ایلنا:يادداشتي به بهانه کاربرد نادرست «کارگزاري» در بورس
کد خبر : ۱۵۸۵۱
با پيدايش صنعت بورس در اقتصاد ايران واژة "کارگزار" و "کارگزاري" به معناي عامليت اين صنعت جديد معمول شد. حدود 15 سال پيش نيز جمعي از متخصصين و تکنوکراتها به عنوان "کارگزاران" در صحنه سياست پديد آمدند که بتدريج حزب کارگزاران را بوجود آوردند و روزنامهاي نيز به همين اسم انتشار دادند و جالب اين است که بيشتر"کارگزاران" بورس و حزب "کارگزاران" و روزنامة آنها به اشتباه اين واژه را با "ز" مينويسند, در صورتي که شيوة صحيح آن با "ذال" و به صورت "کارگذاري" و "کارگذاران" است.
علت اين اشتباه که متأسفانه در فرهنگ دهخدا نيز مشاهده ميشود، به علت تداخل مشتقات سه مصدر "گذشتن"، "گذاشتن" و "گزاردن" بوجود آمده است.
اين نوشتار پژوهشي است کوتاه درباره اين موضوع که در چه حالتي بايد "ذال" و در چه زماني بايد "ز" را به کار برد, با تأکيد برمشتقات هر مصدر و نحوة کاربرد آنها.
گذشتن:
اين فعل به معناي عبور کردن, از محلي رد شدن, طي کردن, بخشودن, صرفنظر کردن و مانع نشدن است. ازمشتقات پر مصرف مصدرگذشتن پسوند "گذار" است که از آن معناي عبور و رهسپاري مستفاد ميشود. ترکيبات هامونگذار, درياگذار, رهگذار و رهگذر را ميتوان نمونههاي اين معنا دانست.
براي نمونه حافظ در بيت زير "گذار" را به معناي عبور کردن و از کنار چيزي رد شدن به کار برده است:
گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببين
که از تطاول زلفت چه بيقرارانند
از اين ريشه امروز واژه "گذرنامه" به معناي اجازة کتبي عبور بسيار معمول است. همچنين واژة "گدار" که به معناي محل عبور و به خصوص معبر بين دوکوه است که در بعضي لهجهها هنوز بکار برده ميشود, همان "گذار" است که "ذال" به "دال" تبديل شده است. همچنين کوچة اصلي محلات قديمي تهران را نيز "گذر" ميناميدند مانند "گذر لوطي صالح".
گزاردن:
اين تنها مصدري است در زبان فارسي که با "ز" ساخته ميشود. اين مصدر به معناي ادا کردن است مانند اداي دين, اداي سخن, اداي سپاس و اداي وظايف مذهبي؛ پس واژههاي وامگزار، سپاسگزار، شکرگزار، حقگزار، نمازگزار، پاسخگزار، حجگزار و گزاردن حق نعمت و نظاير آن از اين مصدر است. اين مشتقات همگي دلالت بر "ادا کردن" دارد و حتماً بايد با "ز" نوشته شوند.
البته فعل "گزاردن" داراي دو معناي مهجورتر نيز هست که يکي به معناي تعبير خواب است و ديگري به معناي ترجمه کردن که امروز خيلي معمول نيست و درکتب قديم مثلاً "گزرنامه" به معناي کتاب تعبير خواب و "گزارنده" نيز به معناي مترجم به کار برده ميشده است. مثلاً در شاهنامه آمده است:
گزارنده را پيش بنشاندند
همه نامه بر رودکي خواندند
که اشاره به ترجمة کليله و دمنه از عربي به فارسي است و واژة "گزارنده" در بيت فوق به معناي مترجم است. واژه" گزارش" نيز از همين ريشه است که امروز در زبان فارسي معمول است.
گذاشتن:
اين فعل به معاني مختلف در زبان پارسي مورد استفاده است که مشهورترين آنها اجازه دادن, نهادن, وضع کردن و اجرا کردن است. "بگذار" صيغة امر اين فعل است که بسيار در مکالمات روزانه مورد استفاده است، مانند:
بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
که در اين بيت سعدي واژة "بگذار" را به معناي "اجازه بده" و "مانع نشو" به کار برده است.
ترکيب ديگر اين مصدر "قانونگذار" است که "گذاردن قانون" به معناي "وضع قانون" است و قانونگذار کسي است که قانون را وضع ميکند. "گذراندن" نيز از همين مصدر است که صورت متعدي آن را دارد و از مشتقات آن "گذارد" و "گذار" است که معاني زيادي دارد، از جمله ادا کردن, از عهدة انجام کاري بر آمدن, در خواست ديگران را انجام دادن, عامليت, وکالت و غيره.
واژة مورد بحث ما يعني "کارگذار" و "کارگذاري" در بورس نيز از اين مشتقه است. پس "کارگذار" به معناي کسي است که کاري را با آگاهي انجام ميدهد، بنابراين عامل و نمايندة مشترياني است که انجام کار يا خدمتي را به او واگذار کردهاند.
براي احتراز از مباحث خستهکنندة لغوي, چکيدة مطالب فوق بشرح زير خلاصه ميشود:
واژههايي که به معناي ادا کردن دين و امانت و اداي سپاس و شکر و اداي سخن و انجام مراسم مذهبي باشند، هميشه با "ز" نوشته ميشوند، مانند: وامگزار, شکرگزار, سپاسگزار, حقگزار, نمازگزار, حجگزار, مدحگزار, ثناگزار و گزارد يا گزاردن حق نعمت و امثال آن.
کلية واژههاي ديگر که به معناي عبور کردن, اجازه دادن, مانع نشدن, وکالت کردن, عامليت کاري را قبول کردن, چيزي را وضع کردن, بخشودن و صرفنظر کردن است همگي با "ذال" نوشته ميشوند.
کلمه "کارگذار" و "کارگذاري" نيز که مورد بحث اين نوشتار است و در بورس فراوان به کار ميرود, با عنايت به مفهوم عامليت و واگذاري کار و وظيفهاي براي انجام دادن آن, حتماً بايد با "ذال" نوشته شود.
لغتنامه دهخدا در اين مورد به خصوص متأسفانه واژهها را مخلوط کرده است، لذا مرجع مناسبي نيست. براي پژوهش بيشتر در اين باره ميتوانيد به مباحث لغوي شادروان دکتر عباس اقبال آشتياني و يا کتاب دکتر ناصر انقطاع مراجعه فرماييد.
ارسال نظر