فروپاشی اقتصاد كشور و بورس ، تاكتیك زمین سوخته جریان انحرافی
در حالی كه در ماه نخست سال جاری شاخص بورس به صورت غیرطبیعی افزایش یافته و بازارهای مالی در شرایط مناسبی قرار داشت، 4 بازار اصلی كشور(بورس، فولاد، طلا و ارز) یكی پس از دیگری دچار التهاب شدند و بازار بورس طی تنها یك هفته حدود دوهزار واحد افت كرده است.
به گزارش سرویس اقتصادی «آینده»، برخی تحلیل گران معتقدند با توجه به رخدادهای كم سابقه یك و نیم ماهه اخیر، رفتار سرمایه گذاران در بورس طبیعی است و این كه بعد از بروز اختلافات شدید بین دولت و نهادهای مختلف نظام كه بیشترین حمایت را از آن داشتهاند، اختلاف دولت و مجلس و بلاتكلیفی چندین وزیر مهم كابینه در كنار ادامه تشدید تحریمها بازار بورس به این تحولات واكنش نشان دهد، طبیعی است.
به گفته این تحلیلگران، انباشته شدن انتظارات تورمی به دلیل قیمتهای انرژی باعث عرضه سهام و برتری صفهای فروش به خرید و نزول شاخصها شده است و از سوی دیگر مدتی است عمده نقدینگی بازار مسكن جذب بازار ارز و طلا شده است. این در حالی است كه بازار بورس بیشترین حساسیت را مقابل هر خبر بد دارد و ادامه وضعیت بلاتكلیف كنونی زیانهای جدی به منافع كشور و فعالان اقتصادی وارد میكند.
در این حال با افزایش فشارها بر حلقه حاشیه ساز دولت كه نبض اقتصاد كشور را در دست دارد، برخی اخبار حكایت از ملتهب كردن گلوگاههای اقتصادی كشور توسط این جریان برای ایجاد فشار بر روی نظام حكایت دارد.
به گزارش خبرنگار «آینده» طی یك سال گذشته بازار بورس رشد مداوم و غیرطبیعی را شاهد بود كه طی آن شاخص بورس از مرز 20هزار واحد گذشت. این رشد كه بخش عمده آن نتیجه عملكرد موسسات مالی شبه دولتی و عمومی بود كه با سرمایه های كلان اقدام به خریداری شركتهای عرضه شده بزرگ دولتی در بورس كرده و با اتكا به نقدینگی بالای خود، سهام مازاد موجود در بازار را نیز توسط كارگزاران خود جمع می كردند.
در این شرایط وضعیت بازار ارز و طلا نیز ثبات نسبی داشت و بازار آهن نیز متاثر از بازار جهانی بود، اما یك باره با احساس خطر حلقه حاشیه ساز دولت كه عملا اكثر موسسات مالی بزرگ را تحت كنترل دارد، هر چهار بازار اصلی اقتصادی كشور دچار بحران شدند. این در شرایطی است كه اقتصاد كشور و اقتصاد جهانی در وضعیت بحرانی قرار ندارد.
از یك سو افزایش قیمت نفت پشتوانه مالی و ارزی كشور را بهبود بخشیده و از سوی دیگر محصولات وارداتی كشور نوسان عمده قیمتی ندارند.
در این شرایط سقوط بزرگ شاخص بورس با بیش از دو هزار واحد در طول حدود یك هفته آن هم در شرایطی كه بازار بورس حتی سه ماه بعد از هدفمندی ایارانه ها نیز رشد چشمگیری را تجربه كرده بود، غیر طبیعی بودن این سقوط را نشان می دهد.
همزمان بزرگ شدن حباب سكه كه بانك مركزی مسئولیت آن را متوجه سازمان امور مالیتاها میكند و كارشناسان آن را متوجه بانك مركزی می دانند، در كنار التهاب بازار ارز كه اختلاف 150 تومانی را بین قیمت رسمی و قیمت آزاد ارز ایجاد می كند، موجب نابسامانی بازار ارز شده است.
در كنار این سه بازار، التهاب و حباب بازار آهن و افزایش قیمت دویست تومانی به صورت كاذب، در حالی كه قیمتهای جهانی افزایش نیافته، بخش دیگری از اقتصاد كشور را ملتهب كرده است.
در این شرایط گفته می شود حلقه حاشیه ساز دولت قصد دارد با ملتهب كردن اقتصاد كشور از آن به عنوان یك اهرم برای ممانعت از برخورد با خود توسط نظام استفاده كند و در واقع تاكتیك معروف زمین سوخته را در این حوزه به اجرا بگذارد كه در صورت پیگیری این رویه خطرناكی توسط این عده، نهادهای نظارتی باید با هوشیاری بالایی، از اجرای برنامه های این عده جلوگیری كنند.
استفاده از تاكتیك زمین سوخته توسط این جریان به معنای آن خواهد بود كه در صورت حذف این جریان تمامی اجزای مهم اقتصاد كشور به ویژه بازارهای پولی و مالی در بحران فرو خواهد رفت و به تصور این عده، نظام قادر به كنترل بحران اقتصادی در كنار بحران سیاسی نخواهد بود.
به نظر می رسد اگرچه در شرایط فعلی با توجه به دارا بودن اهرمهای بزرگ مالی همچون برخی موسسات سرمایه گذاری، بانكهای پرسابقه، صندوقهای عظیم كشور، بانكهای خصوصی جدیدالتاسیس و برخی اهرمهای دیگر در اختیار این حلقه حاشیه ساز است، اما با دخالت نهادهای نظارتی و قطع نفوذ این هزاردستان از به بحران كشیده شدن اقتصاد كشور جلوگیری كند.