قابل توجه احمدی نژاد و کابینه اش
در حالی که برخی شواهد و قرائن حکایت از آن دارند که تعدادی از نزدیکان رئیس جمهور با اتهامات سنگین مالی مواجهند و از این رو احتمال دستگیری و محاکمه آنان وجود دارد ، محمود احمدی نژاد بعد از جلسه اخیر هیات دولت بین خبرنگاران رفت و با "خط قرمز" شمردن "کابینه" گفت:
کابینه خط قرمزی است که اگر بخواهند به آنجا دستاندازی کنند، دیگر من باید وظیفهی قانونی خود را انجام دهم که این حتما به کشور آسیب وارد میشود.
در این باره ذکر نکاتی چند حائز اهمیت است:
1- این که یک مدیر از نیروهایش حمایت کند و پشت آنها را در مواقعی که نیاز دارند خالی نگذارد ، یکی از اصول گرانسنگ مدیریتی است ، چه آن که اگر نیرویی ببیند که نزد مدیرش هیچ ارزشی ندارد و آینده اش نامعلوم است ، آن گونه که باید و شاید دل به کار نمی بندد.
از این رو ، اصل حمایت احمدی نژاد از مدیرانش نه تنها اشکالی ندارد بلکه فی نفسه یک رویکرد ارزشمند است. با این حال دو نکته را در این خصوص نباید نادیده گرفت:
الف) حمایت از نیرو ، نباید نامحدود باشد بلکه این حمایت باید در مرزهای قانون صورت گیرد و البته می تواند برخی قصورها - نه تقصیرها - و ناکاستی ها را نیز شامل شود اما هیچ عقل سالمی بر نمی تابد که یک مدیر مثلاً دزد را باید پشتیبانی کرد.
وانگهی این قبیل حمایت ها می تواند زمینه ساز افتادن در مهلکه های بزرگ باشد. اگر فردی بعد از دزدیدن تخم مرغ ، مجازات شود ، هرگز کارش به شتر دزدی نمی رسد.
ب) نیروها نه تنها با حمایت مدیرشان باید از تعرض دیگران مصون بمانند ، بلکه در وهله اول باید از اقدامات ناصواب خود مدیر هم مصون باشند و بدانند که تا زمانی که کارشان را به درستی انجام می دهند ، لااقل با برخوردهای اهانت آمیزی مانند عزل پیامکی و نظایر آن مواجه نمی شوند.
ج) گذشته از این ، اگر قرار است از اعضای کابینه حمایت شود ، این حمایت باید شامل همه شود نه این که منظور از کابینه ، فقط چند نفر "معرف حضور" ، باشد. این چه حمایتی است که رئیس جمهور برای حفظ یک متهم ، حتی مقابل قوه قضائیه هم می ایستد ولی وقتی وزیرش استیضاح می شود و در آستانه برکناری و حذف قرار می گیرد ، برای دفاع از او حتی به مجلس هم نمی رود تا 5 دقیقه حرف بزند؟!
2 - آقای رئیس جمهور محترم در حالی کابینه را خط قرمز خود اعلام کرده که این سخن هیچ مبنای دینی ،قانونی و حقوقی ندارد.
وقتی کار حضرت علی(ع) و آن یهودی - که زره ایشان را غصب کرده بود- به دادگاه کشید ، ایشان هیچ گاه نگفت که من خلیفه مسلمین و جانشین رسول خدا(ص) و رهبر جامعه و نفر اول حکومت هستم و لذا خط قرمز محسوب می شوم و نباید در کنار یک فرد یهود دزد به دادگاه بروم، بلکه با محترم شمردن قانون به دادگاه رفت و اتفاقاً چون شاهد و سندی دال بر مالکیت زره نداشت ، در دادگاه حکومت خودش محکوم هم شد. ( که یهودی سارق بعد از دیدن این عدالت ، اسلام آورد و اعتراف کرد که زره را دزدیده بود.)
زمانی هم یکی از دختران حضرت علی(ع) ، نزد ابورافع (خزانه دار) رفت و برای مراسمی عید قربان ، گردنبندی را از بیت المال امانت گرفت و متعهد شد که سه روزه آن را برگرداند. ابورافع نیز با ضمانت خود گردنبند را به وی داد.
حضرت علی (ع) وقتی گردنبند را بر گردن فرزنش دید ، از او پرسید که از کجا آورده است؟ و وقتی ماجرا را شنید ، به ابورافع فرمود: چرا به اموال مسلمین خیانت می کنی؟!
ابو رافع پاسخ داد: به خدا پناه می برم از این که قصد خیانتی داشته باشم. من این گردنبند را به عاریه مضمونه داده و از اموال خودم ضمانتش کرده ام که اگر سالم برنگشت خودم جبران کنم.
حضرت دستور داد که همین امروز گردنبند به خزانه بازگردد و سپس به دخترش فرمود: اگر گردنبند را به عاریه مضمونه(امانت ضمانت شده) نگرفته بودی ، اولین زن از خاندان بنی هاشم بودی که دستت به جرم سرقت قطع می شد.
امام علی(ع) ، اینجا هم نگفتند که او عضو خانواده من است خط قرمز من محسوب می شود.
حال چگونه رئیس جمهوری که در همه سخنرانی هایش حتماً گریزی هم به عدالت می زند ، وقتی نوبت به اجرای عدالت درباره چند عضو کابینه خودش می رسد ، برخلاف تمام آموزه های دینی ، کابینه را "خط قرمز"ی اعلام می کند که کسی حق ندارد نگاه چپ بدان بیندازد؟!
آنچه در دو حکایت فوق آمد ، نمونه هایی از عدالتمداری از صدر اسلام است که فارغ از خطوط قرمز خودساخته اجرا می شده است.
اما در دنیای امروزی هم بسیار شاهد بوده ایم که فلان رئیس جمهور و نخست وزیر و وزیر و نمانیده مجلس از کره و ژاپن گرفته تا اروپا و آمریکا به دادگاه کشیده و حتی محکوم به برکناری و حبس و جریمه هم شده اند. اگر در آن کشورها اعلام می شد که کابینه خط قرمز است ، آیا می شد مجرمان حکومتی لانه کرده در کابینه ها و مجالس شان را تحت تعقیب قرار داد؟
قانون اساسی خودمان نیز به صراحت بر "برابری همگان در مقابل قانون" تاکید می کند و حتی در اصل 107 از شخص اول کشور هم نام می برد و می گوید:"رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است."
حال در کشوری که حتی رهبر نیز در برابر قانون با دیگر افراد یکسان است ، چگونه می توان چند عضو معدود کابینه را از این قاعده مستثنی کرد و حتی آنها را خط قرمز نامید؟
ادعای عدالتمداری نه در حرف و شعار ، که در آزمون های این چنینی ثابت یا مردود می شود و الا هر کس که می تواند بهتر حرف بزند و سخنرانی کند عادل ترین انسان روی زمین فرض می شود!