"چرا بركناری همراه باتحقیرمسولان عادت شده؟"
تهران امروز در سرمقالهاش نوشت:
خبر بركناری وزیر خارجه توسط رئیسجمهور در حالی منتشر شد كه ایشان برای ابلاغ پیام آقای احمدینژاد در سنگال بهسر میبرد. معلوم نیست تا زمان نوشتن این یادداشت ایشان از حكم بركناری خود باخبر شده است یا نه. فارغ از اینكه آقای متكی در مقام خود چگونه عمل كرده این نحوه بركناری وزیر خارجه آثار منفی بر چهره جمهوری اسلامی ایران در خارج از كشور دارد. تصور كنید وزیر خارجه روسیه یا ژاپن یا هر كشور دیگری برای مذاكره به تهران آمده اما در نیمه راه و در حین ماموریت حكم بركناری وی ابلاغ میشود. این فرد با چه پشتوانهای و به چه اعتباری میتواند از منافع ملی حمایت كند. اگر یك وزیرخارجهای اینگونه بركنار میشود، چه تضمینی وجود دارد كه جانشین وی هم به این سرنوشت دچار نشود و اگر چنین است، وزیر خارجه یا هر وزیر دیگری چگونه میتواند از جانب خود وعدهای بدهد و دیگران چگونه میتوانند به وعدههای او اطمینان كنند. به هر حال درست یا غلط، وزیر خارجه و نماینده نظام در خارج از كشور و در مذاكرات بینالمللی است و حرفهای او مواضع رسمی نظام تلقی میشود. آیا نمیشد چند ساعت اضافهتر صبر كرد و حكم بركناری را امضا نمود. بگذارید خودمان را جای وزیر خارجه بگذاریم؛ در ماموریتی هستیم و در حال آماده شدن برای ابلاغ پیام و بحث در مورد لزوم گسترش روابط و تبیین مواضع نظام و پاسخ دادن به انتقادات در گرماگرم كار خبر بركناری را در وبسایتها میبینیم. چه حالی به ما دست میدهد؟ جز اینكه اطرافیانمان در وهله نخست در دل خود بگویند فلانی خواست فلانی را تحقیر كند! گذشته از این، خارجیها چگونه به این مسئله نگاه میكنند. میگویند اختلافات چقدر عمیق و جدی بوده كه وزیرخارجه در ماموریت بركنار شده است؟
ما كه همواره شعار وحدت در برابر دشمن را سر میدهیم شایسته است اختلافهای داخلیمان را در معرض دید خارجیها قرار ندهیم. در همه جای دنیا به عنوان یك اصل پذیرفته شده كه اختلافهای داخلی در عرصه سیاست خارجی وارد نشود و به یكتعبیر در همان محدوده مرزهای ملی بماند. همه ما باید به اختیارات رئیسجمهور در انتخاب همراهان و همكاران خود احترام بگذاریم. این یك اصل بدیهی است كه هر رئیس دولتی حق دارد وزیری را بركنار كرده و فرد دیگری را جایگزین كند. آقای رئیسجمهور معتقدند وزارتخارجه در حد دولت نهم نیست و به این نتیجه رسیدهاند بركناری وزیر خارجه میتواند حلال برخی از مشكلات باشد. ما هم به نظر رئیسجمهور احترام میگذاریم اما نمیتوانیم انتقاد خود را از این نحوه بركناری پنهان نماییم. مهم شخص نیست، رویهای است كه شكل میگیرد. باید حرمت افراد را نگه داشت و رئیسجمهور باید در این مورد، الگوی سایرین باشد. فرهنگ ایرانی و عادت و سنتهای مذهبی، همه به ما یادآور میشوند حرمت افراد و بالاخص برادران مومن خودمان را نگه داریم. نباید اقدامات ما طوری باشد كه خدایی ناكرده انگیزه دیگران را برای خدمت كاهش دهد. جوانانی كه این حركت را میبینند، چه تصوری از اختلافها در ذهن آنها شكل میگیرد و چگونه به حل اختلافها میاندیشند؟ ماهیت سیاست چیزی جز اختلافنظر نیست اما نحوه حل این اختلافها رابطه مستقیمی با فرهنگ سیاسی آن جامعه دارد. اینجا دیگر مخاطب، شخص خاصی نیست، خود ما هستیم. از من تا شما. نمیتوانم با قاطعیت بگویم اگر جای وزیر خارجه با رئیسجمهور عوض میشد و همین اختلاف وجود داشت، در آنصورت بركناری شكل دیگری به خود میگرفت. دولتهای قبلی هم در این مورد مستثنا نبودند تا جایی كه برایمان عادی شده است كه بشنویم فلان مسئول بدون اینكه اطلاع داشته باشد از حكم بركناریاش از طریق رادیو، تلویزیون یا فلان سایت خبری مطلع شد. بغلگوش خودمان همین آقای اردوغان با برخی از وزرایش مشكل داشت و دارد اما به هر حال همدیگر را تحمل كرده با یكدیگر كار میكنند. ما همواره استقبال كننده خوبی بودیم اما بدرقهكننده خوبی نبودهایم. بگذارید این بار قاعده فوق را نقض كنیم و نشان دهیم میتوانیم با وجود اختلافنظرها در كنار یكدیگر بنشینیم و به روی هم لبخند بزنیم و گذشته را فراموش كنیم.