بازاری که همه را غافلگیر کرد
بورسنیوز:
صبح سهشنبه، استارت دادوستدها با غلبه قاطع عرضهها زده شد؛ نسبت عرضه به تقاضا چیزی در حدود ۱۰ همت عرضه در برابر تنها ۲.۶ همت تقاضا بود. در نگاه اول، همه چیز شبیه همان کابوسی بود که بسیاری طی هفتههای تعطیلی بازار از آن میترسیدند: ریزش سنگین، صفهای فروش طولانی، قفل شدن نمادها و فرار پول حقیقی.
اما سناریو فقط در دقیقههای اول شبیه این ترس قدیمی بود. کمکم ورق برگشت. سهمهایی که با صف فروش استارت زده بودند، یکییکی مسیر خود را عوض کردند و در کمتر از ۳۰ دقیقه، از صف فروش به صف خرید رسیدند. مسیری که خیلیها تصور میکردند شاید هفتهها طول بکشد، در مقیاس دقیقه طی شد.
تا پایان بازار، کفه عرضه و تقاضا در حوالی ۷.۱ همت به تعادل رسید؛ تعادلی که اگر کسی فقط تابلو لحظه آغاز معاملات را دیده بود، بعید بود بتواند برای همان روز متصور شود.
۱۲.۶ همت در سهام، ۴.۳ همت در صندوقها؛ پول برگشت
در نخستین روز معاملاتی پس از جنگ، ارزش معاملات خرد در بخش سهام به حدود ۱۲.۶ همت رسید و صندوقهای سهامی نیز حدود ۴.۳ همت دادوستد را به نام خود ثبت کردند. این ارقام برای اولین روز بعد از وقفهای ۸۰ روزه، بیش از آنکه نشانه تردید باشد، علامتی از بازگشت جسارت معاملهگری به بازار است.
حقیقیها نیز رفتار متفاوتی نسبت به سناریوی «فرار جمعی» داشتند. مجموعا حدود ۲.۸ همت پول حقیقی به سمت بازار سهام حرکت کرد؛ عددی که برای تغذیه یک بازار خسته و پرابهام، قابلتوجه است. از این رقم، حدود ۶۰۰ میلیارد تومان نصیب صندوقهای سهامی شد و مابقی عمدتا بین چند صنعت کلیدی توزیع شد: فلزات اساسی، بانکها، فرآوردههای نفتی، فعالیتهای مالی، شیمیایی، سیمان، غذایی، دارویی و مخابرات.
سهم حقیقیها از کل خریدها به حوالی ۷۰ درصد رسید؛ یعنی برخلاف بسیاری از بازگشاییهای پرریسک که حقوقیها بار اصلی تقاضا را به دوش میکشند، اینبار سرمایهگذار خرد نهتنها فراری نبود، بلکه نقش پررنگی در سمت خرید ایفا کرد. در سمت مقابل، ۴۷ درصد از کل فروشهای روز جاری توسط حقوقیها انجام شد؛ نشانهای از آنکه نهادهای مالی و بازیگران بزرگ، بخشی از نقش «فنر تعادل» را پذیرفتهاند و با عرضه هوشمندانه، اجازه ندادند بازار صرفا در فضای هیجانی مثبت قفل شود.
تابلوی پایانی؛ بازار سبز، اما نه بدون تردید
نمای پایانی بازار، ترکیبی از امید و احتیاط را به نمایش گذاشت. حدود ۵۶ درصد نمادها سبزپوش به کار خود پایان دادند؛ سهمی که اگرچه به معنای یک صعود سراسری و بدون استثنا نیست، اما نشان میدهد غالب بازار توانسته در برابر فشار اولیه عرضه، قد راست کند. با این حال، سرانه فروش همچنان برتری ملایمی نسبت به سرانه خرید داشت و حدود ۱۰۱ میلیون تومان بالاتر از سرانه خرید، در سطح ۹۱ میلیون تومان قرار گرفت. این اختلاف نشان میدهد که بخشی از بازار هنوز در حال سبک کردن سبد و جابهجایی است و روند امروز، صرفا یک «شور جمعی» نبود.
در دقایق پایانی بازار، نسبت عرضه و تقاضا به نوعی «آتشبس تابلویی» رسید؛ حدود ۷.۱ همت عرضه و تقریبا همان میزان تقاضا. این تعادل پایانی، در مقایسه با نقطه شروع که عرضهها بیش از چهار برابر تقاضا بود، تصویری روشن از تغییر فاز روانی بازار در طی تنها چند ساعت معاملاتی ارائه میدهد.
۸۰ روز انتظار؛ «ارزشش را داشت»؟
یکی از مدیران صندوقها که تا دیروز هم سناریوی خوشبینانهای برای بازگشایی بازار متصور نبود، امروز صراحتا گفت: «من انتظار داشتم همین نمادها ۵۰ همت صف فروش بچینند، اما الان به نظرم ارزش ۸۰ روز صبر را داشت.» این جمله، شاید خلاصهترین روایت از تضاد بین انتظارات پیش از بازگشایی و واقعیت امروز بازار باشد.
در ذهن بسیاری از فعالان، تعطیلی طولانیمدت بازار سهام پس از آغاز جنگ، مترادف با انباشت ترس و فشار فروش بود؛ فشاری که قرار بود در نخستین روز بازگشایی، به شکل «تسویهحساب یکباره» خود را نشان دهد. اما امروز مشخص شد که بخش مهمی از این ترس، یا تخلیه شده، یا با متغیرهای جدید جایگزین شده است: تغییرات در قیمتهای جهانی، چشمانداز جدید نرخ ارز، نگاه تازه به ارزشگذاری داراییها و در نهایت، مهمتر از همه، تغییر فضای انتظارات.
البته نباید فراموش کرد که هنوز حدود ۴۰ درصد بازار باز نشده و بسیاری از نمادها همچنان در انتظار بازگشایی هستند. به همین دلیل، تصویر امروز را باید «فریم اول» یک فیلم چندقسمتی دانست؛ فیلمی که سکانسهای بعدیاش احتمالا با بازگشایی تدریجی گروهها و نمادهای بزرگ، شکل واقعیتری از توازن قدرت خریداران و فروشندگان را نشان خواهد داد.
روایت یک غافلگیری؛ از صف فروش تا صف خرید
روایت امروز را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد: «سهمها یکییکی در عرض ۳۰ دقیقه از صف فروش رسیدند به صف خرید.» این اتفاق، بیش از آنکه فقط یک نوسان تابلویی باشد، نمادی است از تغییر لحظهای روان بازار. فعالانی که با فرض «ریزشی شدید» پای سیستم نشسته بودند، ناگهان با صحنهای معکوس روبهرو شدند: جمع شدن صفهای فروش، چرخش سریع تقاضا و سبز شدن نقشه بازار.
این تغییر فاز، تنها محصول «شجاعت خرید» نبود؛ بلکه ترکیبی از سه عامل مهم بود: ورود پول حقیقی، رفتار نسبتا کنترلشده حقوقیها در سمت عرضه، و مهمتر از همه، نبود آن حجم سنگینی از فروش که طی هفتههای گذشته مدام در تحلیلها تصویر میشد. بازار نشان داد که گاهی «ترس از سقوط»، از خود سقوط ترسناکتر است.
چشمانداز روزهای آینده؛ یک روز تعجب یا یک روند پایدار؟
اینکه امروز، روز عجیبی برای بورس تهران بود، تردیدی در آن نیست. اما پرسش مهمتر برای فعالان بازار این است که آیا این «تعجب یکروزه» است یا آغاز یک روند پایدارتر؟
چند نکته برای چشمانداز پیشرو قابلتوجه است:
۱. تداوم معاملات و پایان دوره تعطیلیهای شوکآور
طبق شنیدهها، بعد از باز شدن بازار سهام در روز سهشنبه، تلاش سازمان بورس بر این است که حتی در صورت از سرگیری حملات نظامی، دیگر بازار تعطیل نشود. اگر این رویکرد به شکل رسمی و پایدار دنبال شود، مهمترین پیام آن برای بازار، «کاهش ریسک مقرراتی» و پایان سناریوی توقفهای طولانی و پرهزینه خواهد بود. سرمایهگذار، حتی اگر از آینده سیاسی و اقتصادی مطمئن نباشد، دستکم میخواهد بداند که بازار محل کشف قیمت، باز میماند.
۲. بازگشت تدریجی نمادهای متوقف
با بازگشایی مرحلهای نمادهایی که هنوز متوقفاند، در روزها و هفتههای آینده حجم معاملات و عمق بازار افزایش خواهد یافت. این فرآیند میتواند هم فرصت ایجاد کند و هم ریسک؛ چرا که در برخی صنایع، احتمال بروز فشار فروش کوتاهمدت وجود دارد، اما در صنایع دیگر، ممکن است سناریویی مشابه امروز رقم بخورد: شروع محتاطانه، و سپس چرخش به سمت تقاضا.
۳. نقش تعیینکننده پول حقیقی
ورود ۲.۸ همت پول حقیقی در روز اول، اگر در روزهای آتی تکرار یا دستکم حفظ شود، میتواند به سوخت اصلی موج جدید معاملات تبدیل شود. اما اگر این ورود، صرفا یک واکنش هیجانی کوتاهمدت باشد و در ادامه با خروج سریع همراه شود، بازار دوباره در فازی شکننده قرار خواهد گرفت. نسبت ۷۰ درصدی سهم حقیقیها از خرید امروز، از یک سو نشانه اعتماد دوباره است و از سوی دیگر، مسئولیتساز؛ چرا که هر شوک منفی بعدی، میتواند مستقیما این اعتماد را نشانه بگیرد.
۴. رفتار حقوقیها؛ سپر تعادل یا بازیگر نوسانی؟
فروش ۴۷ درصدی توسط حقوقیها، در حالی که بخش مهمی از سمت خرید در اختیار حقیقیها بود، امروز نقش نوعی «شوکگیر» را بازی کرد و مانع از قفلشدن بیشازحد بازار در صفهای خرید شد. ادامه این رفتار متعادل، میتواند به شکلگیری یک روند منطقی کمک کند؛ اما اگر در روزهای بعد، حقوقیها استراتژی خود را تغییر داده و با عرضههای سنگینتر یا رفتارهای نوسانگیرانه وارد شوند، تعادل شکننده امروز میتواند به سرعت مخدوش شود.
حرف آخر؛ بازاری که باید دوباره تعریف شود
بازاری که دیدیم، تنها بازگشایی پس از یک تعطیلی طولانی نبود؛ نقطه شروعی بود برای بازتعریف انتظارات. بسیاری از تحلیلهایی که طی هفتههای اخیر مبتنی بر تصویر یک ریزش سنگین و فرار جمعی سرمایهگذاران بود، حالا نیاز به بازنگری دارند. سرمایهگذارانی که ۸۰ روز پای تابلو نرفته بودند، امروز با واقعیتی مواجه شدند که شاید به قول یکی از مدیران صندوقها «ارزش این همه صبر را داشت».
با این حال، راه پیشرو همچنان پرابهام است. هنوز ۴۰ درصد نمادها باز نشدهاند، اوضاع منطقهای و اقتصادی پر از متغیرهای غیرقابل پیشبینی است و بازار تنها یک جلسه برای نمایش «نسخه جدید خود» فرصت داشته است. امید فعالان بازار این است که امروز، فقط یک روز تعجب نباشد و روایت «عجب بازگشایی شد!» در روزها و هفتههای آینده، به یک روند قابل تکرار و قابل اتکا تبدیل شود؛ نه صرفا به یک خاطره متفاوت از بازاری که ۸۰ روز سکوت کرد و در اولین روز بازگشت، همه را غافلگیر.