چهارشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۱۱:۵۶

حواس‌ها کجاست؟

کد خبر : ۱۲۳۲۱۱
حامد طبیبی
 
همه‌کار می‌کنند تا به مردم چشم انتظار «تغییر» اعلام کنند: «چیزی عوض نشده است.» این «تاکتیک اجماعی» تندروها از یک ماه پس از انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم تا به امروز است؛ اگر گزاره فوق به‌عنوان امری «قابل پیش‌بینی»، پذیرفته شود آنگاه رسالت منتقدان دوران احمدی‌نژاد و البته دولت برآمده از رای آنان، سنگینی مضاعف می‌یابد. وقتی دستور کار تعریف‌شده در «اتاق فرمان» جریان پرهیاهو، «حرکت مجموعه‌ای» و بهره‌گیری از همه داشته‌ها در بخش‌های مختلفی است که همچنان حضور دارند، پتانسیل کار حرفه‌ای رسانه‌ای و خلاقیت «تشکیلاتی» جوانان و نیروهای کاربلد تحول‌خواه، باطل‌السحر تصورات آنهاست.
اما باید تاسف خورد که تندروها، فقدان شناخت لازم در دولت روحانی برای استفاده از این پتانسیل را به خوبی «فهم» کرده‌اند؛ اینکه بخش اصلی ظرفیت موجود حتی در میان «رسانه‌ای‌ها»ی نزدیک به حسن روحانی -و نه لزوما نیروهای تحول‌خواه و منتقد- در سیاستگذاری رسانه‌ای دولت به کار گرفته نشده است. اما این، همه «گیر» کار نیست که البته در جای خود، عیب بزرگی است و درصورت تداوم نگاه فعلی دولت را با مشکلات جدی‌تری مواجه خواهد کرد. از سوی دیگر، رییس‌جمهور چه در سخنان روز یکشنبه خود در میان استادان دانشگاه و چه در موضع‌گیری معروف خود در دانشگاه شهید بهشتی، خواستار ورود استادان و نخبگان به عرصه پاسخگویی شده بود؛ موضوعی که همان روزها توسط تنی چند از استادان همان دانشگاه پاسخ داده شد.
آنها خواستار تعیین تکلیف روسای دانشگاهی شدند که کارنامه آنان در چهار یا هشت سال گذشته در محدود‌سازی نقش‌آفرینی نهاد دانشگاه، روشن و مبرهن است. هنوز تشکل‌های دانشجویی شناسنامه‌دار که به ویژه در چهارسال گذشته، «نشان» آنها مصادره شده است، تعیین تکلیف نشده‌ و نامه‌هایی که به وزیر علوم دردآشنای دولت یازدهم نوشته شده، به نتیجه ملموسی نرسیده است. در این میان شاید بتوان کم‌کاری نیروهای تحول‌خواه و منتقدان تداوم فضای سیاسی در ساماندهی نشست‌های تخصصی برای تشریح سال‌های گذشته و «روکردن» دست تندروها را به‌عنوان یک آسیب مدنظر قرار داد.
اما تلاش طرف مقابل برای بالا نگه‌داشتن هزینه فعالیت‌های روشنگرانه و ایجاد بی‌رغبتی برای ورود به این حوزه را نیز نباید از نظر دور داشت. آیا دولت حتی در حد مقدورات و اختیارات خود نمی‌تواند - و نباید - راهکاری عاجل و کامل برای این کاستی بیابد؟
در دوران اصلاحات، پای ثابت افزایش سواد تئوریک مردم و آگاهی‌رسانی در مورد عملیات روانی جریان مقابل اصلاحات، چهره‌های سیاسی مورد اعتماد جامعه، تریبون‌های دانشجویی، مطبوعات و استادان و نخبگانی بودند که بر خود فرض می‌دیدند مانع هزینه‌شدن از شخص رییس‌جمهور برای مصاف با تندروها شوند. امری که امروز خلأ آن تا حدودی احساس می‌شود و حسن روحانی ناچار است خود به تنهایی به آوردگاه «پاسخگویی» به تندروها گام بگذارد. اگرچه معدود رسانه‌های مستقل و برخی استادان دانشگاه فعالانه مشغول ایفای رسالت آگاهی‌بخشی بوده و هستند اما این، همه «داشته» ما نیست و ظرفیت پاسخگویی به هجمه پردامنه اما به‌شدت سطحی طرف مقابل، به خوبی در میان نخبگان، فعالان سیاسی، صنفی و مدنی و جنبش دانشجویی وجود دارد.
 از دیگر سو، «فربه» شدن گعده‌های تندرو در هشت سال گذشته و دسترسی نامحدود به منابع «تجدیدپذیر» در ظاهر امر تندروها را نسبت به دوران اصلاحات، «گشاده‌دست‌تر» کرده است. اما همانطور که در گفتارهای گذشته اشاره شد، شیوه اداره کشور توسط این جریان در دولت اصولگرا و تبدیل شاخص‌های آماده جهش در حوزه اقتصادی به ارقام منفی، «سر» این جریان را ناگزیر، «به زیر» افکنده است. صدالبته که ارتقای سطح درک عمومی جامعه از «ظاهر و باطن» غوغاسالاران در اثر پایمردی رهبران منتقد در مسیر آگاهی‌بخشی و همراهی خیل جوانان منتقد در شبکه‌های اجتماعی و معدود رسانه‌های مستقل و حرفه‌ای، سدی در مقابل تندروها برای یافتن «همصدا» در میان آحاد جامعه است. مناسبات جهانی نیز، فاکتوری تاثیر‌گذار در معادلات داخلی است. در عین حال برخی تفاوت‌ها میان دولت روحانی و دولت اصلاحات، شرایط را برای «حامیان سوم تیر84» دشوار‌تر می‌کند. به فهرست فوق می‌توان دو نکته دیگر را نیز اضافه کرد: نخست مشخص‌شدن دو روی یک سکه‌بودن جریان احمدی‌نژاد و گروهی که امروز پرسروصداست و مدعی فاصله‌گرفتن از دولت دهم در دو سال پایانی آن بود و دو
اشتراک گذاری :
نظرات کاربران
ارسال نظر
نظرات بینندگان
سالار
و دوم ؟؟؟؟؟؟؟؟
علی ابراهیم
پیش دل واپس ها هست