وعدههایی که خودرو نشد
«البته که رسیدن به این هدف کار بسیار سختی است؛ چرا که رقیبان بسیار قدرتمندی داریم و آنها برای پیشرفت روزانه خود برنامه دارند در صورتی که در خودروسازی ما چنین نیست... اگر استراتژی مناسبی در نظر بگیریم... میتوان طی سالهای آینده به مکان چهارمی در آسیا امیدوار بود» اظهارات منوچهر منطقی مدیرعامل سابق ایرانخودرو در گفتوگو با روزنامه «اعتماد»، یک بهمن 1388.
آنچه که مدیر کارآزموده خودروسازی ایران میگوید دورنمایی است از اتفاقاتی که طی چهار سال گذشته در صنعت خودروسازی ایران رخ داده است. اتفاقاتی از جنس «سفرهای استانی» و شروع ماجرا از نخستین سال آغاز به کار دولت نهم بود.
احداث سایت خودروسازی در شهرستانها
چندان مهم نیست در کدام دور از سفرهای استانی، وعده احداث کارخانه خودروسازی در سه استان مازندران، فارس و کرمانشاه را به مردمی که به استقبال آمده بودند، داده شد. آنچه هم اکنون بیش از هر چیز دیگری در این زمینه مهم است، عملی نشدن این وعده ها و البته تردیدهایی است که در اقتصادی بودن و سودزایی آنها وجود دارد. رییس دولت دهم در حالی هم اکنون وارد دور سوم سفرهای استانی خود شده که مازندرانیها، فارسیها و کرمانشاهیها، هنوز تحقق وعدههای وی را برای احداث کارخانه خودروسازی به چشم ندیده اند و در این میان شاید کرمانشاهی ها هیچگاه نیز عملی شدن این وعده را نبینند. اگرچه بدعت احداث سایت خودروسازی در شهرستانها، طی دوران وزارت اسحاق جهانگیری وزیر صنایع و معادن در دولت سیدمحمدخاتمی گذارده شد و مشهد و تبریز، با این بدعت صاحب کارخانه خودروسازی شدند، اما حداقل دو فرق اساسی میان سایتهایی که وزیر صنایع دولت اصلاحات، حکم به احداث آنها داد با سایتهایی که دولت نهم در جریان سفرهای استانی خود وعده کرد وجود دارد: اول آنکه برپا کردن کارخانه خودروسازی در مشهد و تبریز، رنگ تحقق به خود گرفت و چرخ آنها به چرخش افتاد و دوم نیز اینکه هر دو سایت مذکور، نسبتا اقتصادی و سودده به شمار میروند. حال آنکه در چند سال اخیر به مردم سه استان مازندران، فارس و کرمانشاه، وعده احداث کارخانه خودروسازی داده شد. اما نه تنها هیچ یک از این سه وعده تا به امروز، تحقق نیافته، بلکه در زمینه اقتصادی بودن هر سه آنها نیز تردیدهایی از دید کارشناسان وجود دارد. نکته بسیار جالب در باب وعدههای ساخت سایت خودروسازی در استانهای مذکور این است که بار احداث هر سه آنها بر دوش ایران خودرو گذاشته شده. ایران خودرویی که با بحران مالی روبهروست و نه تنها توان سرمایه گذاریهای کلان و جدید را ندارد بلکه دست خود را نیز به هوای دریافت وامی و تسهیلاتی، به سوی دولت، دراز کرده است. شاید از نگاه کارشناسان، احداث سایت از جانب سایپا، به دلیل وضعیت مالی نسبتا مناسب، خیلی مورد انتقاد قرار نگیرد، اما وقتی پای ایران خودرو به میان میآید، انتقاد کارشناسان و حتی مسئولان نیز در این زمینه به اوج خود رسیده و سرمایهگذاری این شرکت در احداث سایت، به موضوعی چالشی و کاملاغیرمنطقی تبدیل میشود. چراکه ایران خودرو هم اکنون در وضعیت نه چندان مناسب مالی به سر میبرد و هرگونه سرمایهگذاریهایی از این دست، بزرگترین خودروساز خاورمیانه را بیش از پیش به غرق شدن در مشکلاتی که گرفتار آن آمده نزدیک میکند. البته این بدان معنا نیست که از دید کارشناسان و مسئولان، احداث سایت خودروسازی از سوی سایپا، کاملاتوجیه اقتصادی داشته و ایرادی به آن وارد نباشد، اما به هر حال با توجه به مشکلات مالی عدیده ایران خودرو، حساسیت روی این شرکت بیش از سایپا است. حال در این شرایط، ایران خودرو باید بدون هیچ چون و چرایی، بار سفرهای استانی دولت را به دوش بکشد و سایتهای وعده داده شده را برپا کند، سایتهایی که اگر حتی مجموعه دولت نیز از خیر آنها بگذرد، قطعا نمایندگان کرمانشاه، فارس و مازندران، دست از سر ایران خودرو برنخواهند داشت.
نساجی یا خودروسازی؟
اینکه شهرستان بابل به دلیل رطوبت بالا، مناسب برای ساخت کارخانه خودروسازی نیست، اینکه کارخانه مورد نظر هنوز برق ندارد و سالن تولید آن کاملا مجهز نیست و اینکه قرار است خودرویی تشریفاتی و با تیراژی بسیار اندک، در آن به تولید برسد، ظاهرا هیچ یک اهمیتی ندارد و مهم، اجرای پروژهای وعده داده شده در جریان سفرهای استانی است و سند خوردن افتخار افتتاح کارخانه خودروسازی به نام نمایندگان حال حاضر استان مازندران در مجلس. پیشینه ساخت کارخانه خودروسازی بابل به دولت نهم برمی گردد، به روزهایی که رییس جمهور، سفرهای استانی، زیاد میرفت و معمولا هم وعده اجرای پروژههایی عظیم به مردم شهرهای مختلف کشور پای ثابت سخنرانیهایش بود. این کارخانه نیز یکی از همان وعدههاست، وعدهای که مسئولیت اجرای آن بر دوش ایران خودرو قرار گرفته و به گفته منوچهر منطقی مدیرعامل پیشین این شرکت، تنها پروژهای است که طی دوران هفت ساله مدیریت وی، به ایران خودرو تحمیل شده است. هر چند بنا به گفته رییس سازمان صنایع و معادن استان مازندران، فاز یک کارخانه خودروسازی بابل، آخر همین هفته با حضور افتتاح خواهد شد، اما در این زمینه چند نکته وجود دارد. اول اینکه ظاهرا کل 11 میلیارد تومان هزینه صرف شده برای آماده سازی فاز یک این کارخانه را تا به امروز خود ایران خودرو پرداخت کرده است، آن هم در شرایطی که قرار بود این شرکت تنها پنج میلیارد تومان در بابل سرمایهگذاری کند. نکته دوم اینکه کارخانه خودروسازی بابل، سه فاز دارد، اما اجرای فازهای دو و سه، منوط به اقتصادی بودن آنهاست، به نحوی که اگر توجیه اقتصادی این دو فاز، به اثبات نرسد، کارخانه بابل هیچ گونه پیشرفت فیزیکی را در آینده به خود نخواهد دید. اما نکته سوم که جالب تر به نظر میرسد، به نوع خودرو تولیدی در خودروسازی بابل برمیگردد. طبق برنامههای اعلامشده، سمند «سریر» تک محصولی است که تا پایان سال 89 در این کارخانه به تولید خواهد رسید. این در حالی است که سریر، خودرویی تشریفاتی و بسیار کم استقبال در بازار، به حساب میآید و ایران خودرو طی سال جاری حتی یک دستگاه نیز از این محصول 24میلیون تومانی خود را تولید نکرده است. سریر که به لحاظ ظاهر کشیده خود، به سمند لیموزین شهرت دارد، در دور دوم ریاست جمهوری محمد خاتمی، به ناوگان تشریفات دولت پیوست. «تولید احتمالی» سمند سریر در کارخانه خودروسازی بابل در حالی است که پیش از کلنگ زنی این کارخانه ، قرار بود محصولی چینی با نام A15، در آن به تولید برسد اما علی اکبر محرابیان وزیر صنایع در همان روز کلنگ زنی، اعلام کرد که خودرو ملی (احتمالا منظور جناب وزیر، رانا محصول «تعلیقی» ایران خودرو بود) در بابل به تولید میرسد و فعلا نیز که سریر آخرین تصمیم در این زمینه است، مگر آنکه پس از افتتاح کارخانه، حرف از خودرو دیگری به میان بیاید!
باید منتظر ماند و دید کارخانهای که چند روز دیگر روبان افتتاح آن قیچی می شود، در آینده چه روزهایی را به خود میبیند و آیا به سرنوشت نساجی مازندران دچار میشود یا اینکه سالهای سال چرخ آن برای مازنی ها میچرخد؟
ششم اسفند ماه احتمالا خیلی از مردم مازندران از خود خواهند پرسید که آیا بهتر نبود به جای احداث سایت خودروسازی، صنعت به یاد ماندنی نساجی این استان احیا میشد؟
ابهام در ساخت کارخانه خودروسازی کردها
کرمانشاهی ها امید زیادی داشتند تا با احداث سایت خودروسازی در استان خود، کمی تا قسمتی از معضل بیکاری خود را رفع کنند و از سویی کردها نیز صاحب خودروسازی شوند. اما نه، ظاهرا آنها باید ورود لکوموتیو صنعت به منطقه خود را فراموش کنند چراکه شواهد و قرائن نشان میدهد احداث سایت خودروسازی در کرمانشاه به عنوان یکی از وعدههای سفرهای استانی، توجیه اقتصادی لازم را ندارد و به احتمال فراوان منتفی خواهد شد. آذرماه 85 بود که رییس جمهور در بیست و سومین سفر استانی خود، وعده احداث سایت خودروسازی را به کرمانشاهیها داد و قرار شد تا این کارخانه را نیز ایران خودرو با همکاری سازمان تامین اجتماعی (شستا) بسازد و آن را یک ساله نیز به بهره برداری برساند، این در شرایطی است که هم اکنون سه سال میگذرد، اما هنوز دیوارهای کارخانه وعده داده شده نیز بالا نیامده اند، چه رسد به بهره برداری!
ساخته نشدن سایت خودروسازی کرمانشاه، که بنا به دلایلی از جمله، نداشتن توجیه اقتصادی، وجود ایرادهایی در تفاهمنامه ایران خودرو و شستا، انصراف شستا از سرمایهگذاری در این پروژه و همچنین عوض و بدل شدن نوع خودرو تولیدی در این سایت رخ داد، حتی پای سازمان بازرسی کل کشور را نیز به ماجرا باز کرد. این سازمان با ارسال گزارشی به معاون اول دولت دهم، اعلام کرد که سرمایهگذاری سازمان تامین اجتماعی در پروژه خودروسازی کرمانشاه، توجیه اقتصادی ندارد. اگرچه نمایندگان کرمانشاه در مجلس، هنوز هم به ساخت کارخانه خودروسازی در این استان امیدوارند و آن را منتفی نمیدانند، اما اقتصادی نبودن این پروژه در کنار انصراف شستا، معنی دیگری جز عدم ساخت کارخانه خودروسازی در سرزمین کردها نمیدهد. مگر آنکه ایران خودرو مجبور شود بار این وعده رییس دولت دهم را به تنهایی به دوش بکشد، آن هم در شرایطی که بدهکاری بزرگ است و بزرگی بدهکار. سایت ساخته نشده کرمانشاه، در ابتدا قرار بود میزبان مینی بوس باشد، که بعدها مینی بوس به ون تبدیل شد و ون نیز به پژو!
حال دست آخر چه سرنوشتی در انتظار این وعده استانی خواهد بود و ماجرای سایت خودروسازی کرمانشاه به کجا خواهد کشید، موضوعی است که باید برای پی بردن به آن صبر کرد. احتمالا کرمانشاهی ها روز ششم اسفند ماه، همزمان با افتتاح کارخانه خودروسازی بابل کلی حسرت خواهند خورد و از خود خواهند پرسید که آیا بهتر نبود به جای طرح غیراقتصادی احداث سایت خودروسازی، طرحی برای پیشرفت و توسعه صنایع حاضر کرمانشاه مانند پتروشیمی و روغن خوراکی در نظر گرفته میشد؟
خودروسازی فارس، هشت ماه دیگر؟
مدیرعامل ایران خودرو به تازگی وعده داده که فارسی ها تا هشت ماه دیگر صاحب کارخانه خودروسازی میشوند، کارخانهای که ابتدا قرار بود میزبان کامیونهای هووی چین باشد، اما بعدها نظر ایران خودرویی ها تغییر کرد و حال قرار است محصولی سواری در این کارخانه به تولید برسد. سایت خودروسازی فارس نیز زاده سفرهای استانی در دوران دولت نهم است و طبق معمول نیز ایران خودرو باید آن را بسازد، سایتی که کش و قوسهای زیادی بر سر نوع محصول تولیدی در آن، میان مدیران عامل ایران خودرو و ایران خودرودیزل به وجود آمد. ریشه اختلافات به «هوو» برمیگشت، کامیونی پرحاشیه و چینی که در ایران خودرودیزل مونتاژ میشود و منوچهر منطقی مدیرعامل وقت ایران خودرو اصرار داشت تا این محصول به کارخانه فارس برود، در حالی که رضا عاصم نخجوانی مدیرعامل آن روزهای ایران خودرودیزل مخالف این انتقال بود. آن طور که به گوش میرسد، وی بارها در این زمینه با منطقی، اختلافنظر داشت و هیچ گاه نیز زیر بار انتقال هوو به سایت فارس نرفت.
مخالفت نخجوانی با رفتن هوو به حوالی تخت جمشید، تا جایی پیش رفت که نمایندگان فارس طی نامهای به علی اکبر محرابیان وزیر صنایع، ناراحتی خود را از موضع مدیرعامل ایران خودرودیزل، اعلام و خواستار تسریع روند احداث سایت خودروسازی حوزه انتخابی خود شدند. حال جواد نجم الدین مدیرعامل ایران خودرو در شرایطی اعلام کرده سایت فارس تا هشت ماه دیگر به بهره برداری میرسد که قرار است خودرویی سواری در این کارخانه تولید شود. مشخص نیست که آیا اصلا احداث کارخانه خودروسازی در فارس، آن هم برای تولید یک محصول، تا چه حد صرفه اقتصادی دارد که دولت نهم حکم به آن داده و ایران خودرو اجرای آن را با وجود بحران مالی خود، بر عهده گرفته است؟ آیا اصلا ساخت چنین کارخانهای در فارس، توجیه اقتصادی دارد یا تنها هدف آن است که وعدهای از وعدههای سفرهای استانی تحقق یابد و افتخاری در کارنامه کاری نمایندگان این استان ثبت شود؟