پنجشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۰

چرا برخلاف پيشبيني عده اي، بورس تهران با هدفمند سازی سقوط نكرد؟

کد خبر : ۴۲۶۷۱
آیا بورس دیگر احساساتی نمی شود؟

صعود شاخص کل بورس به مرز ۲۰ هزار واحد در حالی اتفاق می افتد که دقیقا دریک ماهگی آغاز رسمی اصلاح قیمت حاملهای انرژی هستیم، فرایندی که با عنوان هدفمندسازی یارانه ها و به جراحی اقتصاد ایران شهرت یافته است.

به گزارش جهان این صعود شاخصهای بورس در حالی صورت می گیرد که پیش بینی می شد همزمان با افزایش قیمت حاملهای انرژی در بورس شاهد کاهش قیمت سهام و در نهایت رکودی وسیع بر بازار سرمایه کشورباشیم. 
البته این وضعیت نیز با توجه به شرایط ترکیب شرکتهای حاضر در بورس کاملا منطقی به نظر می رسید. 

نباید فراموش کنیم که شرکتهای پتروشیمی ، صنایع فلزی و به خصوص فولاد که از سوی وزارت صنایع به عنوان آسیب پذیرترین بخش اقتصاد کشوراز بحث هدفمندسازی یارانه ها تلقی می شوند در بورس و بازار سرمایه کشور وزن بالایی داشته و افت سهام این شرکتها به راحتی می تواند بازار را از تعادل خارج و صف های خرید سهام را تبدیل به صف های طویل فروش تبدیل کند ولی چرا این اتفاق نیفتاد؟

اقدامات دولتی

در زمستان سال ۸۸ و همزمان با طرح جدی قانون هدفمندسازی یارانه ها در بودجه که البته به دلیل مغایرت با عرف و ترتیب تصویب قوانین از دستور کار مجلس خارج و به سال ۸۹ موکول شد، بورس اقدام به انتشار گزارش محرمانه ای کرد که در آن وضعیت شرکتهای بورسی در صورت اجرای قانون هدفمندسازی یارانه ها مورد بررسی قرار گرفته بودند و این گزارش که با کمک مدیران شرکتهای معظم حاضر در بورس تنظیم شده بود به ستاد طرح تحول تسلیم شد. 

در گزارش فوق که چندان رسانه ای نشد آمده بود که بسیاری از شرکتهای بورسی کشور از جمله مجموعه های فولادی و پتروشیمی ها در صورت اجرای یکباره هدفمندسازی یارانه ها در سراشیبی سقوط قرار گرفته و بورس با بحران جدی مواجه خواهد شد و در نهایت به ستاد طرح تحول هشدار داده شده بود در صورت عدم پیش بینی برنامه های حمایتی حساب شده، بازار سرمایه کشور زمین خواهد خورد.

البته تا امروز مدیران بورس حاضر به تایید رسمی این گزارش نشده اند ولی همین گزارش باعث شد در برنامه ستاد دو مورد جدی وارد شود: اول توجیه و توضیح برنامه های حمایتی برای مدیران شرکتهای تاثیر گذار بورسی که این اقدام بنا بر گفته فاطمی امین دبیر ستاد طرح تحول وزارت صنایع توسط خودش و در برخی از جلسات با حضور مستقیم وزیر صنایع صورت گرفت، نتیجه این جلسات کاهش فشار روانی بر مدیران صنایعی بود که خود را در آستانه سقوط می دیدند و البته در کنار این بخش برنامه توجیهی دیگر از سوی بورس برای سهامداران عمده دیده شد.

دومین اقدام تاکید بر ترکیب صنایع آسیب پذیر بود که تمامی شرکتهای مورد اشاره در گزارش بورس به عنوان صنایعی که بالاترین میزان آسیب پذیری را دارند و باید بیشترین حمایت از آنها صورت بپذیرد اعلام عمومی شدند که این مورد هم باعث کاهش فضای روانی حاکم بر باراز سرمایه شد.

بزرگ شدن سهامدران بورس

تمامی مسائل فوق باعث شد که فضای روانی بورس متشنج نشود و به گفته علی سعیدی عضو هیات رئیسه بورس اوراق بهادار تهران تنها افت قابل توجه در معاملات و شاخص کل در نیمه آذر ماه و چند روز قبل ازآغاز رسمی هدفمندسازی رخ داد ولی درعمل به دلیل مستولی نشدن جو منفی روانی بر بورس شاهد بودیم که در یک ماه گذشته شاخص ، بر خلاف پیش بینی ها سیر سعودی هم پیدا کرد.

این نکته البته به غیراز بحث فضا سازی هایی که به آن اشاره شد ناشی از یک عامل دیگری بود که از حدود چهار سال پیش در بورس آغاز شده بود، نگاهی به ترکیب معملات بورس اوراق بهادار از سال ۸۴ تا ۸۸ نشان می دهد که علی رقم آنکه تعداد سهام معامله شده در بورس از مرز ۱۳ میلیون سهم به ۸۰ میلیون سهم افزایش پیدا کرده است ولی در این گردش بالا سهامداران کوچکی که در سالهای پیش حضور آنها را در معاملات بورس می دیدیم از چرخه معملات حذف شده اند و دیگر خبری از حجم بالای سهامداران خرد در جمع معاملات روزانه بورس اوراق بهادار نیست.

این روند می تواند بازتاب منفی نیز داشته باشد ولی علی رحمانی ازکارشناسان بازارسرمایه و اولین مدیرعامل شرکت بورس اوراق بهادار تهران معتقد است که این روند ناشی از حرفه ای تر شدن بازار بورس بوده و درحال حاضر شاهد سهامدارانی هستیم که به مقوله بازار سرمایه به عنوان یک کار حرفه ای نگاه می کنند.

بر اساس همین نکته و بررسی آمار معاملات می بینیم که متوسط ارزش معاملات بورس در سال ۸۴ معادل ۳ میلیون تومان بوده است در حالی که درنیمه اول سال جاری این رقم به حدود ۱۰ میلیون تومان افزایش پیدا کرده است رقمی که دیگر درتوان سهامداران خرد نیست و این مسئله ناشی از افزایش قیمت سهم نیز نبوده است زیرا در حالی که درسال ۸۴ متوسط ارزش هر سهم معامله شده در بورس اوراق بهادار معادل ۳۹۶ تومان بوده است در نیمه اول سال جاری این رقم به حدود ۱۴۰ تومان رسیده است و تعداد سهام معامله شده درهربارمعامله نیزاز ۶۹۰۰ سهم در سال ۸۴ به ۷۲ هزار سهم رسيده است.

بازتاب این روند اگرچه شاید ازنظرکاهش سطح نفوذ عمومی بازار سرمایه و تعداد مخاطبین آن مناسب نباشد ولی درمقابل باعث شده است تاثیر جو روانی دربازار سهام به حداقل خود برسد یعنی با توجه به بزرگتر شدن سهامداران و کاهش تعداد سهامداران خرد می بینیم که نوسانات روانی حاکم بر بازار کاهش پیدا کرده است و با توجه به افت قیمت سهم که طی دوره چهار ساله گذشته اتفاق افتاده است سهامدارن حرفه ای که شنا بر خلاف جریان قیمت را به خوبی آموخته اند به جمع آوری سهام اقدام کرده اند یعنی دقیقا کاری که سهامداران غیر حرفه ای از انجام آن واهمه داشته اند.

به عبارتی ساده تر می توان گفت آنچه امروز شاخص بورس را افزایش داده منطقی ترشدن و غیر احساسی عمل کردن سهامدارانی است که می دانند تبعات هدفمندسازی یارانه ها برای واحدهای بزرگ صنعتی دوره ای گذرا دارد و سود آوری بالای این بازارتازه درحال آغاز شدن است.

ولی درکنار این مسئله مدیران بورس باید به این نکته توجه داشته باشند كه درصورتي که همه برخلاف جریان آب شنا کنند جریان عوض خواهد شد و این احتمال وجود دارد که در آستانه تشکیل یک حباب بسیاربزرگ دربورس باشیم و این اتفاقی است که نباید بیافتد.
اشتراک گذاری :
ارسال نظر