ماجراهاي دايي و آن خبرنگار
پرسپوليس نتيجه نميگيره. داد و فرياد هواداران و حواشي سکوها و دهها مورد ديگه يک طرف، اين کنفرانس خبري علي دايي با خبرنگاران هم طرف ديگه! مخصوصا صحنه سوال و جواب اسطوره با يکي از خبرنگاران شبكه تهران، عنايت کنيد:
مورد يکي مونده به آخر
صحنه: کنفرانس خبري بعد از تساوي قرمزها مقابل تيم
10 نفره راهآهن، ورزشگاه آزادي...
خبرنگار: آقاي دايي شما يک آدم حرفهاي هستي و فوتبال را ميفهمي ولي به جدول که نگاه ميکنم، به اين نتيجه ميرسم كه شما شانس قهرماني نداريد!
دايي: عزيزم مگه شما گاليوري! سوال بعدي لطفا! ( البته دايي اشتباه ميکرد؛ اون شخصيت کارتون گاليور که آيه يأس ميخواند و هي ميگفت« من ميدونم موفق نميشيم»، نامش گلام (Glum) بود که در اصل به معناي افسرده است. (اسم يکي از شخصيتهاي «ارباب حلقهها» هم هست)
خبرنگار: متاسفم براي باشگاه پرسپوليس.
دايي: منم براي شما متاسفم با اين سوالاتت.
خبرنگار: من که سوال بدي نکردم. گفتم شانس قهرماني شما کم شده.
دايي: تو ميگي «من دايي» کارشناس فوتبالم اون وقت نظرميدي ما قهرمان نميشيم.
خبرنگار: خوب بگيد قهرمان ميشيم. جواب منو بدين.
دايي: عزيزم اين سوال نيست، تفسير خودته؛ سوال بعدي لطفا.
مورد دوم
صحنه: بعد از باخت ايران به عربستان در تهران و در بازيهاي مقدماتي جامجهاني.
همون خبرنگار: آقاي دايي شما اسطورهاي، بيا براي حفظ حرمتت استعفا بده.
دايي: شما کارهاي نيستي! سوالتو بپرس مگه با نظر تو اومدم که الان برم.
يک مورد ديگه
صحنه: روزي كه پرسپوليس با دايي برده بود و دست بر قضا آن خبرنگار رفته بود مرخصي!
دايي: ببخشيد! کجاست اون خبرنگاري كه وقتي ميبازيم دائم اينجاست؟ چرا روزهايي که پرسپوليس ميبره نميياد از من سوال کنه؟!