شستا ۳.۹ همت زیان ساخت/ بازنشستگان و سهامداران گرفتار بیتدبیریها
بورس نیوز:
شرکت سرمایهگذاری تامین اجتماعی (شستا) به عنوان بازوی اصلی سرمایهگذاری و درآمدزایی سازمان تامین اجتماعی، در وضعیت مطلوبی از نظر سودسازی و کارایی به سر نمیبرد. روند ضریب پوشش حقوق (نسبت پرداختیهای حقوق به درآمدهای حق بیمه) نزولی شده و مخارج سازمان از درآمدهای آن پیشی گرفته است؛ زنگ خطری که اهمیت نقش این هلدینگ در تامین کسری منابع را دوچندان میکند. با وجود حجم عظیم داراییهای جاری و ثابت، بهرهبرداری حداکثری از این منابع صورت نمیگیرد و عملکرد مدیران در سرمایهگذاری مولد و سودسازی، ضعیف ارزیابی میشود.
این در حالی است که شستا به دلیل جایگاه راهبردیاش در بورس و اقتصاد کشور، بیش از هر نهاد دیگری نیازمند بهرهگیری از مدیران و کارشناسان خبره در حوزه مدیریت دارایی و فعالیتهای عملیاتی است. یک هلدینگ با این مقیاس باید در عین رشد ارزش داراییها، سود خالص سالانه قابل قبولی نیز محقق کند و سود نقدی (DPS) مناسبی میان سهامداران خود از سهامداران خرد تا خود سازمان تامین اجتماعی به نمایندگی از بیمهشدگان و بازنشستگان توزیع نماید؛ چیزی که در وضعیت فعلی با دلخواه همه ذینفعان فاصله دارد.
انتظار میرود مدیران این هلدینگ، با توجه به سهم بزرگی که از ارزش بازار و مالکیت شرکتهای بورسی دارد، داراییها را در مسیر بهرهبرداری حداکثری و خلق ارزش هدایت کنند و بیشترین سود و بازدهی را نصیب بیمهشدگان، بازنشستگان و سهامداران نمایند. عملکرد آینده شستا نه فقط سرنوشت میلیونها مستمریبگیر، بلکه سلامت مالی یکی از مهمترین نهادهای رفاهی کشور را رقم خواهد زد؛ مقیاسی که مدیریت آن را به یک مسئولیت ملی تبدیل میکند، نه صرفا یک ماموریت شرکتی.
بحران تخصیص سرمایه؛ چرا شستا ماشین پولسازی نیست؟
آیا هلدینگ تامین اجتماعی از داراییها استفاده مفیدی دارد؟ برای پاسخ به این سوال ابتدا باید شاخصهای سودآوری و بازده داراییهای این شرکت سرمایه گذاری را مورد بررسی قرار دهیم. ارزش بازار پرتفوی بورسی هلدینگ شستا تا پایان مرداد ماه ۱۴۰۵، به مبلغ ۵۲۴ هزار و ۶۹۷ میلیارد تومان به ثبت رسیده است. بازده کل (مازاد ارزش نسبت به بهای تمام شده) پرتفوی بورسی شستا ۱۳۰ درصد برآورد میشود؛ این در حالیست که بازده پرتفوی بورسی وغدیر ۱ هزار و ۹۵۹ درصد و بازده پرتفوی بورسی وامید ۳۱۸ درصد میباشد. هلدینگ غدیر و امید، دو رقیب بزرگ شستا به حساب میآیند.
آیا بازده سرمایه گذاریهای بورسی شستا با غدیر و امید یکسان است؟ ۱۳۰ درصدِ شستا کجا و ۱۹۵۹ درصدِ وغدیر کجا؟! همین مقایسه، نشان از ضعف مدیران شرکت در تخصیص سرمایه مردم به داراییهای بورسی دارد. براساس محاسبات شاخص بازده دارایی (ROA) این سه هلدینگ چند رشتهای صنعتی بزرگ، شستا بازده کافی ایجاد نمیکند. با اینکه بازده کل داراییهای سرمایه گذاری تامین اجتماعی از ۱۱.۹ درصد در سال ۱۴۰۳ به ۱۴.۳ درصد در سال ۱۴۰۴ رسیده، اما باز هم از رقبا کمتر است. این شاخص در شرکت سرمایه گذاری غدیر ۶۱.۹ درصد و در سرمایه گذاری امید ۳۹.۳ درصد است.
درجا زدن در باتلاق "دارایی های منجمد"
شستا با توجه به اینکه ۹۶ درصد از EPS سال ۱۴۰۴ خود را به مبلغ ۱۹ تومان بین سهامداران تقسیم نموده، اما این سود نقدی به چشم نمیآید؛ چراکه قیمت به سود نقدی (P/D) سهم شستا ۶.۵ واحد است. در حقیقت، شستا تنها ۱۵.۴ درصد بازده نقدی سالانه داشته است که در مقابل نرخ سه رقمی تورم سالانه، دردی از سهامداران دوا نخواهد کرد. نرخ رشد سودآوری شستا و تقسیم سودی که مشاهده میکنیم، حتی از بازده بدون ریسک ۴۰ درصدی اوراق درآمد ثابت نیز، کمتر است.
سود خالص هلدینگ تامین اجتماعی در سال مالی ۱۴۰۴ به مبلغ ۳۲ هزار و ۵۳۹ میلیارد تومان به ثبت رسید که نسبت به سال قبل ۲۲ درصد و سه سال قبل ۵۳ درصد افزایش یافته است. در آن زمان، ارزش خالص دارایی (NAV) هلدینگ تامین اجتماعی بیش از ۳۷۶ همت برآورد میشود؛ آیا ۳۲.۵ همت سود سالانه با توجه به ۳۷۶ همت دارایی کافیست؟ "همچنین، باید خاطر نشان کرد که سرمایه گذاری تامین اجتماعی در ۹ ماهه منتهی به اسفند ۱۴۰۴، به مبلغ ۳ هزار و ۸۸۸ میلیارد تومان زیان خالص ساخته است. "
از سوی دیگر، ارزش ویژه هلدینگ تامین اجتماعی در سال ۱۴۰۴ به رقم ۲۱۴ هزار و ۶۹۷ میلیارد تومان رسید که نسبت به سال قبل، تنها ۴ درصد و نسبت به سه سال قبل ۵ درصد افزایش یافته است. جالب است بدانید از خرداد ماه ۱۴۰۴ لغایت اسفند ماه ۱۴۰۴ که تاریخ آخرین صورتهای مالی منتشر شده شستا است، ارزش ویژه شرکت نه تنها رشدی نداشته، بلکه با کاهش ۱۶ درصدی به رقم ۱۷۹ هزار و ۷۲۵ میلیارد رسیده است. این روند، راه به جایی نخواهد برد و مدیران سرمایه گذاری تامین اجتماعی باید به اصلاحات اساسی در مدیریت دارایی و سودآوری بپردازند.
حرف آخر
واقعیت تلخ اعداد، تنها یک پیام را مخابره میکند: شستا در حال درجا زدن در مارپیچی نزولی است که نتیجهای جز استهلاک تدریجی ثروت بازنشستگان ندارد. برای خروج از این وضعیت، شستا نیازمند یک جراحی ساختاری در نظام حکمرانی شرکتی است؛ نه فقط تغییرات مدیریتی، بلکه گذر کامل از مدیریت دولتیمحور به مدیریت ارزشمحور. اصلاح ترکیب پرتفوی، خروج قاطعانه از شرکتهای زیانده و تمرکز بر صنایع مولد و تکنولوژیمحور، نه یک گزینه، که یک ضرورت حیاتی برای بقای این هلدینگ است.