سه‌شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۲۸

ناگفته‌های مرد اعدام ایران/ 180 رضایت از خانواده مقتولان گرفتم

کد خبر : ۵۲۷۴۶


لقب مرد اعدام در حالی با اجرای 350 حکم قصاص به قاضی عصمت الله جابری داده شده که خودش می گوید به دلیل گرفتن 180 رضایت از خانواده مقتولان باید او را مرد صلح و سازش دانست.

به گزارش مهر، بهار 84 زمان ورود او به دادسرای جنایی بود. 6 سال پر استرس را سپری کرد و در 350 پرونده اعدام موفق به کسب رضایت در 180 پرونده شد. قاضی که اجرای حکم اعدام شهلا، قاتل سریالی طناب قرمز، قهرمان سابق بوکس و سعادت آباد برعهده او بود. فردی که مصطفایی - وکیل فراری - را عامل اعدام بهنود شجاعی می داند.

گفتگوی خواندنی مهر به همراه خاطرات تلخ و شیرین این قاضی اسبق اجرای احکام دادسرای جنایی تهران را در ادامه بخوانید.

* اجرای حکم اعدام چه تاثیری روی زندگی شخصی شما دارد؟

ــ قاضی عصمت الله جابری: اگر بگویم تاثیری نداشته است دروغ گفته ام. مطالعه پرونده زندگی افراد و سرنوشت آنها بسیار به من کمک کرد. حتی وقتی فردی عصبانی در خیابان قصد کتک زدن من را داشت فقط سکوت کردم چراکه می دانستم در عصبانیت ممکن است دست به خشونت بزند. زمانی که خانواده ای از قصاص گذشت می کند بسیار خوشحال هستند اما من بیشتر از آنها خوشحالم چرا که توانستم زندگی دوباره ای را به فردی بدهم و خواسته خدا را اجرا کنم. البته هنوزهم وقتی تب می کنم کابوس اعدام ها به سراغم می آید، لحظه هایی که آزار دهنده است.

* برای صلح و سازش چقدر تلاش کردید؟

ــ در این مدت تلاشم برای صلح و سازش بود. با تعاملی که با موسسات خیریه داشتیم و اعتمادی که خانواده مقتول و قاتل به من داشتند توانستم در گرفتن رضایت موفق عمل کنیم. از خداوند خواستم که این زحمتها را به حساب اجرای فرمان الهی گذارد و پاداشم را در آخرت دهد. آثار گذشت بسیار است وقتی در پرونده ای صلح و سازش برقرار شود کینه و عداوت پایان می یابد. البته هیچگاه برای قاتلان سریالی تلاشی در کسب رضایت نکردم.

* در دادسرای جنایی چگونه صلح و سازش انجام می شود؟

ــ از سال 84 با ورودم به دادسرای جنایی تهران هیئت صلح و سازش فعالیت خود را به صورت جدی تر دنبال کرد. در این مدت در پرونده های قتلهای ناخواسته و فامیلی سعی کردیم رضایت اولیا دم را بگیرم و موفق شدیم طی 6 سال 180 پرونده را به صلح و سازش برسانیم.

* کدام بخشش اعدام برایتان لذت بخش بود؟

ــ بخشش سینا پایمرد قاتل 18 ساله برایم بسیار شیرین و لذت بخش بود. سینا در 18 سالگی برسر خرید مواد مخدر با دوست 21 ساله اش درگیر شده و او را به قتل می رساند. وقتی می خواستیم حکم اعدام را اجرا کنیم سینا پای چوبه دار درخواست کرد به او اجازه دهیم نی بزند. پای چوبه همه تحت تاثیر موسیقی او قرار گرفتند و خانواده مقتول درخواست 200 میلیون تومان برای بخشش کردند. البته با برگزاری جلسات متعدد صلح و سازش و کمک 80 میلیونی یک استاد دانشگاه، آنها با دریافت 150 میلیون تومان از قصاص گذشت کردند.

* آیا در پرونده شهلا هم تلاشی برای صلح و سازش کردید؟

- جلسه صلح و سازش چندین مرحله با حضور هنرمندان و خانواده لاله سحر خیزان ـ مقتول ـ  برگزار شد اما شهلا زمانی اعلام پشیمانی کرد که برای اولیا دم راه بازگشتی نبود. اگر شهلا زمانی که هنرمندان برای گرفتن رضایت می آمدند یا زمانی که مسئولان قوه نظر به گذشت داشتند اعلام پشیمانی می کرد می توانستیم برایش رضایت بگیریم.

* شهلا در زمان اعدام چه حالی داشت؟

- او زمان اعدام به مسئولان اعلام کرد حرفی برای گفتن دارد. دادستان نیز دستور داد حرفهای او را بشنویم. اما پس از تشکیل جلسه ای برای اظهارتش گفت حرفی برای گفتن ندارم. اگر داشتم در این هشت سال در دادگاه می گفتم. شهلا ابتدا فکر می کرد اعدام او فیلم است اما وقتی خانواده لاله را دید که به زندان آمده اند زبانش بند آمد، حتی قادر نبود نمازش را با اراده خود بخواند. او را به سختی پای چوبه دار بردیم.

* شهلا هیچگاه تقاضای بخشش نکرد؟

- او به دست و پای مادر لاله افتاده بود و از او می خواست تا او را بخشیده و از اعدام رهایی یابد اما مادر لاله می گفت با وجود تهمت ها و دهن کجی شهلا در دادگاه دلیلی برای ببخشیدن او ندارد.

* قاتل سعادت آباد از مرگ می ترسید؟

ــ یعقوب متهم پرونده سعادت آباد سه روز قبل از قصاص وقتی برای صلح و سازش به دادسرا آورده شد مدعی بود اگر رضایت بگیرد سر سعیده - متهم دیگر پرونده – را می برد. برای خانواده مقتول جای تعجب بود که او وقتی یک نفر را کشته چگونه می تواند باز هم حرف از قتل بزند، خانواده یزدان پس از این اظهارات دادسرا را ترک کردند. وقتی قاتل روز بعد برای اجرای حد به دادسرا آورده شد دیگر قادر به راه رفتن نبود چرا که مطمئن بود به زودی اعدام می شود.

* در طول این 6 سال آیا هیچگاه تهدید هم شده‌اید؟

- بله؛ چند مرتبه تهدید شدم. در یک پرونده که قاتل متواری بود زمانی که پرونده برای اجرای حکم آمد قاتل همچنان متواری بود. مادر مقتول یک روز به من مراجعه کرد و گفت: برای کشتن تو به خاطر فراری دادن قاتل اسلحه ای تهیه کردم و به زودی تورا می کشم. قاتل پسرم آزاد است.

* تلخ‌ترین پرونده‌ای که به یاد دارید؟

- چندی پیش مادر یک قاتل هنگام دردل با همسایه خودمدعی می شود قاضی وقت ملاقات برای دیدن فرزندش نمی دهد. وقتی اسم قاضی را می پرسند او اسم قاضی جعفرپور را می برد. در حالی که این قاضی تنها به عنوان کشیک دستور بازداشت را صادر کرده بود. وقتی که پرونده به دادگاه کیفری و اجرای احکام نیز آمده بود فرزند این زن ناجوانمردانه قاضی  جعفرپور را پشت میز کارش به شهادت رساند. اگر آدرس درست اعلام شده بود آنها باید سراغ من و قاضی می آمدند.  یک روز هم  قاتلی را برای اجرای حکم شلاق به شعبه آورند. وقتی در یک لحظه دستانش باز شد با شیشه به سمت من و همکارم حمله کرد که خوشبختانه توانستیم از دستش نجات یابیم. این قاتل سر راننده مسافربری را با شیشه نوشابه بریده بود. او در زندان به چند همبندی خود نیز تجاوز کرده بود.

اشتراک گذاری :
ارسال نظر