يکشنبه ۲۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۳
پیامدهای تصمیم نابخردانه و شیطانی جهان اولی ها

اقلام اصلی در اقتصاد به شدت گران می شوند

کشورهایی که در اوج رونق اقتصادی در سالهای گذشته و 2007 میتوانستند برای مثال هر تن مس را بقیمت 8500 دلار بخرند اینبار در زمان رونق آینده همین فلز را بقیمت 11000 دلار را بزحمت خواهند خرید و سایر اقلام..... و حتی مواد خوراکی این اختلاف قیمتها به جیب کشورهای امریکایی و اروپایی که ارز پذیرفته شده جهانی دارند می رود و کشورهای جهان سوم و در حال توسعه را روز به روز مستمند تر میکند.
کد خبر : ۲۴۰۲۷

سران گروه اقتصادی برای تزریق مجدد پول به اقتصادهایشان تصمیمی نابخردانه و شیطانی گرفتند . طبیعی است زمانی که سرمایه گذاران و سرمایه داران خود را برای نقدینگی هرچه بیشتر و اسکناسهای کاغذی آماده میکنند اجناس کلیدی اعم از فلزات گرانبها و رنگی کانیها و.... به رایگان نفروشند تزریق مجدد پول نسخه شفا بخشی نبوده و فقط مسکنی است که درد را دوباره و قویتر پدیدار میکندحجم اسکناسها و انواع براتها و ارزهای متنوع خارجی و اعتبار آنها بسیار کم ارزش تر از آن چیزی هست که برای ما قابل مشاهده است.

برای مثال اگر قرار بود یورو تنها ارزی باشد که سران کشورها آنرا در زمان رکود از بانکهای خود استقراض کرده باشند و سپس آنرا در تقابلبا دلار قرار دهیم البته قبل از رکود ، ارزش امروز یورو حدود 0.5 برابر دلار بود و همچنین اگر دلار را تنها ارزی فرض کنیم که در زمان رکود از بانک مرکزی امریکا استقراض و تکثیر شده البته در تقابل با یوروی  توانمند قبل از رکود ، ارزش یورو حدود 2.5 برابر با دلار بود.

بر این اساس ما امروز شاهد تلاقی ارزشهای کاهش یافته در انواع ارزها هستیم که توانسته اند معیار نادرستی از ارزش خود را بنمایش بگذارند.

ارزهای مقتدری که هریک برای نجات اقتصاد کشورهای خود تکثیر شده و کاهش ارزش یافته اند و ما این ارز را در تقابل با ارز کاهش ارزش یافته و حجیم شده دیگری در تقابل قرار میدهیم و ذهن ما متوجه ارزش واقعی انها نمیشود.

این رویه در این مقطع میتواند سبب بهبود و رونق اقتصادی شود اما چون چرخ کلیه صنایع و بازارهای کار و اقتصادی بشکل سالم و اصولی راه نیفتاده می تواند علاوه بر ایجاد فاصله طبقاتی ، قسمتی اعظمی از این نقدینگی را وارد بازارهای بورس کشورهای مربوطه نماید و آنرا حبابی نماید.

پیامدهای این تصمیم

افزایش قیمت اجناس و کالاهای سرمایه ای در زمان رکود سبب افزایش قیمت پایه ای و ذاتی آنها میشود این افزایش سبب میشود که پس از به رونق رسیدن اقتصاد ما شاهد افزایش چشمگیر اقلام و کالاها و ایجاد قله های جدید قیمتی باشیم که در دوره های رونق اقتصادی قبل نظیر نداشته است.

کشورهایی که در اوج رونق اقتصادی در سالهای گذشته و 2007 میتوانستند برای مثال هر تن مس را بقیمت 8500 دلار بخرند اینبار در زمان رونق آینده همین فلز را بقیمت 11000 دلار را بزحمت خواهند خرید و سایر اقلام..... و حتی مواد خوراکی این اختلاف قیمتها به جیب کشورهای امریکایی و اروپایی که ارز پذیرفته شده جهانی دارند می رود و کشورهای جهان سوم و در حال توسعه را روز به روز مستمند تر میکند.

من به جامعه کارگری سراسر دنیا هشدار میدهم که از حقوق خود دفاع کنند و از عمل تکثیر ارز جلوگیری نمایند. عملی که بدون توجه به حقوق و دستمزدهای این قشر صرفا جهت حمایت از سرمایه دارها شکل گرفته است .

قسمتی از ارزهای تزریق شده به اقتصادها از ذخیره ارزی موجود آنها که حاصل دسترنج کارگران است ، می باشد و مابقی آن بشکل استقراض میباشد که باز باید فشار آن بر دوش همین قشر باشد.

سرمایه دارها آسیبی نمی بینند چون همانطور که میبینیم انها پس از ترزیق پول سرمایه خود را به انواع فلزات رنگی و سهام شرکتهای پتانسیل دار تبدیل کرده و میکنند.

با این روش  تنها گامی بلند برای ایجاد فاصله هر چه بیشتر طبقاتی برداشته میشود که ابتدا جامعه موود در همین کشورها اسیب میبینند و سپس سایر کشورها و حتا فاصله طبقاتی اقتصادی بین کشورها نیز افزایش می یابد کشورهایی که باید نفت و معادن و دسترنج خود را با براتهایی بی اصول معاوضه نمایند . اینجاست که بدرستی باید بحث خروج از دلار را مطرح کرد که سایر کشورها و جامعه کارگری آسیب کمتری ببینند.


نویسنده - آرش 
اشتراک گذاری :
ارسال نظر