مردم از بورس ذهنیت خوبی ندارند
کد خبر : ۲۳۹۸۰
بنا به گزارش بورس نیوز به نفل از فارس؛ به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، اللهوردي رجايي سلماسي اولين دبيركل سازمان بورس قديمي و موسوم به سازمان كارگزاران بورس اوراق بهادار تهران در دوران پس از انقلاب است كه با قبول مسئوليت خطير و حساسي به مدت 17 سال در راس بازار سرمايه كوچك و نوپاي كشور قرار گرفت و با پيگيريها و رايزنيهاي مستمر و با حمايت برخي از مسئولان وقت موفق شد بازار سهامي را كه در آستانه حذف از مناسبات اقتصادي قرار گرفته بود احيا كند.
وي با وجود اينكه 72 سال دارد اما هنوز در جريان اخبار و وقايع روز اقتصادي كشور و دنيا خصوصا " بازار سرمايه است و به مانند يك كارشناس فعال زير و بم بورس و شركتهاي بورس را بررسي ميكند.
با رجائي سلماسي كه همچنان داراي مسئوليتي در يك بانك خصوصي است گفت و گويي درباره راهكارهاي رونق پايدار بورس ايران گفتوگويي انجام دادهايم كه ميخوانيد.
*علت دوام نداشتن نقدينگي و پول مردم در بورس
فارس: آقاي رجايي با گذشت 14 سال از كنارهگيري شما از سمت دبيركلي سازمان قبلي بورس اوراق بهادار، آيا باز هم بازار سرمايه را پيگيري ميكنيد؟
رجايي سلماسي:بله، هر روز و هر هفته اخبار بورس و شركتها را از طريق پايگاههاي اطلاعرسانيها و بولتنهاي تحليل پيگيري ميكنم.
فارس: شرايط كنوني بازار سهام را چطور ارزيابي ميكنيد؟
رجايي سلماسي: اگر اخبار قديمي بورس را بررسي كنيد و خاطرتان باشد در گذشته زماني هر كه بازاري رونق داشت مردم به سمت آن ميرفتند. چرا كه مردم همواره پولي را كم يا زياد دارند و ميخواهند از محل سرمايهگذاري بازدهي كسب كنند . هر جا هم بازدهي آن بيشتر باشد نقدينگي هم به آن سمت ميرفت.
زمان قديم مثل دو سال پيش نبود كه پول به سمت مسكن برود. اغلب مردم در ارز، خودرو، طلا و سيم كارت و غيره سرمايه گذاري ميكردند و بعد از چند ماه از زمان خريد اقدام به فروش ميكردند. يادم هست زماني دولت اقدام به عرضه ارز در بازار كرد و با اين اتفاق بازدهي اين بازار براي مقطعي از بين رفت . در نتيجه همه سرمايههاي اين بازار به سمت بورس حركت كرد. يا زماني ديگري كه بازارهاي خودرو و سيم كارت ديگر باعث جذب سرمايهها نشدند اينگونه سرمايهها نيز وارد بورس شدند. عكس اين رويه هم اتفاق افتاده و هرگاه ديگر بازارها بازدهي خوبي ميداشتند پولها از بورس خارج ميشد.
فارس: چرا نقدينگي و پول مردم در بورس دوام نمي آورد و براي رونق پايدار بازار سهام چه بايد كرد؟
رجايي سلماسي: مهمترين نكته براي حفظ رونق بورس اين است كه بايد انگيزه سرمايهگذاران از طريق بازدهي مناسب افزايش يابد. چرا كه براي مردم فقط بازدهي مهم است. درستش هم همين است. سرمايهگذار و مردم هميشه دنبال بازدهي ميگردند. پس هرجا كه امنيت و بازدهي باشد سرمايهها به آن سمت حركت ميكنند. با اين اوصاف اگر بورس و بازار سهام بتواند بازدهي بيشتري را براي سرمايه گذارايجاد كند ميتواند منابع قابل توجهي را به خودش جذب كند. به نظر من هم الان موقعيت خوبي است براي بازار سرمايه. چون اولا " بازار مسكن راكد شده و دوما " نرخ سود بانكي نسبت به تورم پائين آمده. اگر بورس بتواند بالاتر از نرخ تورم و يا در حد تورم بازدهي داشته باشد ميتواند پولهاي بيشتري را جذب كند.
*دوشرط براي حفظ رونق بورس
فارس:جذب سرمايهها به بورس فقط به رونق و بازدهي آن مربوط است؟
رجايي سلماسي: خير. امنيت بازار خيلي مهم است. چون پول فرار ميكند و به هرجايي ميرود.
فارس: منظورتان از امنيت بازار چيست؟
رجايي سلماسي: ببينيد آن سرمايهگذار واقعي نه آن بورس باز كه چند روزه خريد و فروش ميكند اولا " بايد از وضعيت شركت و مديريت آن شناخت و اطمينان داشته باشد و با توجه به روند سوددهي گذشته شركت، خاطرجمع باشد اين روند ادامه خواهد داشت. از طرف ديگر بايد خيالش راحت باشد كه اتفاقي رخ ندهد كه نتواند بازدهي هميشگي و مناسبي را به دست نياورد تا سهماش طلمه ببيند.
منظور از امنيت اين موارد و همچنين عدم سوء استفاده مديران از اطلاعات نهائي ، شفافيت اطلاعات شركت ها و ارائه همزنان آن به سهامداران است.
در كنار اين نوع امنيت، امنيت سياسي هم بايد وجود داشته باشد. يعني بايد سرمايهگذار خارجي داشته باشيم و اين افراد بتوانند به راحتي سرمايهگذاري كنند. آحاد مختلف جامعه كشور هم از سرمايهگذاري در بورس نترسند. خوشبختانه در اين مدت هم ديديم كه برخي كه درآمد مشروع داشتهاند هيچ نگراني از سرمايهگذاري در بورس ندارند.اينكه بازار سرمايه ما تاكنون عمق پيدا نكرده به خاطر اين است كه مواردي را كه مطرح كردم رعايت نشده است.
فارس: شرط دوم رونق بازار سهام چه بود؟
رجايي سلماسي: همواره گفتهايم بازار سهام بايد عمق داشته باشد. اين يعني چه؟ يعني اينكه هر موقع خواستيم سهامب براي خريد وجود داشته باشد . هر زمان هم كه خواستيم بفروشيم افرادي باشند كه سهام را از ما خريداري كنند. اين دو مورد متاسفانه در مقاطع بسيار كوتاهي دربورس ايران وجود داشت. اين مسئله مهمي است كه خريدار بداند در زمان فروش هم كساني حاضر به خريد هستند.اين به آن معني است نقدينگي وجود داشته باشد.
اگر به طور ذاتي دو طرف خريدار و فروشنده وجود داشته باشند بازار سهام با رونق قابل توجهي مواجه ميشود. ركودها هم ناشي از اين است كه افراد نميتوانند سهامشان را بفروشند. يا اينكه افراد پول دارند اما سهمي در بازار وجود ندارد. اينها باعث ميشوند بورس جاذبهاش را از دست بدهد. يا مردم انگيزهشان را براي خريد و فروش از دست بدهند.
فارس: براي رفع چنين موانعي چه راهكارهايي وجود دارد؟
رجايي سلماسي: خوشبختانه با تصويب قانون جديد بازار اوراق بهادار (مصوب اول آذر 84) بسياري از اين موانع برطرف شده و زمينه راه اندازي ابزارهاي جديد در بازار فراهم شده است. آن موقع و در سالهاي بعد از انقلاب تا همين چند سال پيش بازار ساز و شركتهاي سرمايهگذاري به اين معنا و با اين حجم نقدينگي وجود نداشتند. پول قابل اعتنايي هم وجود نداشت.
يادم مي آيد سال 68 بود به شوراي بورس پيشنهاد راهاندازي يك صندوق سرمايهگذاري داديم كه كارش فقط خريد و فروش سهام باشد تا به نوعي بازارسازي هم انجام شود .يعني هر موقع بازار نياز به عرضه سهام داشت از طريف اين صندوق سهم عرضه شود و هرگاه كه قيمتها پائين بود و سهام خريداري نداشت اقدام به خريد سهام كند تا تعادل بازار حفظ شود. حال با توجه به اين كه بنگاهها و شركتهاي سرمايهگذاري زيادي ايجاد شده ميتوان به تعادل بازار و افزايش عمق آن كمك كنند.
*دلايل عدم تمايل شركت ها براي ورود به بورس
فارس: يكي از مباحث اصلي در عدم توسعه بازار سهام و جذب بيشتر نقدينگي اين است كه شركتهاي ارزشمند زيادي براي خريد و فروش وجود ندارند. از طرف ديگر شركتهاي سهامي عام حاضر در كشور چندان رغبتي براي حضور در بورس ندارند تا با افزايش گزينههاي خريد و فروش، بازار با عميق بيشتري روبرو شود. فكر ميكنيد دليل عدم تمايل شركتها براي حضور در بورس چيست؟
رجايي سلماسي: در دوران ما شركتهاي حاضر در بورس با معافيت مالياتي 10 درصدي مواجه بودند. اما الان به جاي معاف بودن از كل ماليات، شركتها به جاي 25 درصد 22.5 درصد ماليات ميدهند. يعني فقط 10 درصد تخفبف مالياتي دارند. با اين اوصاف انگيزه اصلي ورود شركتها به بورس از بين رفته است.
از طرف ديگر الان آنقدر از شركت ها اطلاعات و مدارك خواسته ميشود كه بيشتر وقت شركتها صرف تهيه آنها ميشود.
آن موقع رفتارها با شركتها فرق ميكرد. ما از شركتها اطلاعات را درست و سالي دو بار ميخواستيم. اين درحالي است كه ارتباط مناسبي با شركتها داشتيم و كارگزاران سالي يكبار حداقل يك شركت را بازديد ميكردند. البته آن زمان تعداد شركتها كمتر بود. سال 76 كه از سازمان بورس كنارهگيري كردم حدود 220 شركت در بورس حضور داشتند. من هم گاهي با كارگزاران به شركت ميرفتم و از نزديك با مديران فعال داشتم. در مجموع بورس روابط نزديكي با شركتها داشت.
فارس: پس به نظر شما بيشترين انگيزه ورود شركتها به بورس ميتواند معافيت مالياتي باشد...
رجايي سلماسي: علاوه بر اين مورد مهم و اثرگذار، تامين منابع مالي شركت ها از طريق افزايش سرمايه نيز يكي ديگر از زمينههاي اصلي براي جذب شركتها به بورس است.شركتها همواره علاقه دارند كه به جاي دريافت وام بانكي از طريق حضور در بورس و افزايش سرمايه منابع مالي لازم را تامين كنند. فرض كنيد شركتي به 10 ميليارد تومان نياز دارد. لزومي ندارد از طريق بانك و با نرخ سود 12 تا 20 درصدي اين مبلغ را تهيه كند. بلكه ميتواند با اعمال افزايش سرمايه اين پول را از مردم بگيرد.
فارس: بسياري از كاشناسان هم به اين نكته تاكيد دارند كه اقتصاد كشور به جاي بانك محور بودن بايد به سمت بازار محور حركت كند.
رجايي سلماسي: در زمان ما بازار اوليه وجود نداشت . هميشه هم ميگفتيم كه بايد بازار اوليه ايجاد شود. بازار اوليه يعني اينكه شركتها وارد بورس شوند و افزايش سرمايه بدهند و نياز مالي خود را از اين بازار تامين كنند نه اينكه به بانكها مراجعه كنند. خوشبختانه هم اكنون بازار اوليه وجود دارد. اما طي چند سال گذشته بانكها به راحتي منابعهاي لازم را با نرخ سود مناسب در اختيار شركتها قرار ميدادند. در حالي اگر دريافت تسهيلات بانكي مشكل باشد شركتها وارد بورس ميشوند. بورس در اينجا بسيار موثر است. بازار ثانويه براي خريد و فروش سهام است اما براي شركت ايجاد انگيزه نميكند.
*رشد قيمت ها خطرناك است
فارس: فكر ميكنيد محدوده نوسان قيمتي و حجم مبنا تا چه حد در نقد شوندگي سهام موثر است؟
رجايي سلماسي: در زمان گذشته حجم مبنا وجود نداشت . اين اهرم از سال 82 و به منظور واقعي كردن معاملات سهام و نوسان قيمتي به كار گرفته شد. در مورد محدوده نوسان هم ميتوان مكانيزمي را در نظر گرفت كه در آن بالا و پائين شدن قيمتها تابعي از حجم معاملات باشد. از طرف ديگر واقعيت نوسان قيمتها اين است كه مسئولان از افزايش قيمتها خوشحالاند اما از كاهش قيمت خوششان نميآيد.
يادم ميآيد قبل از سال 75 كه قيمتها رشد مي كرد به ما احترام زيادي گذاشتند اما بعد از سال 75 كه قيمتها افت داشتند از آن احترامها خبري نبود.
در حالي كه به نظر من رشد قيمتها و شاخصها خطرناك است. بايد در اين مقطع اقدام به عرضه سهم كرد. نوسان قيمت هم بايد محدودهاي داشته باشد.اما نمي دانم چرا بايد اين محدوده را مصنوعي به كار گرفت . هيچ بورسي اين كار را نميكند. بورسهاي ديگر با عرضه سهام مانع از رشد كاذب قيمتها ميشوند. درحالي كه در بازار سهام ما چون عمق ندارد محدوده نوسان قيمتي اعمال ميشود.
اين در حالي است كه شركتهاي سرمايهگذاري ميتوانند به هنگام پائين آمدن نرخ سهام اقدام به خريد كنند. هم اكنون P/E سهام (نسبت قيمت به درآمد سهام) شركت هاي حاضر در بورس تهران مناسب بوده و برخي شركتها P/E حدود 4 مرتبهاي دارند. اين نوع شركت ها ارزشمنداند .چرا كه يعني 20 درصد بازدهي سالانه دارند.
يادم هست آن موقع و در زمان گذشته استاندارد اين نسبت در دنيا 7 مرتبه بود اما بورس ما هم اكنون از از P/E حدود 4 مرتبه ايي نيز برخوردار است. منظور از اين نكته اين است كه بايد اجازه داد قيمت سهام شركتها به طور طبيعي نوسان داشته باشد و از طريق عرضه به موقع سهام مانع بازار شد كاذب سهام شد.
*مردم براي سرمايه گذاري در بورس به نتيجه نرسيده اند
فارس: به نظر شما با اجراي اصل 44 و تداوم ورود بيشتر شركتها به بورس آيا ميتوان به ايجاد تعادل در عرضه و تقاضا و قيمت واقعي سهام اميدوار بود؟
رجايي سلماسي: ببينيد بورس بايد براي مردم و مردمي باشد. نه اينكه شركتها و نهادهاي شبه دولتي اقدام به خريد سهام شركتها از جمله شركتهاي اصل 44 كنند.
فارس: پس چرا مردم كشور وارد بورس نميشوند و از جمعيت 70 ميليون نفري فقط 2.8 ميليون نفر سهامدارند؟
رجايي سلماسي: آن موقع ميگفتيم بايد آگاهي مردم بالا برود و همگان از چند و چون بورس مطلع شوند. در 10 سال اخير بايد فرهنگ مردم خيلي بالاتر رفته باشد. حتي در 20 مركز استان نيز كالاي منطقهاي ايجاد شده است. مردم بايد بفهمند ، بدانند و احساس كنند كه عملا اگر سهام بخرند سود مي كنند .اگر به اين نتيجه برسند خب طبيعتا " اقدام به سرمايهگذاري در بورس ميكنند. اما عموم مردم به چنين نتيجهاي نرسيده اند . حتي برخي كه در گذشته اقدام به خريد سهام كرده اند به دليل عمق اندك بازار نتوانسته اند سهمشان را بفروشند. بنابراين از اين بازار ذهنيت خوبي ندارند.
فارس: علاوه بر اينها ترس ، پيچيدگي و وجود ريسك هاي گوناگون بورس هم ميتواند مانع ديگري براي ورود مردم به بورس باشد. در اين مورد چه راهكاري وجود دارد؟
رجايي سلماسي:اطلاعرساني بهترين ابزار براي اين مورد است. شركتهاي كارگزاري بايد اطلاعرساني كنند. چرا كه وقتي قيمتها بالا ميرود مردم بيشتري اقدام به خريد سهام ميكنند. اين را آمار سال هاي 82 و 83 ثابت ميكنند. چون مردم فقط در جهت افزايش قيمت و رونق حاضر به سرمايهگذاري هستند . به سود هم كاري ندارند بلكه فقط با رشد بهاي سهام شركتها حاضر به ورود بورس ميشوند. در حالي كه بايد فرهنگسازي و اطلاعرساني شود بهترين زمان خريد وقتي است كه قيمتها پايين ميآيد.
از طرف ديگر نهادهاي مالي و شركتهاي سرمايهگذاري بايد اقدام به عرضه سهام كنند. اين در حالي است كه اگر مكانيزم سهام عدالت به گونهايي باشد كه مردم سود كرده و بتوانند سهام را خريد و فروش كنند زمينه افزايش اطلاعرساني و فرهنگسازي به راحتي فراهم خواهد شد.
با اين اوصاف اگر قابليت نقد شوندگي سهام، امنيت و اطمينان از تداوم سودآوري ، فرهنگسازي، روند طبيعي نوسان قيمتها و عرضه به موقع سهام شركتها وجود داشته باشد ميتوان به رونق پايدار بازار سرمايه كشور اميدوار بود.
*راهكارهاي خارج از بورس
فارس: در بخش خارج از بورس، چه راهكارهايي براي كمك به توسعه بازار سرمايه ميتوان برشمرد؟
رجائي سلماسي: حمايت از توليد داخلي بايد همواره وجود داشته باشد. واحدهاي توليدي كشور نبايد رها شوند. ما نميتوانيم با چين رقابت كنيم . از زمان ورود كالاهاي چيني بخشي از اقتصاد كشور خوابيده و صنايعي چون نساجي و لوازم خانگي و ... از بين رفتهاند.
از طرف ديگر تعرفهها بايد در نظر گرفتن منافع ملي و ثبات داشته باشند. نبايد فقط به نفت تكيه و در برابر درآمدهاي نفتي اقدام به واردات كالاهاي مصرفي كرد. بنابراين زيرساختهاي اصلي اقتصاد كه همان واحدهاي توليدي هستند بايد مورد حمايت قرار گيرند. با احياي اين واحدها، بانكها و بازار سرمايه نيز منتفع ميشوند و اشتغال زايي سرعت ميگيرد.
*مزيت اصلي بازار سرمايه به ديگر بازارها
فارس: از نظر شما مزيتهاي اصلي بازار سرمايه نسبت به بازارهاي پول و مسكن چه مواردي ميتواند باشد؟
رجائي سلماسي: مزيت اصلي بازار سرمايه اين است كه به اقتصاد و توليدات داخلي رونق ميدهد. هر كشوري كه بازار سرمايه پيشرفته و كاملي دارد از اقتصاد پيشرفته و رو به جلوي نيز برخوردار است. چرا؟ چون واحدهاي توليدي هر كشوري باعث رونق بورس ميشوند و با رشد توليدات شركت ها و افزايش سودآوري مردم اقدام به سرمايهگذاري بيشتري ميكنند. در اين حال اقتصاد كشور رونق مييابد. اما اگر بورس كشوري ركود داشته باشد طبيعتا ناشي از ركود اقتصادي است. به همين بحران جهاني نگاه كنيد. ركود بورسها از اقتصاد كشورهاي آمريكايي و اروپايي شروع شد و وقتي بورسها باركود مواجه شدند، بخشهاي بيشتري از جوامع و حوزهها با ركود مواجه شدند. بنابراين بايد گفت كه بورسها دماسنج اقتصاد هر كشوري هستند.
ارسال نظر