زیباکلام: بي پاسخ گذاشتن نامه احمدینژاد به دور از نزاكت است
روزنامههای صبح چهارشنبه پر از خبر و تحلیل و گزارش از دعوت احمدینژاد از روحانی برای مناظره است. احسان تقدسي در تهران امروز در بخش پایانی یادداشتی با عنوان « مناظره خوب است ولي...» نوشته: بحث اين يادداشت مخاطب قراردادن دو رئيسجمهور است؛ يكي خانهنشين و ديگري در معركه اجرايي كشور. نه ذكر ياد و خاطره آنچه در هشت سال گذشته بر كشور رفت دردي را از مردم درمان ميكند و نه به چالش كشيدن رئيسجمهور مستقر آن هم توسط رئيس دولت قبل. نه ذكر سوءمديريتهاي دولت پيش شايسته دولتمردي است و نه تاختن به دولت مستقر.
كلام آخر: آنچه امروز كشور را از بند مشكلاتي كه گريبانگير آن است رها ميكند، تلاشي فراگير براي حل مشكلات است. خواسته امروز مردم شنيدن سخنراني مسئولان محترم نيست؛ راهي عملي براي پايان مشكلات است.
سید مسعودکاظمی نیز در قانون در تحلیل چرایی درخواست احمدینژاد، در مطلبی با عنوان « آن مرد ميخواهد برگردد»، نوشته: کسي نيست كه محمود احمدينژاد را نشناسد. رئيس دولت هاي نهم و دهم شخصيتي محبوب بود، البته براي رسانهها. او در طول 8 سال گذشته همواره در صفحه يك بيشتر رسانههاي داخلي و بعضا خارجي جا خوش كرده بود. نه به واسطه سخنان حكيمانه و راهگشا كه به جهت اظهارنظرهاي عجيب و غريبي كه هم براي ما و هم مخاطب بسيار جذاب بود. علاقه رئيس دولت نهم و دهم به رسانه و مطرح بودن بر كسي پوشيده نبود. تعداد سفرهاي وي به نيويورك و سخنان جنجالي هر روزهاش نشان از ميزان علاقه او به مطرح بودن داشت. اما اكنون معجزه هزاره سوم! چند ماهي است كه در انزوا به سر ميبرد. نه عكس يك روزنامه ها را به خود اختصاص داده و نه روزي چندين سخنراني ميكند. نه مردمي هستند كه از آنان سوال كند از چه ساعتي در انتظار او بوده اند و آيا خسته اند يا نه. محمود احمدينژاد در مناظره هم سوابق درخشاني! دارد. خاطره مناظرات وي در سال 88 با رقبا تا ساليان سال از خاطر مردم پاك نخواهد شد. سيل اتهاماتي كه از سوي او متوجه منتقدان ميشد تا چند دقيقه رقيب را به كماي فكري ميبرد.
اكنون به نظر مي رسد آن مردي كه به زعم وزير خارجه دولت يازدهم «ديگر رفته بود» مي خواهد ثابت كند كه هنوز نرفته است. محمود احمدينژاد ظهر ديروز در نامهاي خطاب به رئيس جمهور از وي دعوت كرده بود براي پاسخگويي به گزارش صد روزه روحاني پاي ميز مناظره روبهروي او بنشيند. اين خود از عجايب روزگار است. احمدينژاد و پاسخگويي؟ باورش سخت است. قطعا رئيس دولتهاي نهم و دهم و ياران و اطرافيانش، پس از پايان دوران پاستورنشيني به فكر بازگشت هستند. اين بازگشت ابزار و لوازم خود را ميطلبد. رسانه، اصل اساسي بازگشت به قدرت و حضور در افكار عمومي است.
صادق زيباكلام نظر خود را در این باره در مطلبی برای روزنامه اعتماد و با عنوان « آقاي احمدي نژاد، خيلي نيازي به مناظره نيست» مکتوب کرده است که در آن آمده: آقاي دكتر احمدي نژاد يقينا در تحرير نامه به آقاي روحاني و تقاضاي مناظره با ايشان به دنبال اهداف و انگيزه هاي مشخصي بوده اند. از يك سو ايشان مي خواهند اين پيام را القا كنند كه آنچه آقاي روحاني به دولت ايشان و عملكرد 8ساله شان نسبت مي دهد حقيقت نداشته و براي اثبات نادرست بودن آن حاضرند با ايشان مناظره كنند. اگر چنانچه آقاي روحاني نپذيرند (كه علي القاعده اين گونه خواهد بود)، در آن صورت آقاي احمدي نژاد پيروزمندانه ادعا خواهند كرد كه «ديديد من درست مي گفتم و حرف هاي روحاني پايه و اساسي نداشت و ايشان حاضر نشدند رو در رو با بنده آن مسائل را مطرح كنند». اگر هم آقاي روحاني بپذيرند كه باز آقاي احمدي نژاد پيروزي ديگري به دست آورده اند. در مقابل آقاي روحاني در تلويزيون ظاهر خواهند شد و يك مانور تحقيقاتي به نفع خودشان به راه مي اندازند. صرف نظر از آنكه آقاي احمدي نژاد در مناظره چه بگويند و آقاي روحاني چه پاسخ دهند، و مردم حق را به كدام يك بدهند، اساسا صرف ظاهر شدن آقاي احمدي نژاد در تلويزيون و به چالش كشيدن دكتر روحاني في النفسه براي ايشان يك پيروزي تبليغاتي بسيار مهم خواهد بود. بنابراين اگر دكتر روحاني پاسخ ندهند، آقاي احمدي نژاد مي توانند دست كم مدعي يك پيروزي اخلاقي شوند: و اگر هم پاسخ بدهند كه آن وقت نور علي نور مي شود و ايشان به يك پيروزي و موفقيت جالب تبليغاتي دست يافته است. بنابراين انگيزه هاي آقاي احمدي نژاد در نگارش نامه تقاضاي مناظره روشن است. مي ماند اينكه پاسخ آقاي روحاني چه مي بايستي باشد؟ قبل از هر چيز بايد گفت كه آقاي روحاني يا دفترشان حتما بايد به اين نامه پاسخ بدهند. بي پاسخ گزاردن آن نامه به دور از نزاكت است. چرا كه مساله احمدي نژاد نيست بلكه مساله شخصيتي است كه به هر حال 8 سال رييس جمهور كشور يا مرد شماره دوم نظام بوده. بي پاسخ گذاشتن آن در حقيقت و به تعبيري بيش از آنكه بي محلي و بي اعتنايي به آقاي احمدي نژاد باشد، بي اعتناي به جايگاه دوم نظام است. اما سوال دشوار آن است كه پاسخ چه مي بايستي باشد؟ در وهله اول بايد گفت كه پاسخ يقينا مي بايستي كاملامحترمانه باشد. اما و در عين محترم بودن بايد بيان كنند كه مجموعه اوضاع و شرايط اقتصادي، سياسي، اجتماعي، جايگاه ايران در عرصه بين المللي، روابط ايران با همسايگانش، وضعيت حقوق شهروندي، بالارفتن خط فقر، حجم شركت ها و واحدهاي توليدي تعطيل شده و... واضح تر و روشن تر از آن است كه اوضاع كشور در 8 سال گذشته به چه صورتي درآمده بوده. خيلي نيازي نيست كه با مناظره در برابر مردم نشان داده شود كه وضعيت كشور در تيرماه كه آقاي دكتر روحاني دولت يازدهم را تشكيل مي دهند چگونه بوده. به علاوه نيازي هم به روشنگري مردم نيست. في الواقع مردم اگر خواهان تداوم دوران آقاي احمدي نژاد مي بودند، يقينا به دكتر جليلي راي مي دادند. اما نفس اينكه آقاي روحاني بيش از 4 برابر جليلي راي آوردند به بهترين شكل نشان دهنده اعتقادات مردم است.