سه‌شنبه ۰۷ دی ۱۳۸۹ - ۱۴:۲۳

هاشمی:می‌خواهم زنده بمانم تا...

کد خبر : ۴۱۴۷۰

او در ابتدای این یادداشت نوشته است: یكی از ادعاهای رژیم پهلوی، یعنی گشودن دروازه تمدن به‌روی ایران را با یكی از اولین اقدامات جمهوری اسلامی، یعنی تشكیل نهضت سوادآموزی در نخستین ماه‌های پس از پیروزی انقلاب، مقایسه كنید و ببینید چگونه استبداد و استعمار تلاش می‌كردند تا به استفاده از جهل مردم، به بقای نامشروع خویش بر قدرت ادامه دهند.
 

وی همچنین خاطرنشان كرده است: امام راحل در تمام طول سال‌های مبارزه و تبعید، بر آگاهی مردم اصرار می‌ورزیدند و خوب می‌دانستند كه مردم بی‌سواد، حتی اگر نسبت به امور خویش آگاه‌تر شوند، عمیق نخواهد بود. لذا در همه اقدامات تبلیغی و توصیه‌های مبارزاتی به شاگردان خویش بر تعمیق سطح سواد جامعه تأكید می‌كردند.
 

متن این نوشتار به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی هاشمی‌رفسنجانی بدین شرح است:
 

یكی از ادعاهای رژیم پهلوی، یعنی گشودن دروازه تمدن به‌روی ایران را با یكی از اولین اقدامات جمهوری اسلامی، یعنی تشكیل نهضت سوادآموزی در نخستین ماه‌های پس از پیروزی انقلاب، مقایسه كنید و ببینید چگونه استبداد و استعمار تلاش می‌كردند تا به استفاده از جهل مردم، به بقای نامشروع خویش بر قدرت ادامه دهند. در حالی كه با هر اندیشه دینی، ملی، سیاسی، منطقه‌ای و بین‌المللی تلاش برای فراگیر كردن سواد در جامعه، باعث رشد آگاهی مردم و آشنایی آنان با تلاش‌های مسئولان و در نتیجه افزایش محبوبیت حاكمان نزد آحاد مردم می‌باشد.
 

جدای از بشارت‌ها و استدلالات خداوندی در پاسخ به ملائك معترض در آغاز آفرینش بشر كه استحقاق سجده آدم را دانش بیشتر او معرفی كرد، در همه مكاتب الهی و غیرالهی و در تمام تمدن‌های دنیای قدیم بر اهمیت علم برای جامعه انسانی تأكید شده و بهترین و بیشترین تأكیدات را در آیات و روایات دین مبین اسلام داریم، تا جایی كه در اولین آیات نازله بر پیامبر دانش و استفاده از قلم را بعد از وصف آفرینش انسان مورد توجه قرار داده و مكرراً بر امتیاز دانایان بر نادانان در قرآن تصریح شده و ختم‌المرسلین پس از اعلام نبوت خویش در حجازی كه تعداد باسوادانش به اندازه انگشتان دو دست نبوده، «اطلبوا العلم» را با دو جمله «ولو در چین باشد» و «زگهواره تا گور» برای مسلمانان مهم دانسته‌اند و در دوره‌های بعد نیز برای ترغیب حكومت‌ها بر تشویق مردم به سوادآموزی و آموختن علم، صراحتاً آمده است كه حكومت بر مردم جاهل هنر نیست.
 

امام راحل كه پس از حكومت ۱۳ ساله پیامبر(ص) در مدینه و حكومت ۵/۵ ساله امام علی(ع) در كوفه، معمار نظامی نوین با ساختارهای مبتنی بر تعالیم مكتب اهل بیت در بهترین منطقه جغرافیایی دنیای اسلام، یعنی ایران اسلامی هستند، خیلی خوب می‌دانستند طرح سپاهی دانش رژیم پهلوی مانند ادعاهای رأی ‌زنان، اصلاحات اراضی و انجمن‌های ایالتی و ولایتی، در بعد داخلی برای فریب مردم و در بعد خارجی در راستای خوش‌خدمتی به قدرت‌های غربی آن روز برای جلوگیری از پیشبرد اندیشه‌های كمونیستی شرق می‌باشد. به‌همین خاطر در تمام طول سال‌های مبارزه و تبعید، بر آگاهی مردم اصرار می‌ورزیدند و خوب می‌دانستند كه مردم بی‌سواد، حتی اگر نسبت به امور خویش آگاه‌تر شوند، عمیق نخواهد بود. لذا در همه اقدامات تبلیغی و توصیه‌های مبارزاتی به شاگردان خویش بر تعمیق سطح سواد جامعه تأكید می‌كردند.
 

پس از پیروزی انقلاب، در حالی كه هنوز توطئه‌های رنگارنگ داخلی و خارجی، امنیت جامعه را نشانه گرفته و در داخل و خارج از مرزها خواب انحراف انقلاب را با رخنه دادن عوامل خویش در حاكمیت می‌دیدند و فكر سقوط نظام را با تحریك و تحمیق حاكمان حزب بعث در سر داشتند، بر نقطه‌ای انگشت گذاشتند كه برای تداوم شوربختی‌های جامعه علت‌العلل و برای حركت جامعه به سوی تعالی و پیشرفت، مسبب‌الاسباب بود.
 

هوشیاری امام راحل در این مسأله فقط به برنامه‌ریزی برای طرح اعزام آموزشیاران نهضت سوادآموزی خلاصه نمی‌شد، بلكه با نگاهی كلان‌تر، آموزش عالی كشور را كه آن روز فقط با ۱۵۰ هزار دانشجو در حصار افكار افراطی و تفریطی دولتی كردن امور مانده بود، نجات دادند و با اهدای یك میلیون تومان از وجوهات شرعی مردم برای تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی، امروز و شاید آینده‌های دور را می‌دیدند كه سرافرازانه اعلام می‌كنیم هیچ جوان ایرانی برای ادامه تحصیل پشت دیوار بلند كنكور سرخورده و حقیر نمی شود.
 

همین اندیشه بلند امام بود كه ما را در دوران سازندگی به سوی برنامه‌ای رهنمون شد كه با تأسیس مدارس شبانه‌روزی در دورترین روستاهای كشور، نگذاریم هیچ جوان و نوجوان ایرانی به دلیل نبود مدارس و یا به بهانه بُعد مسافت از تحصیل باز ماند.
 

خدای بزرگ را سپاس كه آن هدایت‌های پیامبرگونه امام و پیگیری‌های پدرانه ایشان برای نهضت سوادآموزی، ما را در گذر از مقتضیات زمان و مكان و با همه موانع داخلی و خارجی، به درجه‌ای از عقلانیت سیاسی و اجتماعی رسانده است كه در چشم‌انداز ۲۰ ساله نظام، دانایی را محور همه برنامه‌های خویش قرار داده‌ایم.
 

آری آن روز اگر بر همگانی كردن نهضت سوادآموزی تأكید نمی‌شد، امروز به این مرحله از بالندگی نمی‌رسیدیم كه بزرگ‌ترین دغدغه مسئولان، چگونگی همگانی كردن نهضت علمی، جنبش نرم‌افزاری و بالاتر از همه، باز كردن مسیر تحصیلات عالی در كشور است.
 

بگذارید در پایان شما مردم عزیز را در شیرینی اتفاقی سهیم كنم كه چندی پیش تقاضای مصاحبه یكی از دانشجویان مقطع كارشناسی ارشد یكی از دانشگاه‌های كشور را داشتم و در اولین جلسه، وقتی از روند تحصیلی آن دانشجو پرسیدم، گفت: تا سال ۱۳۶۶ كه ۱۵ ساله بودم، بی‌سواد و چوپان بودم، در این سال با تشویق معلم نهضت كه شب‌ها در مسجد روستا درس می‌گفت، شروع كردم و الان مشغول تدوین پایان‌نامه فوق‌لیسانس خویش در رشته علوم سیاسی هستم.
 

بر روح امام عزیز و بر همت همه مردان و زنان ایرانی درود می‌فرستم و امیدوارم در حیات خویش همراه با نظاره پیشرفت‌های ایران بر قلل دانش‌های روز، جشن باسوادی آخرین بی‌سواد ایرانی را نیز ببینم كه مطمئناً ثواب ماتقدم و ماتأخر آن، زینت پرونده اعمال كسانی خواهد كه در این راه صواب تلاش كرده‌اند و می‌كنند.

اشتراک گذاری :
ارسال نظر