آقای احمدینژاد، تنها نگوئید آزادی هست، پاسخ هم بدهید!
سرویس سیاسی «فردا»: ۱۴خرداد ماه امسال برای اهل سیاست و اخلاق روزی مهم بود، روزی که در آن حضرت آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب در سخنان مهمی به تببین نقاط برجسته و درخشان مکتب امام راحل پرداختند.
از جمله فرازهای سخنان معظم له در جمع عاشقان بنیانگذار جمهوری اسلامی که میبایست توسط اهالی سیاسیت و مسئولین بارها و بارها مرور شود این بخش بود: «امام ماها را توصیه میکردند به اینکه مغرور نشویم، خودمان را بالاتر از مردم ندانیم، خودمان را بالاتر از انتقاد ندانیم، بىعیب ندانیم.
همهى مسئولین طراز اول کشور این را از امام شنیده بودند که بایستى آماده باشیم؛ اگر چنانچه از ما عیب گرفتند، نگوئیم ما بالاتر از اینیم که عیب داشته باشیم، بالاتر از اینیم که به ما انتقادى وارد باشد. خود امام هم همین جور بود. ایشان، هم در نوشتههاى خود - بخصوص در اواخر عمر شریفش - هم در اظهارات خود، بارها گفت من در فلان قضیه اشتباه کردم. اقرار کرد به اینکه در فلان قضیه خطا کرده است؛ این خیلى عظمت لازم دارد. روح یک انسانى باید بزرگ باشد که بتواند یک چنین حرکتى را انجام دهد؛ خودش را منسوب کند به اشتباه و خطا. این معنویت امام بود، این اخلاق امام بود؛ این یکى از ابعاد مهم درس امام به ماست.»
این فراز، خود حاوی دهها نکته مهم است که در اینجا قصد پرداختن به تمام آنها را نداریم و تنها به یک نکته از دهها نکته اشاره میکنیم و آن انتقاد پذیری مسئولین و پاسخ آنها به ابهاماتی است که در جامعه درباره مسئول یا مسئولانی وجود دارد و پذیرفتن اشتباهات احتمالی است.
روز گذشته کنفرانس خبری رئیسجمهور با حضور خبرنگاران رسانههای مختلف انجام شد، خوب است که این نشست را با مکتب امام و بیانات رهبر معظم انقلاب بسنجیم.
۱-کنفرانس خبری روز گذشته، همانند کنفرانسهای خبری گذشته رئیسجمهور به بهانه مدیریت زمان و جلسه از عدالت عدول شد، بدین معنا که باز هم خبرنگارانی گزینش شدند و این خبرنگاران گزینش شده میبایست سئوالاتی که از قبل هماهنگ کرده بودند بپرسند که این رفتاری خارج از عدالت است که تنها خبرنگارانی خاص و با سئوالات تائید شده -و تذکرات برخی از برگزار کنندگان به برخی خبرنگاران که مسئولیت طرح سئوال بر عهده آنها و دبیر یا مدیرمسئول آنهاست- بتوانند سئوالاتی را مطرح کنند.
به طور مثال وقتی خبرنگار آسوشیتدپرس قبل از طرح سؤال خود از رئیس جمهور عذرخواهی کرد که میخواهد سؤال تندی را مطرح کند و احمدینژاد به وی گفت که: میخواهی سؤال خود را تند تند بپرسی؟ اما وقتی خبرنگار مذکور با مقایسه دولت احمدینژاد با دولتهای گذشته از ابراز نارضایتی علما از این دولت سخن گفت، عنادی به کمک احمدینژاد آمد و گفت: خبرنگار آسوشیتدپرس قرار بوده در حوزه سیاست خارجی سؤال کند اما از این مسیر انحراف داشته، که احمدینژاد هم پاسخ داد: این سؤال هم در راستای سیاست خارجی بود! که این جمله عنادی نشاندهنده از پیش مشخص بودن سئوالات و محورها بوده است.
حال باید دید که پاسخ مسئولی به سئوالات گزینش و هماهنگ شده از مسئولین تا چه اندازه با مکتب امام و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب همخوانی دارد؟
۲- انتقاد و سئوال پرسیدن درباره انحرافات و خطاهای دولت در سخنان حضرت امام خمینی (ره) بارها و بارها مورد تاکید قرار گرفته است، به طور مثال در جلد دهـم صفحه ۱۸۸ صحیفه امام (ره) آمده است: «این آزادی که الان برای ملت ما هست، برای زن، برای مرد، برای نویسندهها، این آزادی آزادی است در کلیه اموری که این امور به نفع خود شما هست. شما آزادید بیاییدبیرون مطالبتان را بگویید؛ انتقاد از دولت بکنید؛ انتقاد از هرکس که پایش را کج گذاشت بکنید.»؛ سئوال پرسیدن نیز خود از مظاهر روشن شدن کجیها و بیان انتقادات و البته پاسخ گرفتن است، بنابراین زمانی که خبرنگاری در یک کنفرانس خبری یا در یک مصاحبه اختصاصی رو در روی مسئولی قرار میگیرد انتظار آن دارد که آن مسئول سئوالش را شفاف پاسخ دهد اما متاسفانه این سنت حسنه، چندان درباره آقای احمدینژاد به ویژه در مورد مسائلی که پیرامون اطرافیان ایشان رخ میدهد صدق نمیکند و بارها و بارها مشاهده شده که ایشان هنگامی که در برابر سئوالاتی اینچنین یا انتقادات قرار میگیرند یا سئوال را با سئوال پاسخ میدهند یا سکوت میکنند وگاه راه سوم یعنی تغییر مسیر مصاحبه را انتخاب میکنند.
در مصاحبه روز گذشته دو خبرنگار سئوالاتی را درباره انتقاداتی که درباره جریان انحرافی و همچنین رابطه با رمالان و جنگیران پرسیدند که احمدینژاد در پاسخ به سئوال اول گفت: «موضع ما سکوت الهامبخش وحدت است؛ همین!» هنگامی که خبرنگار سؤال کننده از این پاسخ مجاب نشد و از رئیس جمهور خواست که بگوید چه زمانی سکوت خود را در این زمینه میشکند، احمدینژاد دوباره جمله خود را تکرار کرد و مجری برنامه هم از خبرنگاران خواست او را با «کف زدن» تشویق کنند!
رئیس دولت همچنین درباره رابطه دولت با رمالان و جنگیران تنها گفت: «حالا که ظاهرا این افراد دستگیر شدهاند، ما را رها کنند و بگذارند دولت کار خود را انجام دهد.»
خود قضاوت کنید، آیا سکوت در برابر سئوالی که مدتهاست سئوال اکثریت جامعه است، مسئلهای که مورد انتقاد مراجع عالیقدر و روحانیت معزز و مردم مومن ایران است پسندیده است؟ سکوت در برابر این سئوال آیا الهام بخش وحدت است یا الهام بخش تفرقه و فاصله افتادن میان مردم وروحانیت با دولت؟
باز هم شما قضاوت کنید، در روزهایی که اخبار تکاندهندهای از روابط صمیمانه برخی از نزدیکان رئیسجمهور با رمالان و جنگیران توسط مراجع معتبر اعلام شده و بخش قابل توجهی از مردم به این روابط انتقاد میکنند گفتن این جمله که «حالا که ظاهرا این افراد دستگیر شده، ما را رها کنند»، چه معنایی میتواند داشته باشد جز بیاعتنایی به سئوال و انتقاد مردمی که برای دفاع از این انقلاب از همه چیز خود گذشتهاند و تا پای جان برای دفاع از آرمانهای امام راحلشان و شهدایشان ایستادهاند؟
۳- رهبر معظم انقلاب در بیانات خود تاکید کردند که اقرار به خطا از درسهای امام به ماست، اما رئیسجمهور به جای پاسخ شفاف به ابهامات درباره عملکرد خود و اطرافیانش بارها در طی سالهای گذشته در پاسخ به انتقادات به گفتن این جمله بسنده کرده: «کشور ما کشور آزادی است و مردم میتوانند حرف خود را بزنند»، آیا بهتر نبود که ایشان به جای گفتن مکرر این جمله شفاف به آن سئوال یا سئوالات پاسخ بدهند و اگر اشتباهی از سوی او و اطرافیانش رخ داده آنها را اعلام کند و عذرخواهی کند؟
به طور مثال دیروز هنگامی که خبرنگاری از احمدینژاد درباره افرادی در میان نزدیکان رئیس دولت پرسید که به راحتی در خصوص مسائلی اظهارنظر میکنند، جلساتی گزینشی در نهاد ریاست جمهوری با دانشجویانی خاص ترتیب میدهند و افراد مورد نظر را به صورت تلفنی برای حضور دعوت میکنند و سوالات از پیش هماهنگ شده میپرسند و از سویی ایجاد ارتباط میان دانشجویان و دولت را سلب میکنند، کوچکترین انتقاد از دولت را نقد کامل خدمات دولت مطرح میکنند پرسید و از او خواست که این افراد را این کارها نهی کند، احمدینژاد گفت: «فکر میکنم خواسته شما مخالف اصول اولیه انسانی است، یعنی شما از من میخواهید به کسانی بگویم که حرف نزنند و این خیلی بد است. من فکر نمیکنم در کشور ما دانشجویی پیدا بشود که مخالف آزادی بیان باشد. ما که گفتیم روش ما سکوت است اما اگر به جز سکوت باز هم راه حل دیگری دارید بگویید که ما انجام دهیم ولی خواهش میکنم نگذارید جلوی بیان اندیشه گرفته شود و حق را با حق بسنجید.»
یا زمانی که خبرنگار آسوشیتدپرس به برخی انتقادها از دولت از سوی علما و روحانیون اشاره و پرسشی را در اینباره مطرح کرد که احمدینژاد در پاسخ گفت: «اگر نوع نگاهمان را به صحنه ایران عوض کنیم برداشتمان متفاوت میشود. ایران یک کشور آزاد است و همه در آن حق اظهارنظر دارند و تا زمانی که این اظهارنظرها از حدود قانون و اخلاق فراتر نرود نباید به کسی تعرض کرد و افتخار این دولت این است که بیشترین انتقادها را پذیرفته است. علما و دیگران نظراتی دارند که باید مطرح کنند و فکر نمیکنم کسی در این کشور باشد که بگوید آنها نظراتشان را نگویند.»
باز هم شما قضاوت کنید اینکه رئیسجمهور در پاسخ به دو سئوال جدی بگوید ایران یک کشور آزاد است و همه در آن حق اظهارنظر دارد به تنهایی کافی است؟ یا گفتن تنها این جمله، نوعی بیتوجهی به آن سئوال است و آیا اینگونه پاسخ دادن به این معنا نیست که حالا فردی یک حرفی زده ما به او کاری نداریم چون ایران آزاد است و به او پاسخ هم نمیدهیم! و بدین ترتیب با این جمله تنها مسئولیت خطایی را نپذیرفته که اساسا خود را ملزم به پاسخگویی نمیداند چرا که با این تفسیر، واکنش و پاسخ به این سئوال نقض آزادی است!
این موارد تنها مواردی نبود که احمدینژاد تلاش کرد به سادگی یا در سکوت از کنار آنها بگذرد، سئوال درباره مسائل مالی برخی از اطرافیان وی، رابطه احمدینژاد با مقام معظم رهبری، انتقاداتی که ائمه جمعه و فرماندهان سپاه نسبت به اطرافیان رئیسجمهور دارند.... از جمله این موارد است.
فراوان میتوان در این باره سخن گفت، اما با توجه به رهنمودهایی که از امام راحل برای ما به یادگار مانده و همچنین بیانات ارزشمند رهبر معظم انقلاب، به نظر میرسد که وظیفهای سنگین نیز بر دوش اهالی رسانه است و آن وادار کردن مسئولین به پاسخگویی و وادار کردن آنها به اقرار به اشتباهاتشان است؛ از یاد نبریم که بنیانگذار جمهوری اسلامی به اهالی قلم فرمودند که «شما آزادید از دولت انتقاد بکنید، انتقاد از هر کس که پایش را کج گذاشت»؛ پس وظیفه ما پرسیدن است و پرسیدن است و پرسیدن تا به پاسخ برسیم و مسئولین را وادار به پاسخگویی شفاف کنیم، هرچند که تنها به ما بگویند: «ایران یک کشور آزاد است و همه در آن حق اظهارنظر دارند»!