سوز سرما و نیش تحریمها
کد خبر : ۱۱۶۷۳۶
دکتر بهمن آرمان*
در محافل بینالمللی طرح این موضوع که کشوری مانند ایران که دارای دومین ذخایر گاز طبیعی جهان است در فصل سرما با کمبود گاز روبهرو شده، بسیار شگفتآور است. بهویژه آنکه در کشورهایی که دارای ذخایر گاز طبیعی نیستند حتی زمانی که فصل سرما بسیار طولانی و شدیدتر است، چنین اتفاقی روی نمیدهد. حال در مورد اینکه ریشه این مساله در کجا نهفته است، عملا میتوان چنین عنوان کرد که عدم سرمایهگذاری کافی در بخش گاز بهویژه پارس جنوبی که درحال حاضر عملا بهحالت تعطیل درآمده است، این نکته را روشن میسازد که بیتدبیریهای صورتگرفته در طول هشت سال گذشته زمینهای را فراهم ساخته تا حتی از توان تولید گاز طبیعی از منابع بسیار بزرگ خود نیز محروم باشیم.
زمانی بیم آن میرفت که تحریمهای خارجی بر اقتصاد ایران و تنش فزاینده در روابط خارجی همانند سمی در اقتصاد جریان پیدا کند اما عدهای چنین تحریمهایی را کاغذپاره مینامیدند که درنهایت همین تنشهای ایجادشده شرکتهای خارجی را از صنعت گاز ایران خارج کرد و امکان سرمایهگذاری برای آنها فراهم نشد. درحالی که طرح چنین مسائلی کمتوجهی به این نکته بود که صنعت نفت، گاز و پتروشیمی سرمایههایی هستند که پیش از هر چیزی دارای تکنولوژیهای بسیار پیشرفتهاند که عملا حتی در اختیار شرکتهای اروپایی نیز قرار ندارند تا جایی که ناچارند تکنولوژیهای مورد نیاز خود را از کشور آمریکا تامین نمایند.
شاهد مدعا اینکه زمانی ایران برای بهرهبرداری از میدان نفتی بسیار بزرگ آزادگان که در مرز عراق قرار دارد و با این کشور میدانی مشترک تلقی میشود، قراردادی با ژاپنیها به امضا رساند و از آنجا که آنها دارای تکنولوژی تولید تجهیزات و بهرهبرداری از ذخایر نفت نبودند این قرارداد را به شرکت شل واگذار کردند که دارای تجربه چند دهساله در زمینه تولید نفت و دارای تکنولوژی مربوطه بود. عدم این سرمایهگذاریها نهتنها خانوارها را با دشواریهایی روبهرو ساخته، بلکه صنایع را نیز دچار مشکل کرده تا جایی که میزان اختصاص گاز به بعضی صنایع کاهش یافته یا گاز تعدادی از آنها قطع شده است که طبیعتا در ساختار اقتصادی کشور بازتابهای منفی بهدنبال دارد. مسئولانی که در گذشته مسبب بهوجود آمدن فضای کنونی شدند، باید پاسخگوی مردمی که در سرما گرفتار شدهاند، باشند. بههر حال مساله پیشآمده 3 نکته را مطرح میکند که برای ورود به این مقوله ضروری است مقدما توضیحاتی درمورد میزان مصرف گاز طبیعی در ایران ارائه شود؛ برپایه اطلاعات موجود، ایران سومین کشور مصرفکننده گاز طبیعی در جهان میباشد.
آمریکا با مصرف683 تریلیون مترمکعب در رده نخست قرار دارد. در رده دوم روسیه که دارای بزرگترین ذخایر گاز طبیعی جهان است، 414 تریلیون و ایران با 137 تریلیون در رده سوم قرار دارد. البته نکته دیگری که قابل توجه است، میزان مصرف برق در کشور است. بهطوری که بزرگترین مصرفکننده برق در جهان چین و پس از آن آمریکا قرار دارد که هر دو کشورهای صنعتی تلقی میشوند و ایران که کشوری صنعتی نیست، با مصرف 206 تریلیون میلیارد کیلووات ساعت در رده هفدهم جهان قرار دارد. یعنی حتی از مکزیک که کشوری دارای ذخایر نفت و گاز میباشد نیز بیشتر برق مصرف میکند و جالب اینکه ایران زمانی در رده هفدهم قرار گرفته که جزو بیست اقتصاد برتر جهان نیست و به عضویت گروه بیست درنیامده است و بهعبارتی بهعنوان یک اقتصاد نوظهور مطرح نمیباشد.
لازم به یادآوری است که مصرف گاز طبیعی در کشورهای صنعتی عمدتا در بخش تولید است و بهعکس در ایران به علت قیمت پایین گاز طبیعی میزان مصرف خانگی و تجاری و همچنین برق مصرف میشود و جالب اینجاست که مجلس بهجای اینکه قیمت گاز خانگی را افزایش داده و برای سود بردن از مزایای نسبی ما در داشتن ذخایر گاز طبیعی قیمت گاز را برای کارخانههای پتروشیمی و واحدهایی که عمدتا در آنجا بهعنوان ماده اولیه و سوخت مورد استفاده قرار میگیرد، ثابت نگه دارد متاسفانه دست به اقدامی زده که از همین حالا در بورس تهران صحبت از کاهش قیمت سهام شرکتهای پتروشیمی است که از گاز طبیعی بهعنوان ماده اولیه استفاده میکنند که طبعا روی شاخص بورس بازتابهای منفی خواهد داشت. کمبود گاز در ایران عملا متاثر از سه عامل اساسی است: نخست، عدم سرمایهگذاری کافی در بخش تولید گاز طبیعی و عامل دوم، ایجاد شبکههای گاز طبیعی بهصورت لجامگسیخته و بدون برنامه و بدون توجه به تواناییهای تامین منبع اصلی تغذیه این خطوط گاز جدید میباشد. نکته بعدی که بسیار مهم است، اسراف یا مصرف بیش از حد معمول و استاندارد جهانی در رابطه با مصرف گاز طبیعی میباشد که دشواریهای فعلی را بهوجود آورده است.
در اینجا میتوان به این نکته اشاره کرد، درحالی که برای هر نفر، مترمربع مشخصی بهعنوان واحد مسکونی درنظر گرفته میشود در ایران واحدهای مسکونی ما دارای استانداردهای جهانی نیستند و اکثرا بزرگ و گرمکردنشان دشوار است. حال که فاز دوم هدفمندکردن یارانهها در مجلس درحال بررسی است، ضروری است که نمایندگان مجلس به این نکته توجه کنند که دولت بهجای اینکه یارانه به مصرفکنندگان یا اسرافکنندگان گاز طبیعی پرداخت کند، باید قیمت گاز را در حدی قرار دهد که درنهایت بتوان از میزان اسراف در مصرف گاز طبیعی جلوگیری بهعمل آورد. ادامه وضع موجود بهویژه با توجه به تحریمهایی که بر صنعت نفت ایران درحال انجام است، امکانپذیر نمیباشد و درآینده حتی بخش صنعت، معدن و حتی صنایع پتروشیمی ما که خوراک اولیهشان گاز طبیعی است با بحران جدی روبهرو خواهند شد و سرمایهگذاریهای صورتگرفته و آنچه قرار است در آینده انجام شود، با خطر عدم تامین گاز روبهرو خواهد شد.
*اقتصاددان
ارسال نظر