آقای وزیر ، بورس جای تعاونی ها نیست
سرمایه گذاران تمام کشورهای دنیا برای انتخاب محل سرمایه گذرای خود معمولاٌ با در نظر گرفتن سه فاکتور ، ریسک ، بازدهی و مشخص بودن میزان تملک اقدام به وارد نمودن سرمایه خود به بازار مورد نظر می کنند و از آنجا ئیکه در بازار سرمایه این سه فاکتور بیش از دیگر بازارها نمایان است ، تمایل برای حضور در این بازار بیشتر از بازارهای دیگر می باشد .
براساس گزارش بورس نیوز ، هر سرمایه دار و سرمایه گذاری تمایل دارد پول خود را برای سرمایه گذاری در جایی مصرف کند که بتواند مالکیت خود را در آن محل احساس کند از همین رو اغلب سعی دارد مدیریت و مالکیت حداکثری آن محل را به جهت کسب سود بیشتر از آن خود کند .
به عنوان مثال یک سهامدار حقوقی و یا حقیقی هیچگاه حاضر نمی شود در صد زیادی از سرمایه خود را صرف سرمایه گذاری در شرکتی نماید که هیچ اختیاری در آن نداشته و قدرت مدیریت آن فرد با شخص که با میزان سرمایه بسیار کمتر درصدی از سهام آن شرکت را در اختیار دارد بطوریکسان و برابر باشد .
نقدی بر سخنان وزیر تعاون
بنابراین گزارش مطالب فوق بهانه ای بود برای نقد گفته های وزیر تعاون طی روزهای اخیر که با گلایه از عدم اجازه ورود شرکتهای تعاونی به بورس عنوان کرده بود که نرم افزار بورس سرمایه داری است .
بر این اساس برای پاسخ به این گفته وزیر ابتدا نیاز است تا به بررسی و مقایسه قوانین شرکتهای تعاونی و قوانین بورس بپردازیم .
در ابتدا با نگاهی اجمالی به شرکتهای تعاونی در می یابیم که در چنین شرکت هایی سرمایه و نفوذ اشخاص نقش مهمی ندارد و شرکاء هر قدر که سرمایه داشته باشند بیش از یک رای نخواهد داشت و سود هم نسبت به سرمایه تقسیم نمی شود .
اما در شرکتهای فعال بورسی دقیقاً شاهد قوانینی عکس قوانین مذکور در شرکتهای تعاونی هستیم بطوریکه در بورس سرمایه گذاران هر قدر که سرمایه بیشتری در سهام یک شرکت داشته باشند از حق رای و نفوذ بیشتری نیز برخودار خواهند بود و سود نیز به نسبت سرمایه و تعداد سهام تقسیم خواهد شد و البته همین امر است که باعث ایجاد جذابیت و ورود سرمایه های جدید به بورس می شود .
بر همین اساس به وضوح مشخص است که با ورود شرکتهای تعاونی به بورس اولین چالشی که این شرکتها با آن مواجه خواهند شد نبود سرمایه گذار در سهام این شرکتها خصوصاً سرمایه گذار عمده می باشد زیرا جذابیتی برای ترغیب سرمایه گذاران با توجه به قانون شرکتهای تعاونی ایجاد نمی شود .
از سوی دیگر از آنجا ئیکه بازار سرمایه ، نه فقط در ایران بلکه درتمام کشورهای دنیا از یک قانون و چار چوب مشخص پیروی می کند ، بنظر می رسد حضور شرکتهای تعاونی در بورس با توجه به قوانین فعلی آنها می تواند سبب برهم زدن نظم و انتظام بازار سرمایه شده و موجبات ضررو زیان میلیون ها نفر را فراهم آورد .
آنچه مشخص است یک سرمایه گذار با علم به ریسک های مترتب در بازار سرمایه تنها با این دید پا به بورس می گذارد که اولاً بازدهی قابل قبولی بدست آورد و ثانیاً بتواند با سرمایه ای که در اختیار دارد مدیریت و مالکیت یک یا چند شرکت را بدست گرفته و نسبت به ایجاد تغییرات مد نظر به جهت افزایش بهره وری و سودآوری آن اقدام کند بر همین اساس بنظر نمی رسد سرمایه گذاری پیدا شود که باآگاهی از ریسک های موجود در بورس آنها را به جان بخرد و سرمایه کلان خود را وارد شرکتی نماید که نه مالک آن محسوب می شود ، نه حق رای بیش از بقیه ، حتی سهامداری با درصد سهامداران کمتر دارد و نه می تواند در آن شرکت اعمال نفوذ و نطر نماید .
نرم افزار بورس سرمایه داری نیست ، سرمایه گذاری است
بنابراین گزارش شاید بهتر باشد به جای آنکه نرم افزار بورس را سرمایه داری بخوانیم این موضوع را قبول کنیم که نرم افزار تعاونی ها با بورس همخوانی ندارد به همین منظور شاید به جای اصلاح نرم افزار بورس که هم اکنون مدت بیش از 43 سال است که در حال اجرای قوانین بازار سرمایه و مالی کشور است ، نرم افزاری برای شرکتهای تعاونی طراحی کنیم که اولاً با قوانین بورس همخوانی داشته باشد و ثانیاً به شرکتهای تعاونی که متقاضی ورود به این بازار هستند راه رسم بورسی شدن را نشان دهد .