آیا معادله قیمتهای بازار انرژی تغییر کرده است؟
به گزارش بورس نیوز، آغاز جنگ میان ایران و آمریکا، معادلات بازار جهانی انرژی را در مدت کوتاهی تغییر داد. نفت برنت که پیش از شروع درگیریها در سطوح بهمراتب پایینتری معامله میشد، تحت تأثیر موج گسترده نگرانیها تا محدوده ۱۲۰ دلار در هر بشکه پیش رفت. با این حال، آنچه قیمتها را در آن مقطع به سرعت بالا برد، تنها تحولات میدانی نبود؛ بخش بزرگی از این صعود از ابهامی ناشی میشد که آینده عرضه نفت را در بر گرفته بود.
معاملهگران با مجموعهای از پرسشهای بدون پاسخ مواجه بودند. مشخص نبود جنگ تا کجا گسترش پیدا میکند، تردد نفتکشها در تنگه هرمز تا چه اندازه مختل خواهد شد، آیا زیرساختهای انرژی به بخشی از اهداف نظامی تبدیل میشوند و در نهایت چه حجمی از نفت خاورمیانه ممکن است از بازار جهانی خارج شود.
در چنین فضایی، بازار منتظر وقوع اختلال نماند و احتمال وقوع آن را پیشاپیش در قیمتها منعکس کرد. به همین دلیل، پرمیوم ریسک ژئوپلیتیک با سرعت افزایش یافت و نفت وارد یکی از پرشتابترین دورههای صعودی خود شد.
بازار از سناریوی بدبینانه فاصله گرفت است
ادامه تحولات، اما مسیر متفاوتی را پیش روی بازار قرار داد. با افزایش احتمال آتشبس و کاهش نگرانیها از گسترش دامنه جنگ، به تدریج مشخص شد بخشی از سناریوهایی که در اوج بحران وارد قیمت نفت شده بودند، تحقق پیدا نکردهاند.
جریان عرضه نفت با اختلالی متناسب با نگرانیهای اولیه مواجه نشد و همین مسئله زمینه خروج بخشی از پرمیوم ریسک از بازار را فراهم کرد. در نتیجه، برنت نیز به مرور از اوجهای خود فاصله گرفت.
بنابراین، عقبنشینی قیمت نفت را نمیتوان تنها به اشباع بازار یا یک اصلاح تکنیکال نسبت داد. بازار در قیمتهای بالا، بخش بزرگی از ظرفیت صعود ناشی از ریسک جنگ را مصرف کرده بود و ادامه حرکت به سمت سطوح بالاتر به محرکی تازه نیاز داشت. از این مرحله به بعد، اخبار سیاسی به تنهایی کافی نبود و معاملهگران برای خرید در قیمتهای بالاتر به دنبال نشانههایی از کاهش واقعی صادرات یا اختلال پایدار در جریان عرضه بودند.
اقتصاد کلان در برابر ریسک ژئوپلیتیک
فروکش کردن نگرانیهای اولیه جنگ تنها عاملی نبود که معادلات بازار نفت را تغییر داد. همزمان، افزایش قیمت انرژی بار دیگر نگرانیهای تورمی را در اقتصاد جهانی تقویت کرد و چشمانداز سیاست پولی بانکهای مرکزی را تحت تأثیر قرار داد.
افزایش انتظارات تورمی، احتمال ماندگاری نرخهای بهره در سطوح بالا را بیشتر کرد. چنین شرایطی از چند مسیر برای بازار نفت اهمیت دارد؛ نرخهای بهره بالا میتوانند رشد اقتصادی را محدود کنند، چشمانداز تقاضای انرژی را تحت فشار قرار دهند و از طریق تقویت دلار، خرید کالاهایی مانند نفت را برای دارندگان سایر ارزها گرانتر کنند.
با این حال، نرخ بهره را نمیتوان عامل اصلی عقبنشینی نفت از اوجهای جنگ دانست. نقش متغیرهای پولی بیشتر زمانی پررنگ شد که بخشی از ریسک ژئوپلیتیک از بازار خارج شده بود. به عبارتی، کاهش نگرانی از اختلال عرضه زمینه افت قیمت را فراهم کرد و شرایط اقتصاد کلان نیز بازگشت نفت به سقفهای گذشته را دشوارتر ساخت.
«رشد قیمت نفت در پی درگیریهای اخیر در تنگه هرمز (۸ جولای _ ۱۰ جولای)»
بازار دیگر صرف وقوع جنگ را قیمتگذاری نمیکند!
تفاوت واکنش بازار به نخستین مرحله جنگ و دور تازه درگیریها شاید مهمترین نشانه تغییر رفتار قیمت نفت باشد.
این تغییر لزوماً به معنای بیتفاوت شدن معاملهگران نسبت به جنگ نیست. بازار همچنان به افزایش تنشها واکنش نشان میدهد، اما معیار ارزیابی ریسک تغییر کرده است. در آغاز بحران، تقریباً همهچیز ناشناخته بود؛ از سرنوشت تنگه هرمز گرفته تا امنیت تأسیسات انرژی و میزان کاهش احتمالی صادرات منطقه؛ اما امروزه کاملا شرایط متفاوت است.
اما با گذشت زمان، بخشی از این ابهام جای خود را به تجربه واقعی بازار داد. معاملهگران اکنون تصویر روشنتری از دامنه احتمالی درگیری، خطوط قرمز طرفین و میزان آسیبپذیری جریان عرضه دارند. به همین دلیل، ریسکی که در ابتدا ماهیتی ناشناخته داشت، اکنون تا حدودی قابل ارزیابی شده است.
در نتیجه، هر حمله یا افزایش تنشی دیگر الزاماً به معنای قیمتگذاری بدترین سناریوی ممکن نیست. بازار برای ایجاد یک موج صعودی بزرگ، به چیزی فراتر از خبر جنگ نیاز دارد.
«شاخص ویکس (نمودار قرمز رنگ) با رشد در روزهای اخیر همراه شد، اما اثری همچون شروع جنگ ۴۰ روزه بر قیمت نفت برنت نگذاشت»
دور تازه تنشها و آزمون فرضیه کاهش حساسیت نفت
واکنش قیمتها به دور جدید درگیریها این فرضیه را تقویت کرده است. با وجود تشدید دوباره تنش میان ایران و آمریکا و از میان رفتن آتشبس، نفت برنت نتوانست جهشی مشابه مرحله نخست جنگ را تجربه کند.
قیمتها افزایش یافتند، اما دامنه این رشد در مقایسه با شوک اولیه محدود بود. این در حالی است که در نخستین مرحله بحران، نگرانی از اختلال احتمالی در عرضه توانسته بود نفت برنت را تا حوالی ۱۲۰ دلار در هر بشکه هدایت کند.
این تفاوت را میتوان نشانه تغییر تابع واکنش بازار دانست. معاملهگران دیگر میان «وقوع درگیری» و «اختلال در عرضه» علامت مساوی قرار نمیدهند. تا زمانی که افزایش تنشها به کاهش محسوس صادرات، آسیب به زیرساختهای نفتی یا ایجاد محدودیت در مسیرهای انتقال انرژی منجر نشود، احتمال تکرار واکنشهای شدید گذشته کاهش پیدا میکند.
نفت برای جهش بعدی به یک محرک واقعی نیاز دارد
تحولات ماههای اخیر نشان میدهد ریسک ژئوپلیتیک همچنان از معادلات بازار نفت حذف نشده است، اما وزن آن تغییر کرده است. جنگ میتواند قیمتها را افزایش دهد، اما برای حفظ یک روند صعودی قدرتمند، بازار نیازمند مشاهده پیامدهای واقعی آن در سمت عرضه است.
کاهش صادرات تولیدکنندگان بزرگ، آسیب به تأسیسات انرژی، اختلال در تنگه هرمز یا محدود شدن سایر مسیرهای انتقال نفت همچنان میتوانند معادلات بازار را به سرعت تغییر دهند. اما در غیاب چنین تحولاتی، متغیرهای دیگری از جمله سیاستهای پولی، نرخ بهره، ارزش دلار، چشمانداز رشد اقتصاد جهانی و توازن عرضه و تقاضا سهم بیشتری در تعیین مسیر قیمت نفت خواهند داشت.
رفتار بازار در ماههای اخیر یک تغییر مهم را آشکار میکند؛ در نخستین مرحله جنگ، معاملهگران «احتمال اختلال» را خریدند، اما اکنون برای ایجاد یک جهش بزرگتر، منتظر «تحقق اختلال» هستند. از همین رو، شاید بتوان گفت بازار نفت به جنگ بیتفاوت نشده است؛ بلکه برای واکنشهای بزرگتر، دیگر تنها به صدای جنگ اکتفا نمیکند.