موج:بورس باشگاه سياسي نيست
اميدوارم زماني كه شركت بورس را ترك مي كنم همه خوشحال باشند و احساس شود كه نفرات قوي تر از رحماني در بورس وجود دارند كه با رفتن رحماني امكان جايگزين شدن آنها در شركت بورس وجود دارد.
اينها اظهاراتي است كه علي رحماني اولين مديرعامل شركت بورس در آخرين گفت وگوي خود با خبرنگار موج پس از آنكه تاكيد مي كرد كه قبول مسووليت مديريت از سوي وي طي دو سال گذشته در شركت تازه تاسيس و نوپاي بورس اوراق بهادار تهران فداكاري بوده كه ازسوي وي صورت گرفته است.
متن گفت وگوي خبرنگار موج با اولين مديرعامل شركت بورس اوراق بهادار تهران قبل از ترك شركت بورس در ذيل آمده است.
انتقاداتي نسبت به عملكرد شما در بورس وجود دارد كه عنوان مي شود كه شركت بورس مي توانست عملكرد بهتري داشته باشد؟
دو سال پيش كه مديريت شركت بورس را قبول كرديم فداركاري كردم، دوسالي كه خيلي سخت بود. وقتي به عملكرد خود نگاه مي كنم مي بينم كه چه تلاش هايي كه صورت گرفته است، البته اين كار وتلاش شخص من نيست، بلكه حاصل ونتيجه فعاليت تيم من است. در شركت بورس تيم خوبي داشتيم كه در كارها تمركز داشت كه البته از حمايت هيات مديره شركت بورس هم برخوردار بودند.
مده ترين انتقادي كه نسبت به شما وجود دارد ناتواني درجذب شركت هاي خصوصي در ورود به بورس است؟
اصولا ما عادت داريم كه بدون مطالعه و بررسي در شرايط اظهار نظر مي كنيم و در اين عرصه نيز همه صاحب نظر هستند.اما در مورد پذيرش شركت هاي جديد در بورس، در زمان وجود كمبود نقدينگي، ريسك سيستماتيك بازار از سوي فعالان بازار سرمايه بيشتر ارزيابي مي شود كه اين امر سبب مي شود تا نرخ بازده مورد توقع افزايش يابد؛ در چنين فضايي شركت خصوصي كه قرار است سهم خود را در بورس به فروش رساند بايستي هزينه سرمايه بيشتري را تقبل كند و اين مساله به راحتي ممكن نيست.
آيا تا كنون شركتي بوده كه به رغم پذيرش و درج در بورس، از حضور در بورس انصراف داده باشد؟
آخرين موردي كه انصراف داد، سيمان آبيك بود.اين شركت را در بورس پذيرش و درج كرديم و حتي 2 تا شش ماه نيز به آن براي عرضه سهامش در بورس فرصت داديم، منتهي نگراني شركت در فروش سهم در قيمت پايين و بالا بودن هزينه سرمايه در بازار سرمايه سبب شد كه اين سهم در بورس عرضه نشود.
آيا واقعا هزينه سرمايه در بازار سرمايه بالاست؟
در واقع وقتي كه تامين مالي شركت ها در بازار پول با نرخ سود 12 درصد هزينه قابل قبول مالياتي است كه 25 درصد صرفه جويي مالياتي ايجاد مي كند به طوري كه اين مساله نرخ بازده مورد انتظار را به 9 درصد مي رساند. به عبارتي شركت ها در بازار پول مي توانند هزينه تامين مالي را با P/E ، 11 انجام دهد.( يعني P/E وام 11 است).
اين درحاليست كه در بازار سرمايه به راحتي مي توان با P/E سه ونيم و چهار تامين مالي كرد. لذا بخش خصوصي عاقل به حق روشي را انتخاب مي كند كه هزينه سرمايه آن حداقل باشد.
اما با توجه به اين مساله هنوز شركت هاي بخش خصوصي و ديگر شركت هاي دولتي به غير از شركت هاي مشمول اصل 44 هنوز براي ورود به بورس تمايلي ندارند؟
بايد بپذيريم هنگامي كه شركت ها از طريق بانك ها به راحتي مي توانند تامين مالي كنند به سراغ بازار سرمايه نمي آيند، لذا بايد مقداري فشار از روي بانك ها به عنوان يك بازار مالي كوتاه مدت برداشته شود.ضمن اينكه در دنيا شركت ها را مجبور مي كنند كه به سراغ بازار سرمايه بيايند.وقتي كه شركت ها وارد بازار سرمايه مي شوند بايد سود بيشتري را به مردم براي مشاركت پرداخت كنند.از سوي ديگر در بانك ها امكان تعلق گرفتن سود به سپرده گذاري ها كمتر است كه اين مساله مويد نزديك تر بودن بازار سرمايه با عدالت است.
اما ما هم غافل نبوده ايم به طوريكه در هر كدام از مناطق 21 استان خود، به يك نفر آموزش بازار يابي داده ايم . خودمان هم در بورس كلي كار كرديم. از بانك پاسارگاد براي ورود به بورس دعوت كرديم حتي خود من با مديرعامل اين شركت براي حضور در تابلوهاي بورس مذاكره كردم كه قرار شد پس از افزايش سرمايه وارد بورس شوند. همچنين شخصا به دفتر آقاي حسين هاشمي مديرعامل بانك سرمايه رفتم و با آن صحبت كردم.از ليزينگ ايرانيان، بيمه پارسيان هم براي ورود به بازار سرمايه دعوت كرديم كه برخي از اين اقدامات نتيجه داد. بيمه پارسيان كارش در حال اتمام است.
مي توانستيد با درنظر گرفتن معافيت مالياتي، براي شركت هاي خصوصي جذابيت ايجاد كنيد؟
اتفاقا براي اين مساله از دكتر آرمان خواسته شد تا براي توسعه بازار سرمايه طرحي را ارايه دهد وطرحي هم بر اساس مزيت سازي مطرح شد كه گزارش آن براي سازمان بورس نيز ارسال شد. از سوي ديگر يك لايحه هم پيش بيني شد تا بر اساس آن در صورت برخورداري شركت ها بيش از 20 درصد از سهام شناور آزاداز درصد بيشتري از معافيت مالياتي برخوردار شود.همچنين پيشنهاداتي هم در مورد وام ارايه داديم ضمن اينكه مذاكراتي هم با بانك مركزي انجام شد تا بر اساس آن قادر باشيم مزيت هايي را براي شركت هاي بورسي ايجاد كنيم.
به طور مثال درمورد پيشنهاد ارايه شده به بانك مركزي عنوان شد كه وثيقه قابل پرداخت شركت ها به بانك ملكي نباشد و از همان پروژه هايي استفاده شود كه شركت ها درآن فعاليت مي كنند و يا از صندوق هاي ذخيره ارزي مزاياي بيشتري را براي شركت ها قايل شوند.
چرا شركت بورس در باز وبسته كردن نمادها هيچ گونه دخل وتصرفي ندارد؟
بر اساس قانون بازار سرمايه اطلاعات شركت ها بايد به سازمان بورس تحويل شود در بقيه دنيا هم همين طور است كه شركت هاي پذيرفته شده د ر بورس اطلاعات خود را به مقام ناظر مي دهند.
بر اساس چارچوب بازار سرمايه كشور ما نيز، اساس كار با سازمان بورس است اما با توجه به اينكه در ايران نظارت ها و پيگيري هاي ما كم است فورا مي گوييم كه تمام فعاليت ها را بايد ما انجام دهيم، در حاليكه اين مساله باز و بسته كردن نمادها هيچ گونه منافاتي با فعاليت هاي ما در بازار سرمايه ندارد.ضمن اينكه آزادي عمل در بورس ما نسبت به ساير كشور ها بسيار بيشتر است و اين مساله ناشي از مطرح بودن منافع عمومي است. حضور سهامداران در بازار سرمايه سبب شده تا مقام ناظر نقش اساسي داشته باشد.در بازار سرمايه بر خلاف بانك ها سپرده تضمين شده و سود مشخص نيست، در اين بازار بر اساس اعتمادي كه ناشي از نظارت و مقررات زياد است فعاليت مي شود.به طوريكه در خصوص بحران هاي مالي جهاني انتظار افزايش شديد نظارت ومقررات در حوزه بازارهاي مالي و ايفاي نقش موثر دولت وجود دارد.
بورس را بايد به عنوان يك بورس ديده شود نه به عنوان باشگاه سياسي يا يك اپوزيسيون و يا به عنوان جايي كه اختيارات نامحدود دارد.آنچه كه منجر شده تا دولت يا سازمان بورس از شركت بورس در برخي از موارد نظر بخواهد، به خاطر انجام فعاليت هاي كارشناسي است كه بدون حب و بغض صورت گرفته است.
شما در ابتداي صحبت هاي خود عنوان كرديد كه در قبول مسووليت مديريت بورس از جانب شما فداكاري بود، مي شود كمي بيشتر توضييح دهيد؟
شما دراين مساله شك نكنيد. چراكه در حوزه بورس به اندازه كافي متخصص و نيرو وجود ندارد به طوري كه با بچه هاي جوان خودم وقت گذاشتم و آنها را در حوزه پذيرش آموزش دادم و يا با مدير پذيرش تا دير وقت كار مي كرديم وگزارشات را آماده مي كرديم.شما اميدنامه هاي شركت ها را مقايسه كنيد. از سوي ديگر خود راه اندازي شركت بورس كار كوچكي نبود، در اين شركت برنامه هاي آموزشي زيادي را داريم و براي پرسنل آموزش در نظر گرفتيم.
بايد تاكيد كنم كه درمورد بورس ما دچار فقر دانش هستيم و برنامه استراتژيك نداشتيم. در بورس هفت نشريه و گزارش منتشر و مدل هاي كسب و كار صنعت بورس اوراق بهادار، ويژگي بورس هاي ملي و منطقه اي بررسي شد. درخصوص مبحث نقدشوندگي نيز خيال پردازي نكرديم.
گزارش ISCO در بيش از 30 كشور بررسي و نظر خواهي كرده است ما در بازار سرمايه عوامل موثر بر نقدشوندگي را منتشر كرديم .
از سوي ديگر در بازار سرمايه در رابطه با اطلاع رساني مشكل داريم. ما در خصوص نظام روابط سرمايه گذاران كار كرديم. با توجه به اينكه دريافت اطلاعات از شركت ها در حوزه فعاليت هاي سازمان بورس است ما در اين مساله سازمان بورس را در گرفتن اطلاعات در شركت هايي كه مدير و يا هيات مديره را مي شناختيم ياري داديم.
در عرضه هاي اوليه چه حجم از اطلاعات منتشر شد ؟
ماهيت بازار سرمايه مواجه دايم با نوسانات و تغيير شرايط است.اينجا بازار سهام است يعني نوسان، نوسان هم يعني ريسك. يعني تغيير شرايط اقتصادي به لحاظ شفافيت اطلاعات و هم به لحاظ افشاء در هر حوزه تامل اساسي صورت گرفته است. براي سيستماتيك كردن بازار سرمايه دستورالعمل نظام روابط سرمايه گذاران را نوشتيم كه بر اساس آن شركت هاي حاضر در تابلوي اول ملزم شدند تا ظرف يكسال آينده اين دستورالعمل را به كار گيرند. درواقع اين ساختاري بايد در بدنه اصلي شركت جا گذاري شود تا شركت ها تنها به تهيه وارائه گزارش هاي مالي اكتفا نكنند تا از اين طريق تضاد منافع موجود ميان سهامداران عمده و سهامداران خرد كه سبب شده تا در برخي از موارد سهامدار عمده و يا مديريت شركت اقدام به خروج سود از شركت نمايد، رفع شود.
اين مشكلات با موعظه و سخنراني حل نمي شود. ضرورت توجه به اين مساله منجر شد تا ما در نظام راهبري شركتي كار كنيم و براي فرهنگ سازي آن هم يك كتاب هم منتشر كرديم.
براي حفظ ارزش واقعي سهم به منظور حفظ منافع سهامداران درعرضه هاي اوليه چه بايد كرد؟
بحث اين نيست كه ارزش سهم حفظ شود بحث اين است كه بازار ريسكي را متصور است كه براساس آن يك بازدهي را مي طلبد، اما شما به عنوان يك ناشر كه مي خواهي تامين مالي كني از حق انتخاب برخورداري كه در ازاي 10 درصد صرفه جويي مالياتي بايد سهم به قيمت خاصي بفروش رساني لذا مي تواني سهم را به فروش نرساني و اين حق شماست.
آماده سازي شركت ها هم بحثي بود كه شما روي آن تاكيد داشتيد؟
بله، در مورد آماده سازي شركت ها كارهاي اساسي صورت گرفت. به طور مثال در مورد گاز ، مطالعات مفصلي در مورد خصوصي سازي اين صنعت در آمريكا و مطالعاتي در هلدينگ و غير هلدينگ شد . اينكه در اطلاعات شركت ها رفتيم و آموزش داديم كار بنيادي كرديم و براي تمام اين ها به دنبال شو و نمايش نبوديم و ساختاري را هم كه طراحي كرديم در همين مدل بود.
به نظر مي رسد كه لازم نباشد تا هزينه آموزش زيادي دهيم اما مطمئن هستيم كه سرمايه گذاري بزرگي است كه كارهاي بزرگي را مي توان انجام داد.
با توجه به اينكه شركت بورس يك سازمان دانش محور است كه نيروي انساني حرف اول را مي زند، لذا تلاش كرديم تا رضايت شغلي سنجيده شود. مطالعات شركت بورس در ايزو نيز براي شو نيست بلكه به عنوان ابزاري است كه مي خواهيم سيستم دهيم و كار كنيم، ضمن اينكه در حال ارزيابي معيار پذيرش شركت ها هستيم تا با بررسي بچه هاي پذيرش و نظارت بر بازار ارزيابي شود كه كجا ها را بايد بهبود بخشيد و اين نتيجه ساعت ها وقت گذاشتن است. مي توان تصريح كرد كه افزايش بازار سرمايه از طريق شركت هاي پذيرفته شده يك فرصت محيطي است كه هنوز در اين فضا با كمبود دانش مواجه ايم.