سودهای کاغذی و جیبهای خالی؛ کالبدشکافی «سرابِ مالی» در رمپنا
به گزارش بورس نیوز، در نگاه اول، صورتهای مالی مپنا "رمپنا" شبیه به یک معجزه اقتصادی است؛ سودهای ۲۰ و ۲۴ همتی که چشم هر سهامدار ناآگاهی را خیره میکند. اما وقتی با ذرهبینِ تحلیلِ بنیادی به سراغ یادداشتهای توضیحی میرویم، این تصویرِ پرزرق و برق فرو میریزد. مپنا نه با نبوغ عملیاتی، بلکه به لطف نوسانات ارزی و حسابداری خلاقانه، این کوه سود را بنا کرده است؛ کوهی که زیر پای آن، زمینِ نقدینگی به شدت سست است.
۱. تسعیر ارز: مسکّنی که جای درمان را گرفته است
طبق یادداشت شماره ۹ صورتهای مالی، مپنا در سال ۱۴۰۳ بیش از "۱۵.۶ همت سود از محل تسعیر ارز" شناسایی کرده است. این یعنی بیش از ۵۵ درصد از کل سود شرکت، عملاً ناشی از کاهش ارزش پول ملی و تغییرات دفتری نرخ ارز است، نه فروش توربین یا احداث نیروگاه!
این نوع سود، «سود باکیفیت» (Quality of Earnings) محسوب نمیشود. این یک رانتِ حسابی ناشی از تراز ارزی مثبت است که هیچ جریانی به سمت خزانه شرکت سرازیر نمیکند. مپنا تبدیل به یک «صرافی بزرگ» شده است که در حاشیه آن، کار پیمانکاری هم انجام میدهد.
۲. فاجعه در صورت جریان وجوه نقد: سود کجاست؟ نقدینگی کجاست؟
عجیبترین پارادوکس گزارش مپنا در بخش نقدینگی نهفته است. در حالی که شرکت دم از سودهای همتی میزند، موجودی نقد آن از پایان سال ۱۴۰۳ تا شهریور ۱۴۰۴ با کاهش ۵۰ درصدی (از ۳.۴ همت به ۱.۷ همت) روبهرو شده است!
پرسش اساسی از مدیریت مپنا این است: اگر سود کردهاید، پول آن کجاست؟
واقعیت تلخ این است که سودهای شناسایی شده در سرفصل «دریافتنیها» رسوب کرده و به دلیل بدحسابی کارفرمایان (عمدتاً دولت)، این سودها هرگز رنگ «نقد» به خود نمیبینند. مپنا عملاً در حال غرق شدن در سودهای دفتری است، در حالی که برای مخارج روزمره خود با چالش نقدینگی مواجه است.
۳. باتلاق سوریه؛ زیانهایی که تازه نمایان میشوند
یادداشت ۱۰ صورتهای مالی، پرده از یک واقعیت تلخ دیگر برمیدارد: **زیان ۱.۱ همتی ناشی از کاهش ارزش دریافتنیها. ** این زیان که مستقیماً به پروژههای نیروگاهی در سوریه (لاذقیه، حلب و...) برمیگردد، نشاندهنده ریسک بالای پروژههای برونمرزی شرکت است.
سوالی که مپنا باید به آن پاسخ دهد این است: آیا باز هم شاهد شناسایی ذخایر کاهش ارزش برای مطالبات مشکوکالوصول از کشورهای درگیر جنگ خواهیم بود؟ به نظر میرسد این ۱.۱ همت تنها نوک کوه یخِ زیانهای پنهان مپنا در بازارهای صادراتی باشد.
۴. پروژههای ناتمام و پیشرفتهای ریالیِ متورم
در یادداشت ۷، به پروژه عظیم سیکل ترکیبی با ارزش ۱۵.۵ همت اشاره شده که پیشرفت ریالی آن ۶۸ درصد برآورد شده است. در اقتصادی که تورم تولیدکننده بیداد میکند، پیشرفت ریالی لزوماً به معنای پیشرفت فیزیکی و سودآوری نیست. با تداوم روند فعلی، بعید نیست که هزینههای تمام شده در ۳۲ درصد باقیمانده پروژه، تمام حاشیه سودِ پیشبینی شده را ببلعد.
جمعبندی: هشدار به سهامداران
رمپنا امروز با تکیه بر عصای «تسعیر ارز» راه میرود. بدون این سودهای غیرعملیاتی، مپنا شرکتی است با نقدینگیِ تحلیلرفته، مطالباتِ سوختشده در خارج از مرزها و هزینههای عملیاتیِ سرسامآور. سودهای ۲۰ همتی مپنا، «سودِ سمی» هستند؛ سمی که با ایجاد توهم ثروت، واقعیتِ بحران نقدینگی را در این غول صنعتی پنهان میکند.
سهامداران هوشیار باشند؛ اینجا نه با یک فرصت رشد، بلکه با یک حباب حسابداری روبهرو هستیم!