سیستم فعلی بانکداری ناقص است
کد خبر : ۱۲۱۹۲۲
مجید رضا حریری*
نمایندگان بخش خصوصی، خواسته اصلیشان این است که اقتصاد به سمت اقتصاد آزاد حرکت کند. اگر این اتفاق بیفتد باید نرخ سود بانکی را هم همان روابط اقتصاد شفاف تعیین کند و موضوعی به نام تعیین دستوری نرخ سود بانکی از جانب شورای پول و اقتصاد یا هر ارگان و نهاد دیگری در دولت و یا در بخشهای دیگر، نمیتواند توجیه علمی و منطقی داشته باشد. اما این که بانکداری ما آیا بانکداری رقابتی است یا نه معتقدیم که سیستم فعلی بانکداری، سیستم ناقصی است و در همه جای دنیا، در آن کشورهایی که به عنوان الگوی اقتصاد آزاد تعریف میشوند، موضوع بانکداری تحت کنترل نهادی به نام بانک مرکزی هر کشوری قرار میگیرد و بانکها از فعالیتهای غیر بانکی منع میشوند.
اما آن چه در سیستم بانکی ایران اتفاق میافتد رقابت با تولید و دیگر رشتههای اقتصادی و در نهایت دخالت در فعالیتهای غیربانکی است. به نظر مساله فوق بیشتر باعث نگرانی است تا نرخ سود بانکی. اگر همه چیز به شرایط شفاف برگردد، هیچ اشکالی وجود نخواهد داشت که بانکها هم بتوانند براساس عرضه و تقاضا، نرخ پول و سودشان را محاسبه کنند، اما سیستم فعلی بانکداری ایران حفرههای بسیاری دارد که به اقتصاد لطمه میزند. از منظر عمومی در مملکتی که نرخ تورم پیرامون 30 درصد میگردد، این که نرخ سود پول باید زیر نرخ تورم باشد، به مفهومی است که دارنده سرمایهای به نام پول روز به روز ارزش دارایی اش کاسته میشود.
آن مسالهای که بانکها به چه شکل همان فعالیت را انجام میدهند و نرخ سودی را پرداخت میکنند که زیر نرخ تورم است، به دلیل فعالیتهای غیر بانکی بانکهاست و منابعی که تحت عنوان قرضالحسنه یا ماندههای جاری یا عناوین دیگری در بانکها جمع آوری میشوند، بدون هیچ گونه سودی که به دارنده آن سرمایه تعلق گیرد، در اختیار بانکها قرار میگیرد و بانکها آن را به مردم داده و سود میگیرند. همه به نوعی در این مجموعه حق دارند و دلیل اش هم این است که اقتصاد شفاف و رقابتی نیست. یعنی در پس پرده بانکداری و نرخ سود، برج سازی و رانتهای بیحساب و کتاب است. این امر باعث میشود برای تولید، نرخ تورم بسیار بالا باشد و در مجموع ارزش داراییها در قبال پول نقد را پایین آورد. آنچه اصولا مطرح است، مقدار زیادی نقدینگی سرگردان بوده که باید با نرخ سودی که جذابیت داشته باشد، از بازار جمع شده تا بتوان با تورم مقابله کرد. از سوی دیگر سرمایههایی که در پی اوراق مشارکت میرود، سرمایههایی است که از سمت بانکها یا منابع دیگری که میتواند در اختیار تولید باشد، جمعآوری میشود و به دست دولت میرسد و تولید را با رکود بیشتری مواجه میکند.
تمام این روابط پارادوکسیکال به این برمیگردد که ما در شرایطی کم سابقه و حتی بیسابقه در طول تاریخ هستیم؛ شرایطی که همزمان چنین رکود عمیقی در تولید و اقتصاد و چنین تورم بالایی در کنار هم وجود دارد.
*عضو اتاق بازرگانی ایران
نظرات کاربران
ارسال نظر
نظرات بینندگان
بزرگترین مشکل بانکها مدیریت بی کفایت و بی صلاحیت انهاست و فراتر از آن اعمال نفوذ افراد از ما بهتران در گماردن این افراد بی صلاحیت و به تبع آن تسهیلات تکلیفی و رانت خواری که بلای جامعه ما شده است
این بانک ها مظاهر غرب هستند در اسلام عزیز بانک نداریم چطور این علمای اسلام زیر بار این بانک ها میروند جای سئوال دارد چطور میخواهند حتی مناسبات داخل خانه هم اسلامی باشد اما بدیهی ترین اصول اسلام را نادیده میگیرند