شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۶:۴۸

اهل گریه و نفرین نیستم/ اگر ادعای مسلمانی دارید...

کد خبر : ۵۲۹۲۲
شفاف:تهمینه میلانی که به بانوی کارگردانان ایرانی شهرت دارد، با تولید یا اکران هر فیلمش حاشیه‌های فراوانی می‌آفریند و ماه‌ها آب به آسیاب منتقدان و سینماگران می‌ریزد و دمی در تنور آتش آن‌ها می‌دمد و آن‌ها را از رخوت و خمودگی خارج می‌کند. اخیرا این خانم کارگردان در مجله رونا جوابی به اظهارات محمد رضا هنرمند داده است و اعلام کرده «اهل گریه و نفرین نیستم».


به گزارششفاف، ماجرا از آنجایی آغاز می‌شود که مجله رونا در پرونده‌ای به فیلم «دزد عروسک‌ها» ساخته محمد رضا هنرمند می‌پردازد. از آنجایی که این فیلم همزمان با فیلم «بچه‌های طلاق» ساخته تهمینه میلانی اکران می‌شود، محمدرضا هنرمند در مصاحبه خود عنوان می‌کند «میلانی به دفتر مهاب فیلم آمد و با گریه و نفرین، سینما قصه را که بهترین سینماهای تهران بود» را از اکران فیلم «دزد عروسک‌ها» بازداشت.

همان گونه که از میلانی انتظار می‌رفت، او در شماره اخیر (شماره مرداد) این مجله در مقام پاسخ برآمده و به اظهارات هنرمند پاسخ داده است. این یادداشت که تلفنی تنظیم شده است، میلانی در ابتدا از سخنان هنرمند انگشت حیرت گزیده و گفته «از حرف‌های آقای هنرمند حیرت زده شدم. واقعیت چیزی نیست که ایشان می‌گویند». میلانی در ادامه به ذکر ماوقع می‌پردازد که چگونه این فیلم «بچه‌های طلاق» چند هفته پیش از اکران فیلم محمد رضا هنرمند اکران می‌شود و با استقبال مردم مواجه می‌شود و یکی از این سینما‌ها سینمای «شهر قصه» بوده است.

اما طولی نمی‌کشد و فیلم محمد رضا هنرمند وارد این سینما و چند سینمای دیگر می‌شود. تهیه کننده فیلم «بچه‌های طلاق» حوالی ساعت ۱۱ شب با میلانی که در جشن فارغ التحصیلی یکی از دوستان بسر می‌برده، تماس می‌گیرد و خانم کارگردان را از ماجرا آگاه می‌کند. میلانی پس از آگاه شدن، آدرس دفتر مهاب فیلم را می‌گیرد و تنوره کشان روانه آنجا می‌شود. میلانی عنوان می‌کند «من هم آن موقع فیلم اولم بود و از نظر سیاسی قوی نبودم... به مهاب فیلم که رسیدم، آنقدر ترسیده بودم که به راننده آژانس شماره خانه‌ام را دادم و گفتم اگر تا ۱۰ دقیقه دیگر پایین نیامدم، به این شماره زنگ بزن». تهمینه میلانی در توجیه این کار خود می‌گوید «این کار من طبیعی بود. چون آن‌ها چهار مرد بودند و من یک زن تنها».

میلانی ماجرای حضور خود در دفتر مهاب فیلم را این طور نقل می‌کند «آن‌ها تا من را دیدند جا خوردند. بهشان گفتم من نه ادعایی دارم و نه نفوذی اما فیلمم دارد خوب می‌فروشد. شما اگر ادعای مسلمانی دارید چرا برخلاف باور‌هایتان عمل می‌کنید. این کار از نظر شما حرام نیست؟ آن‌ها گفتند زورمان رسید و کردیم... رو به سید ضیاء هاشمی که تا آسانسور مرا همراهی کرد، گفتم: شما فرزندی داری؟ گفت بله، یک پسر دارم. من هم بدون حرفی به خانه رفتم.‌‌ همان شب زلزله آمد. عکس پسر آقای هاشمی افتاده بود زمین و شکسته بود. آن موقع پسر و خانمش لبنان بودند. هر چقدر زنگ زده بود لبنان کسی جواب نداده بود. به من زنگ زد و گفت: چرا از من پرسیدید بچه دارم؟ بچه من را نفرین کرده‌اید؟ من گفتم اعتقادی به نفرین و این حرف‌ها ندارم. اما هاشمی گفتد نفرینیتان را بردارید. من فیلمتان را برگردانده‌ام».

خانم کارگردان در انتها نیز می‌گوید «من آدم قوی‌ای هستم. این درست است که برای مسائل انسانی گریه می‌کنم اما برای اکران یک فیلم هرگز! تصورم بر این است که ایشان می‌خواستند با این حرف‌ها من را تخریب کنند».
اشتراک گذاری :
ارسال نظر