يکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۳
سپرده دلاری، سود ریالی؛ کاسبی عجیب بانک‌ها؛

دام جدید بانک مرکزی، این‌بار با صندوق های ارزی؟/ مردم مراقب باشند!

از چای دبش تا سپرده دلاری سال ۱۳۹۱؛ روایت شده است که در اقتصاد ایران، هر بار که نهاد‌های بزرگ برای جذب سرمایه و یا کمک به اقتصاد و معیشت پیش‌قدم می‌شوند، تنها جیب مردم است که بهای سنگینِ سوءمدیریت و رانت را می‌پردازد.
کد خبر : ۳۰۳۰۹۲

به گزارش بورس نیوز، در اقتصاد بیمار و تورمی ایران و از هر خلاء آن، یک راه رسمی و غیر رسمی چپاول سرمایه‌ها پدید می‌آید. یک روز خبر دبش از فساد عظیم چای دبش می‌خوانیم، یک روز رانت و فساد در سیستم مدیریتی برخی از شرکت‌ها و ادارات، یک روز تصمیمات یک شبه و گرانی‌های سرسام‌آور و هزار و یک خبر دیگر که هر شهروند ایرانی، قطعا از همه آن‌ها آگاه است. با نگاهی به عملکرد اقتصادی خاویر میلی، متوجه می‌شویم که با تصمیمات حساب شده و مدیریت صحیح دولت، ادارات دولتی و شرکت‌های بزرگ و شاخص ساز می‌توان از بنگاه‌های کوچک و مردم انتظار حرکت در مسیر مناسب و کاملا منطقی را داشت.

اقتصاد ایران، زمانی سمی و بیمار شد که مدیریت شرکت‌ها و ارگان‌های دولتی به دست افراد اشتباه سپرده شد و به جای نظارت و رسیدگی به خروجی آن ها، انتظارات از مردم بیشتر شد؛ از اینکه رفتار گله‌ای در بازار‌ها نداشته باشند، از اینکه هزینه هایشان به دلار و درآمد هایشان به ریال باشد، از اینکه انرژی و خدمات عمومی را کمتر مصرف کنند و مواردی از این قبیل. بار‌ها گفته شده است که در حال حاضر، مشکل اصلی کمبود منابع نیست، بلکه مدیریت و نظارت غلط، حاشیه‌روی و ریخت و پاش ها، بهره‌وری پایین و سواد غیرمرتبط با پست و موقعیت، ایرانی‌ها را با اقتصاد پریشان‌حال مواجه کرده است.

بانک مرکزی به جای اجرای سیاست‌های اقتصادی و ارزی و نظارت کامل بر بانک‌ها به طلا فروشی و خلق روزافزون نقدینگی روی می‌آورد، آن وقت چه انتظاری از بنگاه‌های کوچک اقتصادی داریم؟ رفتار هیجانی مردم و سرمایه گذاران در ایران به هیچ وجه غیرعادی و عجیب نیست؛ زمانی که هزینه سبد معیشت یک خانوار ۳ نفری به ۳۳ میلیون تومان رسیده است، قیمت طلا ۲۱۱ درصد و نقره ۴۲۳ درصد افزایش یک ساله را تجربه کرده و بازده سرمایه گذاری در بازار‌های مولد در برابر نرخ تورم شکست خورده است، اگر مردم از سپرده گذاری در بانک و مشارکت در تولید و سرمایه گذاری در بازار‌های مولدی مانند بورس دوری کنند، کاملا طبیعی به نظر می‌رسد.

یک زمانی "میلتون فریدمن"، اقتصاددان، آمارشناس و نویسنده آمریکایی به طعنه بیان کرد که اگر مدیریت یک بیابان را هم به دولت بسپارید، بعد از چند سال با کمبود شن مواجه می‌شوید. باور بفرمایید آن قدری که مردم ایران این طعنه را با گوشت و پوست و استخوان لمس کرده‌اند، این فرد به صورت مطلق به این گزاره باور نداشت! هر زمان دولت دست بر روی شرکت‌ها گذاشت، فردا که نشده خبر ورشکستگی و همت به همت زیان انباشته، تیتر رسانه‌ها شد؛ هر زمان بانک مرکزی اقدام به فروش یک دارایی و یا ورود به حوزه‌ای کرد، نهاد ها، استارتاپ‌ها و بخصوص مردم متحمل زیان شدند. اکنون، بانک مرکزی دوباره به میدان جذب سرمایه بی‌رحمانه بازگشته است، این‌بار با طرح سپرده دلاری، اما از طریق صندوق‌های ارزی که احتمال دارد مردم مجددا طعم تلخ سپرده‌گذاری ارزی سال ۱۳۹۱ را بچشند.


بلعیدن سپرده‌های ارزی مردم با نرخ دولتی


سال ۱۳۹۱ بعد از شوک ارزی، بانک مرکزی برای جذب ارز‌های خانگی، اقدام به جذب سپرده ارزی کرد، اما در نهایت آنچه به سپرده‌گذاران بازپرداخت شد، معادل ریالی سپرده ارزی آنها به نرخ ترجیحی بود و ضرر زیادی به سپرده‌گذاران تحمیل کرد. این ماجرا به منزله سرباززدن بانک مرکزی از تعهدات خود به سپرده‌گذاران ارزی بود و بی‌اعتمادی زیادی میان سپرده‌گذاران ایجاد کرد. عجیب است، اما منطق و دستور العمل بانک مرکزی به این صورت بود که سپرده‌ها به دلار و بهره آن به ریال باشد؛ به طوری که بانک‌ها دلاری‌های ارزشمند مردم که با نرخ بازار آزاد معامله می‌شد را جمع آوری نموده و بهره‌ای نه با نرخ آزاد، بلکه با نرخ بسیار کمتر و اصطلاحا دولتی پرداخت کردند.

داستان از این قرار است که طبق بخشنامه‌ها و نقشه‌های بانک مرکزی و دولت، بانک‌ها برای مشتریان خود حساب ارزی افتتاح می‌کردند و نرخ بهره سپرده گذاری برای دلار ۴ درصد، یورو ۳ درصد و درهم ۲ درصد اعلام شده بود. آن زمان که سیاست‌های انقباضی پس از شوک‌های ارزی دنبال می‌شد، مردم سرمایه‌های دلاری خود را نزد بانک‌ها سپرده گذاری کردند، اما با مسائل عجیب و غریبی مواجه شدند. در حقیقت، وعده سود دلاری و متناسب با ریسک‌ها و فرصت‌های از دست رفته برای سپرده گذاران شد حسرت رویا‌های دست نیافتنی!


تعهد شکسته‌شده؛ روایت تلخ سپرده‌گذاران


پس از اجرای این طرح اعلام شد که در زمینه سپرده‌های ارزی، بانک‌ها تدابیر جدی‌تری اتخاذ کرده‌اند و این‌بار تضمینی فراتر از بانک مرکزی برای جلب اعتماد مردم در نظر گرفته شده است. رئیس کل بانک مرکزی و برخی نمایندگان مجلس تاکید کردند که هرچند نرخ سود سپرده‌ها بالاست و ممکن است پرداخت آن برای بانک‌ها دشوار باشد، اما این سپرده‌ها به طور کامل تضمین‌شده هستند. با این حال، گزارش‌ها از سوی سپرده‌گذاران نشان می‌دهد که حتی تضمین‌های رسمی و وعده‌های مسئولان نیز نتوانسته‌اند اعتماد عمومی را به‌طور کامل بازگردانند.

عدم تحقق وعده‌ها و فعالیت‌های نادرست برخی از بانک‌ها و همچنین، نبود صداقت و شفافیت در اجرای این طرح، منجر به زیان مردم و سپرده گذاران شد؛ به طوری که نه تنها سود دلاری پرداخت نکردند، بلکه اصل سرمایه را نیز به ریال و نامتناسب با شرایط تورمی بازگرداندند. یکی از عواملی که میان بانک‌ها و مردم شکاف عمیق ایجاد کرده، همین طرح‌های توخالی است که بدون حساب و کتاب و قدرت اجرایی، سرمایه و سپرده‌های مردم را می‌بلعند.


حرف آخر


قسمت دردناک ماجرا تازه از آنجایی آغاز می‌شود که قانون و دستور العمل‌ها صرفا به کمک بانک‌ها و ارگان‌های دولتی در مقابل مردم می‌آید، وگرنه تعهد دو طرفه‌ای میان دولت و مردم وجود ندارد؛ زیرا اگر تعهدی وجود داشت، اکنون اقتصاد کشور به ورطه نابودی کشانده نمی‌شد و رانت و فسادی هم وجود نداشت. سوال همگان این است: چرا برای پرداخت تسهیلات به قشر کارگر و بیمار و یا دیرکرد اقساط هزار و یک دستور العمل و تعهد وجود دارد، اما دلار‌های مردم را به ریال پس می‌دهند و سود‌ها دود می‌شوند؟ آیا قانون فقط برای حمایت از نهاد‌ها و مدیران به وجود آمده است یا به منافع مردم نیز، اشاره دارد؟


"می‌توانیم طرح صندوق‌ها و سپرده‌های ارزی را بگذاریم به پای جبران زیان‌انباشته و هزینه سوء‌مدیریت‌ها، نه کمک به اقتصاد و حمایت از سرمایه‌گذاری؛ به یاد داشته باشید: در پسِ هر دست بخشنده، دستی پنهان است. "

 

هادی بهرامی_ پژوهشگر بازار سرمایه

اشتراک گذاری :
ارسال نظر