دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۶

ما رنگ سبز را انتخاب نکرده ایم این رنگ سبز است که ما را انتخاب کرده است

کد خبر : ۲۷۱۵۹
بنا به گزارش بورس نیوز به نقل از حیات نو ؛همزمان با عيد سعيد غدير خم جمعى از مردم، چهره هاى سياسى و شخصيت ها با حضور در دارالزهرا با حجت الاسلام و المسلمين محتشمي، ميرحسين موسوى و همسرش زهرا رهنورد ديدار و عيد سادات را به آنها تبريک گفتند. مهندس ميرحسين موسوى در اين مراسم با تبريک عيد غدير خم با بيان اينکه اين عيد همزمان با شرايط ويژه اى که در کشور وجود دارد ،شده است تصريح کرد: يکى از ويژگى هاى ايام الله و روزهاى خدا اين است که متاثر از شرايط فعلى اين مناسبت‌ها دوباره باز تفسير مى شوند و معناهاى جديدى از آنها درک مى کنيم، عيد غدير امسال هم از اين امر مستثنى نيست.نخست وزير محبوب امام گفت: يکى از شعارهاى مهم اوايل انقلاب؛ برابري، برادرى و حکومت عدل علي؛ بود که همه در ابتداى انقلاب دنبال تحقق اين شعارها بوديم. حکومت على (ع) براى همه افرادى که در آن دوران به خيابان ها آمدند الگو بود چه آنها که خيلى مذهبى بودند و چه آنها که کمتر به اين امور توجه داشتند.

وى با اشاره به شيوه حکومت دارى و مشى على (ع) در زندگى و رفتار با ديگران تصريح کرد: ابعاد زندگى حضرت على (ع) آنقدر خاص و مهم است که حتى يک مسيحى با چاپ کتابى تمام ويژگى هاى و شخصيت ايشان را مورد توجه قرار داده است.مير حسين موسوى تاکيد کرد:ملت ايران شايسته ترين ملت بود که به زندگى حضرت على نگاه کند و آن را مشى خود قرار دهد.


وى افزود: امروز بيش از هميشه نياز داريم که به آن الگو و فضا مراجعه کنيم زيرا در آن مشى و روش عدالت، آزادى ، برابرى را براى همه مردم مى خواست.وى با اشاره به برخى وقايع تاريخى در دوران زندگى حضرت على (ع) گفت: بارها درباره دادگاهى که حضرت على (ع) با يک فرد يهودى در آن حضور پيدا مى کند شنيده ايم. وقتى احترامى بيش از فرد يهود به حضرت گذاشته مى شود ايشان اعتراض مى کنند. يا اينکه دلسوزى حضرت على نسبت به فقرا بارها در تاريخ مورد تاکيد قرار گرفته است. امام على (ع) حتى رعايت شمع بيت المال را نيز مى کرد. و از شمع بيت المال براى امور شخصى خود استفاده نمى کردند.نخست وزير محبوب امام گفت: بسيارى از ويژگى ها و مشى حضرت على و بسيار موارد ديگر در ذهن مردم ما باقى مانده است چرا که اين موارد براى تحکيم جامعه اى که بايد بر اساس اين معيارها شکل مى گرفت تعيين کننده بود.

وى با تاکيد بر اينکه هم اکنون بيش از هر زمان ديگرى نياز داريم تا جامعه خود را با آن دوره و مشى مقايسه کنيم گفت: شب شهادت حضرت على (ع) را به ياد آوريم که به فرزندان خود درباره ابن ملجم(قاتل ) خود چه سفارشى کرد که اگر حضرت زنده مى ماند چه رفتارى با ابن ملجم شود و اگر حضرت به شهادت رسيد با او چگونه برخورد شود.مهندس موسوى تصريح کرد: جامعه مى خواست چنين ويژگى هايى در حکومت دنبال شود. اگر حکومتى نتواند همانند حضرت على عمل کند بايد حداقل گرايشى به سمت مشى ايشان در خود نشان دهد که متوجه شويم به آن سمت مايل است .وى تاکيد کرد: ما که افتخار داريم تا حکومت على (ع) را الگوى خود قرار دهيم بنابراين بايد بارقه هايى از آن را در زندگى خود ببينيم .موسوى گفت:جامعه علوى به رنگ سبز انداختن نيست. جامعه علوى با تعهد در مقابل مردم ، با عدل و انصاف، با مردم دارى و شفقت به مردم به دست مى آيد.وى به خاطره اى اشاره کرد و گفت: چند سال پيش سالى به عنوان سيره حضرت على (ع) نامگذارى شد تا دراين راستا کارهاى فرهنگى صورت گيرد. در آن دوران وزارتخانه اى نهج البلاغه چاپ و نسخه اى را هم براى من فرستاد اما اين نهج البلاغه چنان سنگين بود که به سختى مى شد آن را بلند کرد. مشخص شد چاپ اين کتاب تنها زينتى است که من آن نهج البلاغه را نگه نداشتم.موسوى افزود: آيا ما از سيره على (ع) چاپ نهج البلاغه هاى بزرگ که نتوان آنها را خواند و فهميد و فقط براى زينت است را ياد گرفته ايم؟ يا واقعا به دنبال عدل و عدالت على (ع) هستيم.وى تاکيد کرد: زندگى على (ع) امروز و در اين عيد غدير برجسته تر از هميشه به خاطر ما مى آيد و آرزو و دعا مى کنيم در اين روز همه ملت ايران، مسئولان و همه آنهايى که در راه مبارزه گام برداشته اند به سمت سيره حضرت على (ع) هدايت و از دل به سمت جامعه حرکت کنند.موسوى تصريح کرد: بايد توجه داشت همانطور که در روايات آمده است يک جامعه، با کفر باقى مى ماند اما با ظلم باقى نمى ماند.

همزمان با عيد سعيد غدير خم جمعى از مردم، چهره هاى سياسى و شخصيت ها با حضور در دارالزهرا با حجت الاسلام و المسلمين محتشمي، ميرحسين موسوى و همسرش زهرا رهنورد ديدار و عيد سادات را به آنها تبريک گفتند. مهندس ميرحسين موسوى در اين مراسم با تبريک عيد غدير خم با بيان اينکه اين عيد همزمان با شرايط ويژه اى که در کشور وجود دارد ،شده است تصريح کرد: يکى از ويژگى هاى ايام الله و روزهاى خدا اين است که متاثر از شرايط فعلى اين مناسبت‌ها دوباره باز تفسير مى شوند و معناهاى جديدى از آنها درک مى کنيم، عيد غدير امسال هم از اين امر مستثنى نيست.نخست وزير محبوب امام گفت: يکى از شعارهاى مهم اوايل انقلاب؛ برابري، برادرى و حکومت عدل علي؛ بود که همه در ابتداى انقلاب دنبال تحقق اين شعارها بوديم. حکومت على (ع) براى همه افرادى که در آن دوران به خيابان ها آمدند الگو بود چه آنها که خيلى مذهبى بودند و چه آنها که کمتر به اين امور توجه داشتند.

وى با اشاره به شيوه حکومت دارى و مشى على (ع) در زندگى و رفتار با ديگران تصريح کرد: ابعاد زندگى حضرت على (ع) آنقدر خاص و مهم است که حتى يک مسيحى با چاپ کتابى تمام ويژگى هاى و شخصيت ايشان را مورد توجه قرار داده است.مير حسين موسوى تاکيد کرد:ملت ايران شايسته ترين ملت بود که به زندگى حضرت على نگاه کند و آن را مشى خود قرار دهد.


وى افزود: امروز بيش از هميشه نياز داريم که به آن الگو و فضا مراجعه کنيم زيرا در آن مشى و روش عدالت، آزادى ، برابرى را براى همه مردم مى خواست.وى با اشاره به برخى وقايع تاريخى در دوران زندگى حضرت على (ع) گفت: بارها درباره دادگاهى که حضرت على (ع) با يک فرد يهودى در آن حضور پيدا مى کند شنيده ايم. وقتى احترامى بيش از فرد يهود به حضرت گذاشته مى شود ايشان اعتراض مى کنند. يا اينکه دلسوزى حضرت على نسبت به فقرا بارها در تاريخ مورد تاکيد قرار گرفته است. امام على (ع) حتى رعايت شمع بيت المال را نيز مى کرد. و از شمع بيت المال براى امور شخصى خود استفاده نمى کردند.نخست وزير محبوب امام گفت: بسيارى از ويژگى ها و مشى حضرت على و بسيار موارد ديگر در ذهن مردم ما باقى مانده است چرا که اين موارد براى تحکيم جامعه اى که بايد بر اساس اين معيارها شکل مى گرفت تعيين کننده بود.

وى با تاکيد بر اينکه هم اکنون بيش از هر زمان ديگرى نياز داريم تا جامعه خود را با آن دوره و مشى مقايسه کنيم گفت: شب شهادت حضرت على (ع) را به ياد آوريم که به فرزندان خود درباره ابن ملجم(قاتل ) خود چه سفارشى کرد که اگر حضرت زنده مى ماند چه رفتارى با ابن ملجم شود و اگر حضرت به شهادت رسيد با او چگونه برخورد شود.مهندس موسوى تصريح کرد: جامعه مى خواست چنين ويژگى هايى در حکومت دنبال شود. اگر حکومتى نتواند همانند حضرت على عمل کند بايد حداقل گرايشى به سمت مشى ايشان در خود نشان دهد که متوجه شويم به آن سمت مايل است .وى تاکيد کرد: ما که افتخار داريم تا حکومت على (ع) را الگوى خود قرار دهيم بنابراين بايد بارقه هايى از آن را در زندگى خود ببينيم .موسوى گفت:جامعه علوى به رنگ سبز انداختن نيست. جامعه علوى با تعهد در مقابل مردم ، با عدل و انصاف، با مردم دارى و شفقت به مردم به دست مى آيد.وى به خاطره اى اشاره کرد و گفت: چند سال پيش سالى به عنوان سيره حضرت على (ع) نامگذارى شد تا دراين راستا کارهاى فرهنگى صورت گيرد. در آن دوران وزارتخانه اى نهج البلاغه چاپ و نسخه اى را هم براى من فرستاد اما اين نهج البلاغه چنان سنگين بود که به سختى مى شد آن را بلند کرد. مشخص شد چاپ اين کتاب تنها زينتى است که من آن نهج البلاغه را نگه نداشتم.موسوى افزود: آيا ما از سيره على (ع) چاپ نهج البلاغه هاى بزرگ که نتوان آنها را خواند و فهميد و فقط براى زينت است را ياد گرفته ايم؟ يا واقعا به دنبال عدل و عدالت على (ع) هستيم.وى تاکيد کرد: زندگى على (ع) امروز و در اين عيد غدير برجسته تر از هميشه به خاطر ما مى آيد و آرزو و دعا مى کنيم در اين روز همه ملت ايران، مسئولان و همه آنهايى که در راه مبارزه گام برداشته اند به سمت سيره حضرت على (ع) هدايت و از دل به سمت جامعه حرکت کنند.موسوى تصريح کرد: بايد توجه داشت همانطور که در روايات آمده است يک جامعه، با کفر باقى مى ماند اما با ظلم باقى نمى ماند.

فى‌الواقع از انطباق خود با آمادگى جامعه براى تمکين در برابر زور ارتزاق کرده است، گرچه اين تمکين هم تا ابد نمى‌پايد.

جامعه ما اينک شگرف‌ترين تحولات را تجربه مى‌‌کند؛ بعد از حوادثى که چند ماه گذشته به خود ديد کيست که بتواند اين حقيقت را انکار کند؟ ماهيت دقيق اين دگرگونى چيست؟ اين بزرگترين سوال براى ما و براى مخالفان ماست. آنان نيز اگر بدانند که چه رويداد عظيم و مبارکى در راه است، کلاه‌خودها و چوب‌دستى‌هايشان را کنار مى‌گذارند و به دنبال ابزارهايى براى پرستارى از اين گياه پاک که در خاک ما جوانه زده است مى‌روند.

در ميان زيبايى‌هاى بسيارى که روزهاى پيش از انتخابات را نورانى مى‌کرد زيباترين پديده جمع شدن مردمى از سليقه‌هاى گوناگون گرداگرد هم بود. آنها براى آن که به اين کار موفق شوند تفاوت‌ها و تنوع‌هايشان را کنار نمى‌گذاشتند، بلکه به رسميت مى‌شناختند. کسى لازم نمى‌ديد که براى شرکت در اين يکرنگى هويت خويش را از دست بدهد و ديگرى شود. در آن يگانه‌شدن‌ها حظى وجود داشت که فطرت‌هايمان مى‌پسنديد. آن زنجيره‌هاى سبز انسانى که شهرهاى ما را فرا گرفت نمايشى تهى از حقيقت نبود. قرار نبود بعد از آن که از پل گذشتيم به سرنوشت يکديگر اهميت ندهيم و جان‌‌هايمان نمى‌خواست که پس از چشيدن طعم آن يگانگى از نو پراکنده شويم. چنين چيزى بدون ترديد نشانه‌اى از طلوع بزرگى و رشد در حيات يک ملت است.

بزرگى يک ملت در ثروتمند بودن يا قدرتمند شدن نيست؛ اينها فقط بخش کوچکى از آثار آن است. بزرگى يک ملت در عظمت جان اوست. بزرگى به آن است که بتوانيم امور ظاهرا ناسازگار را با هم داشته باشيم. خانه کوچک مکانى است فقط براى «من»، اما در خانه بزرگ براى ديگران هم جا وجود دارد. کارفرمايى که جانش کوچک بود فکر مى‌کرد جز با تجاوز به حقوق کارگران نمى‌تواند مالى بيندوزد، حال آن که کارآفرين بزرگ تنها راه سود بردن را سود رساندن مى‌بيند. همين‌گونه است تفاوت کارگر کوچک و کارگر بزرگ. به هزار دليل تنها راه بهره‌مند شدن اين است که همه با هم بهره‌مند شوند، اما کسانى که کوچکند ظرفى ندارند که در آن ديگرى هم بگنجد. همچنين است تفاوت ديندارى که بزرگ است و ديندارى که کوچک است.

ديندار بزرگ امام صادق (ع) است که در خانه خدا مى‌نشيند و با منکر خدا حکيمانه گفت‌وگو مى‌کند. حقيقت خانه خدا همان قلب اوست که براى همگان جا دارد و براى همه حق قائل است؛ حق زيستن، حق شنيدن، حق برگزيدن، حق اشتباه کردن، حق بزرگ بودن. آرى بزرگ بودن، و الا بزرگ به کوچک چه کار دارد؟ غيرديندار را در جايگاهى مى‌بيند که مى‌تواند به زيبايى‌هاى دين رو کند، اگر نتوانسته‌ است حقيقتى را بيابد احتمال درک آن را از سوى ديگرى ناديده نگيرد، يا مى‌تواند کوچک باشد و هر چيزى را که نچشيده است انکار کند؛ هر چيزى را که درک نمى‌کند ترک کند و بى‌آن‌که بنشيند و براى فهميدن گوش بدهد، عقايد ديگران را بى‌اساس بخواند.ملت ما اينک دارد نشانه‌هاى بزرگى خود را به نمايش مى‌گذارد؛ آن تحول شگرفى که جامعه ما در تکاپوى تجربه آن است اين است. البته چيزى که اهميت دارد خود اين بزرگى است و نه نشانه‌هاى آن. نشانه‌هايش را باز مى‌گوييم تا خود آن را باور کنيم که چونان بهار از راه مى‌رسد و حيات ما را ديگرگون مى‌کند؛ تا به مبارکى آن ايمان بياوريم و از تغييراتى که ايجاد مى‌کند نترسيم. اين همان رشدى است که انقلاب ما به اميد آن بنا نهاده شد. چندى گذشت و از آن غافل شديم، ولى پروردگارمان غافل نشد. بذرى را که سى سال پيش از اين با هزار اميد در خاک خود کاشته بوديم پرورش داد تا اينک که جوانه‌هايش را پيش‌رويمان قرار داده است.نشانه‌هاى بزرگى يک ملت شبيه به صفاتى است که از يک انسان رشيد انتظار مى‌رود. کسى که آرمان ندارد هيچ نمى ارزد، اما کيست که بتواند در عين آرمان‌گرايى ارتباط خود را با واقعيت‌ها از دست ندهد؟ يک انسان رشيد؛ و يک ملت بزرگ. اگر مردم عليرغم تمامى صحنه‌هاى (...)که در اين چند ماهه ديده‌اند همچنان اجراى بدون تنازل قانون اساسى را شعار محورى خود مى‌دانند به آن خاطر نيست که اگر چيز ديگرى بخواهند به آنها داده نمى‌شود. تنها و تنها حکمت و واقع‌بينى مردم بود که اجازه نداد رفتار زشت (...)به واکنش‌هاى عصبى و لجام‌گسيخته بيانجامد.

[...]
به عنوان مثالى ديگر انعطاف يک انسان رشيد به معناى وادادگى نيست، بلکه بدان معناست که او براى رسيدن به مقصود خود پر از راه‌حل‌هاى گره‌گشاست. در طول شش ماه گذشته هر روز روزنه‌هايى که مردم مى‌گشودند بسته مى‌شد و آنان هربار بدون آن که به رودررويى کشيده شوند يا آرمانشان را کنار بگذارند راه‌‌‌‌حل‌هاى جديد خلق مى‌کردند.

به عنوان مثالى ديگر به صبر و متانتى که در حرکت مردم وجود دارد نگاه کنيد؛ خواسته‌هايشان را چنان با حوصله‌اى زندگى مى‌کنند که گويى مى‌توانند صد سال آنها را زندگى کنند؛ حوصله‌اى که مخالفانشان را خسته کرده است، حوصله‌اى که از رشد حکايت مى‌کند.و به عنوان مثالى ديگر انسان رشيد کسى است که اعتماد به نفس دارد؛ يعنى نسبت به ارزش‌هاى وجودى خود آگاه است. براى زمانى طولانى ما اين‌گونه نبوديم. سرهاى ما فروافتاده بود. دو قرن وابستگى خودباورى را از ملت ما گرفته بود، تا اين که انقلاب ترميم اين باروى فروريخته را آغاز کرد. ولى آيا بلافاصله به اين هدف رسيديم و عمق روح خود را از آن لطمه‌هاى تاريخى پاک کرديم؟

[...]
در چند ماه گذشته ملت‌ها ايرانيان را بسيار ستودند، اما واکنش مردم ما را در مقابل اين تحسين‌ها با گذشته مقايسه کنيد تا ايمان بياوريد که جان جامعه ما دارد نشانه‌هاى عظمت را تجربه مى‌کند. يک کشور تنها زمانى بزرگ است که ملتى بزرگ داشته باشد.

[...]
اخيرا شنيدم بسيج دانشجويى يکى از دانشگاه‌ها در مراسم خود براى مخالفان هم فرصت سخن گفتن قرار داده است؛ اين يک شروع خوب است. يا شنيدم که در عيد غدير مخالفان مردم به يکديگر شال سبز هديه مى‌دهند. از ديدگاهى که اين همراه شما مى‌نگرد اين را بزرگترين عيدى است. زيرا اين ما نبوديم که سبز را انتخاب کرديم، بلکه سبز بود که ما را برگزيد. آيا ممکن است که اين رنگ، برادران ما را نيز برگزيند؟ آرى ممکن است، زيرا ذى‌جود کسى است که به حيله حيله‌زننده نگاه نمى‌کند، و راه سبز شدن بر هيچ کس بسته نيست.


اشتراک گذاری :
ارسال نظر