به بهانه ورود همراه اول
عرضه هاي اوليه و حافظه بازار از خوش دستی خصوصی سازی !
معاون سازمان خصوصي سازي از فقر تحليل در بازار استفاده کرده و با عنوان اينکه الباقي سهام شبريز با 4% افزايش عرضه خواهد شد فعالان بازار را از ترس بي نصيب ماندن در کسب سود به خريد الباقي اين سهم با 4% افزايش قيمت ترغيب نمود و بدينوسيله سهام اين شرکت آن شد که اکنون شاهد صف خريد بيش از 40 ميليوني!! آن بدون عرضه قابل توجه مي باشيم
کد خبر : ۳۹۹۱۶
در کش و قوس تحولات روزانه بازارمعامله گران دچار سود و زيانهاي متعددي
ميشوند که حاصل از تغييرات نرخ سهام مي باشد و اين تغييرات خود معلول
عواملي چون وضعيت بنيادي شرکتها به لحاظ تغييرات در ميزان توليد و ميزان
سود سازي آنها و نيز اخبار و شايعات پيرامون سهام مي باشد و از آنجائيکه
فقر تحليل در بازار ما بيداد ميکند تاثيرات اخبار و شايعات در تغييرات
قيمتي سهام بسيار موثر و مشهود است .
هر چند که دراين گفتار فرصت پرداخت به راهکارهاي افزايش قدرت تحليل در بازار و نتيجتا" کاهش اثرات شايعات نبوده اما به اين نکته بسنده ميکنم که بودند افراد زيادي که با سرمايه هاي کم و بيش خودوارد بازار سرمايه شدند و به دليل نداشتن تحليل در اندک زماني با از دست دادن سرمايه هاي خود راهي جز ترک بازار سهام را نداشتند و آنهائي هم که ماندند يا همچنان نظاره گر آب رفتن سرمايه هاي خود بوده و يا با فراگيري و آموزش سعي در افزايش اطلاعات خود در خصوص اصول اوليه سرمايه گذاري کردند و به اميد جبران خسارات گذشته به ماندگاري در بازار تن در دادند و در اين ميان نيز به اميد ورود شرکت يا شرکتهائي تحت عنوان عرضه اوليه با اين تفکر که با سرمايه گذاري در اين شرکتها به جهت افزايش 10-15 درصدي قيمت سهام آنها بعد از عرضه اوليه ميتوانند بخشي از زيان سرمايه خود را جبران نمايند , و در اين ميان شرکتهاي پذيرفته شده در بورس يکي پس از ديگري وارد بازار مي شدند.
فولاد مبارکه – مديريت پروژه هاي نيروگاهي – بانک سينا – سرمايه گذاري اميد – پتروشيمي فناوران – کشتي راني جمهوري اسلامي – شرکت مخابرات – بانکهاي ملت و تجارت و صادرات و حفاري و بيمه البرز و آسيا و ...از اين جمله بودند .
مروري برکم و کيف و چگونگي عرضه هاي اوليه
در زمانهائي که سازمان خصوصي سازي تصميم به عرضه شرکتهائي مانند فولاد مبارکه و يا مديريت پروژه هاي نيروگاهي مي گرفت چگونگي وضعيت عرضه هاي اوليه براي بازار جا نيافتاده بودو از طرفي نيز سازمان خصوصي سازي به عنوان متولي اين مهم تجربه لازم را براي اين منظور بدست نياورده بودلذا شرکتهائي که سهام آنهادر بازار براي اولين بار عرضه مي شدند با قيمتهائي تولد مي يافتند که کمتر رنگ و بوي قيمت کارشناسي شده را به خود داشتند و از طرفي نيز فعالان بازار – به واسطه کارگزاران – تجربه خاصي به منظور قيمت دهي مناسب که مي بايست منتج از کار کارشناسي و مطالعات گسترده روي وضعيت روز شرکتهاي مورد اشاره مي بود را نداشتند و با قيمتهاي نه چندان معقول به رقابت با هم در خريد مي نمودند و در نهايت نيز سازمان خصوصي سازي شروع به عرضه سهام با بالاترين قيمت ممکن مي نمود و کارگزاران نيز يک به يک براي تصاحب سهميه خود تغيير نرخ داده و اقدام به خريد ميکردند و اينگونه بود که کشف قيمت معني و تعريف خود را بدست آورد و شکل گرفت!
نتيجه اين نوع کشف قيمت بود که فولاد مبارکه با قيمت عرضه 190 توماني خود بيش از 3 ماه در بازار و در محدوده قيمتي 180 تا 190 گيج مي زد تا توانست راهي براي عبور از اين حصار پيدا نمايد
مديريت پروژه هاي نيروگاهي و بانک سينا بعد از عرضه اوليه وضعيت نابسامان تري از فولاد به خود گرفتند بطوريکه مپنا بعد از کشف قيمت 135 توماني و رشد حدود 20 درصدي خود به خواب عميقي فرو رفت و با کاهش ارزش به قيمتهاي کمتر از نرخ عرضه اوليه رسيد و نتيجتا" صف فروش 100 ميليوني براي مدت طولاني حاصل آن شد که با جمع آوري اين صف در واقع مپنا دوباره به آغوش دولت بازگشت و پشيماني بازار از اين خريد باعث شد تا روي خوشي به عرضه بانک سينا که بعد از گذشت يک ماه از عرضه مپنا وارد بازار شده بود نشان ندهد بطوريکه با کشف قيمت 120 توماني اين سهم بلافاصله روند کاهشي به خود گرفت و تا زير 100 تومان ( قيمت اسمي ) نيز نزول کرد و بعد از گذشت بيش از 6 ماه از روز عرضه آن به قيمت اوليه خود يعني همان 120 تومان رسيد!!! و توانست بعد از گذشت اين مدت ضرر سهامداراني که از روز نخست عرضه , سهامدار اين بانک شده بودند را پوشش دهد!!
چنين مديريتي در بازار سرمايه چه از حيث عملکرد مديران سازمان خصوصي سازي و چه از طرف مديران سازمان بورس علاوه بر فقر تحليل و مسائل ريز و درشت سياسي داخلي و خارجي که موجب ضرر و زيان عده ي کثيري از فعالان بازار مي شد مزيد بر علتي براي ضررهاي بيشتر همين فعالان بازار گشت .
در همين ايام بود که مصاحبه ها و مقالات متعددي از طرف مسئولين مربوطه و کارشناسان بازار در خصوص چگونگي و شرايط صحيح کشف قيمت در اکثر رسانه هاي اقتصادي و بورسي به چشم مي خورد و ضمن افزايش انتقادها پيشنهاداتي نيز بتوسط کارشناسان و دست اندرکاران بازاربه جهت کشف قيمت سهام شرکتها بر اساس اصول مبتني بر اين مهم داده مي شد تا نه تنها سازمان خصوصي سازي بلکه فعالان حقوقي و حقيقي بازار نيز بي جهت و بدون منطق خاصي نسبت به لحاظ کردن قيمتهاي کارشناسي نشده به سهام شرکتهاي آماده براي ورود به بازار سرمايه خودداري ورزند .
خوشبختانه اين تلاشها تا حد قابل قبولي به بار نشست و شرکتهائي همچون کشتي راني جمهوري اسلامي – شرکت حفاري و بيمه البرز با قيمتهاي معقولي که متناسب با وضعيت بنيادي و دارائي هاي شرکتها بود تحت عنوان عرضه اوليه وارد بازار شدند و با افزايش قيمت سهام شرکتهاي فوق به ترتيب به ميزان حدودي 170!! و 70 و 50 درصد علاوه بر منتفع شدن سرمايه گذاران جو نسبتا" مناسبي را نيزمتناسب با زمان عرضه خود بر بازار حاکم گردانيدند .
بدين ترتيب در مقاطع مختلف زماني اميد و تحرک جاي خود را به نااميدي و رکود حاصل از مقاطع گذشته داد و اين وضعيت با ورود بيمه آسيا که با يک رفت و برگشت قيمتي بيش از 100% !! سود در فاصله تنها 2 ماه !! نصيب خريداران اين سهم که ازروز نخست سهامدار آن بودند کرد! تداوم يافت و بعد با ورود به سال 89 و افزايش چشم گير شاخص بازار بسيار پر تحرکي را تا تيرماه 89 شاهد بوديم و از آن به بعد براي جلوگيري از حبابي شدن قيمتها از حرکت شتابدار رو به جلو شاخص کاسته شد و بازار در يک حالت تعادل به کار خود ادامه داد تا اينکه با خبر تولد تجارت الکترونيک پارسيان در فرابورس کشف قيمت مناسب 580 توماني آن زمينه براي سرمايه گذاري روي اين سهم بعد از اندک زماني رکود مهيا گشت و هديه اين شرکت به سهامداران خود که از روز نخست با اين شرکت همراه بودند سود بيش از 90 درصدي به آنها بود .
اما تا قبل از اينکه بازار طعم خوش خريد رپارس را بچشد و تنها يک روز پس از ورود آن بيمه دانا بود که با ورودش به بازار و کشف قيمتي نامتعارف به ارزش هر سهم 2610 تومان!! خشم بازار را بواسطه تولد نا شگون خود بدنبال داشت و باز هم فقر تحليل يک بار ديگر بطور جدي خود نمائي کرد و ضرر بيش از 50 درصدي !! را براي خريداران عجول آن به همراه آورد و دوباره بواسطه نحوه قيمت گذاري و کشف قيمتي فضاي انتقادي بر رسانه ها حاکم شد و عدم اعتماد در بين فعالان بازارنسبت به مشارکت در خريد عرضه هاي اوليه آرام آرام ظهور مي کرد و اين عدم اعتماد به مشارکت در عرضه هاي اوليه از يک طرف و اميد به کسب سود از مشارکت در خريد سهام تجارت الکترونيک پارسيان از طرف ديگر وضعيت شک و دودلي را در بين گروهي از فعالان بازار بوجود آورده بود .
اين وضعيت مصادف با ايامي شد که مرتبا" خبرهاي متفاوتي از زمان و چگونگي اجراي طرح هدفمندي يارانه ها انتشار مي يافت و با هر بار انتشار اين نوع اخبار در کنار اخبار سياسي مربوط به انرژي هسته اي باعث افت شاخص و به کما رفتن بازار گشت و اين وضعيت تا زمانيکه سازمان خصوصي سازي تصميم به عرضه پالايشگاه نفت تبريز گرفته بود ادامه يافت و سياست مديران بازار حکم مي کرد که در اين شرايط با عرضه پالايشگاه تبريز با قيمت مناسب نسبت به خنثي سازي جو منفي حاکم بر بازار اقدام نمايند .
اما در اين برهه حساس نيز همچون خيلي اوقات گذشته چنين سياستي از طرف متوليان سازمان خصوصي سازي به منظر ظهور در نيامد و با کشف قيمت 140 توماني شبريز علاوه بر عدم خريد کل سهام مورد عرضه جو منفي موجود نيز تشديد شد تا اينکه معاون سازمان خصوصي سازي از فقر تحليل در بازار استفاده کرده و با عنوان اينکه الباقي سهام شبريز با 4% افزايش عرضه خواهد شد فعالان بازار را از ترس بي نصيب ماندن در کسب سود به خريد الباقي اين سهم با 4% افزايش قيمت ترغيب نمود و بدينوسيله سهام اين شرکت آن شد که اکنون شاهد صف خريد بيش از 40 ميليوني!! آن بدون عرضه قابل توجه مي باشيم بگونه اي که بايد در روزهاي آتي شاهد به گره رفتن اين سهم بعد از عرضه اوليه خود باشيم!!
هر چند بازار تجربه به گره رفتن سهام شرکت پست بانک را بعد از عرضه اوليه که اين نيز در نوع خود بي نظير و جالب است را داشته است!
و اينک نوبت به همراه اول مي رسد سهمي که متوليان آن از رغبت و اشتياق بازار براي خريد آن استفاده کرده و قيمتهائي را براي آن متصور شده اند که تا ضمن استفاده از فقر تحليل در بازار خود نيز از اين عرضه منتفع شوند به هر حال اميد به آن داريم که با عرضه منصفانه سهام اين شرکت که در آينده نزديک قطعا" بعنوان غول فرابورس شناخته خواهد شد اميد و تحرک به بازار سرمايه بازگردد انشاالله
هر چند که دراين گفتار فرصت پرداخت به راهکارهاي افزايش قدرت تحليل در بازار و نتيجتا" کاهش اثرات شايعات نبوده اما به اين نکته بسنده ميکنم که بودند افراد زيادي که با سرمايه هاي کم و بيش خودوارد بازار سرمايه شدند و به دليل نداشتن تحليل در اندک زماني با از دست دادن سرمايه هاي خود راهي جز ترک بازار سهام را نداشتند و آنهائي هم که ماندند يا همچنان نظاره گر آب رفتن سرمايه هاي خود بوده و يا با فراگيري و آموزش سعي در افزايش اطلاعات خود در خصوص اصول اوليه سرمايه گذاري کردند و به اميد جبران خسارات گذشته به ماندگاري در بازار تن در دادند و در اين ميان نيز به اميد ورود شرکت يا شرکتهائي تحت عنوان عرضه اوليه با اين تفکر که با سرمايه گذاري در اين شرکتها به جهت افزايش 10-15 درصدي قيمت سهام آنها بعد از عرضه اوليه ميتوانند بخشي از زيان سرمايه خود را جبران نمايند , و در اين ميان شرکتهاي پذيرفته شده در بورس يکي پس از ديگري وارد بازار مي شدند.
فولاد مبارکه – مديريت پروژه هاي نيروگاهي – بانک سينا – سرمايه گذاري اميد – پتروشيمي فناوران – کشتي راني جمهوري اسلامي – شرکت مخابرات – بانکهاي ملت و تجارت و صادرات و حفاري و بيمه البرز و آسيا و ...از اين جمله بودند .
مروري برکم و کيف و چگونگي عرضه هاي اوليه
در زمانهائي که سازمان خصوصي سازي تصميم به عرضه شرکتهائي مانند فولاد مبارکه و يا مديريت پروژه هاي نيروگاهي مي گرفت چگونگي وضعيت عرضه هاي اوليه براي بازار جا نيافتاده بودو از طرفي نيز سازمان خصوصي سازي به عنوان متولي اين مهم تجربه لازم را براي اين منظور بدست نياورده بودلذا شرکتهائي که سهام آنهادر بازار براي اولين بار عرضه مي شدند با قيمتهائي تولد مي يافتند که کمتر رنگ و بوي قيمت کارشناسي شده را به خود داشتند و از طرفي نيز فعالان بازار – به واسطه کارگزاران – تجربه خاصي به منظور قيمت دهي مناسب که مي بايست منتج از کار کارشناسي و مطالعات گسترده روي وضعيت روز شرکتهاي مورد اشاره مي بود را نداشتند و با قيمتهاي نه چندان معقول به رقابت با هم در خريد مي نمودند و در نهايت نيز سازمان خصوصي سازي شروع به عرضه سهام با بالاترين قيمت ممکن مي نمود و کارگزاران نيز يک به يک براي تصاحب سهميه خود تغيير نرخ داده و اقدام به خريد ميکردند و اينگونه بود که کشف قيمت معني و تعريف خود را بدست آورد و شکل گرفت!
نتيجه اين نوع کشف قيمت بود که فولاد مبارکه با قيمت عرضه 190 توماني خود بيش از 3 ماه در بازار و در محدوده قيمتي 180 تا 190 گيج مي زد تا توانست راهي براي عبور از اين حصار پيدا نمايد
مديريت پروژه هاي نيروگاهي و بانک سينا بعد از عرضه اوليه وضعيت نابسامان تري از فولاد به خود گرفتند بطوريکه مپنا بعد از کشف قيمت 135 توماني و رشد حدود 20 درصدي خود به خواب عميقي فرو رفت و با کاهش ارزش به قيمتهاي کمتر از نرخ عرضه اوليه رسيد و نتيجتا" صف فروش 100 ميليوني براي مدت طولاني حاصل آن شد که با جمع آوري اين صف در واقع مپنا دوباره به آغوش دولت بازگشت و پشيماني بازار از اين خريد باعث شد تا روي خوشي به عرضه بانک سينا که بعد از گذشت يک ماه از عرضه مپنا وارد بازار شده بود نشان ندهد بطوريکه با کشف قيمت 120 توماني اين سهم بلافاصله روند کاهشي به خود گرفت و تا زير 100 تومان ( قيمت اسمي ) نيز نزول کرد و بعد از گذشت بيش از 6 ماه از روز عرضه آن به قيمت اوليه خود يعني همان 120 تومان رسيد!!! و توانست بعد از گذشت اين مدت ضرر سهامداراني که از روز نخست عرضه , سهامدار اين بانک شده بودند را پوشش دهد!!
چنين مديريتي در بازار سرمايه چه از حيث عملکرد مديران سازمان خصوصي سازي و چه از طرف مديران سازمان بورس علاوه بر فقر تحليل و مسائل ريز و درشت سياسي داخلي و خارجي که موجب ضرر و زيان عده ي کثيري از فعالان بازار مي شد مزيد بر علتي براي ضررهاي بيشتر همين فعالان بازار گشت .
در همين ايام بود که مصاحبه ها و مقالات متعددي از طرف مسئولين مربوطه و کارشناسان بازار در خصوص چگونگي و شرايط صحيح کشف قيمت در اکثر رسانه هاي اقتصادي و بورسي به چشم مي خورد و ضمن افزايش انتقادها پيشنهاداتي نيز بتوسط کارشناسان و دست اندرکاران بازاربه جهت کشف قيمت سهام شرکتها بر اساس اصول مبتني بر اين مهم داده مي شد تا نه تنها سازمان خصوصي سازي بلکه فعالان حقوقي و حقيقي بازار نيز بي جهت و بدون منطق خاصي نسبت به لحاظ کردن قيمتهاي کارشناسي نشده به سهام شرکتهاي آماده براي ورود به بازار سرمايه خودداري ورزند .
خوشبختانه اين تلاشها تا حد قابل قبولي به بار نشست و شرکتهائي همچون کشتي راني جمهوري اسلامي – شرکت حفاري و بيمه البرز با قيمتهاي معقولي که متناسب با وضعيت بنيادي و دارائي هاي شرکتها بود تحت عنوان عرضه اوليه وارد بازار شدند و با افزايش قيمت سهام شرکتهاي فوق به ترتيب به ميزان حدودي 170!! و 70 و 50 درصد علاوه بر منتفع شدن سرمايه گذاران جو نسبتا" مناسبي را نيزمتناسب با زمان عرضه خود بر بازار حاکم گردانيدند .
بدين ترتيب در مقاطع مختلف زماني اميد و تحرک جاي خود را به نااميدي و رکود حاصل از مقاطع گذشته داد و اين وضعيت با ورود بيمه آسيا که با يک رفت و برگشت قيمتي بيش از 100% !! سود در فاصله تنها 2 ماه !! نصيب خريداران اين سهم که ازروز نخست سهامدار آن بودند کرد! تداوم يافت و بعد با ورود به سال 89 و افزايش چشم گير شاخص بازار بسيار پر تحرکي را تا تيرماه 89 شاهد بوديم و از آن به بعد براي جلوگيري از حبابي شدن قيمتها از حرکت شتابدار رو به جلو شاخص کاسته شد و بازار در يک حالت تعادل به کار خود ادامه داد تا اينکه با خبر تولد تجارت الکترونيک پارسيان در فرابورس کشف قيمت مناسب 580 توماني آن زمينه براي سرمايه گذاري روي اين سهم بعد از اندک زماني رکود مهيا گشت و هديه اين شرکت به سهامداران خود که از روز نخست با اين شرکت همراه بودند سود بيش از 90 درصدي به آنها بود .
اما تا قبل از اينکه بازار طعم خوش خريد رپارس را بچشد و تنها يک روز پس از ورود آن بيمه دانا بود که با ورودش به بازار و کشف قيمتي نامتعارف به ارزش هر سهم 2610 تومان!! خشم بازار را بواسطه تولد نا شگون خود بدنبال داشت و باز هم فقر تحليل يک بار ديگر بطور جدي خود نمائي کرد و ضرر بيش از 50 درصدي !! را براي خريداران عجول آن به همراه آورد و دوباره بواسطه نحوه قيمت گذاري و کشف قيمتي فضاي انتقادي بر رسانه ها حاکم شد و عدم اعتماد در بين فعالان بازارنسبت به مشارکت در خريد عرضه هاي اوليه آرام آرام ظهور مي کرد و اين عدم اعتماد به مشارکت در عرضه هاي اوليه از يک طرف و اميد به کسب سود از مشارکت در خريد سهام تجارت الکترونيک پارسيان از طرف ديگر وضعيت شک و دودلي را در بين گروهي از فعالان بازار بوجود آورده بود .
اين وضعيت مصادف با ايامي شد که مرتبا" خبرهاي متفاوتي از زمان و چگونگي اجراي طرح هدفمندي يارانه ها انتشار مي يافت و با هر بار انتشار اين نوع اخبار در کنار اخبار سياسي مربوط به انرژي هسته اي باعث افت شاخص و به کما رفتن بازار گشت و اين وضعيت تا زمانيکه سازمان خصوصي سازي تصميم به عرضه پالايشگاه نفت تبريز گرفته بود ادامه يافت و سياست مديران بازار حکم مي کرد که در اين شرايط با عرضه پالايشگاه تبريز با قيمت مناسب نسبت به خنثي سازي جو منفي حاکم بر بازار اقدام نمايند .
اما در اين برهه حساس نيز همچون خيلي اوقات گذشته چنين سياستي از طرف متوليان سازمان خصوصي سازي به منظر ظهور در نيامد و با کشف قيمت 140 توماني شبريز علاوه بر عدم خريد کل سهام مورد عرضه جو منفي موجود نيز تشديد شد تا اينکه معاون سازمان خصوصي سازي از فقر تحليل در بازار استفاده کرده و با عنوان اينکه الباقي سهام شبريز با 4% افزايش عرضه خواهد شد فعالان بازار را از ترس بي نصيب ماندن در کسب سود به خريد الباقي اين سهم با 4% افزايش قيمت ترغيب نمود و بدينوسيله سهام اين شرکت آن شد که اکنون شاهد صف خريد بيش از 40 ميليوني!! آن بدون عرضه قابل توجه مي باشيم بگونه اي که بايد در روزهاي آتي شاهد به گره رفتن اين سهم بعد از عرضه اوليه خود باشيم!!
هر چند بازار تجربه به گره رفتن سهام شرکت پست بانک را بعد از عرضه اوليه که اين نيز در نوع خود بي نظير و جالب است را داشته است!
و اينک نوبت به همراه اول مي رسد سهمي که متوليان آن از رغبت و اشتياق بازار براي خريد آن استفاده کرده و قيمتهائي را براي آن متصور شده اند که تا ضمن استفاده از فقر تحليل در بازار خود نيز از اين عرضه منتفع شوند به هر حال اميد به آن داريم که با عرضه منصفانه سهام اين شرکت که در آينده نزديک قطعا" بعنوان غول فرابورس شناخته خواهد شد اميد و تحرک به بازار سرمايه بازگردد انشاالله
آريانا
ارسال نظر