چگونه میتوان به طرح "خانهریز" شهرداری اعتماد کرد؟ مردم تضمین میخواهند
بورس نیوز:
نمیدانیم از درد نداری به خرید متری خانه روی آوریم یا از ترس داستان خالی فروشی پلتفرمهای طلا، از طرح خانهریز هم فاصله بگیریم! داستان خالی فروشی و گران فروشی، با دولتی بودن یا خصوصی بودن طرحها، حل و فصل نمیشود. بستر مناسبی جهت معامله و سرمایهگذاری برای مردم فراهم نکردهاند و انتظار دارند هزاران میلیارد تومان پول وارد طرحهای پرریسک و پر از ابهام شود. هر کاری تخصصی میطلبد، چارچوب استانداردی میطلبد، مگر به همین سادگی میتوان یک سایت زد و با ادعای رسمی بودن و پشتوانه داشتن، پول مردم را جمع کرد؟
متاسفانه و شوربختانه، اکثر رانتها، خالی فروشیها و گران فروشیها در کشورهای تورمی و تحریمی اتفاق میافتد؛ چراکه آگاهی مردم و قربانیان کمتر بوده و خلاءهای اقتصادی نیز، مانند منابع فراوان است. روز دوشنبه ۱۵ بهمن ماه ۱۴۰۳، گزارشی ویژه از ریسکهای وحشتناک پلتفرمهای طلا در رسانه بورس نیوز منتشر گردید و امروز، شاهد کلاهبرداری برخی از آن پلتفرمها هستیم. در بسیاری از مواقع، اعداد و ارقام، شواهد، مستندات و هشدارها با ما حرف میزنند، تنها کافیست تعصب و حرص و طمع را کنار گذاشته و محتاط باشیم.
تضامین شهرداری برای فروش متری خانه چیست؟!
اینکه شاخصهای فلاکت به اوج رسیده و مردم با تورم سه رقمی دست و پنجه نرم میکنند، دلیل و بهانهای بر گداپروری، خالی فروشی، گران فروشی و سرمایه گذاریهای عجیب و غریب نیست! چه تضمینی وجود دارد، همان متراژ خانهها و یا طلاهای خریداری شده را پس از چند روز و هفته بتوان نقد کرد؟ این مردم به نهادهای مالی بازار سرمایه که هزاران میلیارد تومان دارایی تحت مدیریت (AuM) و انواع مجوزها را از طرف ارگانهای دولتی دارند به سختی اعتماد میکنند، چه برسد به فروش متری خانه، آن هم در پلتفرمهایی ناشناخته!
هرچند مقاصد شهرداری تهران از طرح جدید «خانهریز» مکتوم است، اما از منظر اصول سرمایهگذاری، این طرح بنیادهای ارزش داراییهای مشهود را به مخاطره میاندازد. مسکن، برخلاف داراییهای عددی یا مجازی، ماهیتی فیزیکی و ملموس دارد که اعتبار آن در گرو سند مالکیت، فیزیکی بودن و ثبت رسمی است؛ از این رو، هرگونه رویکرد به فروش متری یا عددی مسکن، بدون پشتوانه حقوقی و مالکیت رسمی، چیزی جز سرابی در میان تلاطمهای اقتصادی نخواهد بود.
طرح "خانهریز" یا خالی فروشی؟ مردم تضمین میخواهند
ارزش و اعتبار این طرح را سفارشات خرید و فروش داخل پلتفرم تعیین میکنند؟ اگر فردا روزی، کسری بودجه دولت سر به فلک کشید، اقتصاد بیش از پیش تضعیف شد و ریسکهای ژئوپلیتیکی و نظامی به اوج خود رسیدند، شهردار تهران به تعهدات خود در قبال سرمایه مردم عمل خواهد کرد؟ آیا تمام پولهای جمعآوری شده از طریق "خانهریز" صرف املاک و مستغلات خواهد شد؟ تضامین شهرداری و دولت در قبال سرمایه مردم چیست؟
خودتان بشمارید؛ از گذشته تا به امروز، چند صندوق، موسسه و پروژه تشکیل شده و شکست خورده است؟ آیا مردم به سرمایه و سودشان رسیدند؟ مردم بشتابید، موسسهای فلان درصد بهره پرداخت میکند؛ صندوقی برای حمایت از جوانان و بازنشستگان تشکیل شده است، تنها کافیست فلان مبلغ پول واریز کنید؛ عرضه اولیهای جذاب به بازار آمده، پذیره نویسی داریم؛ پیش فروش سکه در راه است. این حرفها برایتان آشنا نیست؟!
چند شرکت کاغذی و قلابی در بازار سرمایه با وعده سودهای کلان به سهامداران، عرضه اولیه و یا بهتر است بگوییم قالب شدند؟ به یاد آورید، آن روزها چه پذیره نویسیهایی که فاتحه سرمایه گذارانش را نخواند. شرکتهایی که حتی یک نقشه راه (Road Map) نداشتند، صدها میلیارد و هزاران میلیارد سرمایه جذب کردند و پس از سالها فرصت سوزی، به فعالیت و درآمد نرسیدند. سهامداران ماندند و سرمایه آب شده و سالها انتظار و قرصهای اعصاب و روان!
آیا داستان کوروش کمپانی و گلد کوئست تکرار خواهد شد؟
گلد کوئست را هیچکس فراموش نکرده؛ چه سرمایهها که بر باد فنا رفت و چه خانوارهایی که با همین قمارهای هرمی از هم فرو پاشیدند! در روز هشتم دی ماه ۱۳۸۸، به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، گلدکوئست قانونی شد و وزارت بازرگانی آئین نامه جدیدی تدوین کرده است که بر اساس آن فعالیتهای شرکتهای هرمی، از جمله گلدکوئست قانونی شد. آیا برای طرح "خانهریز" هم از این قوانین در نظر گرفتهاید؟ چه تضمینی وجود دارد، شهرداری سند مالکیت املاک و مستغلات را بدون اطلاع سرمایهگذاران و مردم به اشخاص دیگری منتقل نکند؟ چه تضمینی وجود دارد، شهرداری تهران در شرایط جنگی و بحرانهای عظیم اقتصادی، پولها را پس بدهد و متراژ خریداری شده توسط مردم نقدشوندگی داشته باشند؟
معمولا در اکثر طرحها و پیش فروشها، زمانی که رانتی پدیدار میشد، عوامل با چند بیانیه به مردم وعده بازگشت اصل سرمایه را میدادند، بدون سود و بدون خسارت! آن اصل سرمایه نیز، پس از مدت طولانی و با هزاران پیگیری به قربانیان پرداخت میشد.
کوروش کمپانی
صرافی کریپتولند و توکن BRG
سایت پانزی نیوسنتری
صرافی داریکسو
صرافی اکسننس
صرافی هات بیت
موسسات اعتباری منحل شده و سایر طرحهای یکی بخر دو تا ببر که میلیونها دلار و میلیاردها دلار سرمایه مردم را به یغما بردند؛ تمام این طرحها و ایدههای من درآوردی، ویژگی مشترکی دارند. همه پلتفرمها و طرحهای شکست خورده، سرمایه مردم را از طریق سخنان انگیزشی، تبلیغات رنگارنگ و با وعده تحویل کالا در آینده جذب نمودند و پس از مدتی، فرار مدیران و مسئولین همین پلتفرمها و طرحها از کشور تیتر یک رسانهها میشدند!
از پرونده قضایی میلیگلد تا تجمع معترضان اوامپی فینکس!
پروندهی "میلیگلد" به عنوان یکی از بزرگترین پلتفرمهای آنلاین خرید طلا، به دلیل تاخیر در تسویه حساب، عدم رعایت هشدارهای نظارتی و ابهامات جدی پیرامون سرمایه دهها هزار کاربر، رسما روی میز دادستانی تهران قرار گرفت؛ رویدادی که به گفته رئیس پلیس امنیت اقتصادی فراجا، ضرورت احتیاط مفرد و استفاده از بسترهای دارای مجوز رسمی را بار دیگر اثبات کرد. در همین راستا و همزمان با بحران اعتماد در بازارهای دیجیتال، اختلالات گسترده و تاخیر در تسویه حسابهای ریالی و رمزارزی صرافی «OMPFinex» نیز موج تازهای از اعتراضات را رقم زد؛ وضعیتی که به تجمع اعتراضی کاربران در برابر قوه قضاییه انجامید تا زنگ خطری جدی برای ریسکهای ساختاری و نقدشوندگی در پلتفرمهای آنلاین به صدا درآید.
این حوادث زنجیرهای نشان میدهد که پلتفرمهای آنلاینِ فاقد پشتوانه شفاف، چگونه داراییهای خرد مردمی را در چرخهای از تاخیر، خالیفروشی و ابهام گرفتار میکنند. بحرانهای اخیر گواهی میدهد که تکیه بر تبلیغات پرهزینه و جذابیتهای ظاهری پلتفرمهای نوظهور، بدون وجود سازوکارهای نظارتی و تضمینهای حقوقی ملموس، سرمایهی کاربران را در تلاطمهای بازار به سرابی خطرناک بدل میسازد؛ سرابی که پاسخگویی به آن نیازمند مداخله قاطع دستگاه قضایی و هوشیاری دوچندان فعالان اقتصادی است.
مردم؛ از پلتفرمهای خرید و فروش آنلاین فاصله بگیرید، اگر برای زندگی، سرمایه و اعصاب و روان خود ارزش قائل هستید.