نوه امام(ره): اراده مردم مشخص می كند چه جریانی بر سر كار آید
کد خبر : ۴۳۵۸۰
ایلنا:مرتضی اشراقی فرزند آخر مرحوم آیتالله شهاب الدین اشراقی و نوه امام خمینی(ره) ، هنگام پیروزی انقلاب اسلامی یك ساله بود.
وی دوران دبستان و راهنمایی را در مدرسه نیكان تهران و دبیرستان را به دلیل علاقه به فراگیری علوم دینی با مشورت آیتالله امامی كاشانی، در دبیرستان علوم و معارف اسلامی شهید مطهری گذراند و مهر ماه 74 وارد قم شد و دوره مقدمات را در مدرسه علمیه عترت آل محمد (ص)، دوره سطح را نزد حضرات آیات استادی و بیگدلی و حجج اسلام والمسلمین حسینی بوشهری عظیمی و خادمی گذراند و اكنون 7 سال است كه مشغول خواندن درس خارج فقه و اصول نزد حضرات آیات مكارم شیرازی، سبحانی، شیخ صادق لاریجانی و هماكنون آیتالله گنجی است كه علاوه بر آن، به تدریس در حوزه علمیه قم نیز مشغول است.
مرتضی اشراقی همچنین نزدیك به 6 سال است كه با نوه دختری آیتالله دكتر سید مصطفی محقق داماد ازدواج كرده است. ایام دهه فجر انقلاب اسلامی بهانه ای شد كه به دیدن این عضو بیت بنیانگذار جمهوری اسلامی برویم تا برایمان هم از دغدغه های خانواده خویش نسبت به میراث امام بگوید و هم به بازگویی مبانی اندیشه فقهی امام راحل كه منجر به سازماندهی نهضت اسلامی از سوی ایشان شد، بپردازد.
وی در این گفت و گو امتیاز برجسته امام را نسبت به سایر جریانات آن دوره در این امر دانست كه ایشان مبارزه با ظلم را به هر قیمتی واجب میشمردند و هنگام تشكیل حكومت نیز بحث ولایت فقیه را از قلمرو فقه بیرون آورده و به جایگاه اصلی اش كه مساله كلامی است نشاندند.
اشراقی همچنین دو دیدگاه كه یكی رای مردم را تزئینی می پندارد و دیگری معتقد به جمهوری ایرانی است را تفكرات انحرافی مقابل امام خمینی می داند و همچنین از ارائه چهره خشن از امام در داخل و خارج كشور، توسط برخی شخصیتها و جریانات گلایه می كند.
اشراقی همچنین در سخنانش تصریح میكند :« آیت الله سید حسن خمینی پرچمدار بیت امام برای پاسداری از تفكر و اندیشه امام است » .وی تاكید كرد كه او و سایر اعضای خانواده امام در این مسیر تردید به خود راه نمی دهند.
نوه دختری امام در پایان با تاكید بر پایبندی اكثر جریانات سیاسی كشور به قانون اساسی و راه امام(ره) گفت: این اراده ملت است كه چه جریانی بر سر كار آید و چه جریانی هم فعلا باید منتظر برگزاری انتخابات آتی باشد.
مشروح این گفت و گو در پی می آید:
*امام (ره) بحث ولایت فقیه را در قلمرو كلام گنجاندند
حجت الاسلام و المسلمین مرتضی اشراقی در ابتدای این گفت و گو، در پاسخ به سوالی مبنی بر اینكه «با توجه به مرجعیت دینی امام خمینی(ره)، دیدگاه فقهی ایشان و مكتبی كه بدان معتقد بودند چه تاثیری در آغاز نهضت اسلامی داشت؟»، اظهار كرد: قبل از ورود به بحث باید مروری گذرا بر تاریخ فقه سیاسی شیعه داشته باشیم، زیرا در این صورت راحتتر میتوانیم به موضوع مرجعیت دینی و تعیین سرنوشت رهبری در عصر غیبت امام معصوم (ع) بپردازیم.
وی در این زمینه یادآور شد: در عصر حضور امامان معصوم، رهبری جامعه مسلمین به عهده آن بزرگواران بوده و مردم نیز برای رفع مشكلات دینی و پرسشهای خود با رجوع مستقیم به آن بزرگواران آنان را حل میكردند؛ آنان علاوه بر رسیدگی به امور عامه مسلمین به تربیت شاگردانی چون زراره بن اعین، ابا بصیر، محمد بن مسلم، برید بن معاویه، یونس بن عبدالرحمان و... برای ترویج وتبیین و تحكیم مبانی اسلامی همت گماشتند تا زمینه را برای آغاز دوره غیبت امام معصوم (ع) فراهم آورند.
این مدرس حوزه علمیه گفت: با شروع دوره غیبت صغری و عدم دسترسی عامه مردم به امام معصوم (ع) و برای جلوگیری از تشتت در صفوف مسلمین، نواب خاص از سوی حضرت حجت (عج) انتخاب شدند تا علاوه بر اینكه آن حضرت ارتباط غیر مستقیم خود را با مردم حفظ كند، مردم نیز آمادگی و اعتماد لازم را برای رجوع به شخص غیر معصوم (ع) در رابطه با مسائل امور دینی خود پیدا كرده و شوك حاصل از خلاء ظاهری امام معصوم (ع) در جامعه كمتر احساس شود.
اشراقی با بیان اینكه با یك بررسی در مورد حیطه اختیارات نواب خاص، به این نتیجه میرسیم كه آن بزرگواران نه فقط یك وكیل، بلكه جانشینان آن حضرت به حساب میآمدند، یادآور شد: در مكاتبه ای از توقیعات شریف حضرت حجت (عج) خطاب به «حسن بن عبدالحمید» كه درباره یكی از وكیلان امام تردید كرده بود، میبینیم كه امام خطاب به ایشان می نویسند، «لیس فینا شك ولا فی من یقوم مقا منا بأمرنا»؛ در این عبارت به طور وضوح سخن از قائم مقامی و جانشینی گفته شده است و نه صرفا وكالت.
وی ادامه داد: با شروع دوره حساس و خطیر غیبت كبری، علمای عظام شیعه برای جلوگیری از فروپاشی نظام تشیع به تالیف كتب متعدد و تنظیم مبانی فقه اسلامی با استمداد از روایات رسیده از ائمه معصومین و استنباط ازآن پرداخته و آثار فقهی بدیعی مانند كتاب شریف «المقنعه»، «النهایه» و «المبسوط» را به جهان فقاهت عرضه كردند. همچنین با توجه به حساسیت های موجود و حائز اهمیت نخستین سالهای پس از غیبت كبری و تعیین و تكلیف سرنوشت رهبری جهان اسلام، مرحوم شیخ مفید دست به قلم شده و در كتاب شریف المقنعه به تمام گمانهزنیها در مورد سرنوشت مسلمانان پس از غیبت كبری پاسخ میدهد.
این مدرس حوزه علمیه گفت: مرحوم شیخ مفید معتقد است كه احكام دین اختصاص به عصر حضور ندارد و غیبت امام، دوره هرج و مرج و بلاتكلیفی و تعطیلی دین نیست، بلكه دورهای از تكامل فكری بشریت است كه طبق حكمت الهی تقدیر شده است. ایشان در كتاب شریف المقنعه میفرمایند، «كسی كه توان اقامه حدود و تنفیذ احكام و امر به معروف و نهی از منكر و جهاد با كافران و فاجران را دارد باید از این توان خود بهره گیرد و بر مردم واجب است كه چنین شخصی را در راه این اهداف یاری رسانند».
اشراقی با اشاره به اینكه در قرن هشتم هجری «شهید اول» كتاب شریف «لمعه» را برای گروه سربداران خراسان نوشته است، ادامه داد: «ابوطالب محمد» فرزند شهید اول میگوید كه كتاب لمعه به درخواست شمسالدین محمد آوی كه یكی از نزدیكان سلطان علی بن موید از سلاطین سربداران خراسان میباشد نگارش شده تا مرجع احكام فقهی و حكومتی باشد.
وی در ادامه شرح تاریخ فقه سیاسی شیعه، با بیان اینكه با آغاز قرن دهم و حاكمیت صفوی بر ایران و با به رسمیت شناخته شدن مذهب تشیع و دعوت از فقها برای همكاری با حكومت، بستری جدیدی برای پایه گذاری فقه سیاسی فراهم میشود، اظهار كرد: با بررسی تاریخ آن دوران (و تا حدودی عصر قاجار) به ویژه در زمان جنگ ایران و روس ما شاهد همكاری فقیهان با دستگاه سلطنت البته به صورت مشروط هستیم كه از جمله این فقها محقق ثانی است میباشد كه مشاركتی فعال در دستگاه صفوی داشته است. وی در كتاب رسائل خود بر نیابت فقیه در حال غیبت امام معصوم (ع) در جمیع امور كه نیابت در آن دخیل است، تاكید كرده و ادعای اجماع دارد و طبق همین نظریه صریح، ولایت سیاسی برای فقیه را ثابت میداند و با این نظریه فقهی به همكاری با صفویان دست زده است.
اشراقی یادآور شد: در این دوره فقیهان چون «شیخ بهائی»، «محقق كركی» و فرزندش و مرحوم «مجلسی اول» و «مرحوم مجلسی» صاحب كتاب شریف «بحارالانوار» در حكومت صفوی منصب شیخ الاسلام را كه بالاترین و مهمترین منصب دینی و اجرایی در آن عصر بوده است را پذیرفتهاند.
نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی همچنین با اشاره به اینكه در دوره سلسله قاجاریه به شاخصترین و بارزترین فقیه عصر خود مرحوم «كاشف الغطاء» - كه در تحولات اجتماعی و سیاسی آن دوره كه همزمان با جنگ ایران و روس بوده – می رسیم، افزود:وی در مورد جهاد دفاعی در عصر غیبت میفرماید كه «مجتهدان باید به این امر كه همان جهاد دفاعی است قیام كنند و افضل مجتهدان یا ماذون از طرف افضل واجب است كه مقدم گردد و دیگران حق دخالت ندارند مردم باید اطاعت كنند و اگر مجتهد نبود نوبت به مومنان عادل میرسد» و بر طبق همین فتوا هم بود كه مرحوم كاشف الغطاء به فتحعلی شاه قاجاربرای جنگ با روسیه و اخذ زكات و دریافت مالیات از مردم ، اذن دادند. وی چون اقامه حدود را وابسته به امام و نایب خاص یا نایب عام میدانند معتقد است كه مجتهدان در زمان غیبت میتوانند اقامه حدود كنند.
اشراقی در جمع بندی خود از تاریخ فقه سیاسی شیعه، اظهار كرد: با نگاهی گذرا به این تاریخ در می یابیم كه مساله ولایت فقیه در تمام اعصارشیعه به نحوی وجود داشته است و علما و فقها هر جا كه فرصتی مناسب برای پیاده و اجرا كردن احكام الهی به دست می آمده به این امر مهم همت گمارده اند. لذا امام در حقیقت مبتكر نظریه ولایت فقیه نبودهاند بلكه ادامه دهنده راه فقها پیشین میباشند.
نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی یادآور شد: ایشان در واقع مبحث ولایت فقیه را در خلال مباحث فقهی كتاب «بیع» در بهمن ماه سال 1348 در 13 جلسه درس خارجشان مطرح كردهاند، ولی اینگونه هم نبود كه از چهارچوب فقه خارج نشوند، بلكه ضرورت ایجاد حكومت اسلامی را به رهبری ولی فقیه، در علم كلام نیز ثابت كردند و كاری كه ایشان كردند این بود كه بحث ولایت فقیه را از قلمرو فقه بیرون آورد و به جایگاه اصلی اش كه مساله كلامی است نشاند.
این مدرس حوزه علمیه ادامه داد: آیت الله جوادی آملی در همین رابطه میفرمایند، «ابتكار امام خمینی در دین و فقه شناسی نه مانند سایر اخباریون بود كه از روزنه زبون تحجر و ثبقه كم نور جمود و خمول به آن می نگرند و نه مانند اصولیون بود كه از تنگنای مباحث الفاظ و اصول عملیه در آن نظر می نمایند، بلكه دین شناسی امام در فقه اصغر و اوسط و اكبر تابع دین شناسی امامان معصوم(ع) بوده است».
اشراقی با بیان اینكه امام با نگارش كتاب كشف الاسرار در سال 1323 شمسی ضمن پاسخگویی به اتهاماتی كه نویسنده اسرار هزار ساله و دیگران به اسلام زدند حمله به رژیم پهلوی را نیز به نحو بارزی آغاز كردند، یادآور شد: ایشان در این كتاب میفرمایند، «خدای عادل هرگز تن دادن به حكومت ظالمان را نمیپذیرد؛ تنها حكومتی كه خرد و شرع آن را حق میداند حكومت خدا یعنی حكومت قانون الهی است و این نوع حكومت اگر به دست فقیه هم نباشد باید حكومت با اساس و قانون الهی كه صلاح كشور و مردم در آن است اداره شود و چنین حكومتی بدون نظارت فقها امكانپذیر نیست». لذا ایشان به عنوان ابداع گر فرضیه انقلاب دینی، طغیان علیه مناسبات غاصبانه و مستقر را نه تنها مجاز، بلكه وظیفه واجب همه مسلمانان بر میشمارند.
*امام اولویت كار را با تربیت عناصر آگاه و یاران همدل می دانستند
نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی با بیان اینكه از این زاویه تفاوت امام (ره) با عالمان پیش از او هر چه بیشتر آشكار میشود، تصریح كرد: یك گروه، براندازی حكومتهای موجود را اگر با ضرر و خطر همراه بود واجب شرعی و لازم عقلی نمیدانستند و اصولا اكثر فقها مبارزه با ستم را نوعی نهی از منكر تلقی كرده و انجام آن را تحت شرایط ویژهای كه مهمترین آن در پی نداشتن خطر جانی بود مطرح میكردند، در حالی كه امتیاز برجسته امام این بود كه ایشان مبارزه با ظلم را به هر قیمتی واجب میشمردند و اگر منكر، ظلمی كلی و فراگیر بود نهی و مبارزه برای انهدام آن حتی اگر به كشتار و شهادت منتهی میشد واجب دانسته میشد و این معنایی جز انقلاب نداشت.
وی تاكید كرد: به این ترتیب اندیشه تاسیس حكومت اسلامی از آغاز مبارزات مورد نظر امام بود، ولی اولویت كار با ساختن و تربیت عناصر آگاه و یاران همدل بود؛ كاری كه با جو آن روز هم شجاعت می خواست و هم نیاز به زمان داشت و ایشان با این نگاه وارد مبارزه با رژیم پهلوی شدند و سرانجام نیز به پیروزی نهایی رسیدند و پایه گذار حكومتی اسلامی به شكل ومحتوایی نوین و سازگار با متد حكومت داری روز، یعنی «جمهوری اسلامی» را بر پا كردند.
اشراقی گفت: حضرت امام با تشكیل جمهوری اسلامی به جهانیان ثابت كردند كه می توان حكومتی اسلامی تشكیل داد كه با آراء و نظر مستقیم مردم و تحت نظارت كامل همه مردم شكل بگیرد و با تشكیل جمهوری اسلامی این وعده الهی را محقق ساختند.
*تزئینی دانستن رای مردم و جمهوری ایرانی؛ جریانات انحرافی در مقابل دیدگاه امام
عضو بیت امام خمینی(ره) در ادامه این گفت و گو در پاسخ به این سوال كه «گاهی اوقات سخن از انحراف در تفكر امام گفته می شود و فكر می كنید نمونه های عینی این انحراف چیست؟»، اظهار كرد: بزرگترین یادگار امام، جمهوری اسلامی است و وقتی كه ایشان می گویند «جمهوری اسلامی نه یك كلام كمتر نه یك كلام بیشتر»، یعنی یك نوع حكومت جدید با متد امروزی را بنا كرده اند كه منظور از جمهوریت در این كلامشان یعنی اینكه شكل حكومت و نحوه اداره حكومت كاملا با آراء و خواسته مستقیم مردم است و مردم به طور مستقیم و یا غیر مستقیم برای انتخاب هر شخص در هر جایگاه اختیار كامل دارند؛ مثلا برای اداره اجرایی كشور به طور مستقیم رییس جمهور را انتخاب می كنند و یا برای سیستم قانون گذاری كشور برای خود نماینده انتخاب می كنند، یعنی تمام مراحل اداره و تشكیل حكومت با خواست و اراده ملت صورت می گیرد.
وی با بیان اینكه «وقتی هم كه امام از اسلامیت سخن می گویند به این معناست كه ماهیت حكومت و قوانین جاری بر كشور باید بر گرفته از قوانین الهی باشد و نباید تمرد از احكام الهی انجام گیرد»، تصریح كرد: این حرف كاملا درست است، زیرا ایران كشوری مسلمان و پایبند به مبانی و اعتقادات دینی است و به همبن خاطر باید موازین دینی هم در آن اجراء شود، چون خود همین موضوع باز خواست عمومی جامعه است.
اشراقی با اشاره به اینكه اگر بخواهیم نگاهی دقیق به علتهای پیدایش انقلاب اسلامی در ایران بیاندازیم، می بینیم كه بارزترین و شاخص ترین علت این مساله دین ستیزی رژیم پهلوی بوده است، یادآور شد: رژیم پهلوی با بكار گیری ترفند های مختلف، قصد دین زدایی و گسترش لا ابالی گری در سطح جامعه داشت و از این رو با جلو گیری از بر پایی مجالس مذهبی و ترویج فسادهای اجتماعی ، جامعه متدین و مومن ایرانی را رو به زوال اجتماعی و اخلاقی سوق داده بود؛ بر پایه همین علت نیز وقتی صدای مبارزه با این رژیم از طرف یك شخصیت مذهبی و یك مرجع تقلید بلند می شود و خواستار تاسیس حكومتی بر اساس مبانی دینی و احكام الهی شده است به یك باره صدای میلیونها نفر از مردم متدین و مذهبی ایران به پا خاسته و به ندای مرجع تقلیدشان لبیك گفتند و او را تا به ثمر رساندن حكومتی بر پایه شریعت همراهی می كنند كه در این جا هم خواست و اراده عمومی جامعه مبنی بر تشكیل حكومتی بر پایه مبانی و احكام اسلامی بطور وضوح نمایان است.
وی سپس گفت: متاسفانه در مقابل دیدگاه صریح و روشن امام نسبت به نوع و شیوه حكومت كه همان جمهوری اسلامی می باشد، دو دیدگاه انحرافی وجود دارد؛ یك نگاه این است كه برخی آقایان دارند و بر اساس آن رای مردم را تزئینی و بی تاثیر در سرنوشتشان می دانند؛ آنان می گویند كه امام به خاطر رو در بایستی و به عنوان دروغ مصلحتی از رای مردم گفته اند كه این سخن قطعا خلاف واقع و جفای بزرگ در حق امام است، زیرا ایشان به نظر و خواست مردم در اداره امور كشور اعتقاد قلبی داشتند و این امر بارها هم در كلام ایشان و هم در كردارشان ملاحظه شده است.
اشراقی تصریح كرد: وقتی امام می گویند مجلس در راس امور است در پس این حرف اعتقاد راسخ به نظر و خواست ملت در اداره امور كشورنهفته است و چون مجلس خانه واقعی ملت است، چكیده واقعی خواست عمومی است؛ یعنی مردم در سراسر كشور با حضور در انتخابات و با انتخاب نمایندگان خود، برای شیوه قانون گذاری در نحوه اداره امور كشور، وكیل معرفی می كنند و همین نمایندگان و وكلاء مردم در مجلس شورای اسلامی با تدوین قانون و نظارت دقیق بر امور تمام دستگاههای اجرایی، به خواست و اراده واقعی مردم در شیوه حكومتداری جامه عمل می پوشانند.
وی ادامه داد: دلیل این دیدگاه آن است كه اینان نمایندگان ملت هستند و باید به نمایندگی از طرف مردم به وظیفه اصلی شان كه هم قانون گذاری و هم نظارت بر اجرای صحیح قانون، پایبند باشند و با رای و نظر مردم هر منطقه، خواست و اراده ملت را به طور دقیق و روشن درك كنند تا در قالب تدوین قانون و نظارت بر صحت اجرای دقیق آن پیگیری كنند. پس در اینصورت است كه خواست و اراده ملت در اداره امور كشور تبلور پیدا می كند.
نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی با تاكبد بر اینكه با همین جمله شیوای امام اعتقاد راسخ به رای و نظر مردم در رابطه با اداره امور كشور و تعیین سرنوشت خودشان به دست خود مردم كاملا مشخص می شود، یادآور شد: البته امام صحبتهای فراوانی در رابطه با نقش و جایگاه مردم دارند كه بر هیچكس هم پوشیده نیست و می توان طومارها از آن نوشت. بطور مثال ایشان میفرمایند، وقتی ملتی چیزی را خواست كسی نمی تواند مخالفت كند و یا در جایی دیگر میفرمایند هر ملتی سر نوشت خودش را باید خودش تعیین كند.
اشراقی سپس به تشریح نگاه انحرافی دوم در مقابل دیدگاه امام(ره) پرداخت و گفت: این گروه، تفكری است كه قائل به شكل گیری «جمهوری ایرانی» است و خواستار حذف اسلام از كشوری هستند كه برای زنده نگه داشته شدن نام اسلام صدها هزار شهید و جانباز داده است؛ كسانی كه این شعار را می دهند كاملا از مسیر امام دور و از خط اصیل امام منحرف شده اند.
وی یادآور شد: این تفكر از آغاز انقلاب اسلامی ایران هر از چند گاهی از ناحیه بعضی از گروهها و دسته جات معاند با نظام شنیده می شد؛ مانند سالهای اول انقلاب كه این افرادعلم مخالفت با اجرای قانون الهی قصاص و یا حجاب را برداشتند و یا به مخالفت با اجرای حدود الهی می پرداختند (كه البته اینها نه به اسلام اعتقادی دارند و نه به احكام الهی). گرچه در حال حاضر این تفكر غلط و انحرافی در بعضی از موارد به گوش میرسد ولی خود این افراد هم می دانند تا این خیل عظیم مردم انقلابی و مومن و متعهد به انقلاب و نظام در این كشور بسر میبرند راه به جایی نخواهند برد.
اشراقی در پایان این موضوع تصریح كرد: این دو تفكر دو لبه یك قیچی هستند كه هر دو جریان كاملا انحرافی و از خط اصیل امام دور هستند.
*باید به شرایط زمانی و مكانی سخن و رفتار امام (ره) توجه داشت
نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی در ادامه، در پاسخ به سوال دیگر خبرنگار ایلنا مبنی بر اینكه «فكر می كنید تلاش برخی جریانات داخل و خارج كشور برای نشان دادن چهره خشن از امام، به چه نتیجه ای منتهی می شود؟»، اظهار كرد: متاسفانه برخی از افراد كه در دوره امام مسئولیتهایی هم داشتند و دچار تندروی بودند، امروز اشتباهات خود را به پای ایشان می نویسند و چهره مهربان و رئوف آن خورشید درخشان و تابناك را به دروغ ، خشن معرفی می كنند و در كمال تاسف همان عده بخاطر مطامع و مقاصد فرومایه خود در خارج از كشور دست به مصاحبه هایی هم می زنند و با ارائه مدارك دروغ و تقطیع شده از جملات امام قصد خشن نشان دادن این چهره فروزان و درخشنده را دارند.
اشراقی ادامه داد: می بینید كه این افراد حتی مهدویت را هم زیر سوال برده اند، البته از آنان انتظار بیشتری هم نیست، زیرا كسی كه به مسلمات دین خود هم پایبند نیست ؛ البته اگر دینی هم برایش باقی مانده باشد و فقط هم بخاطر مقاصد شخصی خود و با تفكری واپسگرایانه دست به چنین كاری میزند هیچ انتظاری بیش از این، از او نمی رود.
وی با تاكید بر اینكه چهره و عملكرد امام واضح و روشن است، گلایه كرد كه این عملكرد اشتباه در داخل و حتی بین دوستداران نظام و انقلاب هم مشاهده می شود، در حالی كه معرفی چهره ای دروغین و خشن از امام رئوف و اسوه پاكی و صداقت و مهربانی و زیبایی، معنایی جز خیانت به آن امام می تواند داشته باشد.
این مدرس حوزه علمیه تاكید كرد: وقتی به سخن یا رفتاری از امام اشاره می شود، باید به شرایط زمانی و مكانی آن توجه شود و نمی توان با تقطیع كلمات، به نتیجه ای دلخواه رسید و چنین عملی استفاده ای ابزاری از امام است، كه متاسفانه در داخل هم شاهد آن هستیم كه امیدوارم این روند كاملا اشتباه و مقطعی هر چه سریعتر خاتمه یابد.
اشراقی در پاسخ به سوال دیگری در مورد دعواهای سیاسی در كشور، اظهار كرد: هر دو طرف سیاسی كشور به خاطر دعواهای سیاسی پیش آمده باید خیلی مراقب و مواظب باشند تا خدای ناكرده دعوا را به جایی نرسانند كه به بزرگترین میراث امام كه همان جمهوری اسلامی است لطمه ای وارد شود و من به هر دو طرف می گویم كه این انقلاب به سادگی به دست نیامده است و حاصل خون هزاران شهید است؛ حال چرا باید حد دعواهای سیاسی را تا جایی بالا ببرند كه خدای ناكرده به اصل نظام و انقلاب آسیب وارد شود؟
وی تاكید كرد: البته مردم هوشیار و بیدار و انقلابی هم باید مواظب باشند و پایبند به خط اصیل انقلاب بمانند كه بحمد الله اینگونه است و توده مردم خود پاسدار آرمانها و ارزشهای انقلاب اسلامی هستند.
* پاسداری از اندیشه های امام فقط مختص به بیت ایشان نیست
اشراقی در ادامه در پاسخ به سوال دیگری در مورد نقش خانواده امام از ابتدا تا پیروزی نهضت اسلامی، گفت: وقتی امام بزرگترین قیام قرن را سامان می دادند، نقش خانواده و همسر ایشان بسیار مهم بود و اگر نبود، ایشان دچار كاستی می شدند. همسر امام در سخت ترین وضعیت در كنار امام زندگی كردند و لحظه ای در همراهی با امام و كمك به هدف ایشان تردید نكردند؛ ایشان تمام مشكلات را به جان خریدند تا امام بتوانند در سایه آرامشی كه خانم در خانواده درست كرده بودند به مبارزات خود ادامه دهند و می توان گفت «مرحومه خانم» پشتوانه اصلی امام به حساب می آمدند و تمام اعضای خانواده امام نیز بدون هیچ گونه تردید به هدف والای امام در خط ایشان و همراه ایشان بودند.
وی یادآور شد: در دوره سخت تبعید امام به نجف و از آنجا به فرانسه تمام اعضای خانواده ایشان برای رسیدن به هدف والای آن بزرگوار یعنی تشكیل جمهوری اسلامی از هیچ كوششی دریغ نكردند و تمام دشواری ها و سختی های حاصل از تبعید را به جان خریدند و همیشه همراه و پیرو آن بزرگوار بودند.
نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی گفت: امام در این راه ، عزیز ترین و محبوب ترین شخص نزدشان شهید آیت الله سید مصطفی خمینی را از دست می دهند و كلیه اعضای خانواده امام نیز برای رسیدن به هدف والای امام یا مانند مرحوم والد درتبعید بودند و یا همراه امام در مبارزات بودند و لحظه ای هم در راهی كه انتخاب كرده بودند شك و تردیدی نداشتند و همیشه و در همه جا یار و همراه امام بوده اند، زیرا پرورش یافته مكتب خمینی كبیر بوده و از آن بزرگمرد جاودانه تاریخ درسها آموخته بودند.
اشراقی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینكه «به عنوان عضوی از خانواده بنیانگذار جمهوری اسلامی، نقش خانواده امام را در پاسداری از میراث ایشان چگونه ارزیابی می كنید؟»، با بیان اینكه مهمترین وظیفه خانواده امام پاسداری از آرمانهای ایشان است كه بحمد الله تا به امروز بر سر عهد خود با امامشان هم ایستاده اند، اظهار كرد: باید از شخصیت فاضل و اندیشمند، آیت الله حاج سید حسن خمینی تشكر و قدردانی كنم، زیرا ایشان واقعا به عنوان پرچمدار بیت امام برای پاسداری از تفكر و اندیشه امام از هیچ كاری دریغ نكرده اند تا جایی كه حتی همگان شاهد بی مهری به ایشان هم بودیم، اما ایشان و بقیه اعضای بیت امام برای پاسداری از تفكر و اندیشه امام لحظه ای تردید به خود راه نخواهند داد.
وی تاكید كرد: البته پاسداری از تفكر و اندیشه های امام فقط مختص به بیت ایشان نیست بلكه وظیفه همه علاقه مندان به ایشان است؛ لذا امروز همه افرادی كه دوستدار امام و علاقه مند به تفكر امام هستند موظفند از یادگار ارزشمند و گرانبهای امام كه همان نظام مقدس جمهوری اسلامی است پاسداری كنند و جلوی هجمه ها و تبلیغات سنگین دشمن برای ناكارآمد جلوه دادن نظام اسلامی در اداره امور كشور را با پایبندی به قانون اساسی بگیرند.
نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی تصریح كرد: بحمد الله بیت امام و به خصوص جناب سید حسن آقای خمینی با درایت و ذكاوتی كه در ایشان سراغ دارم، بر این امر مهم پا فشاری دارند و هرگز لحظه ای از پاسداری از خط و آرمانهای والای آن عزیز سفر كرده دست بر نخواهند داشت.
* هر جریان سیاسی كه پیرو واقعی خط امام باشد، بیت امام با آن سازگاری دارد
وی در پاسخ به سوال دیگری در مورد ارتباط بیت امام با جریانات سیاسی كشور، با بیان اینكه موضع بیت امام روشن است و آن «خط امام» است و این بیت به هیچ حزب و گروهی هم وابسته نیست، اظهار كرد: هرگروه و جریان سیاسی كه پیرو واقعی این خط و پاسدار آن باشد، بیت امام با آن تفكر سازگاری دارد و از سوی دیگر این خط آنقدر روشن است كه قابل مصادره نیست و مشخصات اصلی آن، «پاسداری از انقلاب و آرمانهای امام» و «احترام به جایگاه واقعی مردم» است.
اشراقی گفت: بر این اساس گروههای گوناگون سیاسی كه پایبند به قانون اساسی و اندیشه امام و در چهارچوب خط امام حركت می كنند، در این چهارچوب می گنجند و اصولا سیاست حذف یك جریان سیاسی كه در چهار چوب نظام و انقلاب حركت كنند در تفكر امام نیز وجود نداشت؛ اینكه یك جریان سیاسی پایبند به قانون اساسی را حذف كنیم، بر خلاف تفكر امام است و اینكه چه جریانی بر مسند مختلف كشور بنشیند باید توسط مردم مشخص شود؛ یعنی مردم اگر جریانی را نپسندیدند، با رای ندادن به آن جریان در انتخابات، این نظر را نشان می دهند.
این مدرس حوزه علمیه تاكید كرد: مردم باید خودشان نسبت به سرنوشت كشور خودشان هم احساس مسولیت كنند و هم تصمیم گیرنده باشند و اینكه می بینیم امام این قدر سفارش و تاكید بر حضور گسترده مردم بر سر صندوقهای رای دارند، به این دلیل است كه كشور باید تحت خواست عمومی مردم اداره شود و خود مردم برای سرنوشت خود و كشورشان تصمیم بگیرند؛ این نظر صریح امام است كه هیچ كس حق قیمومیت بر مردم را ندارد و مردم آزادانه به هر شخص و یا گروه و جریان سیاسی كه موافق با نظام جمهوری اسلامی هست می توانند رای دهند و آنان را به عنوان نماینده خود برای اداره امور كشور معرفی كنند.
اشراقی تصریح كرد: البته جریان های سیاسی كه نه به انقلاب اعتقاد دارند و نه پایبند به قانون اساسی هستند، در این چهار چوب قرار نمی گیرد زیرا امام به همه دوستداران انقلاب این هشدار را داده بودند و فرموده بودند كه نگذارید این انقلاب به دست نا اهلان و نا محرمان بیفتد كه با توجه به این فرمایش امام همه چیز روشن و مشخص است و گروه هایی كه منحرف هستند از جریان خط امام خارج بوده و جزء نا اهلان و نا محرمان به حساب می آیند و قطعا همه باید از اینگونه جریانات ناهمگون با نظام، فاصله گرفته و دوری نمایند.
وی گفت: راه امام باید راه همه گروه های سیاسی معتقد به قانون اساسی باشد و رهنمود های امام مشعل فروزنده این راه است كه لحظه ای هم دوستداران امام از پاسداری از آرمانهای امام نباید غافل شوند، زیرا راه سعادت و پیروزی و اعتلای ایران اسلامی فقط با پیمودن این مسیر حق میسر خواهد شد.
نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی با بیان اینكه اگر پایبند به قانون اساسی كه چكیده افكار امام است، باشیم، می توان به بسیاری از اهداف رسید، یادآور شد: قانون اساسی به طور واضح همه مسائل را روشن كرده است و پایبندی به قانون اساسی یعنی پایبندی به تفكرات امام؛ بحمد الله اكثر جریانات و گروه های سیاسی موجود در نظام پایبند به این اصول هستند و این اراده و خواست ملت است كه مشخص می كند چه جریانی بر سر كار آید و اداره امور مملكتی را به دست بگیرد و چه جریانی هم فعلا باید منتظر برگزاری انتخابات آتی باشد.
ارسال نظر