فارس : نياز مبرم شركت بورس به ثبات مديريتي
کد خبر : ۱۹۶۲۶
به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، شركت بورس و اوراق بهادار تهران هرچند براساس قانون بازار اوراق بهادار در قالب شركتي سهامي عام از اواسط سال 85 تأسيس و عهدهدار حوزه عمليات بازار سرمايه شده اما با توجه به جايگاه آن در مناسبات و برخورداري از عنوان «بالاترين مقام اجرايي بازار سرمايه كشور» تغييرات و تحولات مديريتي و حتي كارشناسي اين شركت بايد هوشمندانه و با در نظر گرفتن ابعاد مختلف ايجاد شود.
براين اساس، در نيمه دوم سال گذشته بعد از انتخاب دومين هيئت مديره شركت بورس، مديرعامل جديدي براي اين شركت تعيين شد تا اهداف و برنامههاي هيئت مديره را اجرايي كند.
حسن قاليباف اصل در حالي از 27 آبان سال گذشته سكاندار نهاد عملياتي بازار سرمايه شده كه فارغ از نوع مديريت و رويكرد وي به بازار سرمايه، مسئوليت سنگيني را عهدهدار شده كه بايد ديد در فرصت دو ساله خود چه كارنامهاي را به دست خواهد آورد.
وي در جريان اولين نشست مطبوعاتي خود در 4 آذر 87 ضمن بيان برنامههاي كاري خود در برابر سؤال خبرنگار فارس در خصوص تغييرات احتمالي در معاونتهاي شركت بورس گفته بود: فعلاً تغييراتي نداريم. هر جايي كه رفتهام با اتوبوس نبوده است چرا كه با همه ميتوانم كار كنم . از طرفي ديگر در شركت بورس نيروهاي انساني خوبي جود دارند و جذب نشدهاند.
اين اظهارات در حالي بيان شده كه بعد از گذشت حدود 5 ماه از مديريت وي دو معاون پشتيباني و ناشران (عبدالرضا تالانه و امير پوريا نسب) و 6 مدير و سرپرست شامل مدير امور اداري ، مدير آموزش، مدير امور بينالملل ، مدير مالي ، مدير حقوق بينالملل و سرپرست حقوقي تغيير كردهاند. از جانب ديگر عنوان شده كه قرارداد جديد كارشناسان سه ماهه خواهد بود.
در اين باره ذكر چند نكته ضروري است. اولاً شركت بورس شركت سهامي عام معمولي نيست كه به سهولت جابجايي مديريتي و كارشناسي در آن رخ دهد. چرا كه اين شركت از يك طرف داراي بيش از 6 سهامدار حقوقي و حرفهاي بوده و از جانب حداقل 346 شركت بورس را در برميگيرد و اهميت بسزايي در معاملات سهام و پذيرش و عرضه سهام جديد دارد كه بايد به هنگام تغيير و تحول آن توجه ويژهاي كرد.
دوم اينكه نقش مديران و معاونين و حتي كارشناسان شركتي در حد و اندازه و اهميت شركت بورس چنان است كه بايد تا حد امكان از تجربه و دانش به دست آمده استفاده شود و نبايد به راحتي زمينه كنارهگيري آنان را فراهم كرد. چرا كه از يك طرف يادگيري انجام امور و وظايف در طول زمان و همراه با هزينه آموزش و صرف آموزن و خطا به دست آمده و از طرف ديگر با آمدن مديران و كارشناسان جديد هزينه فرصتهاي متعددي لحاظ خواهد شد.
سوم اينكه شركت بورس با توجه به اينكه با سرمايه و امنيت مالي سرمايهگذاران در ارتباط است بايد به گونهايي اداره شود كه اولاً بتواند اعتماد جامعه سهامداران را جلب و روز به روز ارتقا دهد و ثانياً بتواند با تثبيت خود در مناسبات اداري و اقتصادي، زمينه ريشهدار شدن ويترين اقتصادي را فراهم آورد كه اين مهم بدون برخورداري از مديران باسابقه و كارگشته محقق نميشود.
چهارم اينكه با دوره مديريت دوساله شركتي به مانند بورس نميتوان به اهداف سازماني و متعالي رسيد چرا كه در دوره فعاليت 5 ساله اعضاي هيئت مديره سازمان بورس و اوراق بهادار، سه دوره مديريت شركت بورس تغيير خواهد كرد و اين جريان نميتواند زمينه هماهنگي و تعامل مناسبي را بين نهاد ناظر و نهاد مجري بازار سرمايه را فراهم آورد.
پنجم اينكه در حالي يكي از ايرادهاي مديران بخش خصوصي به دولت تغيير و تحول مديريتي نهادها و سازمانهاي مختلف است كه متأسفانه اين فرهنگ در بخش خصوصي نيز ديده مي شود در حالي كه از شركتي مانند بورس اوراق بهادار حداقل انتظار مديريتي آن اين است كه به جنبه فني مديريت و انباشت دانش مديران و كارشناسان توجه ويژهاي دهد. چراكه نيروي انساني توانمند ركن اصلي موفقيت شركتي چون بورس اوراق بهادار است.
در اين خصوص هر چند از كارشناسان شركت بورس در سمتهاي خالي استفاده شده اما جا دارد قانون تجارت براي شركتهايي از جنس بورس تمهيداتي را در نظر بگيرد كه دوره مديريت آن كوتاه نباشد و يا اينكه شوراي عالي بورس و سازمان بورس و اوراق بهادار زمينهايي را فراهم كنند كه لااقل در بدنه مديران مياني شركت بورس جابهجايي كمتري رخ دهد. چرا كه در غير اين صورت هيچ تضميني وجود ندارد كه مديران مياني جديد دو سال ديگر در سمت خود باقي بمانند.
ارسال نظر