شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸ - ۱۱:۵۳

باشگاه خبرنگاران جوان :راي بالاي مردم به احمدي نژاد وظايف دولت را سنگين تر مي كند

کد خبر : ۲۱۶۲۳

به گزارش باشگاه خبرنگاران،متن بيانيه جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي به شرح ذيل است:

اكنون كه صحت انتخابات رياست جمهوري دهم به تاييد نهايي شوراي محترم نگهبان رسيده است، جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي به عنوان عضو كوچكي از مجموعه فعالين سياسي - اجتماعي ايران اسلامي با تبريك مجدد به رهبر معظم انقلاب اسلامي، تمام ايرانيان خصوصا جمعيت 40 ميليوني خالق جمعه حماسي 22 خرداد و نيز برادر بزرگوارمان جناب آقاي دكتر محمود احمدي نژاد كه با راي بيش از 24 ميليون ايراني بار ديگر عهده دار اين امانت عظيم الهي گرديده است، بيانيه تحليلي خود را - كه تفصيل ديدگاههاي عرضه شده در بيانيه هاي مجمل گذشته است - به محضر شريف ملت بزرگ و حماسه ساز ايران اسلامي تقديم مي نمايد.
از آنجا كه مسائل مرتبط با انتخابات اين دوره بسيار گسترده، پيچيده، چند وجهي و نيازمند تدقيق است، در چهار بخش به آن مي پردازيم:
" پيش از برگزاري انتخابات
" روزهاي تبليغات و برگزاري انتخابات؛ 22 خرداد، جمعه حماسي ملت
" هفته نخست بعد از انتخابات
" پس از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در نماز جمعه 29 خرداد

پيش از برگزاري انتخابات
در ماههاي منتهي به 22 خرداد، چند اتفاق مهم روي داد كه تحليل آنها به روشن شدن بيشتر حوادث پس از انتخابات كمك مي نمايد. نامزدي زود هنگام آقاي كروبي كه با ژست چند صدايي در جريان دوم خرداد اعلام شد، اين روزها دلايل ديگري را آشكار نموده است. همراهي آقاي كروبي با جريان ساختار شكن و اعلام عدم مشروعيت دولت دهم و منتخب مردم از زبان ايشان، تنها از حس انتقام جويانه نامزدي شكست خورده در مناظرات انتخاباتي با كمترين آراي مردم در انتخابات امكان پذير بود. اگر آقاي كروبي به نفع ديگر نامزد جريان دوم خرداد كنار رفته بود، شايد مي توانست فارغ از كينه و حس انتقام جويي، خاطرات خوب رئيس مجلس ششم در اطاعت از حكم حكومتي رهبر انقلاب در جريان قانون مطبوعات و مقابله تحسين برانگيزش در مقابل متحصنين غيرقانوني را اين روزها باز هم زنده كند و موضعي اتخاذ كند كه از يار سابق امام راحل (ره) انتظار مي رود.
با حضور آقاي كروبي دو گروه پيرامون وي حلقه زدند. در گروه نخست بسياري از مطرودين و بي آبروها نزد مردم با گرد آمدن پيرامون ايشان بيش از آنكه به فكر ياري رساندن به شيخ سالخورده اصلاحات (لقبي كه خود آنها براي تحقير كروبي ساخته بودند) باشند، بدون كمترين اعتقاد به او به دنبال آبروسازي و تجديد وجهه براي خويش بودند كه با راي معاون اول تبليغاتي ايشان به نامزد به ظاهر رقيب، تشت رسوايي شان از بام بلند ادعا فرو افتاد و با كسب آراي كمتر از باطله، دوباره دست رد مردم را بر سينه خويش حس كردند. گروه دوم كه عمدتا از مجمع روحانيون (سابقا) مبارز گرد كروبي را گرفته بودند، وظيفه مراقبت از كروبي را بر عهده داشتند تا او را در پازل از پيش طراحي شده جريان ساختار شكن به حركت وادار كنند و اگرچه در پياده سازي طرح كودتاي مخملي خويش ناكام ماندند، متاسفانه در همراه نمودن آقاي كروبي موفق شدند.
آقاي خاتمي كه از ابتدا و با پيش بيني پيروزي قاطع رقيب قصد كانديداتوري نداشت، به اصرار و بعضا تهديد اطرافيان خويش ناچار به حضور شد، اما پيش از آن با زيركي، طرح "يا من يا موسوي " را مطرح ساخت تا عده اي گمان كنند "موسوي كه به سياق گذشته نمي آيد پس حضور خاتمي حتمي است ". خاتمي با اين كار تحقق چند هدف را دنبال نمود، نخست اينكه از فشار اطرافيان خلاصي يابد؛ دوم آنكه با آغاز زودهنگام سفرهاي غير قانوني انتخاباتي به بررسي دقيق تر اوضاع پرداخته، ضمن گرم كردن فضاي رسانه اي كشور به نفع جريان دوم خرداد، مستنداتي از عدم اقبال مجدد مردم به خود دست و پا كند تا در انصراف از ادامه مسير كمتر ملامت شود؛ سوم اينكه مي توانست نقش رهبري پشت صحنه جريان دوم خرداد را ايفا و خود را عند اللزوم از آفات احتمالي نتايجش مصون دارد
دست آخر اينكه بسياري از هواداران مشتاق خود را سازماندهي كرده، مسيري ريل گذاري شده با لكوموتيو روشن را به جايگزين خويش تحويل نمايد كه در غير اينصورت با حضور يكباره آقاي موسوي بسياري از آنها - خصوصا جواناني كه حتي يكبار هم صداي موسوي را نشنيده بودند- هرگز حاضر به همراهي با وي نمي شدند. خاتمي كنار رفت چون اصالتا آمده بود كه نماند؛ كنار رفت چون پاسخي براي اشكالات 8 سال مديريت خود در عرصه اجرايي كشور نداشت. كنار رفت چون در معدود سفرهاي تبليغاتي خويش به مناطق پر طرفدار خود در گذشته، با جمعيتي اندك - كه بسياري از آنها عكس رئيس دولت نهم را در دست داشتند - مواجه شد؛ كنار رفت چون بواسطه حضور هشت ساله اش در راس قوه مجريه تفاوت خاستگاه اقبال مردم به خودش و احمدي نژاد را از نزديك به خوبي مشاهده كرد و راي بيست ميليوني خود را به تاريخ پيوسته ديد.
روي سخن ما با آقاي دكتر محسن رضايي متفاوت از سايرين است. آقاي رضايي فرمانده سالهاي دفاع مقدس و مرتبط بي واسطه با امام راحل (ره) بود و ظاهرا پس از ورود به دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت نظام هم رابطه مستقيمش با رهبر انقلاب قطع نگرديده است. با ايشان سخن بسيار است كه بسياري از آن را با خود ايشان خواهيم گفت، اما در اين بخش تنها به اين نكته بسنده مي كنيم كه چرا ايشان كه خود را اصولگراي نماينده جريان سوم مي دانست و تا همين لحظه نيز انتخابات دهم را سه قطبي مي داند! از ابتدا ورود خود را با نفي دولت نهم - آنجايي كه جهت گيري كشور را به سمت پرتگاه دانست - و البته نفي خفيف دوم خرداد فرياد كرد و عملا در نگاه مردم خود را در جريان مقابل دولت نهم قرار داد؟ در اشكالات ريز و درشت دولت نهم در برخي برنامه ها، افراد و عملكردها و محق بودن ايشان براي حضور در عرصه انتخابات به نيت اصلاح آنها به عنوان يك رقيب انتخاباتي اشكالي وارد نبوده و نيست، اما چرا جهت گيري اصولي و انقلابي كشور در دولت نهم كه بارها مورد تاييد خاص و عام رهبري بوده است، زير تيغ اعلام حضور ايشان قرار گرفت؟
در ماهها و روزهاي منتهي به انتخابات، دشمنان زخم خورده از انقلاب اسلامي ايران كه عمق زخم خويش را ناباورانه 30 ساله مي ديدند و نااميدانه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران را در حال شكوفايي جديد در آستانه دهه چهارم حيات خويش مقتدرتر مي يافتند، به كمك دستهايي پليد و خبيث در داخل كه در تمام اين سالها، از رافت و مهرباني نظام اسلامي و مردم صبور برخوردار بودند، به دنبال تعبير كج خوابه خويش به تكاپو افتادند. آنها گمان مي كردند كه اگر نظام اسلامي ايران، از اين مرحله نيز به سلامت عبور كند، آرزوي براندازي انقلاب اسلامي ايران در وصيت نامه هايشان هم خواهد پوسيد. لذا نقشه اي شوم، ظاهرا امتحان پس داده و البته احمقانه براي سرنگوني ايران اسلامي در دو فاز متفاوت طراحي نموده، به اجراي گام به گام آن پرداختند. در فاز نخست همچون گذشته، به دنبال عدم حضور مردم در پاي صندوقهاي راي و در نتيجه فروپاشي دروني نظام بودند و از آنجا كه به تجربه، حضور مردم و دلبستگي شديدشان به نظام اسلامي را دريافته بودند، در فاز دوم به پياده سازي كودتايي مخملين و رنگين دل خوش نمودند.
ادعاهايي نظير انتصابي بودن رئيس جمهور و تشريفاتي و نمايشي بودن انتخابات، امكان تقلب گسترده در انتخابات، كه از ماهها قبل مطرح مي شد، هدفي جز نشانه رفتن اعتماد مردم به نظام را دنبال نمي كرد؛ چراكه بي اعتمادي مردم مي توانست به هر دو فاز نقشه آنها كمك كند. متاسفانه عناصري در داخل نيز - كه امروز تقصير، نيت قبلي و همراهي بي كم و كاست برخي از آنها با دشمن به خوبي مشخص گرديده است - به هشدارهاي رهبر معظم انقلاب و ساير دلسوزان انقلاب توجه نكرده، با دشمن همنوايي كردند. دشمني كه حتي از همان روزها به اتباع خود در ايران در مورد آشوبهاي پس از انتخابات! هشدار مي داد.

روزهاي تبليغات و برگزاري انتخابات؛ 22 خرداد، جمعه حماسي ملت
تا قبل از آغاز رسمي تبليغات، چند نكته در مواضع و رفتارهاي نامزدهاي انتخاباتي مشهود بود. مشغول بودن رئيس جمهور به برنامه هاي عادي دولت و عدم راه اندازي ستاد انتخاباتي تا يك ماه مانده به انتخابات، بهترين اقدام دكتر احمدي نژاد بود، چراكه درميان نامزدها تنها يك نفر بود كه با كارنامه اي در پيش چشم مردم دوباره به صحنه مي آمد و قاعدتا ميزان رضايت مردم از عملكرد دولتش به اقبال مجدد آنها مي انجاميد. اين مساله نكته اي است كه تا همين روزها نيز مورد اشكال مخالفينش بوده، دائما او را متهم به خريد راي مردم و ... مي كنند؛ غافل از اينكه اين اتهام در درجه نخست متهم كردن اكثريت 24 ميليون نفري مردم به ناداني و كج فهمي است. در حاليكه از نظر مردم اينگونه نبوده است كه دولت نهم پس از سه سال خوش گذراني به يكباره به فكر مردم افتاده باشد. مي توان گفت بهترين تبليغ احمدي نژاد، تدوام خدمت رساني صادقانه او در سالهاي فعاليتش به رغم دولتهاي گذشته بوده است و مردم با راي 24 ميليوني خويش به نوعي قدردان زحمات و خدمات او و خواستار تداوم آن شدند.
برخلاف دوره قبل كه كانديداي اصلي جريان دوم خرداد آشكارا از ادبيات ساختار شكنانه و ضد ارزشي استفاده مي كرد، در اين دوره، نامزدهاي انتخابات و طرفدارانشان مجبور به اتخاذ رويكرد و نگاه مثبت به ارزشهاي انقلاب اسلامي، سخن از ضرورت و حرمت ولايت فقيه، نقش مهم بسيج و لزوم توجه به محرومين شدند؛ هرچند قلبا اعتقادي نداشتند. غلبه اين گفتمان ارزشي در فضاي سياسي پيش از انتخابات حتي در جناح رقيب، خود به تنهايي يكي از مهمترين دستاوردهاي دولت نهم به شمار مي رفت. آنها براي جلب نظر عامه مردم لااقل به صورت آشكار به مخالفت با اين ارزشها نپرداختند. هرچند كه اكنون نقاب نفاق از چهره بر افكنده، به مخالفت با قانون و بديهي ترين ارزشهاي ميهني و ديني مردم روي آورده اند.
در آسيب شناسي فضاي تبليغات در انتخابات رياست جمهوري دهم مي توان به چند نكته كليدي اشاره نمود. نخست غلبه فضاي سلبي و نفي ديگران بر رويكرد ايجابي و اثبات خويش بود. مساله اي كه در دوره هاي گذشته نيز مشهود بود. در انتخابات خرداد 76 اكثريت مردم به خاطر نفي گذشته و به دليل آنكه آقاي ناطق نوري را ادامه وضع سابق مي دانستند به آقاي خاتمي راي دادند. اضافه آراي مرحله دوم دكتر احمدي نژاد در انتخابات نهم نيز براي نه گفتن به جريانات پيراموني آقاي هاشمي رفسنجاني بود. در انتخابات دهم نيز فضاي تبليغات نامزدها عمدتا سلبي و با نفي ديگران پر شده بود كه به دليل بهره گيري از مناظرات، بسيار مشهود و پررنگ گرديد و به فرمايش رهبر حكيم انقلاب، در تبليغات نامزدها يا دولت نهم به طور كامل و ناجوانمردانه نفي و مورد هجمه واقع شد يا تمام دولتهاي 24 سال پيش از آن مورد بي مهري و سياه نمايي قرار گرفتند.
ايراد بزرگ ديگر بد اخلاقي هاي زياد و بعضا مشمئز كننده در بيان نامزدهاي انتخاباتي بود، در حاليكه يكي از وجوه تمايز اصلي نظام اسلامي با نظامات غربي، برتري و حاكميت اخلاق بر سياست در اسلام است. آقايان موسوي و كروبي با پيروي از نظريه پردازان جنگ رواني جبهه دوم خرداد، به صورت رودررو و پشت سر و عامدانه رئيس جمهور قانوني كشور را دروغگو خطاب نمودند تا مردم هيچ سخني را از او نپذيرند و پيگيري هاي بعدي او را بي اثر سازند و آقاي رضايي هم - انشاء الله غافلانه - همين خط را البته با شدت كمتر دنبال نمود؛ آنجا كه در مناظره با احمدي نژاد گفت : "نمي خواهم بگويم دروغ مي گويي، ولي ... " . آقاي احمدي نژاد نيز - صرفنظر از صحت يا نادرستي ادعاهايش كه البته با راي مردم مورد تاييد آنها قرار گرفت - مي توانست اخلاق را بيشتر رعايت كند و در غياب اشخاص نامي از آنها نبرد تا بعضا موجب بدبيني هايي به اركان اصلي نظام نگردد.
تبليغات پر حجم و پر خرج برخي نامزدها كه در سال اصلاح الگوي مصرف جاي تاسف داشت، نكته منفي ديگري بود كه مورد غفلت واقع شده است. شايسته است قانون انتخابات در كشور يكبار براي هميشه مورد بازبيني جامع قرار گيرد تا مسائلي از اين دست در جامعه اسلامي كمتر ديده شود. نام نويسي افرادي بدون دارا بودن حداقل هاي پذيرش يك مسوليت كوچك در روز هاي ثبت نام نيز از ديگر خلاءهاي موجود در قانون فعلي است.
رقابتها و تبليغات در اين دوره از انتخابات ويژگيهاي مثبت جديدي هم داشت كه آن را از گذشته متمايز مي نمود. رسانه ملي علاوه بر ارائه فرصت برابر به نامزدها براي عرضه خود و برنامه هايشان، در ابتكاري جديد برگزاري مناظرات تلويزيوني بين نامزدها را اجرا نمود كه صرفنظر از برخي اشكالات جزئي در اجرا، نقش مهم و بسزايي در شناخت بي واسطه مردم از نامزدها و پرشور شدن انتخابات داشت كه جاي تقدير و تشكر ويژه دارد. شور و نشاط بالاي مردم در برگزاري تجمعات چند صد هزار نفري و بعضا ميليوني مردم در حمايت از نامزدهاي مورد علاقه خود - كه جز در مواردي اندك با رعايت اخلاق و انصاف همراه بود - از عقلانيت بالا و بصيرت مطلوب عامه مردم در فعاليتهاي سياسي حكايت داشت. البته ضرورت ساماندهي قانوني براي برپايي و انتقال تجمعات خياباني به مكانهاي خاص و از قبل پيش بيني شده براي پرهيز از بي نظمي و اتلاف وقت مردم خصوصا در ترافيكهاي شديد شهرهاي بزرگ به خوبي نمايان گشت. نظر سنجي هاي علمي، دقيق و متناوب نيز كه نتايجش گاه و بيگاه به صورت غير رسمي منتشر مي شد و حكايت از اقبال اكثريت مردم به نامزد پيروز انتخابات داشت، نشان مي دهد انجام كارهاي علمي اينچنيني به صورت رسمي در آينده مي تواند توقعات اضافي براي افراد ايجاد نكند و از شكل گيري جو كاذب جلوگيري نمايد.
در روز 22 خرداد، برگزاري دهمين انتخابات رياست جمهوري به عنوان نخستين انتخابات در دهه چهارم انقلاب اسلامي ايران با حضور كم نظير و پرشور و در امنيت و آزادي عمل كامل مردم آگاه و با بصيرت ايران عزيز همراه شد تا دهه عدالت و پيشرفت با حماسه يوم الله 22 خرداد 1388 آغاز گردد. مشاركت گسترده و بي نظير مردم در پاسخ به دعوت مقام معظم رهبري و مراجع عظام تقليد - كه در ميان ايرانيان خارج از كشور نيز بي سابقه بوده است - از سويي نشان داد كه انقلاب اسلامي ايران با گذشت سه دهه پر افتخار از عمر خويش - بر خلاف انقلابهاي معمول دنيا - همچنان سرزندگي و پويايي خويش را حفظ نموده است و از سوي ديگر با پيروزي مردم سالاري ديني بر الگوهاي دروغين دمكراسي غربي ضربه مهلكي بر نظام سلطه جهاني بود، بطوريكه نتوانستند ناخرسندي خود را در گفتار و رفتار نشان ندهند و با چهره حامي يكي از نامزدها به حمايت از آشوب طلبان پرداختند. آشوبهايي كه زمزمه هاي آن در روزهاي آخر تبليغات و حتي در روز راي گيري شنيده مي شد. آنجايي كه برخي از نزديكان و طرفداران آقاي موسوي، عدم راي آوري او را مساوي تقلب در انتخابات قلمداد كردند. نامه بدون سلام و احترام و عجيب و مورد انتقاد آقاي هاشمي رفسنجاني به محضر رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز علاوه بر آشكار شدن ياس ايشان از راي آوري نامزد مورد حمايت خويش، احتمال طراحي و اجرايي شدن آشوبهايي را پس از انتخابات قوت بخشيد.
هفته نخست بعد از انتخابات
روز 22 خرداد، انتخابات به خوبي و با نظم و امنيت بسيار بالا و با حضور پر شكوه مردم در جريان بود و همه چيز حكايت از ثبت يك ركورد تاريخي در مشاركت مردم و چشيده شدن حلاوت و شيريني در كام مردم داشت. با نزديك شدن به ساعات پاياني انتخابات كه با چهار مرتبه تمديد ساعت راي گيري همراه بود و در حاليكه طرفداران دو نامزد اصلي همچون روزهاي تبليغات، با تكيه بر حدس و گمان و احيانا جو هيجاني پيرامون خويش، در رسانه هاي نزديكشان، نامزد خود را پيروز انتخابات مي دانستند، ناگهان پروژه از قبل طراحي شده آشوب پس از انتخابات كليد خورد. در حاليكه هنوز راي گيري در تمام مناطق تمام نشده بود، آقاي موسوي در اقدامي عجيب و بي سابقه در تاريخ دموكراسي و مردم سالاري به طور رسمي و با دعوت از نمايندگان رسانه هاي مختلف داخلي و خارجي، در نشستي خبري خود را پيروز انتخابات ناميد و هر نتيجه ديگري را به معناي تقلب در انتخابات دانست و ياران قديم و جديدش در خفا و علن به وي تبريك گفتند. سوالي كه تاكنون براي مردم بي پاسخ مانده اين است كه ايشان چگونه از كسب راي اكثريت مردم مطمئن گشت و حتي احتمال نداد كه انتخابات به دور دوم كشيده مي شود؟!
برگزاري 29 انتخابات در گذشته نشان داده بود كه همواره سلامت انتخابات مورد تاييد رهبري، مردم و جناحهاي سياسي بوده و چندين بار نتيجه انتخابات به نفع جريان حاكم نبوده كه با پذيرش شكست به فكر تغيير رويكرد خود افتاده است. علاوه بر اين حضور گسترده مردم خصوصا در اين دوره نيز به معناي مهر تاييد و اعتماد آنان نسبت به تاثير آرايشان در انتخابات بوده است، لذا تشكيك در سلامت انتخابات و دميدن در تنور اختلاف و ايجاد تنش از سوي نامزدهاي غير پيروز يا حاميان سياسي آنها علاوه بر تلخ نمودن كام شيرين مردم در اين جشن ملي 40 ميليون نفري، منجر به سوءاستفاده بدخواهان داخلي و خارجي نظام و انقلاب گرديد.
ابتدا تصور مي شد كه كلي گويي ها و ايرادهاي بي مدرك و سند آقاي موسوي به سلامت انتخابات، توهمي از پيروزي بود كه اطرافيان برايش ساخته، شكست با اين اختلاف فاحش را غير قابل هضم كرده بودند. حتي به مجريان انتخابات ايراد گرفته شد كه در اعلام تدريجي نتايج مي توانست بهتر عمل شود، اما وقتي به نصيحت ديگران حتي برخي نزديكان آقاي موسوي مبني بر لزوم طي مسير قانوني و ارائه شكايت مستند به شوراي نگهبان به عنوان تنها مرجع قانوني توجهي نشد و تذكرات رهبري در ديدار نمايندگان كانديداها نيز مورد اعتنا قرار نگرفت، مسجل گشت كه پيگيري قانوني و رفع ابهام اولويت ندارد و صحنه ديگري آراسته اند. آقاي موسوي كه خود را تنها مدافع قانون و تنها پيرو اصيل راه امام خميني (ره) مي دانست، با عدول از قانون و عدم تمكين به راي مردم و با پنبه در گوش نسبت به سخنان قدسي روح خدا كه مي فرمود: "ميزان راي ملت است ". "كسي مي گويد قانون را قبول ندارد، قانون او را قبول ندارد "، به مسير بن بستي روي آورد كه نتيجه نهايي اش طرد هميشگي از ملت ايران خواهد بود. نشانه هاي آن را مي توان از هم اكنون در رويگرداني بسياري از حاميان و راي دهندگان از وي مشاهده نمود.

پس از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در نماز جمعه 29 خرداد
بيانات روشنگرانه، راهگشا و همه جانبه رهبر فرزانه انقلاب اسلامي در بي نظير ترين نماز جمعه تاريخ انقلاب در دانشگاه تهران، يكبار ديگر نقش ويژه و تعيين كننده جايگاه ولايت فقيه در نظام جمهوري اسلامي را نشان داد و اثبات نمود كه پشتيباني و اطاعت مردم از ولايت فقيه رمز بقاي مملكت و نظام است و امكان پايان يافتن حوادث پس از انتخابات بدون حضور رهبري دانشمند و ژرف انديش متصور نبوده و نيست. مهمترين نكته در خصوص نماز جمعه 29 خرداد حضور بي سابقه و ميليوني مردم مشتاق براي ارتباط بي واسطه با رهبر خويش بود. رهبر معظم انقلاب بارها فرموده اند كه هرگاه مسوولين يا نخبگان سياسي جامعه به وظايف خود عمل نكنند بي پرده با مردم سخن خواهند گفت. درحاليكه در نظام هاي ديگر مدعي اتكا به حمايتهاي مردمي، به يك پيام تلويزيوني رهبران سياسي يا مذهبي اكتفا مي شود.
با اين حال انتظار مردم از مسوولين و نخبگان سياسي لبيك به دلايل متقن و فرامين رهبري پس از نماز جمعه بود كه در مواردي كمرنگ و ضعيف اتفاق افتاد.
آقاي هاشمي رفسنجاني مي بايست با انتشار پيام تشكر از بيانات رهبر انقلاب، ضمن جبران نامه پيش از انتخابات خويش، شعله هاي سركشي نامزد مورد حمايت خويش و طرفدارانش را سرد مي كرد. همچنين شايسته بود رئيس جمهور محترم، علاوه بر تشكر سريع و بجا و مورد تقديرش از مقام معظم رهبري، در جبران تذكر صريح رهبري در نام بردن از آقايان هاشمي رفسنجاني و ناطق نوري نيز موضعي روشن اتخاذ مي نمود. از آقاي رضايي نيز انتظار مي رفت با توجه به رد احتمال تقلب گسترده در انتخابات از سوي مقام معظم رهبري كه ناشي از آگاهي و دسترسي بيشتر ايشان به اخبار و اطلاعات بوده است، همچون گذشته اعتماد خود را اثبات كرده، از طرح ادعاهاي دشمن شادكن و ريختن آب به آسياب دشمن بپرهيزد. از آقاي رضايي انتظار نمي رفت پس از ده روز از انتخابات و در حاليكه كشور به همت نيروهاي جان بركف اطلاعات، ناجا و بسيج آرامش خويش را بازيافته است با فهم صحت بازشماري صندوقهاي راي، نه تنها به اشتباه خود اعتراف نكند، انصراف دهد و منت آن را هم بر سر انقلاب و لزوم آرام شدن فضاي كشور گذارد. اين انصراف بي موقع يادآور انصراف ايشان در شب انتخابات دوره نهم بود با اين تفاوت كه آنجا از كسب راي مردم و اينجا از تغيير يافتن نتايج در بازشماري صندوقها نااميد گشت. آقاي كروبي نيز كه در ديدارهاي پس از انتخابات به شكست سنگين خويش اذعان داشت و به گفته خودش شب پس از انتخابات را تا صبح آرميد، مي توانست همچون گذشته، صف خود را از افراطيون دوم خرداد جدا كرده، به نظام اسلامي و قانون اساسي وفادار بماند. انتظاري كه همچنان پابرجاست.
آقاي موسوي هم كه بالاخره معلوم نشد به چه چيز در انتخابات معترض است. اگر مدعي بي عدالتي ها و بي طرف نبودن مجريان و ناظرين بود كه اصلا نبايد در انتخابات شركت مي كرد يا در روزهاي پاياني به دليل همين ادعاها انصراف مي داد نه اينكه به اميد پيروزي بماند و اگر نتيجه نگرفت همه را متهم كند. مجريان و ناظرين همان كساني بودند كه با كمك چند صد هزار نفري معتمدين مردم كه سالها زحمت برگزاري انتخابات را به دوش كشيده اند از نامزدها نام نويسي كرده، صلاحيتشان را ارزيابي نموده، نحوه اجراي انتخابات را معين و بر آن نظارت كرده اند.
به نظر مي رسد علت عصبانيت آقاي موسوي و تيم مديريت كننده ايشان را در جاي ديگر بايد جستجو كرد. جبهه دوم خرداد با اين ادعاي چند ساله كه راي اكثريت خاموش جامعه (با عنوان مجعول قشر خاكستري) به آنها تعلق دارد، جريان حاكم را به سرد نگاه داشتن فضاي انتخابات براي پيروزي با مشاركت حداقلي مردم متهم مي نمود و به دروغ خود را پيروز مطلق هر انتخابي با حضور پرشور مردم معرفي مي كرد.
آنها به واقع گمان نمي كردند كه چنين سيلي محكمي از اكثريت به اصطلاح خاموش جامعه خورده، براي مدتها توان سر بلند كردن نداشته باشند. از اين رو اتفاقات تلخ روي داده در ده روز پس از انتخابات را مي توان تلاش آنها براي انتقام كشيدن از مردم دانست؛ مردمي كه از نظر آنها آراي روستايي ها، ساكنين شهر هاي كوچك و يا جنوب شهر تهران كيفيت راي برج نشين هاي شمال تهران را نداشت. مردمي كه براي نجات كشورشان از دست منافقين و اراذل و اوباش چراغ سبز گرفته از يك نامزد معترض، حاضر به نثار جان خويش شدند. مردمي كه همه آنها - شهري يا روستايي، غني يا فقير، تهراني يا غير تهراني - با هم برنده اصلي اين انتخابات بوده اند.

پيامدهاي مهم انتخابات و حوادث پس از آن
انتخابات 22 خرداد آرايش سياسي و اجتماعي كشور را دستخوش تغييرات اساسي نمود. كساني كه 12 سال پيش در دوم خرداد 76 مقابل يكديگر صف آرايي كرده، رقيب هم بودند، در اين انتخابات براي حذف احمدي نژاد از صحنه اجرايي كشور رفيق و همداستان هم شدند و تقسيم سنتي راست و چپ را كه پيش از اين سست شده بود، آشكارا به هم زدند. نتيجه اصلي انتخابات شكل گيري ميليوني مردم در مبارزه با فساد بود كه مسووليت دولت دهم و ساير اركان كشور نظير مجلس و خصوصا مسوولين جديد قوه قضاييه را در مبارزه مستمر، واقعي و قانون مند با ريشه هاي فساد در هر جايي از قانون، فرد و مجموعه اي را صد چندان نمود.
حوادث پس از انتخابات توان مديريت هاي اجرايي، رسانه اي و انتظامي - امنيتي كشور را محك جدي زد كه در اين ميان مديريت انتظامي - امنيتي كشور - صرفنظر از برخي بد عملي هاي فردي كه بايد در آينده اصلاح شود - از ابتدا به موقع و منسجم عمل كرد. مديريت هاي اجرايي و رسانه اي هم پس از دو سه روز نخست كه تحليل درستي از اتفاقات پيش رو نداشتند، به خود آمدند و با تدبير عمل كردند. در اين ميان نقش تعيين كننده شوراي محترم نگهبان كه با صبر و حوصله به شفاف سازي و رفع ابهام از نامزدها و مردم پرداخت قابل تقدير است و اگر كساني خود را به خواب زده اند، به فرموده امام راحل (ره): "خدا بيدارشان كند ".
حوادث پس از انتخابات را مي توان نوعي از الطاف خفيه الهي دانست كه البته با امتحان سنگيني همراه بود. در كوره انتخابات 22 خرداد، سره از ناسره مشخص شد. كسي نتوانست درون خود را مخفي نگاه دارد. همه هر آنچه مي خواستند گفتند و عمل كردند و خود را در معرض قضاوت الهي و چشمان تيزبين مردم و تصميم آينده آنان قرار دادند. اكثريتي از مجمع روحانيون مبارز تهران، بدون كسب نظر سايرين راه ضديت با قانون و راي مردم را برگزيدند. تعدادي از شخصيتهاي سياسي به رسالت تاريخي خويش عمل كردند و تعدادي هم دچار بد عملي شدند. عده اي از بزرگان نظام بر سر دو راهي همراهي يا مقابله با نزديكان فاسد خود قرار گرفته اند و برخي راه خويش را جدا نمودند. عيار اعتقاد بسياري از افراد به ولايت نايب امام زمان (عج) سنجيده شد و محك خورد. عده اي تمام قد به ميدان دفاع از اسلام و انقلاب و كشور آمدند و عده اي عافيت طلبي شان را "بچه شتر " بودن در شرايط فتنه و سرگرداني ناميدند؛ غافل از اينكه براي امت داراي رهبر دانا و عادل، سرگرداني مفهوم و معنا ندارد.
دشمنان نقابدار و فريبكار انقلاب اسلامي چه در خارج و چه در داخل به خيال خام تمام شدن كار جمهوري اسلامي، از لانه هاي عفونت خويش به درآمده، چهره واقعي و كريه خود را نشان دادند. بسياري از پياده نظامان آنها دستگير و تعدادي از طراحان داخلي آشوب ها براي هميشه رسواي عام و خاص شدند. مدعيان قانون گرايي هم كه به مقابله صريح با قانون اساسي و قوانين جاري كشور و ايجاد بي اعتمادي در مردم و ايجاد انحراف فكري در بعضي از اطرافيان خود پرداختند بايد آماده پاسخگويي و اجراي بي كم و كاست قانون درباره خود باشند. چراكه مسووليت خونهاي ريخته شده بيگناهان و آسيب به اموال عمومي و خصوصي مردم به عهده كساني است كه مشوق بي قانوني و بستر ساز جنايات آشوبگران شدند.
در پايان ضمن آرزوي توفيق الهي براي جناب آقاي دكتر احمدي نژاد، يادآوري اين نكته ضروري است كه هرچند دولت دهم دولت هفتاد ميليون ايراني است ولي راي بالاي مردم به منتخب خود توقعات را بيشتر و وظايف دولت را سنگين تر مي كند. تجربه 4 سال گذشته، بايد از اشتباهات 4 سال آينده جلوگيري نمايد. لزوم ارتباط محكمتر با مراجع تقليد و نخبگان و منتقدان دلسوز ضرورت بيشتري يافته است. فضايل شخصي رئيس دولت نظير ساده زيستي، پركاري و خدمت گزاري بايد به تمام سطوح مديريتي كشور گسترش يابد. بسياري از مردم حتي 14 ميليون نفري كه به ايشان راي نداده اند، اميد به توفيق دولت دهم در حل مشكلات خويش بسته اند و انتظار دارند خدمات گذشته دولت نهم قويتر ادامه يابد و اندك سياهي هايي كه بر دامان سفيد دولت خود نمايي و چشم آزاري مي كرد، زدوده گردد. ان شاءالله
والسلام
جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي
اشتراک گذاری :
ارسال نظر