نامه سرگشاده حزب اعتدال و توسعه به آيتالله يزدي
حزب اعتدال و توسعه در پاسخ به سخنان اخير آيتالله محمد يزدي، رييس شوراي جامعه مدرسين حوزه علميه قم، نامهاي سرگشاده منتشر کرد.
به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا در اين نامه آمده است:
با آرزوي تندرستي و توفيق روزافزون براي جنابعالي در خدمتگزاري به حوزه علميه مقدسه قم، از آنجايي که به نقل از حضرتعالي مطالبي مبهم و ناصواب درباره حزب اعتدال و توسعه و رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام طي ديدار با مديران حوزه معاونت آموزش و پژوهش سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در تاريخ پنجم دي ماه سال جاري در رسانههاي گروهي منتشر شده و خبري دال بر تکذيب و يا اصلاح آن از سوي دفتر شما انتشار نيافته است، فرض دانسته شد که در پاسخ به اظهارات جنابعالي، نامه حاضر نگاشته شود و چون بيانات شما در رسانههاي ارتباط جمعي بازتاب يافته است، اين حق براي حزب اعتدال و توسعه مسلم است که اين نامه را ضمن تقديم به حضرتعالي، در اختيار رسانهها قرار دهد.
در ادامه اين نامه آمده است: حافظه تاريخي ملت ايران گوياي اين واقعيت است که علما و روحانيت شيعه همواره ملجا و مامن مردم بودهاند و هر از گاهي که بحرانها و معضلات اجتماعي و سياسي دامن جامعه ايراني را ميگرفته، اکابر ديني و علماي عظام مايه آرامش ملت بوده و با برخورداري از سعه صدر و عطوفت انساني که به راستي نشات گرفته از آموزههاي اسلامي است، حلال مشکلات و پاسدار حقوق آحاد مردم بودهاند. بديهي است که ملت شريف ايران مستند به اين حافظه تاريخي و تجارب چند سدهاي خود، اين انتظار را که حقا توقع به جايي به شمار ميرود، در شرايط کنوني نيز از بزرگان روحاني خويش دارند.
در ادامه اين نامه از لحن و سخنان آيتالله يزدي انتقاد و بيان شده كه انتظار از شخصيتهايي چون وي ياريرساني به روند تنشزدايي در عرصه رقابتهاي سياسي داخلي و همانگونه که در منويات مقام معظم رهبري مشهود است، كمك به استقرار آرامش و امنيت رواني در جامعه است.
حزب اعتدال و توسعه در ادامه آورده است: جنابعالي حسب آن چه در رسانهها آمده است، در ديدار موصوف اشاراتي به تصريح و يا به تلويح در خصوص ماهيت حزب اعتدال و توسعه، اعضاي آن و نيز پايگاه و منزلت اجتماعي حزب مزبور داشتهايد که گمان ميرود ناشي از نارسايي اطلاعاتي راجع به حزب اعتدال و توسعه و نسبت به اعضاي اين حزب که جملگي فرزندان متعهد، دلسوز، صادق و با درايت انقلاب اسلامي و نظام مقدس جمهوري اسلامي محسوب ميشوند، يا تحت تاثير برخي افراد تندرو بوده است.
همگان ميدانند که انگيزه تاسيس اين حزب مواجهه با افراطيگريها و تندرويهاي برخي جريانهاي سياسي در ده سال گذشته بوده و مرامنامه حزب اعتدال و توسعه مبتني بر پايبندي به آرمانها و ارزشهاي انقلاب اسلامي، فعاليت در چارچوب قانون اساسي و التزام عملي به اين ميثاقنامه ملي، باور راستين به مردم سالاري ديني در قالب نظام سياسي جمهوري اسلامي و ملتزم بودن به اصل مترقي ولايت فقيه است. براي اعضاي حزب اعتدال و توسعه و مردم فهيم ايران پذيرفتني نيست که حزب اعتدال و توسعه در شرايطي که در بيش از بيست استان کشور، دفاتر آن به صورت سازمان دهي شده فعاليت ميکنند و با ترويج دو گفتمان مشي اعتدالي در گسترههاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي و فرايند توسعه متوازن و عدالت آفرين که با اقبال نخبگان مواجه شده و بسياري از شهروندان صديق و دلسوخته انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي ايران را همراه و همدل خويش ساختهاند، از جانب جناب عالي تعابيري به ناصواب و کنايهآميز در تحقير اين تشکل رسمي سياسي بيان شود. اگر جناب عالي برداشتي از عملکرد يک دهه فعاليت حزب مذکور داريد، عليالقاعده بايد مبتني بر بيانيههاي اين حزب در مقاطع و برهههاي مختلف زماني و مقالهها و ديدگاههاي اعضاي شوراي مرکزي آن در قالب مصاحبهها باشد. در کداميک از اين شاخصهاي ارزيابي عملکرد سياسي حزب اعتدال و توسعه ميتوان استنباط کرد که هويت آن در نزد عامه مردم و افکار عمومي نامعلوم است؟
مطمئن باشيد که اعضاي حزب اعتدال و توسعه بر مبناي مرامنامه و مشي حزبي خويش، با توطئه نحلههاي افراطي سياسي و اشخاصي که تلاش ميکنند با تخريب اذهان بزرگان نسبت به فرزندان راستين انقلاب اسلامي و خادمان حقيقي نظام جمهوري اسلامي ايران، به اهداف شوم خود دست يازند، مقابله کرده و با جديتي تمام براي تحقق ارزشهاي اسلامي و صيانت از دستاوردهاي اين انقلاب و استمرار و بقاي نظام جمهوري اسلامي بر اساس رهيافتهاي قانون اساسي، جان و مال خود را فدا ميکنند. به نظر ميرسد همين پايبندي ارزشي حزب اعتدال و توسعه، موجب بغض بدخواهان انقلاب شده است.
البته لازم است اين مهم را يادآوري کنيم که جايگاه قانوني حزب اعتدال و توسعه کاملا تثبيت شده است و اين حزب در اتخاذ مواضع خويش، صرفا رضاي الهي و خدمت به مردم و کشور را ملاک قرار داده و در چارچوب قانون اساسي و التزام به همه اصول آن، روح اسلاميت و مردمسالاري را در کارکردش حفظ کرده و عمل ميکند. بالطبع اين نوع نگاه ايجاب مينمايد که مسائل مملکت را از سر صدق و دلسوزي و با نگرشي علمي و کارشناسانه، به بوته نقد و بررسي سپرده و به منظور اصلاح امور، ديدگاهها، نقاديها و مواضع انتقادي خود را در معرض داوري افکار عمومي قرار داده و از مسئولان کشور، حل مشکلات و اصلاح روند امور را مطالبه کند.
در ادامه اين نامه از شخصيت مبارزاتي و مجاهدتهاي آيتالله هاشمي رفسنجاني نيز ياد شده و آمده است: در دوران اختناق پهلوي که کوچکترين اعتراضي به حکومت جرمي سنگين محسوب ميشد، بر هيچ يک از پويندگان طريق مبارزه پوشيده نيست و همگان اذعان دارند که ايشان از مورد وثوقترين ياران حضرت امام خميني (ره) به شمار ميآمدهاند. قرابت فکري و عاطفي حضرت آيتالله هاشمي رفسنجاني با رهبر فقيد انقلاب اسلامي موجب ميشد که در سختترين شرايط، مرحوم حضرت امام(ره) تدبير امور را به ايشان واسپاري کنند که از جمله آنها ميتوان فرماندهي دفاع مقدس هشت ساله در جنگ تحميلي عراق با ايران عزيزمان را نام برد.
غور و تامل در تحليل روانشناختي رجال پيشگام در انقلاب اسلامي، مبين اين واقعيت است که در کنار شخصيتهاي ممتاز انقلاب اسلامي ايران، آيتالله هاشمي رفسنجاني به موجب بهرهمندي توامان انديشههاي آرمانگرايانه و ديدگاههاي واقع بينانه و برخورداري از مشي سياسي و فکري معتدلانه و عقلايي، همواره مورد بغض عناصر ضد انقلاب داخلي و سد و مانع رخنه و نفوذ استعمار خارجي در کشور بودهاند که همين مهم منجر به ترور ايشان در ماههاي نخست پس از پيروزي انقلاب اسلامي شد که به حمد الهي ايشان از اين هجمه فيزيکي جان سالم به در بردند.
در پي اين حادثه بود که حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه به شکرانه صحت و سلامتي فرزند معنوي خويش، قرباني کرده و طي بياناتي زنده بودن هاشمي و بقاي نهضت اسلامي را مرتبط با يکديگر دانستند.
آيا مردم انقلابي و متدين ايران ميتواند نقش برجسته آيت الله هاشمي رفسنجاني در مشاورت عالي رهبر فقيد و کبير انقلاب اسلامي را به فراموشي بسپارد؟ آيا ملت شهيدپرور ما ميتواند چشم خويش را بر زحمات شبانهروزي جناب آقاي هاشمي رفسنجاني در مصدر تصدي مسئوليت فرماندهي دفاع مقدس در جنگ تحميلي عراق بر کشورمان ببندد و اهميت واگذاري اين مسئوليت از جانب حضرت امام (ره) به وي را که ناشي از اعتماد بالاي رهبر فقيد انقلاب به ايشان بود، ناديده بينگارد؟
آيا مردم ما از خاطر بردهاند که در ايام رياست جناب آقاي هاشمي رفسنجاني در مجلس شوراي اسلامي، خانه ملت به راستي در راس امور بود و از شان متعالي وکالت مردم و جايگاه عالي حکومتي برخوردار بود؟
آيا حضرت عالي فراموش کردهايد که پس از رحلت مرحوم حضرت امام خميني (قدسالله نفسهالزکيه) در آن شرايط بحراني که ممکن بود خلا حضور رهبري انقلاب مايه ورود آسيب به نظام شود، جناب آقاي هاشمي رفسنجاني مهمترين نقش را ايفا کرده و با مديريت عملي مجلس خبرگان رهبري، نگذاشتند کشور و نظام از موهبت رهبري محروم شود؟
قطعا جنابعالي اذعان داريد که هر چند ممکن است چند صباحي به دليل ايجاد فضاي غبارآلود سياسي، حقايق رخ ننمايند اما به يقين روزي ابرها کنار رفته و حقيقت به رسم و سنت الهي خود را نشان خواهد داد.
در پايان اين نامه با انتقاد از برخي سخنان و مواضع آيتالله يزدي آمده است: انتظار از شما اين است كه تامين امنيت و آرامش را سرلوحه مواضع و سخنان خويش قرار داده و در مقام عمل ياور انقلاب، نظام و مقام معظم رهبري باشيد.