شنبه ۰۴ تير ۱۳۹۰ - ۱۹:۴۹

احمدی‌نژاد چگونه رئیس‌جمهور شد؟

کد خبر : ۵۰۰۳۵
چه شد كه احمدی نژاد رییس جمهور شد؟ 
سایت انتخاب نوشت: 
سوم تیرماه ۸۴ یكی از مقاطع مهم بعد از انقلاب اسلامی است. برهه ای كه در آن، گفتمانی كه ادعایش "عدالتخواهی" بود، در راس حاكمیت قرار گرفت و گروهی نورسیده را به حوزه تاثیرگذاران كشور رهنمون ساخت؛ گفتمانی كه البته برخی پیروزی اش را حاصل برخی اقدامات در دوران اصلاحات ، دولت آن روزگار و برخی حامیان تندروی آن جریان می دانند؛ "سیاست بازی" هایی كه مردم را از درگیری ها و منازعات سیاسی خسته كرده بود، حاصلش "نه" بود به جریان قدرمند آن روزگار و در این میان، طبعاً مردم مجبور به انتخاب یكی از گزینه ها بودند، گزینه ای كه از "بد حادثه" حاصل اجماع نیروهای اصولگرا نیز نبود بلكه نتیجه تلاش یكباره ی جریانی بود كه برخی آن را "امدادهای غیبی" خواندند؛ (البته جدی و شوخی بودن این ادعا هیچ گاه مشخص نشد!) و حاصلش شد: دكتر محمود احمدی نژاد! 

حامیان دولت و بسیاری از تحلیلگران، پیروزی احمدی نژاد را حاصل گفتمان خاص و عمومی حاكم بر مواضع و سخنان او در فضای انتخاباتی سال 84 می دانند. در آن روزها، هر كسی شعاری داشت، یكی می گفت: "كار و سازندگی"، یكی از "50 هزار تومان برای هر ایرانی" میگفت، دیگری بحث "دولت رفاه"و "دموكراسی" را پیش كشید و البته كاندیدای اصلی جریان اصولگرا نیز، از "هوای تازه" و دولت امید" سخن گفت. 

در این میان كاندیدای جریان اصلاحات هم "زندگی خوب برای هر ایرانی" را به عنوان شعار خود برگزید، اما شعار كاندیدای پیروز، اصلآً حساسیت برانگیز نبود: "ما می توانیم"! .... احمدی نژاد به جای تاكید بر یك شعار خاص، تلاش زیادی داشت خود را ساده زیست نشان دهد، رجایی وار سخن بگوید و از ولایت بگوید و مدعی پذیرش همه جانبه اش باشد و تا می تواند، وعده ی حذف مفسدان اقتصادی بدهد، ادعاهایی كه شاید، امروز ساده تر بتوان در موردش سخن گفت! 


احمدی نژاد (چنانكه در ابتدا اشاره كردم) در میان كانیداهای انتخابات اصولگرایان، جای محكمی نداشت و طبعاً اجماع بر او كه چهره ای ناشناخته بود، ممكن نبود؛ او كه به عنوان یكی از كاندیداهای احتمالی انتخابات 84، در نشست های شورای هماهنگی نیروهای انقلاب به ریاست ناطق نوری حضور یافت، پس از آنكه شنید "لاریجانی" گزینه ی قطعی آن شورا است، صراحتاً شورا را تهدید كرد كه "اگر مرا انتخاب نكنید، مستقل وارد می شوم" 

چنین نیز شد، او در میانه نشست های شورای هماهنگی، به بهانه آنچه "خدمت به مردم در شهرداری" خواند، از حضور در ادامه ی آن نشست ها كناره گرفت و پس از قطعیت انتخاب لاریجانی توسط این شورا ، مانند سایر كاندیداهای جریان اصولگرا، مستقل وارد عرصه انتخابات شد. هر چند، احمدی نژاد در آن دوران ابداً جدی گرفته نشد و حتی اظهارنظر وی در تهدید شورای هماهنگی اصولگرایان، باعث تمسخر و خنده ی بعضی اعضای حاضر در نشست شد؛ اما نتیجه ی انتخابات نشان داد اینجا ایران است و همه چیز ممكن. 

نكته ی جالب آن روزها این بود كه احمدی نژاد به رغم تلاش های او و حامیان پیدا و پنهانش ، نه تنها از سوی هیچ یك از گروههای اصولگرا معرفی نشد ، بلكه حتی ابادگران ( كه حامی جدی او در شهرداری بودند) هم حمایت از وی را تكذیب كردند تا او ظاهراً "مستقل" وارد عرصه انتخابات شود و حزب مقتدری را پشت سر خود نداشته باشد. 

شهردار وقت تهران، البته یارانی هم داشت كه سخت حمایتش می كردند. شاید بزرگترین حامی او "مصباح یزدی" بود كه در تاریخ 6 تیرماه 84 (سه روز پس از انتخابات و پیروزی احمدی نژاد) گفت: خداوند احمدی‌نژاد را ذخیره‌ای برای امروز جامعه ما قرار داد. 

27 خرداد شد، در عین ناباوری خبر از نتایج انتخابات آمد كه احمدی نژاد نفر دوم است، پشت سر هاشمی رفسنجانی. انتخابات به دور دوم كشیده شد و آقای شهردار با اختلاف زیاد پیروز شد تا مشخص شود كاندیداهای اصولگرا، واكنش خاص و مهمی به پیروزی احمدی نژاد نشان ندادند، گویی بهت و حیرت، آنان را هم رها نكرده بود؛ اما مصطفی معین كاندیدای جبهه اصلاحات در 28 خرداد 1384 (یك روز پس از برگزاری انتخابات در دور اول) گفت: در ماجرای انتخابات، به ناگاه اراده‌ای قاهر برای پیروزی یك كاندیدای خاص و حذف كاندیداهای دیگر به میدان آمد تا حقوق مسلم نامزدهای دیگر را در انتخابات مورد هدف قرار دهد. امروز هر كس می‌تواند به روشنی اثر این دخالت را در نتیجه انتخابات ببیند. معین مدعی شد كه آنچه به وقوع پیوست ، اقدامی غیرقانونی برای محروم كردن یك كاندیدا از حق خود و بركشیدن كاندیدایی دیگر بود. 

بحث انگیزترین نكته ی آن روزها، تیتر "كیهان" در ساعت 22 شب 27 خرداد (شب انتخابات) بود. این روزنامه تیتر زده بود "خبرها از پیروزی چشمگیر احمدی‌نژاد حكایت می‌كند." كیهان در تیتر اول صفحه نخست این روزنامه نیز نوشته بود : "ملت كار را تمام کرد" قابل ذكر است " این تیتر با واكنش های گسترده ای مواجه شد، به طوریكه یكی از كاندیداهای انتخابات 84 گفت: كیهان رجال الغیب است! 

هاشمی نیز یك روز پس از شكست، تلفنی به احمدی نژاد تبریك گفت و البته در گفت و گویی اعلام كرد كه "به دادگاه عدل الهی شكایت می برم" وی افزود: انها كه برای تضعیف رقیب از راه تضعیف انقلاب وارد شدند چون می دانستند او در هر حالت از انقلاب اسلامی دفاع می‌كند و ابایی از بعهده گرفتن مسولیت‌ها ندارد و آنها كه بگونه‌ای بی‌سابقه با هزینه‌های دهها میلیاردی از بیت المال ، اینجانب و بستگانم را ظالمانه تخریب كردند و آنها كه با استفاده زیاد از امكانات نظام به صورت سازماندهی شده و نامشروع در انتخابات دخالت كردند. تردیدی ندارم كه جزای چنین ظلمی به كشور و مردم و من، جز خسران دنیا و آخرت نخواهد بود 

.... شاید هاشمی هیچ گاه تصور نمی كرد، استاندار استان تازه تاسیس اردبیل در دوران ریاست جمهوری اش، این بار در مصاف با او در انتخابات ، صندلی ریاست جمهوری را به تسخیر خود در بیاورد. 

ابهاماتی كه هنوز برطرف نشده است! 
پس از پیروزی حیرت انگیز و شوكه كننده‌ی احمدی نژاد در انتخابات؛ نكات و سئوالاتی اساسی و مهم ذهن ملت ایران و نخبگان سیاسی را به خود مشغول ساخت كه "گفتنی" های آن ، در پی می آید: 

اول: دلایل ایجاد تنش در شورای هماهنگی و ناكامی آن و عناصر پنهان و اشكار مقابله عجیب دو گروه كوچك با شورای هماهنگی و چرایی انشعاب دو جمع ابادگران و ایثارگران ، و بازدلایل فروپاشی ائتلاف ابادگران – ایثارگران در آن روزگار چه بود؟ 

دوم: چه شد كه قالیباف وارد عرصه انتخابات شد؟ مشوقان او چه كسانی بودند و چه اهدافی داشتند؟ 

سوم: چرا گزینه اجماع اصولگرایان بعد از تفرقه به جایی نرسید؟ 

چهارم: چرا به رغم دانش و بینش غیر قابل قیاس لاریجانی با دیگر رقبا هر روز از اراء او كم شد؟ به رغم انكه لاریحانی به عنوان مدبر و یكی از اصلی ترین استراتژیست های مجموعه اصول گرایان كه در ماهها اول طرح شدن موضوع ریاست جمهوری، اصلی ترین، مقبول ترین و جدی ترین گزینه اصول گرایان محسوب می شد به رغم انكه او از هر جهت مناسب ترین گزینه – صرف نظر از هاشمی رفسنجانی –برای اصول گرایان به شمار می امد، چگونه در واپسین لحظات به غریب ترین كاندیداها و مظلوم ترین چهره ها تبدیل شد ؟ چه عواملی این ماجراها را هدایت می كرد؟

دلیل بی مهری كلیت اصول گرایان به ویژه لیدرهایشان به لاریحانی، بی تدبیری و سستی و كاستی و بی عملی شورای هماهنگی چه بود؟ چگونه بود كه در آنروزگار، باهنر به عنوان ریاست ستاد وی ، به احمدی نژاد نزدیك شده بود؟ 

پنجم: چرا لاریجانی پس از طرح گمانه امدن هاشمی، نخست اعلام كرد به نفع او كناره گیری می كند ولی پس از مواجهه با برخورد تند برخی اصول گرایان از روی اجبار حرفش را پس گرفت ؟ و چرا او بین كاندیداهای اصول گرا تنها كسی بود كه پیمان مقابله با هاشمی را امضا نكرد ؟ 

ششم: چرا محس رضایی در اخرین لحظات رفت ؟ 

هفتم: چرا هواداران احمدی نژاد و عناصر غیراشكار آنها سر ستیز با هاشمی داشتند؟ و اصولا چرا اصولگرایان به جز لاریجانی تقریبا مثل چپ گرایان در استانه انتخابات مجلس ششم همه توانشان را در تخریب چهره هاشمی به كاربردند ؟ 

هشتم: .. چگونه او، یكباره مدعی مقام ریاست جمهوری شد ؟ 

.. 
این سئوالات، و دهها چرای دیگر، هنوز ذهن بسیاری را به خود مشغول كرده و تا هنوز، كسی بدان پاسخی نگفته، باشد كه عمری باشد تا بگویم اندكی از آن بسیارها... 

حدیث این جماعت را تو پنهان دار و كمتر جو 
كه كس نگشود و نگشاید به حكمت این معما را
اشتراک گذاری :
ارسال نظر