لطفاً آدرس غلط به بازار ندهید!!!
براساس گزارش بورس نیوز، از ابتدای دی ماه تاکنون که قیمت ها شروع به کاهش کرد و به تدریج روند منفی در تالار شیشه ای خانه کرد، کلیه کارشناسان، مدیران شرکت های حقوقی و مسئولان سازمان بورس و حتی بسیاری از رسانه ها دلیل اصلی کاهش قیمت ها و روند منفی را، بحث نرخ خوراک شرکت های پتروشیمی و ایجاد جو منفی به واسطه تبعات آن بیان کردند.
مدیران بورس و شرکت های بورسی در هر مصاحبه ای آنچنان از حاکم شدن فضای منفی بر شرکت های پتروشیمی به عنوان بزرگان بازار خبر دادند که ناخودآگاه همه باور کردند علت اصلی اصلاح قیمت ها، تصویب نرخ خوراک شرکت های پتروشیمی و تبعات آن است.
اما اکنون و با گذشت حدود 2 ماه از آغاز روند منفی در بازار سرمایه به نظر می رسد دلایل عنوان شده برای نزول قیمت ها چندان با واقعیت ماجرا تطابق ندارد.
چراکه چنانچه افت قیمت صنایع به دلیل کاهش قیمت ها در بزرگ صنعت بازار یعنی پتروشیمی ها باشد اکنون باید شاهد کاهش قابل ملاحظه ارزش بازاری صنعت شیمیایی از ابتدای دی ماه تاکنون باشیم.
اما با نیم نگاهی به نمودارهای ذیل در نهایت تعجب نه تنها شاهد کاهش ارزش بازاری آنها نیستیم بلکه انگار افزایش نرخ خوراک شرکت های پتروشیمی موجبات رشد ارزش بازاری این صنعت را فراهم نموده است.
ارزش بازاری صنایع در 92.10.1
ارزش بازاری صنایع در 92.12.10
اینجاست که صدای ویولون مدیران شرکت ها ، مسئولان مربوطه و حتی رسانه ها در دو ماه گذشته اکنون به گوش می رسد!
نکته دردناکی که از بررسی دو نمودار فوق به ذهن می رسد این مطلب بوده که ماه هاست رسانه ها ،مدیران، کارشناسان و مسئولان بورس، به سهامداران آدرس غلط می دهند و از اخبار پیرامون نرخ خوراک شرکت های پتروشیمی به عنوان حربه ای برای توجیه شرایط نابسامان این روزهای بورس استفاده می کنند. در حالی که مقایسه وضعیت شیمیایی با دیگر صنایع نه تنها چنین امری را نشان نمی دهد.
بلکه آنچه از این نمودارها پیداست نشان دهنده این موضوع است که ارزش بازاری دیگر صنایع بورس بیش از گروه پتروشیمی افت کرده به گونه ای که با کم شدن سهم آنها از ارزش بازاری بازار، فضا برای گروه پتروشیمی بیشتر از گذشته شده و نسبت ارزش بازاری آن نسبت به کل بازار حدود یک درصد نیز رشد کرده است.
در برخی از صنایع همچون خودرو و سیمان افت قیمت ها در حدی بوده که سهم آنها در میزان ارزش بازاری به زیر یک درصد نزول کرده است!
در نهایت آنچه به عنوان سوال اصلی مطرح بوده این است که آیا واقعاً افرادی که مدت هاست نرخ خوراک شرکت های پتروشیمی را دلیل اساسی افت قیمت ها می دانند، می توانند توجیه منطقی برای واقعیت عنوان شده از ارزش بازاری صنایع ارایه دهند؟
این چه تعدیل نرخ خوراکی است که بر قیمت سهام شرکت های پتروشیمی اثر ندارد ولی بر سایر صنایع چون بانک، خودرو، سیمان، ساختمان و ... تأثیر دارد. این هم از عجایب بورس تهران است ...
هر کسی از .. قهر میکنه یک شوکی به این مردم وارد میکند بگو اخه .. اگر فکر میکنی که نرخ خوراک گاز پتروشیمی تا حالا کم بوده پس تا حالا که تو همه کاره هم بودی و اطلاع هم داشتی چرا نگفتی .......و اگر تا بحال متوجه نبودی و حالا فهمیدی چرا اینجوری و یکدفعه شوک وارد میکنی به شرکتهای خصوصی و سهامداران که مردم هستند اخه تو که تا حالا مخالف ایجاد تنش و شوک قیمتی بودی اخه تو که خودت با این شرایط این شرکت ها را قیمت گذاری کرده و فروخته بودی
شاید باور نکنین ولی همین جا از عزیزانی که بانی این بورس نیوز و سایت bourse-bbc.ir هستند تشکر میکنم
من توسط این عزیزان به سود رسیدم
و نکته دوم اینکه شاخص تا پایان سال جاری تثبیت خواهد شد و با رقم 80 هزار و حداکثر 82 هزار وارد 93 خواهیم شد.ضمنا سال آینده هم بازار سرمایه جلودار بازار های رقیب خواهد بود .در پایان باز یاد آوری میکنم یا با اصول و قواعد مخصوص بورس ایران پیش برین و یا با کسانی که این علم رو دارن مشورت کنین.سایت بالا یکی ازین عزیزان بود که من یکی همیشه دعا گوی مسولاش هستم.به امید سودآوری همه عزیزان که این مطلب رو خوندن
1. لغو اخراج 14 شرکت به بازار توافقی
2. تعیین نرخ خوراک گاز رقابتی با منطقه (حداکثر 6 سنت)
3. تعیین معقول بهره مالکانه معدنی ها (نهایتا 10%)
حالمان بد نیست غم کم می خوریم /کم که نه! هر روز کم کم میخوریم
آب می خواهم،سرابم می دهند /عشق می ورزم عذابم می دهند
خود نمی دانم کجا رفتم به خواب /از چه بیدارم نکردی آفتاب؟
خنجری بر قلب بیمارم زدند/ بی گناه بودم و دارم زدند
دشنه ای نامرد بر پشتم نشست / از غم نامردمی پشتم شکست
سنگ را بستند و سگ آزاد شد / یک شبه بیداد آمد،داد شد
عشق آخر تیشه زد بر ریشه ام /تیشه زد بر ریشه ی اندیشه ام
عشق اگر اینست مرتد می شوم / خوب اگر اینست من بد می شوم
بس کن ای دل نابسامانی بس است /کافرم دیگر مسلمانی بس است
در میان خلق سردرگم شدم / عاقبت آلوده مردم شدم
بعد از این با بی کسی خومی کنم / هرچه در دل داشتم رو می کنم
نیستم از مردم خنجر بدست / بت پرستم بت پرستم بت پرست
بت پرستم، بت پرستی کار ماست/ چشم مستی تحفه ی بازار ماست
درد می بارد چو لب تر می کنم / طالعم شوم است باور می کنم
من که با دریا تلاطم کرده ام/ راه دریا را چرا گم کرده ام؟
قفل غم بر درب سلولم مزن! / من خودم خوش باورم گولم مزن!
من نمی گویم که با من یار باش/ من نمی گویم مرا غم خوار باش
من نمی گویم؛ دگر گفتن بس است /گفتن اما هیچ نشنفتن بس است
روزگارت باد شیرین ! شاد باش/ دست کم یک شب تو هم فرهاد باش
آه ! در شهر شما یاری نبود/ قصه هایم را خریداری نبود!!!
وای! رسم شهرتان بیداد بود/ شهرتان از خون ما آباد بود
از درو دیوارتان خون می چکد/ خون من، فرهاد، مجنون می چکد
خسته ام از قصه های شومتان / خسته از همدردی مسمومتان
اینهمه خنجر، دل کس خون نشد/ این همه لیلی،کسی مجنون نشد
آسمان خالی شد از فریادتان / بیستون در حسرت فرهادتان
کوه کندن گر نباشد پیشه ام / بویی از فرهاد دارد تیشه ام
عشق از من دورو پایم لنگ بود / قیمتش بسیار و دستم تنگ بود
گرنرفتم هر دو پایم خسته بود / تیشه گر افتاد دستم بسته بود
هیچ کس دست مرا وا کرد؟ نه! / فکر دست تنگ ما را کرد؟ نه!
هیچ کس از حال ما پرسید؟ نه! / هیچ کس اندوه ما را دید؟ نه!
هیچ کس اشکی برای ما نریخت / هر که با ما بود از ما می گریخت
چند روزی هست حالم دیدنیست / حال من از این و آن پرسیدنیست
گاه بر روی زمین زل می زنم /گاه بر حافظ تفأل می زنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت / یک غزل آمد که حالم را گرفت:
« ما زیاران چشم یاری داشتیم / خود غلط بود آنچه می پنداشتیم»
وقتی چشم طمع به همین چندرغازی که بابت یارانه میدهند یعنی اینکه دولت برای جیب تک تک مردم کیسه دوخته.
بزاريد يك قصه تعريف كنم روزگاري بود يك يكسري انسان كه انها فقط فكر درستي داشته اند و به بهشت ميرفتند يك چند صد تا اپارتمان و چند صد هزار سكه داشته اند و بورس هم را قمار مي دانشتند آنها هيچگاه نگفتند در اين همه مدتي كه آنها فقط تو م ج ل س بوده اند چرا وضعيت مردم اينه اونها يكبار هم فكر نكرده اند اگر نيايند و كساني ديگر بيايند شايد وضع از اين بهتر بشه اونها فقط همه را مقصر ميدانشتند مخصوصا مجريه ها را مقصر ميداستند شايد شايد خدا هم مقصر است و نه آنها اگر خدا به اين مملكت جاي نفت و گاز نميدانم چيزه ديگه ميداد و همين مقدار گاز هم كه ما خارج مي كرديم قطري ها خارج مي كردند وشايد....
كلا يك پست براي يك نفر بيشتر از 7-8 سال جواب نميده و بايد در جاي ديگري ازش استفاده كنن و افكار و ادمهاي جديد و مستعد تري جاش بيارن
ببين وقتي صبح از خواب بلند ميشوي و ميبيني دستوري از پتروشيمي ها و سنگ آهني ها به دليل سود زيادشان پول زياد مي گيرند و اعتقادي به قانون رشد و توسعه و شرايط سرمايه گذاري ندارند وقتي ميبيني از نظر آنها صادران كنسانتره يعني فروش مواد خام وقتي نمي بينند همين صادرات ورق فولاد با توجه به 1300 صنعت بعد از آن مي تواند يك نوع خام فروشي باشد ولي نيست و يك بام و دو هوا مي باشد و فقط دنبال منافع خود هستند شما باشي سرمايه گذاري ميكني عدم رعايت قوانين شفاف به سهامدار اجازه سرمايه گذاري نمي دهد
در مملکتی که به یکباره سیاسیون هزینه خوراک ، صنعتی را بیش از چهار برابر می کند ، ریسک سرمایه گذاری در این مملکت بالا می رود .