ایسنا: عماد افروغ : ضرورت تكثر درعرصه سياست، همانند اكسيژن در عرصه حيات فردي است
کد خبر : ۲۳۱۴۵
عماد افروغ گفت: شاهد تلاشي براي حذف رقيب چه رقيب درون گفتماني و چه رقيب برون گفتماني از عرصه سياسي هستيم.
اين استاد دانشگاه در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) تاكيد كرد: ضرورت طرح ديدگاههاي مختلف و وجود تكثر درعرصه سياست، همانند اكسيژن در عرصه حيات فردي است و همانطور كه يك انسان بدون اكسيژن حياتي ندارد و رو به موت حركت ميكند، جامعه نيز بدون تكثر و طرح ديدگاههاي مختلف و زمينهسازي براي طرح اين ديدگاهها، يك كالبد بيرمق و يك جسم مرده و بيروح است.
وي با بيان اينكه " اين امر بارها هم مورد تاييد بنيانگذار كبيرانقلاب اسلامي و هم مورد عنايت بزرگان ديني، حكما و فيلسوفان شهير قرار گرفته است" خاطرنشان كرد: دراين ميان ميتوان به آراي خواجه نصير طوسي ـ كه حضرت امام(ره) سخت به ايشان علاقه مند بودند ـ اشاره كرد، اين حكيم حسب ارايه يك بنيان فلسفي براي اختلافها و ديدگاههاي مختلف، نكتهاي را مورد توجه قرار داده است و براي انسان سه عالم جسماني، مثال و عقلاني قائل است. او معتقد است از آنجا كه ما در اين عالم زندگي ميكنيم وجهي جسماني داريم كه اين وجه، اختلافاتي را ايجاد ميكند وآن چه تحت عنوان وحدت مطلق ازآن ياد ميشود، در اين عالم به دست نميآيد؛ چراكه جمع الجمع به عالم عقل و آخرت مربوط ميشود.
وي با بيان اينكه " دراين عالم خاكي، اختلاف و ديدگاههاي متفاوت امري طبيعي، ضروري و اجتنابناپذير است" اظهار كرد: اگر حيات اجتماعي در گرو هويت، شناسايي و مرزهاي خودي وغيرخودي اجتماعي باشد خواه ناخواه لازمه اين هويتجوييها و هويتيابيها انقسام جامعه به گروهبنديهاي مختلف اجتماعي است.
افروغ همچنين با بيان اينكه " فقدان كثرت موجبات شكلگيري نفاق را فراهم خواهد كرد" گفت: هم خصلت عوامفريبي و هم خصلت چاپلوسي و تملق در جوامعي حاكم ميشود كه گذشته از قانونمند نبودن توجهي به ديدگاههاي مختلف ندارند و اين نوع ديدگاهها را برنميتابند؛ بنابراين تكثرديدگاهها و وجود رقباي مختلف هم آب حياتي براي زندگي سياسي و هم ضرورتي اجتنابناپذير براي رشد و اعتلاي جامعه است.
وي گفت: هيچگاه به ما توصيه يك دستي و وفاق محض نشده است؛ چراكه اولا اين امر به دليل وجه جسماني ما امكان پذير نيست و ثانيا به اين خاطر كه جلوي رشد واعتلاي يك كشور را ميگيرد، مطلوب نيست. در اين راستا حضرت امير در جايي ميفرمايند كه آراي مختلف را به هم زنيد تا از دل آن ثواب ايجاد شده و حقيقت به دست بيايد.
وي پذيرش اختلاف نظرات را يك ضرورت قلمداد و اظهاركرد: دراين راستا لازم است مولفههاي وحدتبخشي كه از هرگونه تنگنظري به دور باشند از قبل تعريف شده باشند. جامعه ما برحسب بافت و ذات خاصي كه دارد همچنين برحسب جوهره انقلاب اسلامي و نحوه شكلگيرياش كه يك انقلاب چند طبقاتي بوده و اقشار، گروهها و سليقههاي مختلف آن را خلق كردند، بايد عنايت ويژهاي به مساله تكثر داشته باشد.
اين استاد دانشگاه در ادامه درباره نقش تصميمگيران و تصميم سازان در زمينهسازي براي فضاي طرح ديدگاههاي مختلف با بيان اينكه " اين افراد اگر ميخواهند ملتزم به قانون اساسي، جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي باشند، بايد بستر را براي طرح ديدگاههاي مختلف فراهم كنند" افزود: اين افراد نه تنها بايد خودشان نقدپذير باشند، بلكه بايد تخطئهپذير هم باشند.
وي با بيان اينكه " نقدپذيري صفتي است كه شايد همه ما، به خاطر وجود بار مثبت آن ژست آن را به خود ميگيريم، حال بماند كه در عمل به اين امر وفادارهستيم يا خير" اظهاركرد: آنچه من ميگويم اين است كه اين افرادعلاوه بر اين كه بايد نقدپذير باشند و در برابر نقدهاي به اصطلاح منصفانه موضعگيري مثبتي از خود نشان دهند، بايد در برابر تخطئهها نيز از خود انفعال نشان دهند؛ چراكه تخطئه رقيب براي به رخ كشيدن سعه صدر ما يك فرصت است و حتي اگر كسي ما را تخريب ميكند بايد پاسخ قانع كننده، منصفانه و مثبتي به آن دهيم حال ديگران قضاوت ميكنند كه تخريب و پاسخ منصفانه كدام است.
وي با تاكيد بر اينكه " بايد دانست نيت خيرخواهانه داشتن، تنها شرط اخلاق اجتماعي نقد است و يك نقد خوب بايد روشمند و مستدل باشد" افزود: اگرچه ممكن است كه بسياري از اين تملقها و چاپلوسيها كه در فضاي سياسي كشور مطرح ميشود از سر دلسوزي باشد، ولي به دليل اينكه هم نيت خيرخواهانهاي را ندارد و هم روشمند نيست، به مصيبت منجر ميشود و من فكر ميكنم بخشي از مصيبتي كه امروز جامعه ما گرفتار آن است، به اين بر ميگردد كه سياستگذاران ما به سهم خودشان توجهي به مقولهاي به نام نقد و يا تخطئه ندارند.
افروغ با بيان اينكه " افراد يك جامعه بايد با خيال آسوده حرفهاي خود را مطرح كنند" اظهاركرد: جمهوري اسلامي به رغم ويژگيهاي بارزي كه دارد، فلسفه سياسي نوظهوري است و ميتواند يك شمشير دولايه نقد را در اختيار ما قرار دهد، ولي اگر از آن به درستي مراقبت نشود و بر آن نظارتي نباشد، ميتواند نتيجه عكس دهد و نقض غرض شود و به نوعي وجه حقاني و شرعي قضيه مانعي براي نقد شود و منتقدان نيزبا انواع و اقسام انگهاي شرعي و عرفي روبرو شوند. حال اگر مراقبتهاي لازم صورت بگيرد شاهد يك جامعه پويا، با نشاط و نقاد خواهيم بود. در اين مسير اگر سياستمداران ما متوجه اين معنا نشوند، از همان وجه ديني جمهوري اسلامي استفاده ميكنند و آن را براي برخورد با منتقدان به كار ميگيرند.
وي در ادامه گفتوگوي خود با ايسنا در واكنش به شائبه احتمال حذف جناح اصلاحطلب از عرصه سياسي كشور با توجه به اتفاقات رخ داده پس ار انتخابات رياست جمهوري و با تاكيد بر اينكه " اين جناح يك شاخه و يك ديدگاه نيست" افزود: من هميشه گفتهام كه دوم خرداد يك واقعيت چند گفتماني است و چندين خرده گفتمان با اصلاح طلبي مرتبط هستند و اصلاحطلباني كه به قانون اساسي و انقلاب اسلامي التزام دارند و مباني ديني و ارزشي اين حكومت را درك كردند به هيچ وجه نبايد ازعرصه رسمي حذف شوند.
وي گفت: علاوه بر اين، حتي كساني كه به انقلاب اسلامي التزام و چندان توجه و عنايتي به قانون اساسي ندارند، نبايد از حق شهروندي محروم شوند و حتي ميتوانند از عرصه فعاليت عمومي نيز بهرهمند شوند.
اين استاد دانشگاه افزود: ما نبايد سخنان بزرگان انقلاب در بدو انقلاب را فراموش كنيم؛ چراكه مثلا مرحوم مطهري در كتاب، پيرامون انقلاب اسلامي، خودشان به كرات در سخنرانيهاي خود اشاره ميكنند كه ما بايد كرسي ماركسيسم را براي تدريس در دانشگاهها در اختيار يك ماركسيست معتقد، دو آتشه و فهيم قرار دهيم.
وي با تاكيد بر اينكه " در تاريخ اسلام هرگاه آزادي جاي خود را به امنيت داده، اسلام ضربه خورده است" گفت: به تعبير ديگري هرگاه مصلحت جانشين حقيقت شده اسلام خدشهدار شده است.
وي در ادامه باتاكيد براينكه " با اين وجود عرصه رسمي بايد در اختيار آن دسته از اصولگرايان و اصلاحطلباني قرار گيرد كه به انقلاب اسلامي و قانون اساسي التزام داشته باشند و اصلاحات خود را در ذيل گفتمان انقلاب اسلامي دنبال كنند" خاطرنشان كرد: اگر جامعه رقيب نداشته باشد و ديدگاههاي مختلف در آن مطرح نباشد، دچار ركود و سكون ميشود و از رشد و پويايي لازم ميافتد.
افروغ گفت: امروزما شاهد تلاشي براي حذف رقيب چه رقيب درون گفتماني و چه رقيب برون گفتماني هستيم و برخي بنا به تفسير متحجرانه قصد دارند كه فقط يك شاخه باريك و عده كوچكي كه مدعي پيشرفت كشور و اسلامخواهي و انقلابخواهي بوده و سابقه درخشان نيز در پيدايش انقلاب نداشتند، ميخواهند هم رقباي درون اردوگاهي و هم رقباي برون گفتماني خود را حذف كنند و در واقع همان دعواي تاريخي كه زماني بين معتزله و اشعريون و از سوي ديگر بين اصوليون واخباريون بوده را تكرار كنند و به سمت اين ميرود كه اخباريون و متحجران در فضاي سياسي كشور حاكم شوند، ولي بايد به شدت در مقابل اين نگاه كه ممكن است به تعبير حضرت امام(ره) رنگ و لعاب عوض كرده باشد ايستاد.
وي بار ديگر تاكيد كرد: وجود رقيب ميتواند باعث رشد مكتب ما و باعث رشد وجه نرمافزاري انقلاب اسلامي شود.
ارسال نظر