اولين تنها آناليزور زن فوتبال ايران
کد خبر : ۴۳۴۳۴
مينا اميني نام چندان آشنايي در فوتبال ايران نيست ولي اين نام از آن اولين و شايد تنها آناليزور زن اين فوتبال است که از ليگ ششم حضورش را اعلام کرده و چند سالي است که در گروه آناليز مجيد جلالي حضور دارد.
90 ، گفتگو با او يک حسرت ساري و جاري را در لابه لاي تمام حرف هايش نشان مي دهد، حسرت فرصتي که هيچگاه نصيب او نشده تا يک بازي فوتبال را در ورزشگاه ببيند و آناليز کاملش را در اين فضا انجام دهد.
* نديدن بازي در ورزشگاه در حاليکه اين ديدن لازمه کار يک آناليزور است خيلي پارادوکس ندارد؟
بدون شک خيلي تناقض دارد ولي به هر حال مجبورم با حسرت ديدن بازي در ورزشگاه ها کنار بيايم. نياز اصلي حرفه من اين است که تمام آنچه در زمين روي مي دهد را ببينيم نه فقط جايي که توپ هست و دوربين هاي تلويزيوني پوشش مي دهند.
* نديدن بازي در ورزشگاه در حاليکه اين ديدن لازمه کار يک آناليزور است خيلي پارادوکس ندارد؟
بدون شک خيلي تناقض دارد ولي به هر حال مجبورم با حسرت ديدن بازي در ورزشگاه ها کنار بيايم. نياز اصلي حرفه من اين است که تمام آنچه در زمين روي مي دهد را ببينيم نه فقط جايي که توپ هست و دوربين هاي تلويزيوني پوشش مي دهند.
حتي بايد نحوه گرم گردن يک بازيکن را هم زير نظر گرفت يا در هنگام حملات به نوع آرايش خط دفاع تيم حمله کننده هم دقت کرد ولي من چنين شرايطي را ندارم و حتي به سختي مي توانم نوع شرايط آب و هوايي محل بازي را هم لحاظ کنم. براي يک آناليز کامل به همه اين اطلاعات بايد دسترسي داشت که من ندارم.
* پس چگونه با اين همه کمبود و نقصان کنار آمديد؟
* پس چگونه با اين همه کمبود و نقصان کنار آمديد؟
به هر حال بايد براي هر مشکلي يک راه حلي پيدا کرد. من هم خوشبختانه با انتخاب متد کاري خاصي توانستم اين کم و کاستي ها را از بين ببرم و کمبودهايم را با تلاش بيشتر جبران کنم.
* و اين يعني تاسفي بابت نديدن نمي خوريد؟
چرا، تاسف بزرگ من اين است که اگر مي توانستم مثل آناليزورهاي مرد فوتبال را در ورزشگاه ببينيم شايد خيلي بيشتر از اين ها پيشرفت مي کردم و خيلي جلوتر از اين جايي مي رفتم که الآن هستم.
* کنار آمدن با اين همه مشکل کليدي و ادامه دادن اين مسير به چه معناست؟
نشانه جسارت من است و طمع کاريم البته از نوع مثبت. من دوست دارم نه در اين عرصه که در هر عرصه اي که وارد مي شوم بهترين باشم و اصلا هم نمي خواهم با حضور در فوتبال خانم ها خودم را راضي کنم. مثلا شرايط کاريم به عنوان سرمربي تيم بانوان باشگاه پاس مناسب نبود و بنابراين برگشتم به سراغ حرفه خودم.
* پديرفته شدن در اين کار و اصلا ورود به اين حيطه چه قدر سخت بود؟
باور کنيد سخت تر از ان چيزي بود که فکرش را مي کنيد و حسش را در ذهن داريد. من با حضور يک جوان به نام عبدا... ويسي که خودش هم تازه سرمربي شده بود وارد اين حيطه شدم و خيلي تلاش کردم تا به اينجا برسم. حضورم هم لطف خدا بود. مايلي کهن در ليگ ششم از فولاد رفت، ويسي هم براي انجام کارهايش به اصفهان آمده بود تا عازم کلاس مربيگري در پرتقال شود که از باشگاه به او زنگ زدند که هدايت تيم را براي چند هفته در اختيار بگيرد. من هم اطلاعات حريف شان يعني مس را به او دادم. گويا بعد از من، کربکندي به ويسي زنگ مي زند تا تبريک بگويد، ويسي از او اطلاعات مس را مي خواهد و کربکندي هم همان حرف هاي من را مي زند و همين پل ورود من به حيطه آناليروزي شد.
* اين چهار سال کار کردن در فولاد بس نيست؟
براي من نام تيمي فرقي نمي کند ولي هر روز حضور در کلاس مجيد جلالي براي من يک پيشرفت است و يک درب جديد به روي فوتبال روز دنيا. پيشنهادي از پاس داشتم ولي خوشبختانه يا متاسفانه بعد از آمدن آقاي ياوري کنسل شد.
* قله مينا اميني در اين شغل کجاست؟
شايد خنده دار باشد ولي مي خواهم جزو 5 آناليزور اول کشور بشوم.
* مگر الآن نفر چندم هستيد؟
آخرم البته دقيقا نمي دانم چند نفر به صورت رسمي در ايران آناليزور هستند ولي آرزو مي کنم باشگاهها به اين شغل دقت کنند که امروزه در فوتبال دنيا خيلي کليدي است ولي متاسفانه در ايران به آناليزور به چشم يک نان خور اضافي ديده مي شود.
* تشکر اصلي تان را نثار چه کسي مي کنيد؟
مجيد جلالي که مانند يک پدر از من حمايت کرد در تمام اين 4 سال و اين قدر شجاعت داشت که حضور من را به عنوان يک خانم اعلام کند.
ارسال نظر