نفوذ موساد به تهران يا به برخي رسانهها
فارس: يكي از رسانههاي كشور اخيراً مطلبي را بر روي خروجي اصلي خود قرار داد كه در بالاي آن نوشته شده بود: "موساد چگونه به تهران نفوذ كرده است؟ ".
نويسنده اين يادداشت در مطلب خود كه با اشاره به ترور كور داريوش رضايي دانشجوي ايراني نوشته شده؛ به ترور سه دانشمند هستهاي و شهادت دو تن از آنان نيز اشاره و تلويحاً با ظنّ خود تأكيد ميكند كه سازمانهاي جاسوسي اسرائيل توانستهاند با استفاده از شكافهاي امنيتي بروز كرده در كشور به علت برخي جابهجاييها و ايجاد حاشيهها براي وزارت اطلاعات، به داخل كشور نفوذ كنند.
يادداشت مذكور كه سعي دارد نگاهي تحقيقي و استدلالي نيز به مسئله داشته باشد، اگرچه كدهايي را براي قوام بيشتر دلايل طرح شده توسط خود ارائه ميكند اما اگر بخواهيم منصفانهتر به مفهوم، روح كلي و پيام آن نگاه كنيم، به سادگي ميتوان دريافت كه استدلالهاي آن پيرامون نفوذ موساد به تهران نه ناشي از يك اتفاق حقيقي كه در نتيجه توفيق دشمن در وارد كردن نرم افكار خود به ذهن برخي روزنامهنگاران و يا نويسندگان رسانهها در ايران حاصل شده است.
گام اول ما در رد استدلال سوءاستفاده اسرائيل از شكافهاي امنيتي فرضي در ايران و نفوذ به تهران بررسي مسئله ترور و اقدامات ايذائي در يك كشور است. در واقع بايد دانست كه انجام ترورهاي كور و اقداماتي كه فاقد ارزشي عملياتي و اطلاعاتي هستند، كار چندان مهمي محسوب نميشود كه تحليلگران بخواهند آنها را به ضعفهاي امنيتي يك كشور ربط بدهند.
دشمن ميتواند بدون حضور فيزيكي، با شخص يا اشخاصي ارتباط بگيرد و با واريز مبالغي براي آنها، اقدام به راهبري خواستههاي خود در داخل هر كشوري كند. اين فرمول ساده با چه استدلالي ميتواند به نفوذ يك دستگاه جاسوسي به يك كشور ربط داشته باشد؟ آيا واقعا انجام آن غيرممكن است يا مثلا هيچ دستگاه امنيتي حاضر هست تضمين بدهد ميتواند جلوي هرگونه وقايع اينچنيني را بگيرد؟
به طور مثال در ماجراي دستگيري تني چند از اشخاص مرتبط با گروهك تروريستي ريگي، شخصي دستگير شد كه يك جوان پاكستاني جوياي كار بيشتر نبود و در ازاي فقط وعده پول دست به انجام عمليات تروريستي در ايران زده بود. (وي پس از دستگيري و اعتراف، اعدام شد.)
البته حضور پررنگ و هوشمندانه نيروهاي امنيتي يك كشور حتي در رصد اين قبيل حركات نيز ميتواند در كم كردن تعداد آنها بسيار تا بسيار تأثيرگذار باشد اما آيا هيچ مقام امنيتي در هيچ كجاي جهان حاضر است در اين زمينه قول صددرصدي بدهد كه هيچ عمل ضدامنيتي از تور اطلاعاتي او و نيروهايش دور نميماند...؟!
در اينجا براي فهم بيشتر موضوع به پرونده سادهاي اشاره ميكنيم كه هماكنون ديگر در طبقهبندي امنيتي قرار نميگيرد و چند سال قبل در يكي از استانهاي كشور رخ داد.
در اين پرونده، فردي بدون همكاري با اشخاص ديگر، اقدام به سرقت مسلحانه از بانكها مينمود.
وي كه كارمند يك سازمان دولتي نيز بود، با يك قبضه اسلحه و به تنهايي، بدون گذاشتن هيچ ردّي عمل مجرمانه خود را انجام ميداد و همين مسئله به ظاهر ساده توانست بيش از 10 سرقت مسلحانه را در پرونده او ثبت كند.
اين مرد تبهكار سرانجام دستگير شد و با توجه به شيوههايي كه در عدم ردگذاري براي خود انجام داده بود نيز بايد اذعان كرد كه دستگيري او به هيچ وجه كار سادهاي نبود اما در نهايت اين اقدام صورت گرفت.
يا مثلا در پرونده شرور معدوم عبدالمالك ريگي كه چندين عمليات تروريستي فاقد ارزش امنيتي و عملياتي را در داخل ايران اسلامي انجام داد، باز هم همين مسئله صادق است.
به سخن ديگر، جنايتهاي ريگي قبل از تمام حاشيههايي در كشور رخ داد كه نويسنده يادداشت ذكر شده به آنها اشاره دارد و مدعيست كه سببساز نفوذ موساد در ايران شدهاند. آيا همين استدلال در رد تمام صحبتهاي او كافي نيست...؟!
آيا ريگي معدوم با اقدامات شگفتانگيز امنيتي توانسته بود مثلاً عملياتي را حتي در نزديكي شهر كرمان نيز انجام دهد (اشاره به حادثه تروريستي دارزين) يا اينكه اقدام او نيز همانند همه تروريستهاي ديگر يك عمليات كور و فاقد هيچ نوع ارزشي محسوب ميشود...؟! عملياتهاي كوري كه باز هم تأكيد ميشود هيچ سازمان و نهاد امنيتي در هيچ مقطعي حاضر نيست تضمين بدهد كه هيچگاه رخ نخواهند داد.
گام بعدي ما در رد استدلالهاي نهچندان فكر شده يادداشت مذكور، قبول فرضي نفوذ موساد در ايران است.
به راستي آيا سرويسهاي خارجي موساد، شينبث يا شاباك تا اين اندازه اهل تساهل و سادهانگاري هستند كه هنگاميكه به خللهاي امنيتي فرضي ايران دست پيدا ميكنند، دست به ترورهاي كم اهميت بزنند تا به راحتي راههاي بهرهبرداري آينده خود را ببندند...؟!
آيا به زعم كسيكه يادداشت مذكور را نوشته است، دشمنان ما مثلا در هنگام نفوذ در تهران، يك دانشجوي معمولي را ترور ميكنند يا اقدامات ديگري انجام خواهند داد...؟! اقداماتي كه همه اذعان داريم بر طبق خود آنچه كه مقامات صهيونيستي مطرح ميكنند، بسيار تا بسيار عميقتر و خصمانهتر خواهد بود، نه تا اين اندازه سطحي و محدود شده به چند ترور.
در واقع اگر ما اندكي هم به عمق مسئله فرضي نفوذ موساد در كشوري مثل ايران فكر كنيم، درخواهيم يافت كه آنها از اين فرصت براي حضوري دائمي استفاده خواهند كرد، نه حضوري مقطعي كه با اقداماتي ميليتاريستي نيز همراه باشد و پس از چندي زمينه اضمحلال آنها را به دست نيروهاي امنيتي فراهم كند.
عامل مقوّم اين استدلال نيز كاملاً مشخص است. كشور عزيز ايران در طول تاريخ انقلاب اسلامي خود نشان داده است كه در بحث ترور و از دست دادن شخصيتها و دانشمندانش، نه تنها هيچ شكست و كندي ندارد بلكه به دليل اعتقادات جاري در كشور؛ اين اتفاقات زمينه زاياييهاي بيشتري را نيز فراهم ميكند و اين امر نكتهاي نيست كه به ويژه از چشمان دشمنان كشور ما دور بماند.
نكته مهمي كه البته گويا از چشمان بسياري از چهرهها، تحليلگران و رسانههاي داخلي پنهان مانده است!
در اينجا بايد تصريح كرد كه هيچكس قصد ندارد هيچ حادثه تروريستي در كشور حتي حوادث كور را نيز كماهميت تلقي كند اما نكتهاي كه تأكيد بر آن داريم اين است كه بايد به عمق اين حوادث به صورتي عميقتر و متعهدانهتر نگاه كرد، نه اينكه با چند تحليل سطحي به بهانه وقايع پس و پيش چند ترور، به راحتي لبخند را بر لبان دشمنانمان در جبهه جنگ نرم بنشانيم و از نفوذ آنها در تهران سخن كنيم.
سخني كه به راحتي اين فركانس را براي دشمن ارسال ميكند كه توانسته در جبهه جنگ نرم و نفوذ دادن مفاهيمش به داخل كشور، لااقل در مورد چند نويسنده و رسانه موفق عمل كند و به آنها بگويد كه توانسته حتي در پايتخت ايران نيز حضور داشته باشد.
فرضيهاي كه حتي سادهترين استدلالها نيز اثبات ميكنند كه تاكنون به هر دليلي! نضج نگرفته و انشاءالله در پرتو درايت سربازان گمنام امام زمان(عج) و احساس مسئوليت امت شهيدپرور ايران؛ دشمنان ايران اسلامي ما، آرزوي تحقق آن را به گور خواهند برد.