چهارشنبه ۰۸ تير ۱۳۹۰ - ۰۸:۲۷

پشت پرده شعار ساده زیستی افراطیون

کد خبر : ۵۰۲۶۷

شفاف : از زمانی که انتقاد از احمدی نژاد رواج پیدا کرده است ، بعضی ها که زمانی خودشان از حامیان افراطی احمدی نژاد طی شش سال گذشته بوده اند به ناگهان دچار یک چرخش عجیب شده اند و تندتر از همه به احمدی نژاد می تازند . البته چرخش از حمایت به سمت انتقاد فی نفسه اشکالی ندارد ، اما آنچه که محل اشکال است تندروی و بی اخلاقی است .

این جماعت هر چند صراحتاً به زبان نمی آورد ، اما بی تمایل نیست حتی دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد زودتر از موعد قانونی پایان پذیرد تا در انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری نامزد جدیدشان را به مردم عرضه کنند .


این گروه که حتی طاقت ندارند دو سال دیگر صبر کنند تا احمدی نژاد طی یک فرآیند آرام و منطقی از قدرت کنار برود ، از هم اکنون شروع کرده اند به فضاسازی های زودهنگام انتخاباتی . از یک سو دوباره احساس تکلیف کرده اند که به مردم ایران ملاک و معیار ارائه دهند و از سوی دیگر دست به تخریب هر کسی می زنند که حدس می زنند بالقوه می تواند نامزد ریاست جمهوری آینده باشد . ظاهراً فراموش کرده اند که همین جماعت با توجیه لزوم تثبیت مدیریت در کشور ، به شدت از انحصاری شدن نامزدی احمدی نژاد در انتخابات دوره دهم حمایت کردند و اکنون حتی نمی خواهند دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد به پایان برسد .

واقعاً این همه عجله برای چیست ؟ این عجله ای که سبب شده مرزهای اخلاقی و قانونی نیز شکسته شود با چه نیتی است ؟ آیا مردم باید باور کنند که تنها به خاطر انحراف از اصول ، ناگهان جماعتی افراطی احساس تکلیف کرده اند که تخریب های زودهنگام و رفتارهای عجیب انتخاباتی را مرتکب شوند ؟

اینها که سال های گذشته همه شعار و تبلیغاتشان روی ساده زیستی احمدی نژاد بود اکنون می گویند گفتمان ساده زیستی مهم است و احمدی نژاد اکنون از این گفتمان جدا شده است و باید دوباره با همین گفتمان فردی ساده زیست تر از احمدی نژاد را برگزینیم و به اصطلاح خود جلوی اشرافی گری را بگیریم . اصل توجه به ساده زیستی بسیار هم درست و مهم است اما اینها آدرس اشتباه می دهند . از نظر این افراد چه کسی ساده زیست است ؟ هر کس که کاپشن بپوشد ، موز نخورد ، موقع خوابیدن روی فرش بخوابد ، سفره اش تشکیل شده باشد از نان و پنیر  ! چه کسی اشرافی است ؟ کسی که کت و شلوار مرتب هر چند 100 هزار تومانی بپوشد ، از میهمانانش با موز پذیرایی کند ، موقع خوابیدن روی تخت یا توی رخت خواب بخوابد و سر سفره اش خورش قیمه باشد !

ساده زیستی از نظر آقایان این است که جلوی دوربین های عکاسان سر سفره نان و پنیر بنشینند و مثلاً موز را از میوه های جلسات خود حذف کنند . اما وقتی از هواپیمای دولتی برای یک سفر انتخاباتی استفاده شود و یا 20 میلیارد تومان در یک پروژه تبلیغاتی مانند منوریل صادقیه دود شود و برود هوا ککشان نمی گزد !به عبارت بهتر اصل ساده زیستی مهم نیست ، اما نمایش ساده زیست بودن بسیار مهم است . صرفه جویی های ده هزار تومانی و بیست هزار تومانی فوق العاده مهم است ، اما اگر جایی یک مدیری چند میلیارد را حیف و میل کرد فدای سرش . چرا که از نظر بعضی ها نه ساده زیست بودن مهم است و نه نان مردم ، تنها یک چیز مهم است و آن رأی گرفتن از مردم است و فعلاً هم این راه ها خوب جواب می دهد . اما تا کی ؟

می گویند در یکی از شهرهای کشورمان از دوره اول انتخابات مجلس ، مردم هر بار با نامزدی مواجه می شدند که موتور سوار یا دوچرخه سوار بود و می گفت من اگر نماینده شوم پاترول نمی گیرم و یا پول پاترول را خرج فقیران شهرم می کنم ! اما مردم چند دوره مشاهده کردند که اتفاقاً همه این دوچرخه سوارها همان هفته های اول پاترول را تحویل می گیرند و زندگی شان زیر و رو می شود. بعد دیگر هر کس که دوچرخه سوار بود و نامزد انتخابات می شد مردم می گفتند : ما ترجیج می دهیم به یک پاترول سوار رأی دهیم که لااقل هفته های اول نمایندگی را صرف تعلیم رانندگی با پاترول نکند و برای مردم حوزه انتخابیه هم وقت بگذارد !

طبیعی است چنان رفتارهای تبلیغاتی و بی پشتوانه و نمایشی چنین پیامدهایی دارد و مردم را از محتوای بالای یک شعار و گفتمان دور می کند . اما عده ای ظاهراً نمی دانند نتایج رفتارهای نمایشی با مفاهیم والایی مانند ساده زیستی و عدالت خواهی می تواند چه عواقب بدی برای کشور داشته باشد و همچنان به این رفتارشان ادامه می دهند.

از اینرو بهتر است کسانی که تا همین چند هفته پیش هم حامی دولت بودند و این حمایتشان هم تا جایی که در چارچوب قانون و اخلاق و اعتدال بوده قابل احترام است ، دو سال دیگر هم صبر کنند و اجازه دهند هر کس در هر جایی که قرار دارد کارش را بکند . اگر بنا باشد از هم اکنون بحث انتخابات ریاست جمهوری داغ شود و دائم شایعه و شائبه احتمال برگزاری انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری مطرح شود همه کارهای کشور در سالی که از سوی رهبر معظم انقلاب به عنوان سال جهاد اقتصادی نام گذاری شده است تحت الشعاع مسائل سیاسی قرار می گیرد واین در حالی است که همه مسائل کشور سیاست نیست .

در شرایطی که دشمن تمام تلاش خود را برای گسترده کردن دایره تحریم ها به کار برده است و در برخی حوزه های اقتصادی از جمله صنعت و کشاورزی نیز با مشکلاتی جدی مواجهیم و تعدادی از همین مردم از جمله کارگران و کشاورزان دچار مشکلات معیشتی هستند ، روا نیست عده ای از سیاسیون تمام تلاش خود را برای انتخاباتی کردن فضای کشور بگذارند .

مردمی که در آغاز فصل تابستان با افزایش سرسام آور نرخ های اجاره بها مواجهند و از این بنگاه به آن بنگاه آواره اند که یک سرپناه برای خودشان و خانواده شان پیدا کنند توقع دارند همه سیاسیون برای مدتی هم که شده به مشکلات مردم هم توجه کنند . نمی شود دم از ساده زیستی و خوردن و نان و ماست و نخوردن صبحانه در محل کار زد و روی آن مانور داد اما از مشکلات همین مردم غافل بود .

آیا واقعاً الآن همه مشکلات مردم ما این است که فلان مدیر این کشور خوش تیپ است ؟ آیا رنگ چشم فلان مدیر که خدادی هم هست و کت و شلوار اتو کشیده پوشیدن او همه مشکل این مملکت است ؟ آیا واقعاً به فرض که مدیری که بعد از اذان صبح در محل کارش حاضر می شود در محل کارش صبحانه بخورد ، خیلی اتفاق بدی افتاده است ؟ آیا مشکل مردم ما اینهاست ؟ آیا سیاسیون ما اینقدر سطحی شده اند که حرف هایی از این دست بزنند و رسانه های ما اینقدر سیاست زده شده اند که دائم بگویند چرا فلانی به جای پژو 405 ، پژو پرشیا سوار می شود ؟ واقعاً مشکل مردم ما اینهاست ؟

البته این جماعت حق دارند که ندانند مشکلات اصلی مردم چیست . نه در صف نانوایی ایستاده اند، نه در ایستگاه های مترو دچار ازدحام جمعیت شده اند ، نه با بی آر تی جایی رفته اند و حرف های مردم در این اتوبوس ها را شنیده اند ، نه آلودگی هوا و افزایش سرطان ریه مردم برایشان مهم است ، نه افزایش سن ازدواج و رشد نرخ طلاق برایشان مهم است ، نه بیکاری جوانان برایشان مهم است ، نه ...  همه دل نگرانی ظاهری شان این است که کدام مدیر نان و پنیر خورده و کدام مدیر خورش قیمه یا چلوکباب .

اما اینها نیز ظاهر قضیه است . واقعیت این است که عده ای نانشان در این است که فضای کشور ناآرام و متشنج باشد .  عده ای نانشان در انتخاباتی بودن فضای سیاسی کشور است تا دائم بتوانند به این شهر و آن شهر سفر کنند و علیه یک عده و به سود عده ای دیگر صحبت کنند . اگر فضای کشور انتخاباتی نباشد چگونه می توانند کارهای خوب مدیران دیگر را تبلیغاتی و انتخاباتی نمایش دهند ؟ اگر فضای کشور فضای کار و جهاد اقتصادی باشد که نمی توانند به یک مدیر به خاطر افتتاح یک پروژه بزرگ عمرانی برچسب رفتار انتخاباتی بزنند ، پس بهتر است که همواره فضا انتخاباتی باشد ، نه فضای کار و تلاش و جهاد اقتصادی . خلاصه اینکه نان عده ای در این است که خود را شریک بی نانی مردم نشان دهند و البته هیچ گاه هم نگذارند مدیران در آرامش به فکر تهیه نان مردم باشند.

اشتراک گذاری :
ارسال نظر