يکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۸:۵۸

دوئل استراتژیک احمدی نژاد و اوباما در نیویورک

کد خبر : ۳۳۹۱۹
سعید کریمی
دعوت احمدی نژاد از اوباما در نیویورک بیش از این که برای گفتگو دو طرف جذابیت ایجاد کند، بیشتر برای انتخاب اولین گلوبال پریزیدنت (Global President) در دید مردمان جهان جلوه خواهد کرد.
در ادبیات غرب این حرکت پرزیدنت احمدی نژاد یک دوئل استراتژیک محسوب می شود که اگر پرزیدنت اوباما به آن پاسخ ندهد به نوعی شرافت آمریکا زیر سئوال خواهد رفت. اما آیا می تواند فرصتی برای هر دو طرف باشد؟
البته نگارنده این نوشتار چندان به پذیرش این گفتگو از سوی پرزیدنت اوباما خوش بین نیست و احتمالا اگر هم وی این مناظره را بپذیرد سعی خواهد کرد در موضوع را به مسائل منطقه ای و داخلی ایران معطوف نماید اما تحلیل این وضعیت از منظری دیگر بسیار مهم می باشد.
در دنیای امروز اتفاقی جدید در حال رخ دادن است و آن مسئله گلوبال پرزیدنت یا رئیس جمهور جهانی است و نباید تعجب کرد زیرا در جهانی که همه پدیده های آن به سوی جهانی شدن در حرکت است وجود رئیس جمهور جهانی نیز اجتناب ناپذیر است.
این مسئله ای است که هر دو رئیس جمهور ایران و آمریکا از آن آگاه هستند و البته در پی آن؛ اما آنچه نباید از نظر دور داشت نحوه این نوع از ریاست جمهوری و دوم ابزارهای طرفین است.

از رییس جمهور جهانی تا رییس جمهور جهان

آمریکا کشوری است که در اکثر مناطق دنیا پایگاه نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی (جدای از سیستم سفارتی) دارد و شاید تنها جایی که پرچم آن دیده نمی شود، ایران است. ساختارهای رسانه ای و هنری آن با تکیه بر امکانات ماهواره ای و اینترنتی تقریباً تمامی جهان را در سیطره خود در آورده و مدل زندگی آمریکایی را بدون اجازه از هیچ دولتی به مردمان آن کشورها می رساند.
در عرصه نرم افزاری و سخت افزاری از توان بسیار بالا و منحصر به فردی برخوردار است. در عرصه سیاست بین المللی نیز به راحتی می توان گفت پرزیدنت اوباما با توجه به وجه منحصر به فردش نظیر سیاه پوست بودن، بخشی از نام اسلامی داشتن (که البته باعث بدگمانی صهیونیست های اسرائیل نسبت به وی نیز شده است) بخش عمده ای از شرایط را برای اولین پرزیدنت جهانی داراست. اما آن روی سکه آمریکا را باید دید، واقع آنست که دخالت های نظامی، سیاسی و روحیه استکباری و استعماری آن و سوابق استفاده از سلاح اتمی و کشتار انسان ها، براندازی دولتهای مردمی در کشورهای مختف (برای نمونه دولت ملی ایران در 28 مرداد ماه 1332 در کودتای آژاکس) بهره کشی از مردم دیگر جهان و روحیه غرور و تکبر آمریکایی باعث شده است تا عموم مردم دنیا، علی الخصوص اقشار ضعیف نسبت به آمریکا و رئیس جمهور آن نگاه خوبی نداشته و علی رغم تمامی شرایط نرم افزاری و سخت افزاری آن، پرزیدنت ایالات متحده را به عنوان رئیس جمهور جهانی نپذیرند. از این منظر فقط می توان رئیس جمهور ایالات متحده را به عنوان رئیس رئیس جمهورهای جهان (World President) که توسط آرای الکترالی! که معمولاً با لابی های سیاسی و اقتصادی وزارت امور خارجه آمریکا خریده می شود؛ انتخاب می شود نگریست.
گفتمان پرزیدنت ایالات متحده آمریکا در خصوص دموکراسی، آزادی، تروریسم و حقوق بشر نیز به دلیل قرائت دوگانه آنان در این میان بیشتر از مزید بر علت شده است.
اما از این سو رقیب وی یعنی پرزیدنت احمدی نژاد، با تکیه بر گفتمان ملت محور و مردم مدار خود و با استفاده از شعارهای عدالت طلبی، ظلم ستیزی و مهرورزی با انسان ها و سرمایه گذاری بر روی عموم مردم جهان و دیپلماسی عمومی و فرا دولتی خود، توانسته است در عرصه جهانی شرایط بسیار مناسبی را برای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران فراهم آورد.
این موارد در کنار ایستادگی در برابر زورگویی ایالات متحده آمریکا باعث شده است تا گفتمان پرزیدنت احمدی نژاد که برگرفته از گفتمان انقلاب اسلامی و دین مبین اسلامی، کتاب آسمانی قرآن و سیره بزرگان دینی است در قلوب انسان های جهان رسوخ نماید.
ایستادگی در برابر ستمگری های رژیم صهیونیستی اسرائیل و جنایت های اخیر بین المللی آن باعث شده تا جنبه ای مردمی و بین المللی بر علیه آن تشکیل شود. جبهه ای که در آن سوی آن آمریکا تمام قواره در حمایت از اسرائیل ایستاده است و هزینه های شیطنت اسرائیل را نیز پرداخت می کند.
در شرایطی که آمریکا تحریم های چند لایه و چند وجهی را بر علیه ایران وضع می کند باز هم پرزیدنت احمدی نژاد با شجاعت از ایستادگی در مقابل تهدید تحریم ها و تبدیل آن به فرصت ها سخن می راند و به نوعی می توان گفت که ایران اسلامی با این روش در حال خلق یک حماسه سیاسی در عرصه بین المللی است.
بعبارتی پرزیدنت احمدی نژاد در عرصه تسخیر قلبها و پرزیدنت اوباما در بخش تصرف مغزها عمل نموده اند. با این نگاه پرزیدنت احمدی نژاد یک پرزیدنت جهانی (GlobalPresident) و پرزیدنت اوباما در قالب یک رییس جمهور جهان (World President) در عرصه جهانی در حال ظهور هستند.
در چنین شرایطی پرزیدنت احمدی نژاد با دعوت از پرزیدنت اوباما برای گفتگو و مناظره در خصوص مسائل جهانی، مدیریت و اداره جهان در مقابل رسانه ها دعوت به یک دوئل استراتژیک است. شرایط جهانی نیز به سمتی می رود که این بار نگاه ها بیشتر به سوی رئیس جمهور ایالات متحده چرخیده و همه منتظر پاسخ مثبت اوباما هستند و نه بی اعتنایی و یا پاسخ منفی وی.
پرزیدنت اوباما به خوبی می داند که عدم پاسخ مثبت به این دوئل استراتژیک در حقیقت لکه دار کردن حیثیت سیاسی بین المللی آمریکاست. چرا که اگر پرزیدنت احمدی نژاد حرف حقی برای گفتن دارد وی باید آن را بشنود وگرنه این سئوال برای مردم جهان پیش می آید که اوباما وقتی حرف حق را بشنود عمل به آن برای وی بسیار سخت خواهد بود.
اما نکته آنست که در صورت پذیرش این مناظره از سوی پرزیدنت اوباما، رییس جمهور ایران چه خواهد کرد؟ و سئوال مهم تر اینکه آیا جریانی خاص در حال کشاندن پرزیدنت احمدی نژاد به این عرصه نیست تا به مقهور کردن وی در این مناظره ضربه ای کاری بر وی وارد نماید؟
از دیگر سو این مناظره قطعا نمی تواند در خصوص مسائل ایران باشد زیرا چنین مسئله ای در حوزه اختیارات و تصمیم رییس جمهوری ایرن نیست و بدون اجازه از مقام رهبری انقلاب اسلامی محلی از اعراب نخواهد داشت.
این دوئل مانند هر دوئل دیگری خطرات و فرصت های خود را دارد و باید به خوبی از این مسئله آگاهی داشت. آنچه مسلم است در این دوئل و هماوردی مادامی که لوله تفنگ های بسیاری علیه ایران نشانه رفته، شرایط مساوی حکم فرما نیست و تا زمانی که آمریکا با چماق تهدید وارد شود نباید در صورتی که حتی اوباما اصل این مناظره را پذیرفت، وارد میدان شد. اوباما باید فارغ ار هر تهدیدی علیه ایران بر سر این مذاکره حضور یابد و گفتگو نیز فقط باید بر مسائل بین المللی متمرکز باشد. البته اگر اوباما این دوئل را بپذیرد.
اشتراک گذاری :
ارسال نظر