چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۳۱

اشکال به استدلال رای اضطراری به احمدی نژاد

کد خبر : ۴۸۶۹۰
استدلال جناب آقای دکتر توکلی و برخی دیگر از دوستان اصولگرا در خصوص علت رای دادن به آقای دکتر احمدی نژاد و عدم رای به موسوی در انتخابات 88، واجد یک پیش فرض قابل مناقشه است که با ید در خصوص آن کمی واکاوی شود. البته در طول دو سال گذشته نیز می باید این بحث ها صورت می گرفت اما شرایط زمانی اجازه این کار را نداد و هم اکنون که اندکی پرده ها بالا رفته است می توان راحت تر صحبت کرد.

استدلال آقای دکتر توکلی این است که اگر موسوی رای می آورد،امکان و زمینه تحریک اجتماعی و به خیابان آوردن طرفداران خود در مقابل ولی فقیه را داشت. اما چون آقای احمدی نژاد فاقد چنین پایگاه اجتماعی بود،لذا در صورتیکه قصد و برنامه ای داشت، امکان بروز آن وجود نداشت و چون اولویت اول برای اصولگرایان حفظ جایگاه و اقتدار ولایت فقیه است ، اظطرارا به آقای احمدی نژاد رای دادند اگرچه آن را برخود حرام دانستند!
اما مناقشه ما در خصوص این دیدگاه به شرح زیر است:

الف: در عمق استدلال ایشان ، این هراس نهفته است که خطر اصلی برای نظام اسلامی، به خیابان ریختن طرفداران فلان شخصیت است و اگر بخشی از مردم به خیابان ها نیایند و اصطلاحا فاقد پایگاه اجتماعی برای تحرکات باشند، خطر جدی برای نظام برطرف می شود و یا کاهش پیدا می کند.بدین ترتیب جایگاه نظام و رهبری آسیب کمتری می بیند.به نظر می رسد که این استدلال کمی سطحی انگارانه است و قائلین آن بر این باورند که شورش های اجتماعی بزرگترین عامل برای مخاطره یک نظام سیاسی است.اما اگر نظام سیاسی از درون دچار چالش های جدی می شود و اقتدار آن نزد افکار عمومی داخلی و در سطح بین الملی دچار بی ثباتی و تزلزل سیاسی می شود و یا اگر به دلیل سوء تدبیر ها و سوء مدیریت ها اقتصاد ملی با بحران مواجه می شود، مخاطره کمتری برای نظام دارد.

اگر آقای دکتر توکلی و بقیه دوستان، آنقدر شناخت در مورد احمدی نژاد داشتند که رای به او را حرام دانستند، و پیش بینی قطعی می کردند که او صلاحیت لازم برای اداره و مدیریت کشور را ندارد و قوای درون حاکمیت را به اصطکاک می اندازد و حتی باعث تضعیف جایگاه ولی فقیه می شود، با چه منطقی حتی اضطرارا به او رای دادند؟ آیا تضعیف مجلس و قوه قضائیه و قانونگذاری و فرهنگ و اقتصاد و در راس همه، جایگاه والای ولایت مطلقه فقیه خطرناک تر است یا چند شورش خیایانی؟ و مگر در دوران هشت ساله اصلاحات از این شورش های اجتماعی کم داشتیم که نظام با درایت آنها را رهبری کرد؟

دوستان به این سوال پاسخ دهند که در حال حاضر نظام اسلامی را با خطر بیشتری مواجه می بینند و یا اگر چندین شورش اجتماعی و غیره به وقوع می پیوست؟ و مگر این شورش های خیابانی و تحرکات قشر خاصی از مردم در دوسال پس از انتخابات در حد اعلای خود صورت نگرفت؟چه شد؟ ضمن اینکه فرضا اگر موسوی رئیس جمهور می شد،قطعا با این چالش ها در این حد مواجه نبودیم.بالا بودن نرخ بیکاری و تورم و کاهش شدید رشد اقتصادی و درگیری مستمر میان قوای حاکمیتی مستمر است یا مواجهه با چند تحرک اجتماعی و سیاسی؟

اشتباه نشود، به هیچ وجه نمی خواهیم جواز رای دادن به موسوی در انتخابات 88 را صادر نمائیم اما نوع استدلال دوستان را برای رای دادن به آقای احمدی نژاد کافی نمی دانیم. البته تمامی رای دهندگان عزیزی که با شناخت نسبی خود به ایشان رای دادند و آقای رئیس جمهور را صالح دانستند، خرده ای بر آنها نیست اما نه برای آقای دکتر توکلی و بقیه اصولگرایان با استدلال فوق.

ب: فرض کنیم استدلال آقای دکتر را بپذیریم، در این صورت ایشان باید به یک سوال دیگر پاسخ دهند،آیا با توجه به مشکلات موسوی و حرام بودن رای به احمدی نژاد، امکان نداشت که مثلا برای صرفا حضور در پای صندوق رای و یا هر دلیل دیگر، به آقای رضایی رای داد؟
اشتراک گذاری :
ارسال نظر