ایرنا:الگوي اقتصادي آمريکا شکست خورده است
کد خبر : ۱۵۸۷۸
نيويورک - يک نويسنده آمريکايي که قبلا بانک دار بوده، مي گويد: الگوي اقتصادي آمريکا شکست خورده است و تلاش براي آغاز مجدد آن تنها باعث مي شود تا آمريکايي ها بيشتر در گودال آن فرو بروند.
"چارل موريس" نويسنده کتاب "ذوب تريليارد دلاري" افزوده است: تقريبا تمامي توپخانه هاي سياسي و مالي آمريکا مورد استفاده قرار گرفته اند تا از بروز رکود اقتصادي در کشور جلوگيري شود اما اين راه غلطي است و رکود اقتصادي هر اندازه هم که در کوتاه مدت دردناک باشد دقيقا همان چيزي است که ما به آن نياز داريم.
"چارل موريس" نويسنده کتاب "ذوب تريليارد دلاري" افزوده است: تقريبا تمامي توپخانه هاي سياسي و مالي آمريکا مورد استفاده قرار گرفته اند تا از بروز رکود اقتصادي در کشور جلوگيري شود اما اين راه غلطي است و رکود اقتصادي هر اندازه هم که در کوتاه مدت دردناک باشد دقيقا همان چيزي است که ما به آن نياز داريم.
وي در درمقاله اي که روز دوشنبه در روزنامه "واشنگتن پست" منتشر کرد، نوشت: « تغييرات عظيمي را که به آن نياز داريم تنها در زمان خشونت آميزي که به هنگام رکود اقتصادي رخ مي دهد، مي توانيم اعمال نماييم. هرچند به نظر بي رحمانه مي رسد، ولي قبلا اين اتفاق رخ داده است.»
موريس افزوده است: از سال 1979 تا 1981 "پائل وولکر" رييس بانک مرکزي وقت آمريکا طرحي را اجرا کرد که طي آن قيمت ها افزايش يافت ولي هيچ رشد اقتصادي در آن صورت نگرفت. وي همچنين صورتحساب هاي خزانه داري را براي مدت سه ماه تا رقم 20 درصد نگاه داشت که باعث توقف اقتصاد گرديد و در نتيجه آن ميليون ها نفر شغل خود را از دست دادند ولي هنگامي که او در سال 1983 رکود اقتصادي را شکست، رشد سالم اقتصاد تقريبا فورا از سر گرفته شد و در نتيجه آن رونالد ريگان توانست در سال 1984 به پيروزي قاطعي دست يابد.
حسابگري مشکلات کنوني ما نيز بسيار ساده است: از سال 2000 تا 2007 مردم آمريکا 6 تريليارد و 200 ميليارد دلار وام گرفتند که عمدتا از آن براي خريد منازل استفاده شد و حدود دو سوم آن هم صرف مسائل ديگري همچون خريد خودروها، تلويزيون ها و ساير مسائل گرديد. ولي با کاهش قيمت مسکن تمامي اين اوضاع تغيير کرد و مصرف کنندگان آمريکايي هزينه هاي خود را متوقف کردند که در نتيجه آن بسياري از شرکت هاي خودرو سازي با مشکل مواجه شده و کارخانه هاي زيادي در سراسر چين تعطيل گرديد.
در نتيجه آن وزارت خزانه داري و بانک مرکزي صدها ميليارد دلار به بانک ها و ساير بازيگران مالي تزريق کرده است. بانک مرکزي حتي بيش از يک تريليارد دلار به صورت وام ها و اعتبارات جديد به شرکت هاي مختلف مالي و غير مالي اعطا نموده است. هم اکنون نيز شرکت هاي خودرو سازي به صف ساير توليدکنندگان مورد نياز پيوسته اند و باراک اوباما رييس جمهوري منتخب آمريکا نيز اشاره کرده علاقمند است به آنان کمک کند.
البته تا کنون هيچ کدام از اين مسائل به خوبي اجرا نشده است.
تمامي اين تلاش ها براي جلوگيري از وقوع رکود اقتصادي است ولي نياز اصلي ما طراحي سيستمي متوازن تر است که کمتر به سرمايه گذاري با نفوذ بالا نياز داشته باشد. تزريق پول از بانک مرکزي به بانک ها تنها باعث به تعويق افتادن اين مساله مي شود.
وي نوشته است : تلاش کنوني بانک مرکزي براي فروش تعهدات بي نتيجه است . ژاپني ها در دهه 1990 به هنگام شکست اعتباري اقتصاد خود چنين کاري را انجام دادند ولي طي 20 سالي که از آن زمان مي گذرد اقتصاد آنها هنوز به حد مطلوب خود نرسيده است.
موريس تصريح دارد:اکنون کنگره و وزارت خزانه داري تلاش خود را روي افزايش ارائه وام هاي بانکي به مردم و شرکتها متمرکز کره اند اما بخاطر کاهش شديد قيمت مسکن و ضعيف شدن شرکت ها کسي نمي تواند با اين وام ها کاري انجام دهد و اين مساله تنها باعث مي شود تا ما مجددا در همان مشکلي که هم اکنون سعي داريم از آن فرار کنيم قرار گيريم. اين تصميم براي دولت جديد اوباما نيز مضر خواهد بود.
وي نوشته است: مردم آمريکا به ملتي با منازل بزرگ، خودروهاي زياد و تجهيزات مجلل تبديل شده است که در عين حال همه آنها نگران بيمه درماني، حقوق بازنشستگي و کاهش مزاياي تامين اجتماعي هستند. در اين مدت "وال استريت" به عنوان مرکز اقتصادي آمريکا رشد زيادي داشته است. سود بخش هاي مالي که معمولا بين 10 تا 15 درصد است تا سال 2007 گاها به 40 درصد رسيده بود. سود شرکت ها نيز با افزايش درآمد ملي تقريبا دو برابر شد ولي بجاي اينکه اين مساله باعث افزايش سرمايه گذاري شود، اين رشد بيشتر در سهام ها تقسيم گرديد.
شرکت اکسون مدعي است از سال 2003 تا کنون 90 ميليارد دلار صرف اکتشافات و تاسيسات جديد کرده است ولي اين شرکت حدود 120 ميليارد دلار نيز بين سهام داران خود تقسيم کرده است. درآمد نقدي يک درصد بالاي کشور در سال 2006 به بالاترين ميزان رسيد و اين همان پولي است که باعث بوجود آمدن حباب سهام ها گرديد و وسعت اين حباب ياد آور وسعت حباب تورمي است که باعث بدنام شدن جيمي کارتر شده بود.
موريس در ادامه با اشاره به اينکه وولکر پس از آنکه در سال 1979 روي کار آمد سياست هاي خصمانه اي را اتخاذ نمود ولي در نهايت در اواخر سال 1980 توانست به پيشرفت هايي دست يابد.نرخ بيکاري از 5 و هشت دهم درصد به 9 و هفت دهم درصد افزايش يافت ولي در نهايت بازارها متوجه شدند که آمريکا داراي اقتصادي با نرخ تورم بسيار پايين است.
وي تصريح کرد اگر هم اکنون بخواهيم راهبردي همچون راهبرد وولکر پياده کنيم بايد بازار را مجبور کنيم تا سريع سقوط کند و ارزش بانک ها به ارزش واقعي خود کاهش يابد. به اين ترتيب يک تا دو سال خونريزي بسيار بهتر از يک دهه مرگ و هزاران فرصت از دست رفته شغلي است. بسياري از بانک ها شکست خواهند خورد و دولت بايد مجددا آنها را خريداري کند، ولي ضعيف ترين بانک ها و غير مسئولانه ترين آنها بايد از دور خارج شوند.
به اين ترتيب سيستم بانکي که از آن حاصل مي شود بايد کند باشد. بانک هاي بزرگ کانادايي همچون RBC و TD در سال هاي 2000 بسيار کند عمل کرده بودند و سودهاي خوبي به دست آورده اند و قطعا عملکرد آنها از بانک هاي آمريکايي بسيار بهتر بوده است. کاهش صنعت بانکداري باعث مهار حباب هاي وامي خواهد شد که در نتيجه آن توليد ناخالص ملي از 70 درصد کنوني به 65 تا 66 درصد پايدار کاهش خواهد يافت.
هرچند اين اقدام دردناک خواهد بود و بسياري از شرکت ها را در معرض خطر قرار خواهد داد، ولي اين تنها راه تغيير به سمت جهاني است که در آن ما کمتر صرف خانه و تلويزيون و بيشتر صرف زيربناها و خدمات درماني کنيم. نرخ بهره هاي بانکي و ماليات افزايش خواهد يافت ولي در مقابل بدهي ها کاهش خواهد يافت و نيمه پايين جمعيت از امنيت بيشتري برخوردار خواهند بود.
موريس افزوده است: دمکرات ها بايد با جديت دوره سال هاي 1979 تا 1984 را مورد مطالعه قرار دهند . درس سياسي که از آن دوره مي توان گرفت اين است که ريگان کاملا از وولکر حمايت کرد. هرچند که رکود اقتصادي عميق باعث شکست جمهوريخواهان در انتخابات ميان دوره اي سال 1982 گرديد ولي هنگامي که رکود اقتصادي ناگهان از بين رفت و رشد اقتصادي از سر گرفته شد، ريگان در انتخابات سال 1984 به پيروزي قدرتمندي دست يافت. در آن زمان دلار بار ديگر به يکي از قدرتمند ترين ارزهاي جهان تبديل شد و دوران ريگان از آن زمان آغاز گرديد.
ارسال نظر