سه‌شنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۷ - ۱۶:۱۶
تنها شعري كه بر لبان همراهان قطار بورسي است :

" ياد باد آنكه زما وقت سفر ياد نكرد"

يادمان نرود كه اين سرنوشت مسافران و همراهاني بود كه با آسودگي خاطر سوار بر اين قطار شده اند و حال در اين شرايط كه مقصد اين قطار تا حدودي معلوم بوده و خود نيز بر ريل نزولي در حركت است ناخواسته همراه مسافري از اين قطار نشويم
کد خبر : ۱۵۷۶۶

بدون مقدمه و بدون هيچ توضيح به اصل مطلب مي پردازيم زياد هستند شركتهايي كه مدتي است قيمت سهام آنها به سفر دور و درازي رفته است كه نه رفتنشان دست خودشان بوده و نه بازگشت آنها دست خودشان است . اما از همه مهمتر همراهان اين مسافرهاي بورسي است كه آنها نيز خواسته يا ناخواسته مجبور به همراهي شده اند .

بر اساس گزارش بورس نیوز ؛حال آنهايي كه با اختيار خود مسافرين راه شده اند كه بحثي بر تصميمشان نيست اما واي بر مسافراني كه ناخواسته به اين سفر دعوت شده اند . چراكه يكي از خواص قطار بورسي ما بسته شدن درب هاي آن در زمان نامشخص است كه باز شدنش نيز نامعلوم مي باشد . و انگار فقط تعداد انگشت شماري كليد اين درب ها را دارند و فقط در مواقع دلخواه اقدام به بازكردن آنها براي پياده شدن مسافران مي كنند . حال مسافران اين قطار بورسي چه كساني هستند كه خود واضح است ؛ ملي مس ، فولاد مباركه ، فولاد خوزستان ، پالايشگاه نفت اصفهان و... و اينكه همراهان اين مسافران چه كساني هستند نيز پر واضح است همان سهامداراني كه زماني نه چندان گذشته گول رخ زيبا و آينده قشنگ اين مسافرت را خوردند و سوار بر قطار شدند .

البته در شرايط فعلي برخي از درب هاي قطار باز شده اند و برخي همراهان مي توانند از قطار بورسي ما پياده شوند حال ايستگاه آنها كجا بوده و چقدر از مقصد خود فاصله گرفته اند بماند چراكه در حال حاضر دست كشيدن از همراهي با مسافراني همچون فولاد ، فخور ، فخاس كار سختي نيست اما بدا به حال مسافران و همراهاني كه به تازگي خود را پشت درب هاي بسته اين قطار يافته اند و معلوم نيست چه زماني و چه كسي اين درب ها را باز خواهد كرد تا همراهان مسافراني چون كگل ، كچاد و معادن ، واميد اجازه خروج از اين قطار بورسي را بدست آورند.

بد نيست در همين مقال يادي نيز از همراهان از دست رفته مسافراني چون كالسيمين ، فراوري ، معادن روي و ملي سرب و روي كنيم كه زماني با چهره هايي شاد سوار بر اين قطار شدند و اينك ناچارند تا با چهره هايي بر افروخته و نگران قطار بورسي را در ايستگاهي خشك و بياباني ترك كنند و اينكه چه زماني به مقصد اصلي خود خواهند رسيد با خداست .

از این رو يادمان نرود كه اين سرنوشت مسافران و همراهاني بود كه با آسودگي خاطر سوار بر اين قطار شده اند و حال در اين شرايط كه مقصد اين قطار تا حدودي معلوم بوده و خود نيز بر ريل نزولي در حركت است ناخواسته همراه مسافري از اين قطار نشويم كه نه مقصد مشخصي دارد و نه ايستگاه معلومي براي باز كردن درب قطار دارد يا حداقل اگر همراه شديم بدانيم كه كليد درب اين واگني كه سوار شده ايم دست چه كسي است و چه زماني آن را خواهد گشود و به ياد داشته باشيم كه همراه مسافري شويم كه هيچگاه از ياد نمي برد كه همراهاني نيز در كنار آنها عازم اين سفر هستند.

شايد در حال حاضر تنها جمله اي كه بر لبان همراهاني كه همراه مسافران و نيز راننده قطار بورسي ما شده و نيز به دست فراموشي سپرده شده اند اين شعر معروف باشد كه مي گويد :

" ياد باد آنكه زما وقت سفر ياد نكرد " " به وداعي دل غم ديده ما شاد نكرد "

اشتراک گذاری :
ارسال نظر