رشد شاخص ارتباطی با فرمول محاسبـه آن ندارد
یکی از خوانندگان بورس نیوز و سهامداران قدیمی بورس تهران در اعتراض به انتقادات از رشد شاخص و تغییر فرمول محاسبه آن مقاله ای به تحریریه بورس نیوز ارسال کرده که عینا از نظر می گذرانیم .
شاخص بورس اوراق بهادار کشور که طی ماههای اخیر با رشد چشمگیر و خیره کننده خود موجبات ایجاد حرف و حدیث های فراوانی را فرآهم آورده بود طی معاملات دو روز گذشته با سیر روند نزولی خود نشان داد آنچنان که گفته می شود بی محابا و غیر منطقی حرکت نمی کند .
بحث رشد شاخص بورس به تبع تغییر فرمول محاسبه از بازده قیمت به بازده نقدی و قیمت ، فارغ از منطق تغییر شاخص بورس این سوال مطرح است که آیا این تغییر اساساًٌ درست و منطقی بوده یا خیر؟ و آیا رشد اخیر شاخص بورس ارتباطی به تغییر فرمول محاسبه آن دارد یا ندارد؟
بنابراین گزارش برای پاسخ به دو سوال فوق لازم است تا در ابتدا نگاهی به عملکرد شاخص بورس در سالهای گذشته داشته باشیم.
شاخص قدیم بورس اوراق بهادار کشور که تنها با احتساب بازده قیمت محاسبه می شد در بهترین حالت و بالاترین رقم خود توانست در آذر ماه سال 82 با رسیدن به رقم 13 هزار و 809 واحد رکورد تازه ای را بدست آورد که با توجه به سال طلایی بورس و رشد قیمت های باور نکردنی سهام شرکت ها، قابل قبول و منطقی بنظر می رسید .
اما پس از گذشت آن سال و سال 83 که بازار با رونق همراه بود با ورود به سال 84 بازار کم کم رنگ و بوی نزولی به خود گرفت و در اکثر اوقات معاملات خصوصاً در نیمه دوم آن سال شاهد نوسانات نزولی در بورسی بودیم که به تبع عوامل مختلفی همچون انتخابات ریاست جمهوری به وقوع پیوست.
تقریبا در همان ایام بود که موضوع استقرار سامانه جدید معاملاتی در دستور کار مسئولان بازار سرمایه قرار گرفت تا علیرغم همه ویژگی ها و قابلیت های زیادی که داشت، بخاطر محدودیت در ارائه دو شاخص همزمان، مسئولان بازار سرمایه را بر سر دو راهی انتخاب شاخص بهینه بورس قرار دهد. آنجا بود که مسئولان بازار سرمایه تصمیم گرفتند شاخص قیمت و بازده نقدی را که همزمان، نشان دهنده نوسانات قیمت و میزان سود توزیعی سهام است، بجای شاخص قیمت که تا آن زمان، به عنوان شاخص اصلی شناخته می شد و صرفا بیانگر نوسانات قیمت سهام بود، انتخاب کنند تا یکبار برای همیشه، معیار محاسبه شاخص براساس شرایط اقتصادی خاص ایران، بازنگری شود، شاخصی که نشان دهنده همه وضعیت بازار هم از جنبه بازدهی قیمتی و هم سود آوری با دید بلند مدت است.
در همان زمان این موضوع از سوی فعالان بازار تنها به عنوان یک اهرم افزایشی شاخص بورس عنوان شد چراکه شاخص بورس در زما ن تغییر یعنی سال 86 با افت محسوسی به رقم زیر 10 هزار واحد نزول کرده بود و چهار رقمی شدن شاخص بورس پس از آن رشد فزاینده، بحث حبابی شدن قیمت سهام را پیش کشید.
اما در عمل این اتفاق رخ نداد و شاخص بورس به روند نزولی خود ادامه می داد تا جائیکه شاخص کل بورس تهران علیرغم محاسبه بر اساس بازده نقدی و قیمت پس از یک دوره صعودی در نیمه اول سال 87 ، در نیمه دوم همان سال به رقم بی سابقه 7965 واحد کاهش یافت .
اما این پایان ماجرا نبود و شاخص بار دیگر مسیر صعود را در پیش گرفت، بطوریکه سرانجام پیش بینی فعالان در کنار اقدامات سازمان بورس و سایر متولیان بازار سرمایه دست به دست هم دادند تا به پشتوانه عواملی همچون عرضه سهام شرکت های بزرگ و مشمول اصل چهل و چهار در بورس ، رکود دیگر بازارهای رقیب ، افزایش سودآوری تعداد زیادی از شرکت های بورسی ، رشد ورود نقدینگی به بازار سهام در کنار ظهور سرمایه گذاران حقوقی جدید شاخص بورس از نیمه اول سال 88 با در پیش گرفتن روند صعودی تداوم دار و منطقی نه تنها رکورد 13 هزار و 809 واحد سال 82 را بشکند بلکه با ثبت رکوردهای جدید در سال 89 خود را به 5 قدمی مدار 17 هزار واحد برساند .
از همین رو نمی توان با نگاهی علمی و منطقی رشد ماههای اخیر شاخص را به تغییر نحوه محاسبه ربط داد چرا که شاخص بورس با همین شیوه در تاریخ 88.01.09 به رکود تاریخی 7955واحد رسیده بود .
از سوی دیگر اساساً تغییر شاخص بورس از بازده قیمت به بازده نقدی و قیمت درست و علمی بود، چرا که در کشورهایی که سطح تورم و نرخ سود مورد انتظار در آنها پایین است، ما شاهد پی بر ای بالا در بازار سرمایه آنها می باشیم و عملاً در چنین بازاری شاخص قیمت و شاخص بازده نقدی تفاوت چندانی بایکدیگر نداشته و هر کدام به نوعی مؤید شرایط شاخص دیگر است. در این بازارها به علت سود پایین شرکتها به راحتی می توان با بررسی شاخص قیمت پی به وضعیت کلی بازار برد.
اما این مطلب در حالیست که در کشور ما بازار سرمایه بر خلاف آنچه هست که در مطالب مذکور عنوان شد چرا که نرخ تورم بالاتر و بازده موردانتظار بیشتر و به علاوه سود بالای تقسیمی شرکتها، سبب کاهش پی بر ای بازار شده است، به عبارت دیگر نرخ تورم بالا و عواملی همچون انتشار اوراق مشارکت با نرخ بالا که ازجمله سرمایه گذاری های بدون ریسک محسوب می گردد، باعث افزایش سطح توقع سرمایه گذاران از بازار سرمایه (به عنوان یک بازار دارای ریسک) و همچنین میزان سودآوری شرکتها شده و به تبع آن نیز پی بر ای بازار نیز به حدود یک سوم تا یک چهارم سایر کشورها کاهش یافته است.
بنابراین، در بازار سرمایه کشور به علت بالا بودن سهم سود در شاخص و نیز بالا بودن تأثیر سود در محاسبه بازدهی سهام، این موضوع به یکی از مهمترین معیارهای تصمیم گیری برای حضور در بورس و سرمایه گذاری در این بازار تبدیل شده است چراکه هم اکنون کم نیست تعداد سرمایه گذارانی که با دید دریافت سود سهام در مجامع شرکتها وارد بورس می شوند و اهمیتی به افزایش یاکاهش قیمت سهام شرکتها نمی دهند.
از همین رو باید در محاسبه شاخص عدد سود نیز لحاظ می شد تا انتظارات سرمایه گذاران هم از لحاظ نوسان قیمتی و هم از لحاظ سود دریافتی تامین می شد البته هنوز در این میان کاستی های فراوانی وجود دارد که باید نسبت به رفع آنها کوشید ، اینکه در چنین بازاری سهام یک شرکت زیان ده پس از برگزاری مجمع و اعلام زیان بیشتر با بازدهی بالا و تقاضای خرید قابل توجه روبرو می شود امری است که غیر معمول و غیر منطقی بوده و باید اصلاح شود که البته روش بازگشایی با مکانیزم حراج تا حدی موثر بوده اما کافی نیست ولی نمی توان برخی رفتارهای نادرست را منتج به نامناسب بودن ماهیت شاخص و ناکارا بودن فرمول محاسبه شاخص کرد.
در پایان با توجه موارد مذکور بنظر می رسد جواب دو سوال مطرح شده در ابتدای گزارش با دلایل مستند و منطقی مشخص باشد یعنی اساساً تغییر فرمول محاسبه شاخص درست و براساس شرایط اقتصاد کشور بوده و رشد فزاینده اخیر شاخص بورس تنها به شرایط ایجاد شده و برنامه ریزی های انجام شده و گذشته مربوط بوده و همانطور که در زمان وقوع بحران مالی جهانی افت محسوس شاخص ارتباطی با نحوه محاسبه آن نداشت در این زمان نیز رکورد شکنی شاخص ارتباطی با نحوه محاسبه آن ندارد.
سهامدار قدیمی بورس تهران