مصاحبه روزنامهاسرائیلی با یکی از کارکنان کهریزک
فرد مصاحبهشونده که نامی از او برده نشده، در گفتوگو با این روزنامه صهیونیستی به توصیف کهریزک و اتفاقات رخ داده در آن پرداخته که بخشی از آن به زبان فارسی از طریق ایمیل در اینترنت منتشر شده است.
به گزارش شبکه ایران، هفته گذشته روزنامه اسرائیلی “معاریو” مصاحبهای با یکی از کارکنان کهریزک منتشر کرد.
فرد مصاحبهشونده که نامی از او برده نشده، در گفتوگو با این روزنامه صهیونیستی به توصیف کهریزک و اتفاقات رخ داده در آن پرداخته که بخشی از آن به زبان فارسی از طریق ایمیل در اینترنت منتشر شده است.
بخشی از متن این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
او “مصاحبهشونده” با نشان دادن دو عکس دستهجمعی از کادر کهریزک که خود نیز در آن حضور دارد، به معرفی افراد و بازگو کردن سرنوشتشان میپردازد. او بدون مکث به پرسشهای ما پاسخ میدهد، اما از یادآوری آنچه شاهد بوده، عصبی میشود و این در چهرهاش کاملا مشهود است:
* نظامی هستی؟
- نه!
* پس چگونه به مکانی خاص مثل کهریزک راه پیدا کردی و در آنجا استخدام شدی؟
- یکی از دوستانم سفارش من را کرد. بعد از حادثه رانندگی که ۳ سال قبل برایم رخ داد، کارم را از دست دادم و مجبور شدم شغل جدیدی پیدا کنم.
* دانش، مهارت یا تخصص خاصی داشتی که در استخدام مؤثر باشد؟
- من مدرک تحصیلی دیپلم دارم. اما چون رانندگی خوبی داشتم، ابتدا به عنوان راننده آمبولانس استخدام شدم. البته در تصادفی که چند سال قبل داشتم، خودم راننده نبودم و نباید این را به حساب ناشی بودن من بگذارید. من در کهریزک مسؤولیت انتقال اجساد به قبرستان را داشتم.
* وقتی اجساد را به قبرستان اصلی شهر (بهشتزهرا) میبردی، به چه کسی تحویل میدادی؟
- ما با بهشتزهرا کاری نداشتیم. از من خواسته بودند اجساد را به قبرستانهای حوالی شهر ببرم. در آنجا به سردخانه میرفتم و کارم تمام میشد و خودشان تدفین را انجام میدادند.
* به خانواده متوفیان اطلاع نمیدادید؟
- ضوابط این گونه بود که همه چیز بدون سر و صدا باشد.
* چه پستهایی در آنجا داشتی؟
- فقط ۲ ماه راننده آمبولانس بودم، اما بعد از آن به بخش اداری رفتم. در آنجا پرونده افراد را بررسی میکردم. چیزی که توجهام را جلب کرد، نحوه پذیرش افراد بود.
* به چه دلیل؟
- وقتی بعضیها را میآوردند، هنگام تحویل میگفتند که مهم نیست چگونه او را پس بگیرند. حتی در پرونده برخی تأکید میشد که زنده بیرون نروند. البته از زمانی که نگهبان شدم، چیزهای دیگری را شاهد بودم که برایم باورپذیر نبود. برای مثال، کسانی که در زمان ورودشان سالم و سرحال بودند را میدیم که بعد از مدتی بسیار رنجور و افسرده شده بودند و بیشترشان از فشار روحی میمردند.
* همزمان چند نفر در کهریزک نگهداری میشدند؟
- حدود ۸۰۰ نفر که ۵۰ پرسنل را هم باید به آن اضافه کرد. مکان واقعا وحشتناکی بود. ما مجبور بودیم در طول شبانهروز، صدای داد و فریاد و گریهای که در کل مجموعه به گوش میرسید را تحمل کنیم.
* دلتان به حال آنها نمیسوخت؟
- اوایل چرا، اما کمکم برایم عادی شد و همکارانم هم عادت کرده بودند. مثل کسی که در کارگاه نجاری کار میکند.
* چقدر حقوق میگرفتی؟
- ماهی ۷۰۰ هزار تومان یا بیشتر.
* هزینههای آنجا از کجا تأمین میشد؟
- از طرف افراد و سازمانهای مختلف. خیلیها به بازدید از آنجا میآمدند و من حتی خیلی از مقامات را در آن مدت دیدم. چون محوطه وسیع بود، دو ماشین برقی زمین گلف در آنجا بود که میهمانها با آن گشت میزدند و از بخشهای مختلف بازدید میکردند. معمولا همین افراد همان روز مبالغی را به عنوان کمک هزینه، به بخش مالی و اداری میسپردند.
* میتوانی از آنها نام ببری؟
- خیلیها بودند. خود آقای کروبی هم یک سال قبل به آنجا آمد و مبلغ زیادی کمک کرد. فقط افراد سیاسی نبودند و من سردار رویانیان، شهرداری تهران و حتی منوچهر منطقی (مدیرعامل سابق ایرانخودرو) را هم چندبار دیده بودم که برای بازدید آمدند.
* یعنی آنها از وجود کهریزک خبر داشتند؟
- بله! اگر کسی در ایران مقام مسؤول باشد و بگوید که از وجود آنجا خبر نداشته، دروغ گفته است. همه میدانستند.
* زمان تعطیل شدن کهریزک، آنجا بودی؟
- کهریزک تعطیل نشده.
* اما در خبرها گفته شده که آنجا کاملا تعطیل شده است. شما این را تکذیب میَکنید؟
- ببینید! مجموعهای با وسعت و مهمی کهریزک که از سوی مقامات کشور حمایت میشود، هرگز نمیتواند تعطیل شود.
* یکی از بازداشتیها درباره شکنجه و … اشاره کرده بود.
- خب!
* شما چه نوع شکنجههایی را در آنجا شاهد بودید؟
- در آنجا هیچوقت شکنجه ندیدم. اگر کسی چیزی در اینباره گفته، دروغ محض است.
* اخبار مربوط به شکنجه شدن افراد در بازداشتگاه کهریزک در رسانههای جهان بازتاب داشته، چطور شما مدعی هستید که وجود نداشته؟
- بازداشتگاه کهریزک؟ آهان!… من گفتم توی کهریزک کار میکردم، ولی خانه سالمندان کهریزک بودم، نه بازداشتگاه!
* احمق بیشعور! میمردی زودتر میگفتی؟
- به من چه! خودت وقتی اسم کهریزک را شنیدی، هول شدی، گفتی بیا مصاحبه کنیم… احمق هم خودتی!
* پس قضیه جنازهها و تدفین یواشکی چی بود که گفتی؟
- کهریزک جای کسانی است که هیچ کسی را ندارند تا از آنها مراقبت کند. به فیلمها نگاه نکنید که بچهها پدر و مادرشان را تهدید میکنند که به آنجا میفرستند. کهریزک آخرین خانه آدمهای بیسرپناه است و چون کسی را ندارند که برایشان گریه کند، پس مراسمی هم در کار نیست.
* میکشمت…
- تو غلط میکنی! الان با همین شمعدانی میکوبم وسط فرق سر کچلت… با اون کلاه مسخرهات!
طنزنویس: فرورتیش رضوانیه