عذرخواهی مدیران بورس کالا آرزویم است !
کتب مدیریتی را که ورق بزنیم در ادبیات مشتری مداری آمده است که در هندوستان بر سر در همه بانک ها یا شرکت های بیمه ای لوحی آویخته اند و برآن این کلمات مشاهده می شود:
- مشتری را ارباب خود بدانیم، نه مزاحم.
- او رییس ما است نه ما رییس او.
- او تامین کننده زندگی ماست.
- او ارباب ماست...!!!
با خواندن این سطور تنها چند علامت تعجب در ذهن
خواننده ایرانی شکل می بندد، خاصه که آن خواننده در ارتباط مستقیم با یکی از
سازمانهای دولتی یا شبه دولتی باشد.
شرکت بورس کالای ایران نیز از جمله این
سازمانهاست که در دهه 80 پا به عرصه دادوستد کالای ایران گذاشت وبر اساس تدابیر
اولیه قرار بر این شد تا به عنوان نهادی سازمان یافته سروسامانی به اوضاع نابسامان
داد وستد کالا در ایران بدهد و چه و چه... !
حال سوال اینجاست که این نهاد به
اصطلاح سازمان یافته آیا در طول چند سال فعالیت خود تعریفی از مشتری مداری دارد یا
خیر! اولین گام در مسیر مشتری مداری شناخت مشتریان سازمان است چیزی که شرکت بورس
کالای ایران یا تعریفی برای آن ندارد ویا بکلی از دایره مشتری مداری خارج است.
در
عمل آنچه از عملکرد این شرکت بر می آید این است که ایشان مشتری را تنها در حیطه
شرکتهای تولیدکننده ای می دانند که کالای خود را در این بازار عرضه کرده و بالتبع
مشتریان خود را به این بازار می کشند. چراکه سایرین به جبر چاره ای جز همراهی با
این بازار را نداشته و دم بر نخواهند آورد.
کارگزاران ستم کشان بورس کالا هستند !
سایرینی که شرکتهای کارگزاری از جمله
آنانند. شرکتهای کارگزاری بعلت تعاملی که با بورس کالا دارند جزیی از مشتریان آن
هستند که باید به آنها خدمات مقتضی آن هم با کیفیتی مناسب داده شود. امری که
شرکتهای کارگزاری فعال در بورس کالای ایران از آن محروم اند و بسی جای تعجب دارد
که این جماعت بی هیچ اعتراضی به کم کاری های ساختاری این سازمان به همکاری خود
ادامه داده و دم بر نمی آورند.
ساختمان بورس کالا با دستور چه کسی خریداری شده است ؟
کاستی هایی که از ساختمان کذایی بورس کالا گرفته تا
برخورد مسئولین ذیربط این سازمان همگی کاملا مشهود اند. ساختمانی که مشخص نیست با
تدبیر کدامیک از مسئولین این سازمان خریداری شده است.
مدیران مربوطه از ساختمان قبلی پند نگرفته و باز هم ساختمانی را خریداری کردند که از جانمایی کارگزاران درآن به مشقت افتاده بخشی از آنها را در تالار پشت ستونهایی آنچنانی با سقفی کوتاه جا دهند که حتی به سختی بتوانند ناظر تالار را ببینند. از ساختمان که بگذریم به نرم افزار جدید طراحی شده در سال 89 می رسیم که دمار از روزگار کارگزاران درآورده است. این نرم افزار با رویه آزمون و خطا از نیمه دوم سال 89 شروع به کار کرده و از همان ابتدا وبالی بر گردن کارگزاران گشته است.
عذرخواهی مدیران بورس کالا آرزویم است !
آنچه جای بسی سوال دارد این است که
چرا مدیران بورس کالا در قبال این همه خرابی های پیاپی که در سیستم مذکور پدید
آمده و موجبات زحمت کارگزاران را داشته است، بگونه ای که حتی اینان در امر تسویه
معاملات و یا حتی تخصیص آنها مجبور به حضور در بورس تا پاسی از شب بوده اند،
هیچگونه عکس العملی نشان نداده و حتی از یک عذرخواهی خشک و خالی هم خودداری نموده
اند.
کانون کارگزاران کجاست ؟
اینجاست که نهادهایی مانند کانون کارگزاران بورس و اوراق بهادار باید وارد عمل شده و موجبات رفع این بی مسئولیتی ها را فراهم کنند.
مدیران داخلی شرکت بورس کالای ایران در عملکرد های اخیر خود نشان داده اند که یا توان رفع مشکلات موجود را ندارند و یا بکلی همت مرتفع کردن آنها را ندارند. به هر حال امید است که با پیگیری نهادهای ذیربط اینگونه نابسامانی ها به یک رویه معمول تبدیل نگردند و بورس کالای ایران نیز با تغییر رویه های خود در ارائه خدمات به کارگزاران که بخشی از مشتریان بورس کالای ایران محسوب می شوند گامی در جهت درک بیشتر مفهوم مشتری مداری برداشته و موجبات اجرایی شدن آن را فراهم سازد.