دوشنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۴۰۲ - ۱۰:۴۴

آیا معادلات جهان در حال تغییر است؟/ آیا چین در ادامه برنامه نفوذ اقتصادی به زودی موفق خواهد شد؟

عده‌ای می گویند حذف آقایی و کدخدایی دلار در حال اتفاق افتادن است (البته ما نیز نه طرفدار آمریکا هستیم نه رویایی آمریکایی داریم و فقط چند سوالی ذهنمان را درگیر کرده که بله این اتفاق در حال رقم خوردن است.
کد خبر : ۲۶۹۳۳۹

به گزارش بورس نیوز،  چند روزی است بعد از گزارش چین از کاهش حجم معاملات دلاری خود و افزایش تجارت با یوان با دیگر کشور‌ها و نقل بر سر زبان افتاده محافل جهان سومی بخصوص با زیر تیتر کشور برزیل هم می خواهد بدهی و تجارت خود را از چین با یوان تسویه کند (البته بهتر است نگاهی به تورم و وضعیت حزب فعلی بریزل هم داشت) افتاده که ما را بر آن داشت تا با نگاه سطحی در حد توان خود به این موضوع بپردازیم و چند سوالی که ذهن ما را درگیر کرده بپرسیم.

(ابعاد برسی صرفا بر مبنای واردات و صادرات و تولید و وابستگی و روابط سنجیده شده است و ابعاد اقتصاد کلان و غذا و نظامی و... از حیطه این تحلیل خارج و کنار است و می تواند معادلات ما را تحت شعاع هم قرار بدهد.)

عده‌ای می گویند حذف آقایی و کدخدایی دلار در حال اتفاق افتادن است (البته ما نیز نه طرفدار آمریکا هستیم نه رویایی آمریکایی داریم و فقط چند سوالی ذهنمان را درگیر کرده که بله این اتفاق در حال رقم خوردن است، ولی نه با محوریت و خلق یک کدخدای جدید بلکه با احماع جهانی و غلبه بر سلطه استکبار و این موضوع هیچ جنبه اعتقادی و زیر سوال بردن روابط ما با هیچ کجا نیست و فقط صرفا دغدغه‌ای است که کمی عمیق‌تر در این برهه به مسائل نگاه کنیم و صرف یک گزارش سیاست خارجی خود را فدا نکنیم و به عنوان یک ایرانی که اقتصاد مملکت رابطه تنگاتنگی با معیشت دارد راه حل برون رفت از این تنگا را تکیه بر توان داخل و افزایش توان تولید آزاد دارم دغدغه‌ای که سالیان متمادی رهبری نیز به آن اشاره و گوشزد کرده که با برسی پارامتر‌های چندساله تولید و افزایش توان عقبترین عملکرد را حتی به نسبت قیمت قبوض آب و برق و گاز و تلفن داشته و علت پیشرفت دیگر کشور‌ها تولید بوده نه فروش ذخایر خدادادی و بخصوص خام فروشی همچنین دوستی و دادستد عزت مندانه و معقول با کل دنیا را آرزویی داریم که انشالله محقق شود نه صرف نوشتن چند خط تفاهم و ...

نفوذ اقتصادی چین در منطقه و دنیا از کسی پوشیده نیست. نفوذی برای بقا ملت خود که خود ملت سهم عظیم بیش از ۷۵ درصدی در تولید دارند (چیزی شبیه سهام عدالت ما) اقتصادی مردمی نه مردمی برای اقتصاد دولتی کوچک که این اصلاحات با روی کار آمدن آقای شی سبب شد تا مولد سازی و مردمی بودن اقتصاد شکل بگیرد تا دولت کوچک باشد و درامدش پایدارتر (چیزی که انشالله با مولدسازی اصولی در مملکت خودمان میز شاهد باشیم)

اقتصاد چین بر تولید و صادرات و ساخت و ساز استوار هست بخش اعظم ساخت و ساز در این سال‌ها بعلت افزایش قیمت‌ها کرونا و نرخ بهره و رکود و تورم دچار لطمه گردیده است که در گزارشات کشور چین اعلام شده است.

چین برای عبور از این تنگنا از برهم زدن معاملات اقتصادی در سطح جهانی از هربه‌هایی منحصر به فرد با اتکا به توان واردات و صادرات که منجر به افزایش GDP در کشور خود به طبع قدرت چانه زنی بهره برداری است و همچنین با وضع قوانین به خصوص در دوره همه گیری کرونا سبب کنترل شاخص هزینه تولید و همچنین شاخص مصرف تولید جهانی خود شده است.

امریکا نیز با اهرم نفوذ چندین ساله پول بدون پشتوانه و اوراق و در دست داشتن شرکا و نفوذ کارخانجات و تولیدات و فناوری‌های بروز خود نیز در تلاش برای مهار این اژد‌های کهن و مابقی دوستان او بوده و در مواقعی که خطر دید گزینه دارد به اسم تحریم که چین در سطح بین المللی از آن بی بهره است استفاده کرده مثل تحریم‌های ناجوانمردانه ایران هر چه که باشد اول و دوم پلکان اقتصاد در دنیا این دو کشور هستند و در رقابت قطعا برای تصاحب جایگاه اولی در از هیچ گزینه‌ای حتی فنا کردن دیگران برای بقا و سروری خود دریغ نخواهند کرد.

اما زوایایی که در حال بزرگ شدن از این واقعه (افزایش قدرت یوان) در کشور ما بوده کارشناسی نشده و ساده می باشد هنوز که ما چیزی جز شعار افول ندیده ایم و ایدئولوژی که فقط به فکر نابودی است نابودی کشوری که یک شرکت مثلا مایکروسافت ان چند برابر اقتصاد بیش از ۷۵۰ شرکت بورسی ما است که خود این امر گواه اهمیت تولید و دیپلماسی اقتصادی و حمایت از تولید می باشد وگرنه کدخدا هر که باشد شعار ما نه شرقی و نه غربی خواهد بود و اقتدار ما نباید چیزی جز اسایش اقتصادی و رفاه مردم ماباشد چیزی که در این چند سال اخیر سبب بروز مشکل برای عوام شده هر جا از خودکفایی عقب افتادیم و تکیه بر توان داخل نکردیم سبب شد ما دچار مشکل شویم روحیه جهادی جنگ و انقلاب دهه ۴۰ و ۵۰ یک شعار بیش نبود ما میتوانیم این می توانیم‌ها را در عملکرد صنایع دفاعی خود به وضوح می بینیم جایی که عمده تحریم‌ها مربوط به آنهاست، ولی صادر کننده شده اند به همت شهدایی که در این راه جان داده اند، اما نگاه کنیم دولتی با بیش از ۹۰۰ شرکت تولیدی و خدماتی با هزاران زیر مجموعه که فقط با عملکرد چند درصد در این شرکت‌ها ما از فروش نفت بی نیاز می شویم، اما بهانه‌ای برای افرادی گشته که تحریم نمی گذارد تا عملکرد بد اقتصادی و حزب بازی خود را حواله به چند هزار کیلومتر ان طرف‌تر بدهند و نعمتی بدانند برای جایگاه خود، ولی در اصل تنگنای تحریم نعمتی بود برای بعضی از صنایع محققین تا به خوباوری خود دست پیدا کنند که ما میتوانیم در باب این که چرا خوشبین به نفوذ یوان نیستیم و اینکه قطعا آینده دلار به زودی در حال برچیده شده است نیستیم به چند نکته بسنده می کنیم و عزیزانی که کارشان اقتصاد و سیاست است شفاف سازی کنند و به گفته رهبری هرجا با مردم صادق بودیم مردم جان دادند برای ما

۱. چین بزرگترین واردکننده در دنیاست و بزرگترین تولید کننده چه مواد اولیه چه محصول چه واسطه چه خدمات
واردات مواد اولیه چین از چه کشورهایی است که حاضر به گرفتن یوان شده اند این میزان واردات چقدر است؟ (مراجعه به گزارش گمرگ چین)

صادرات چین به امریکا و بازار امریکا چه مقدار استظ، چه حجم، چه نوع؟

۲. کشور‌های حامی یوان چقدر وابستگی به دلار دارند از خود ما بگیر تا بقیه و اقتصاد و ارزش پول ملی شان یا جمعی مثل یورو چقدر به دلار امریکاست آیا در ۳ دسته هیچ، زیاد و کم دسته بندی می شوند؟

۳. وابستگی اقتصاد تولیدکنندگان چین به امریکا از منظر نیروی کار چقدر است یا همان چند درصد کارخانجات و سرمایه گذاران در اقتصاد چین امریکایی هستند مثل کارخانه اپل؟

۴. واردات کشور‌های حامی یوان از امریکا چقدر است یا وابستگی اقتصادشان به امریکا چند درصد است مثلا عربستان که از سال گذشته قرار شد نفت به یوان به چین بدهد چقدر به امریکا وابسته است از واردات و خدمات تا صادرات مثلا آرامکو یا تجهیزات آبشرین کن برایش حیاتی است یا صرف گرفتن یوان و مابقی بحث ها؟

۵. میزان بدهی اوراق قرضه و تعرفه گمرکی دو کشور امریکا و چین چقدر است آیا امریکا با تعرفه‌ها سنگین در صدد چه چیزی است آیا امریکا نیز اوراق یوان دارد این اوراق‌ها نقش شان در اقتصاد و روابط خود این دو طرف چه بوده؟

۶. وابستگی واردات از امریکا برای چین چه مقدار است میزان آن در تمام سطوح با توجه به آن و جواب سوال ۵ آیا رابطه‌ای میان واردات و تسویه بدهی چین در اوراق قرضه امریکا با تعرفه گمرکی وجود دارد و همچنین واردات امریکا صرف پرداخت حقوق نیرو‌های کار شرکت‌های امریکایی مسقر در چین نمی شود؟

۷. کنترل بازار‌های مالی و کامودیتی‌ها در دست کیست؟ تعرفه و خدمات مالی و نظارتی بر عهده کیست و آیا امکان انحلال این سیستم‌ها وجود دارد؟ مثلا بورس شیکاگو و بورس لندن قوی‌تر و معتبر‌تر و جهانی‌تر هستند یا بورس شانگ‌های که بیشتر برای کنترل مواد وارداتی خودش کاربرد دارد و البته بعضی از دوستانش؟

(گرچه چین در دوران کرونا هر جا مواد کم داشت قرنطینه کرد تا برخی اجناس وارداتی پایین بیاید و تولیدات و صادرات و نیاز جهانی بخاطر عرضه کاهش یابد و توازن قدرت برهم بخورد، اما فدرال هم برنامه ریزی دقیقی انجام داد که فعلا در مجموع بالا دست بوده است)

۸. دوستان کی بیشتر است و محبوبیت رسانه و عوامی کدام بیشتر است در افکار عمومی جهان صرف روابط دوستانه چین با ما هنوز متهم کوید و بخصوص بخاطر قرنطینه رکود اقتصادی است یا دوستی با روسیه یا کمک به کشور ما؟

۹. وابستگی انرژی کدام بیشتر است؟ در بحث نفت، گاز، مواد اولیه و صنایع بالادست عملا حجم واردات عظیم چین به کدام دسته تعلق دارد آیا توانایی جایگزین آن وجود دارد گرچه تحریم ما و روسیه و تخیفات دوستی هنوز به قدر تولید کنندگی ارزان نخواهد بود.

۱۰. صادرات انرژی امریکا و غلات و مواد غذایی امریکا به چه کشور‌هایی بیشتر است و این کشور‌ها با چه ارزی با امریکا معامله میکند و سهم این کشور‌ها از اقتصاد و GDP جهانی چقدر است؟

قطعا در سایت تجارت جهانی و بانک مرکزی جهانی صندوق بین المللی پول و امار واردات و صادرات و گزارش گمرکات ۲ طرف این سوالات جواب داده شده است. فقط صرف اینکه این اعداد را در کنار هم یکبار دیگر مرور کنیم البته قطعا چینی‌ها برنامه بلندمدتی دارند و گام به گام به جلو می روند، اما قطعا کدخدای پیر و دوست قدیمی اش گرگ درنده انگلیس که رابطه پسر و پدری با هم دارند برنامه منسجمی را درپیش گرفته اند تا اقایی خود را از دست ندهند.

نکته اصلی این است و البته باید در نظر گرفته شود که ارزش یوان چه خواهد بود و با پشتوانه چه چیزی قرار هست حجم آن افزایش یابد؟

طلا یا تولید یا اوراق یا. واقعا سوال مهمی است. امریکا ۲ بار بخاطر پشتوانه سازی دنیار را زیرو رو کرد تا با فشار اوراق سازی کند، تا از گیر طلا و تولید و مسکن فرار کند، تا ارزش پول ملی اش یک عدد شود.


بزرگترین طلبکار امریکا همین چین است که تقریبا بین ۳۵ تا ۴۰ درصد اوراق قرضه امریکا را در دست دارند اگر بدهی قبلی در قرن ۲۱ با یک ساله اخیر امریکا را در نظر بگیریم عدد ۱۳ تریلیون دلار خواهد بود.

اگر نصف درصد بدهی چین در گردش بازار تولید باشد شما حساب کنید و نصف مابقی در داخل امریکا تقریبا ۲۰ درصد ۱۳ تریلیون دلار بدهی امریکا مستقیم ارزش یوان است که نیست (این گزارش بطور دقیق توسط دو طرف اعلام نمی شود) امریکا رتبه اول بدهی و چین رتبه ۱۳ و میزان این بدهی تقریبا چند درصدی کمتر از درصد بدهی امریکاست (یعنی خودش در مقابل افت نکردن ارزش و نداشتن پول اوراق فروخته است.

حالا رصد کنید بدهی امریکا در ۱.۵ گذشته تقریبا ۲ برابر شده عمده این بدهی‌ها چه کشور‌هایی بوده اند رتبه دوم تا ۱۲ لیست بدهکاران دنیا همگی بجز رتبه ۷ ژاپن اروپایی‌ها هستند. کافی است نگاهی به موضوع سوال واردات و صادرات دیگر کشور‌ها از امریکا بی اندازید؟

ارزش یوان در برابر دلار و یورو چقدر است؟

عمده ۹۰ درصد کشور‌های وارد و صادر کننده به چین با این دو ارز معامله می کنند و یا ارزش پول‌ها و دارایی‌های کشور‌ها با این دو هست.

حالا حجم معاملات این کشور‌ها با امریکا چقدر است؟

آیا چین قصد دارد از طریق اوراق ارزش یوان را قوی کند بر فرض بله چقدر دلار دارد تا به کشور‌ها بدهد تا پولش در چرخه اقتصاد ان کشور سهیم شود؟ (این نکته را تومه کنید امریکا راحت میتواند بدهی اش را با این گزینه به تمام دنیا بپردازد)

حالا محاسبه کنید تضعیف دلار به نفع کیست؟ تا بدهی هایش را صفر کند

شاید دور از انتظار نباشد که امریکا در فکر انقلاب سوم مالی باشد امریکا، چون هنوز قدرت زیادی در مجامع و نهاد‌ها دارد و با یک خط تحریم می تواند کشوری را به حال و روز ما بیندازد.

البته چین قطعا مسیر هند و و یورو را در برکناری دلار در پیش گرفته با تغییراتی کامل‌تر و به روز‌تر و با آنالیز گذشته و...، اما با نگاه به تاریخ می بینیم این دلار نفوذ اش آنقدر زیاد است که با دوستان نزدیک خود هم شوخی ندارد حتی بحرانی درست کرد برای یک اتحادیه که میخواستند دلار را از مبادلات شان حذف کنند، ولی جوری شد که حتی ارزش پول ملی کشورهایشان (داخلی مثل فرانک) نیز به دلار محاسبه میشود نه پول اتحادیه (یورو). آن زمان بزرگترین بدهکاران امریکا اروپایی‌ها بودند (همه چیز در تاریخ نهفته است)

از باب نیروی کار نگاه میندازیم می بینیم هر جا که چین می رود نیروی کارش نیز جز برنامه‌های خودش است قطعا می داند به زودی با رقیب خود در اقتصاد به مشکل بر خواهد خورد و رقیب خود هم دوستی دارد به نام انگلیس که نفوذی چندصد ساله در اقتصاد هند دارد. هندی که در سال ۲۰۲۳ جمعیتش از چین بیشتر می شود. نیروی کار ارزان جوان اقتصادی در حال توسعه و قومی گرا با رویایی تولید بالا و وابسته به کشور‌های در زمره دوست امریکا شاید این بار امریکا انقلاب اوراق بدهی را در دستور خود دارد تا با تضعیف دلار و ریزش اوراق بدهی خود را به صفر برساند و در برابر بدهی خود نیروی کار و کارخانه در جهان سومی‌ها بسازد (کاری که با چین کرد) هم چهره محبوب بگیرد هم ترسناک‌تر از ان دلار دیجیتال را بسازد.

کافی است کشور‌هایی این دایره دوست امریکا را نگاه کنید که چقدر وابسته به ارز دیجیتال شده اند و در تکنولوژی غرق شده اند و وابستگی این تکنولوژی محصورا تایوان است و شاید مشغول بودن و حمایت از اوکراین توسط امریکا و دوستانش قطعا همین موضوع هست تکنولوژی و تراشه‌ها و لیتیوم و.... چون بهتر است با یک اژد‌ها تنها بجنگد تا در کنارش خرسی باشد.

چین ابتدا باید ارزشی مستقل برای پولش بسازد و باید این ارزش در قالب فیات باشد نه دیجیتال عمده کشور‌های حامی چین بخاطر نقش وتو آن کشور‌های مظلوم و مورد استبداد قرار گرفته همان جماعت دوست دور میز امریکا و خود او هستند و صنایع اصلی یا تحت حمایت مستقیم یا واسطه‌ای استعمار قرار دارند مثلا بحث سیگار واردات ما که شرکت دخانیات و سهام عدالت را مربوط میشود شرکت اصلی مال کجاست؟ یا کارخانه نوشابه سازی؟ 

مایی که ۴۴ سال در جنگیم در خانه هایمان محصولات امریکایی است. حالا نقش ما در این معادله چیست ما کجای کار هستیم. بالاخره اگر قرار است خوشحال آقایی چین باشیم شاید پله اول دنیا اخلاقش را عوض کرد اگر قرار است به همان امریکا اکتفا کنیم پس چرا دست دست می کنیم اگر تحریم نعمت است پس چرا تولید فاجعه است اگر مدیری ناکارامد است پس چرا هنوز سرکارش است.

معتقدم مافیایی وجود ندارد مافیا یعنی بی عرضگی یک مسول در جهت کنترل انجام وظایف که سبب ایجاد رانت می شود. اینقدر که ما مافیا داریم، در سیسیل وجود ندارد. مافیای خودرو، آهن، ساختمان، سیمان، دارو فولاد و... اما تنها راه حل خروج از بحران تولید است گذشته ۱۰ اقتصاد برتر را نگاه کنید فقط از تولید و منابع به جایی رسیدند نه از دوستی نمونه بارزش بحث گاز روسیه و... کاش عزیزان تحلیلگر سیاست به اقتصاد پنهان شده در سیاست بیشتر توجه کنند. ما از سیاست برای بقای ملت خویش نه امضا تفاهم نامه و باراضافه بهروری اقتصادی می خواهیم.

در پایان این مقاله می گویم هدف تضعیف روابط با چین یا دوستی با امریکا نبوده. هدف این است که مسایل را عمیق نگاه کنیم تا منافع ملی خود مان را تقویت کنیم اقتدار خودمان را حفظ کنیم پیشینه تاریخی خودمان را به رخ دنیا بکشیم و با توکل و توسل با خودباوری و اعتماد به جوانان و با تکیه به امکانات و رهنمود‌های رهبری تولید را افزایش دهیم که شعار سال محقق نمیشود مگر در افزایش تولید و به طبع مولدسازی و اعتمادآفرینی به بازار بورس تا چرته‌های اقتصاد و موتور محرک اقتصاد فعال بماند وگرنه با ناترازی‌های موجود مهار تورم امکانپذیر نخواهد بود و در معادلات جدید جهانی اگر اتفاق بی افتد ما فقط حرف نظامی خواهیم داشت و نه اقتصادی و اقتصاد داخل ما و دولت دوباره گره به فروش خام نفت خواهد خورد و...

یادمان باشد در جنگ بین عقاب و اژد‌ها عقاب تیزبال‌تر و چابکتر است، چون عادت به نوک قله نشینی دارد و اژد‌ها عادت به پنهان شدن و آتش زدن.
- ارسالی مخاطب بورس نیوز

اشتراک گذاری :
نظرات کاربران
ارسال نظر
نظرات بینندگان
ناشناس
کاملا احساسی
برزیل ارژانتین به چین پیوستند اعراب هم همچنین
هند دیگر مستعمره انگلیس نبست
الان حامی امریکا واروپا دارند کم می شود
به جای این دو قطبی سازی به فکر تغییرقوانینی باشیم که موسویواذنابش در دوران موسوی خاتمی وهاشمی تصویب وکشور را الان با ان اداره نی شود وبه قهقرا نی رود