالله یعنی جنگ باز کنند.
در میان دیگر اعضای ۵+۱ و با توجه به محتوای آخرین مذاکرات، ظاهرا اکنون تنها سوسیالیستهای فرانسوی هستند که اسرائیلیها شاید بتوانند در غیاب آمریکا به آنها برای بر هم زدن توافق امید ببندند؛ به ویژه که اولاند و وزیر خارجهاش روز یکشنبه به سرزمینهای اشغالی خواهند رفت.
حتی اگر فرض شود که پس از چانهزنیهای این هفته در ژنو سرانجام هفت کشور حاضر در روند مذاکرات به توافقی موقت دست یابند، آنگاه شش ماه مذاکره سخت آغاز خواهد شد که سرنوشت خطوط قرمز تعیین شده از سوی کشورها و نیز میزان احترام طرف مقابل به حقوق ایران را تعیین خواهد کرد.
هر چند این شش ماه هنوز آغاز نشده، از هم اکنون هم میتوان پیشبینی کرد که مسائلی چون نهایی شدن برداشتن همه تحریمهای ایران، سطح و میزان غنیسازی در ایران، رژیم شفافیت مورد نظر درباره برنامه هستهای ایران هر یک میتواند به معضلی بزرگ تبدیل شود. جالب این خواهد بود که بر چیده شدن همه تحریمهای تحمیلی به ایران، باز هم به توافق همه اعضای دائم شورای امنیت نیاز دارد و این فرصتی برای سنگاندازی بیشتر خواهد بود.
ارسال نظر