دوشنبه ۰۷ تير ۱۳۸۹ - ۱۳:۵۸

ميرزاكوچك عقل داشت بارضاخان نمي جنگيد!

کد خبر : ۳۲۷۶۰
«كلمه كه توسط موسوي و برخي عناصر همراه وي مديريت مي شود، با مرور تاريخ ايران، قيام هاي انجام گرفته را «خودكشي دسته جمعي و غيرعقلاني توصيف كرد و نوشت: چه كسي باور مي كند كه شورش چند صد نفري در جنگل منجر به پيروزي بر سپاه حاكم شود؟ يا چند صد نفر از ايلات بتوانند قواي انگليسي را در بخشي از ايران متوقف كنند؟ يا چند نفر مسلح با گرفتن يك پاسگاه در يك شهرستان بتوانند با رژيم مستقر در بيافتند؟ پس چرا به اين خودكشي دسته جمعي اقدام مي كنند؟ اين عمل عقلاني است؟

كلمه همچنين قيام هاي ضد استعماري مذكور را قيام هاي كم حاصل يا بي حاصل خواند و نوشت: كساني بودند كه دن كيشوت وار تسليم نمي شدند اما حاصلي هم به كف نمي آمد و در عوض تاريخ دچار تراكم قهرمان شد.

اين اهانت به مبارزات تاريخي ملت ايران - كه با انباشت تجربه و شجاعت و غيرت، منجر به پيروزي انقلاب اسلامي شد - در حالي است كه بازيگران سرگردان فتنه در سالگرد انتخابات رياست جمهوري ابتدا خواستار راهپيمايي شده و سپس با آگاهي از ريزش نيروها، اقدام به لغو آن كردند و مدعي شدند به خاطر عقلانيت و پرهيز از خشونت دست به اين كار زده اند.
تخطئه مبارزات ضد استعماري و ضد انگليسي ملت ايران با الفاظي نظير «رفتار دن كيشوت وار، و خودكشي دسته جمعي و غيرعقلاني» از آن جهت مضحك است كه تعابير به كار رفته در سايت وابسته به موسوي دقيقا درباره عملكرد كور، حماقت آلود و دن كيشوت وار جريان فتنه سبز تطابق دارد و جناب دن كيشوت به خيال اينكه عقب نشيني و سردرگمي خود را توجيه كند، ترجيح داده تاريخ مبارزات آگاهانه و ثمربخش ملت ايران با استعمار و استبداد را هجو كند كه اين هم نسخه جديد قهرمان خيالي و دن كيشوت فتنه سبز است كه معركه گيري را با توهم نسبت به موقعيت خود، باورهاي ملت و جايگاه مستحكم جمهوري اسلامي آغاز كرد.

گفته مي شود - و گزارش هاي رسانه اي هم اين گفته را تاييد مي كند - كه سران فتنه به خاطر بي كفايتي هاي 6-5 ماه اخير خود مورد اعتراض شديد محافل ضد انقلاب قرار گرفته اند يك سايت ضد انقلابي (خودنويس) كه مدير آن موسوي و كروبي را 10 سال بعد و پس از سيصدمين جلسه به كاريكاتوركشيده، در اين زمينه نوشت: در حال حاضر تنها كاري كه از آقاي موسوي برمي آيد اين است كه بيانيه صادر كند و به ديد و بازديد برود. آقاي موسوي و همراهان هيچ راه حل عملي براي برون رفت از بحران فعلي ارائه نمي دهند چون كاري از دستشان ساخته نيست.

جمهوري اسلامي اگر اوضاع وخيم تر مي شد مي توانست موسوي را دستگير و حتي اعدام نيز بنمايد. موسوي به خوبي فهميد در كجاي كار ايستاده است و خيلي محترمانه كنار كشيد ولي به ظاهر خودش را با بيانيه ها و ديدارها در صحنه نگه داشت تا لااقل از اعتبار نيافتد. كمي بردبار باشيم و اجازه دهيم زمان به پيش برود. خواهيم ديد با گذشت زمان روشنفكران و مفسران كه تا ديروز موسوي را قبله آمال خود و بهترين فرد براي رهبري جنبش سبز مي دانستند زبان به انتقاد خواهند گشود. اتفاقا اين روزها نشانه هايي از اين موج انتقاد را در رسانه ها مي توانيد مشاهده كنيد كه آرام آرام عملكرد موسوي را به زير سوال مي برند.

کیهان درادامه نوشت:سايت گذار وابسته به خانه آزادي در آمريكا هم، جنبش سبز را فاقد پويايي خواند و تاكيد كرد: جنبش اكنون در حال جدال با خاموشي است، نخستين نشانه خاموشي، در اوايل پاييز گذشته به هنگام بازگشايي مدارس و دانشگاه ها بود كه تظاهرات خياباني به طور ناگهاني فروكش كرد و سبب نگراني و دلسردي شد. ماجراي روز عاشورا (6 دي) براي مقابله با اين ركود بود اما دومين مهار از سوي اصلاح طلبان در روز 22 بهمن زده شد و فرصت تاريخي با ياس و نااميدي از كف رفت. افت مبارزات خياباني پس از اين روز و لغو راهپيمايي 22 خرداد از سوي موسوي و كروبي، روشن كرد كه نبايد به اميد اصلاح طلبان و راهبردهايشان ماند و از سوي ديگر، آشكار كرد در شرايط فعلي راهپيمايي خياباني با وقفه هاي طولاني و شبكه ها و سازماندهي و تاكتيك و راهبردهاي ناكارآمد و نامشخص، كارايي ندارد.

سايت ضد انقلابي ايران گلوبال هم زمينگيري موسوي و كروبي را به چالش كشيد و نوشت: به جاي ناراحتي از يك كاريكاتور كه از سر هراس و دلهره نسبت به آينده جنبش ترسيم شده و سانسور آن در رسانه هاي خود، بايد جواب داد كه آيا همين رفتارها، تكرار گذشته و نقطه ضعف جنبش نيست و باعث نمي شود جنبش به خطاهايي چون «قاطر تروا» گردد؟ آيا ما در حال تكرار خطاهاي تراژيك گذشته نيستيم؟ آيا نبايد همين جا مكث كنيم و بپرسيم داري چه كار مي كني؟ چرا عصباني هستي و تحمل نقد را نداري؟
اشتراک گذاری :
ارسال نظر